توافق در غرب آسیا، سود در شرق
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو، اعلام توافق پایان جنگ بین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده در ۲۵ خرداد، اگر چه از منظر پیامدهای ژئوپلیتیکی در غرب آسیا حائز اهمیت است، اما بازتاب این رویداد فراتر از مرزهای منطقه بوده و نگاهها را در سراسر قاره آسیا به سوی پیامدهای اقتصادی آن دوخته است.
بررسی واکنش رسانهها و تحلیلهای منتشر شده در شرق، جنوب، جنوب شرق و مرکز آسیا نشان میدهد که این توافق عمدتا به عنوان «نفس تازهای» برای اقتصادهای وابسته به انرژی و تجارت دریایی ارزیابی میشود؛ هر چند که احتیاط و هوشیاری نسبت به پایداری آن، بارزترین وجه مشترک این تحلیل هاست.
شرق آسیا: کره جنوبی و ژاپن در انتظار فروکش کردن امواج بحران
در شرق آسیا که غولهای صنعتی و فناوری جهان در آن جای گرفتهاند، هر گونه نوسان در قیمت انرژی، مستقیماً تار و پود تولید و تجارت را تحت تأثیر قرار میدهد. خبرگزاری ونهاپ (Yonhap) کره جنوبی در گزارشی که در تاریخ ۱۵ ژوئن منتشر شد، با اذعان به اینکه توافق آتش بس و برنامه ریزی برای بازگشایی تنگه هرمز «یکی از بزرگترین ریسکهای خارجی پیش روی اقتصاد کره جنوبی را کاهش داده است»، بلافاصله به این نکته نیز اشاره کرد که کاهش قیمت انرژی و ثبات در این آبراه حیاتی به زمان نیاز دارد.
به گزارش یونهاپ، کره جنوبی که نزدیک به ۱۰۰ درصد نفت خام خود را وارد میکند و حدود ۷۰ درصد آن از خاورمیانه و از مسیر تنگه هرمز تأمین میشود، در طول درگیریهای اخیر با مشکلات جدی برای تأمین سوخت جایگزین و مسیرهای کشتیرانی مواجه بود. تحلیلگران این خبرگزاری تأکید دارند که با کاهش حق بیمه ریسک جنگ و هزینه حمل و نقل، فشار بر صنایع پالایش و پتروشیمی این کشور کاهش خواهد یافت. با این حال، یک مقام صنعتی در گفتوگو با یونهاپ اظهار داشت: «مهمترین چیز، دستیابی به یک راه حل پایدار برای درگیری آمریکا و ایران فراتر از یک توافق آتش بس است. شرکتهای کرهای رویکردی محتاطانه در پیش گرفته و افزایش واردات نفت را تا حصول اطمینان کامل از امنیت مسیر، آغاز نخواهند کرد».
در ژاپن نیز رویکردی مشابه، اما با ادبیاتی رسمیتر دنبال میشود. نخست وزیر ژاپن ** «سانائه تاکایچی» ** در واکنش به این توافق اعلام کرد که کشورش «به شدت امیدوار است که ناوبری آزاد و ایمن از طریق تنگه هرمز عملاً تضمین شود و در اسرع وقت به توافق نهایی در مورد برنامه هستهای ایران و سایر مسائل دست یابد». تحلیلگران حاضر در گزارشی از روزنامه ساوت چاینا مورنینگ پست (SCMP) اذعان دارند که عدم قطعیت پیرامون این توافق، کشورهای آسیایی را به سمت متنوع سازی منابع انرژی خود سوق خواهد داد، اقدامی که در ژاپن و کره جنوبی به صورت جدی در دستور کار قرار گرفته است.
شبه قاره هند: هند از کاهش فشار ارزی تا نگرانی از ناهنجاری اقلیمی
هند به عنوان یکی از بزرگترین وارد کنندگان نفت جهان، بیشترین بهره کوتاه مدت را از این توافق برد. روزنامه اکونومیک تایمز (The Economic Times) هند در تاریخ ۱۵ ژوئن در تحلیلی ابعاد این پیروزی دیپلماتیک را برای دهلی نو تشریح کرد. بر اساس این گزارش، بازگشایی تنگه هرمز بلافاصله باعث کاهش قیمت نفت خام برنت به حدود ۸۰ دلار، تقویت روپیه و کاهش نرخ تورم وارداتی شده است.
تحلیلگران ارشد اقتصادی در گفتوگو با این روزنامه تأکید کردهاند که هند بیش از ۸۸ درصد از نیاز نفتی خود را وارد میکند و تنگه هرمز برای تأمین حدود ۵۰ درصد نفت خام، ۷۰ درصد گاز مایع (LPG) و ۹۰ درصد گاز طبیعی مایع (LNG) این کشور حیاتی است. «اس. سی. رالهان» رئیس فدراسیون سازمانهای صادرات هند (FIEO)، در این زمینه گفت: «کاهش تنشهای ژئوپلیتیکی در منطقه باید به بازگشت به وضع عادی در تأمین انرژی جهانی و تعدیل قیمتها کمک کند. برای هند، این امر فشار بر صورت حساب واردات را کاهش میدهد، صادرات را عادی میسازد، از ثبات روپیه حمایت کرده و نگرانیهای تورمی را کاهش میدهد».
با این حال، گزارشهای هندی به این نکته نیز اشاره دارند که مزایای کامل این توافق، سریعاً محقق نخواهد شد. اختلال در لجستیک جهانی، سرگردانی نفتکشها در خلیج فارس و آسیب به برخی تأسیسات تولیدی، به معنای آن است که جریان عادی نفت زمان بر خواهد بود.
آسیای جنوب شرقی (آسه آن): درسهای تلخ از شکنندگی اقتصاد وابسته
کشورهای عضو آسه آن که در ماههای اخیر به شدت از افزایش هزینههای حمل و نقل و قیمت انرژی ضربه دیده بودند، توافق ایران و آمریکا را با آغوش باز استقبال کردند، اما این استقبال همراه با یک خود آگاهی استراتژیک است. تحلیلهای منتشر شده در روزنامه **استریتس تایمز (The Straits Times) سنگاپور و گزارشهای ساوت چاینا مورنینگ پست نشان میدهد که این بحران یک درس بزرگ برای این منطقه داشته است.
به نوشته SCMP، «بحران خلیج فارس به وضوح نشان داد که اقتصادهای جنوب شرق آسیا چقدر نسبت به بی ثباتی در این منطقه حساس هستند» «کالینز چونگ یو کیت»، تحلیلگر مسائل امنیت و استراتژی در دانشگاه مالایا، در این زمینه گفت: واکنش فوری به این توافق، احساس آرامش است، زیرا فشار فوری بر قیمت انرژی، اطمینان از حمل و نقل، آسیب پذیری بازار و ریسکهای تورمی را کاهش میدهد.
«انریکو گلوریا»، استاد دانشگاه فیلیپین، نیز در گفتوگو با SCMP خاطر نشان کرد که کشورهای جنوب شرق آسیا نه تنها از توافق استقبال میکنند، بلکه با هوشیاری به آن مینگرند. از نظر او، ** «نکته مهم این است که آیا این توافق میتواند صلحی پایدار و قابل اعتماد ایجاد کند» **. یکی از پیامدهای بلند مدت این بحران برای آسه آن، حرکت به سمت تنوع بخشیدن به منابع انرژی، از جمله افزایش خرید نفت از روسیه، حتی با وجود مخالفتهای احتمالی آمریکا، بوده است.
قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی: رقابت بر سر کریدورهای ترانزیتی و کاهش فشار تورمی
در منطقه قفقاز و آسیای مرکزی، اثرات این توافق در دو سطح تحلیل میشود؛ نخست کاهش فشار اقتصادی فوری بر این کشورها و دوم، تأثیر آن بر رقابت قدرتهای جهانی برای تسلط بر کریدورهای ترانزیتی.
تحلیلگران خبرگزاری ترند (Trend) در جمهوری آذربایجان و رسانههای تاجیکستان مانند آسیا پلاس (Asia-Plus)، توافق اخیر را فرصتی برای مهار تورم و کاهش هزینهها ارزیابی کردهاند. در گزارشی که پیش از این در آسیا پلاس منتشر شده بود، سناریوهای مختلف جنگ علیه ایران بررسی شده و تأکید گردیده بود که هر گونه درگیری در خلیج فارس از سه کانال انرژی، لجستیک و مالی، اقتصاد کشورهای محصور در خشکی را تحت فشار قرار میدهد. با حصول توافق، نگرانی از افزایش قیمت بنزین و مواد اولیه در این کشورها تا حد زیادی مرتفع شده است.
از سوی دیگر، روزنامه نگزاویمایا گازتا (Nezavisimaya Gazeta) روسیه در گزارشی ابعاد ژئوپلیتیکی این توافق را به رقابت بر سر کریدورهای ترانزیتی مرتبط دانسته است. این رسانه به ابتکار آمریکا تحت عنوان «ابریشم هفت به علاوه» (Silk Seven Plus) اشاره میکند که با هدف توسعه مسیرهای تجاری و کاهش وابستگی منطقه آسیای مرکزی به یک شریک خارجی محدود طراحی شده است.
تشدید تنشها در ماههای اخیر، ارزش استراتژیک کریدور میانی (Middle Corridor) را که از قفقاز میگذرد، دو چندان کرده بود. اکنون با حصول صلح در غرب آسیا، انتظار میرود رقابت برای توسعه این مسیرها که از طریق دریای خزر کشورهای آسیای مرکزی را به اروپا متصل میکند، شدت یابد. به عبارت دیگر، پایان جنگ در جنوب، توجه قدرتهای جهانی را به رقابت برای تسلط بر مسیرهای شمالی و مرکزی تجارت معطوف خواهد کرد.
از رهایی فوری تا هوشمندی راهبردی
واکاوی واکنش رسانههای آسیایی به توافق ایران و آمریکا نشان میدهد که این رویداد تاریخی، با وجود تفاوتهای منطقهای، در چهار محور اصلی برای کشورهای آسیایی (به جز خاورمیانه) دارای منفعت بوده است:
احیای ثبات انرژی: کاهش فوری حق بیمه ریسک و عقب نشینی قیمت نفت از سطوح بحرانی بالای ۱۰۰ دلار، نفسهای اقتصادهای صنعتی و در حال توسعه آسیا را راحت کرد.
بازگشایی مسیرهای دریایی: با عادی شدن تردد در تنگه هرمز، هزینههای سرسام آور حمل و نقل و بیمه که تجارت دریایی را فلج کرده بود، به تدریج کاهش یافته و صادرات مجدداً رونق میگیرد.
کاهش فشار بر بودجه و ارز ملی: کشورهایی از هند گرفته تا کره جنوبی شاهد تقویت ارزش پول ملی خود و کاهش فشار تورمی ناشی از واردات انرژی بودند.
درس راهبردی تنوع بخشی: مهمترین دستاورد ناملموس این بحران برای آسیا، درک عمیق خطر وابستگی مفرط به یک مسیر یا منطقه خاص برای تأمین انرژی بوده است. به همین دلیل، حتی با حصول توافق، کشورهای آسیایی به دنبال تنوع بخشی به زنجیره تأمین و منابع انرژی خود هستند و چشم انداز استفاده از کریدورهای شمالی و مرکزی و همچنین بازار روسیه را با جدیت بیشتری دنبال میکنند.
جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران در بامداد ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریه ۲۰۲۶) آغاز شد. پس از ۱۰۸ روز درگیری همه جانبه و در حالی که پاسخ قاطع نیروهای مسلح ایران در عملیاتهای مختلف از جمله سرنگونی جنگندههای پیشرفته دشمن و هدف قرار دادن ناوهای جنگی آمریکایی در آبهای جنوب، دشمن متجاوز را به بن بست نظامی کشانده بود، آمریکا و رژیم صهیونیستی ناچار به درخواست آتش بس و آغاز مذاکره شدند. سرانجام در ۲۰ فروردین ۱۴۰۵ توافق آتش بس موقت با میانجیگری پاکستان اعلام شد و مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا در اسلام آباد آغاز گردید. بامداد ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ (۱۵ ژوئن ۲۰۲۶)، پاکستان به عنوان میانجی اصلی از حصول توافق صلح میان ایران و آمریکا خبر داد و اعلام شد که مراسم امضای رسمی این توافق روز جمعه ۲۹ خرداد (۱۹ ژوئن) در ژنو برگزار خواهد شد. بر اساس این توافق، جنگ و عملیات نظامی در تمامی جبههها از جمله لبنان پایان یافته و محاصره دریایی علیه ایران نیز به طور کامل خاتمه مییابد. تحلیلگران نظامی معتقدند آن چه آمریکا را به پای میز مذاکره کشاند، ناتوانی در برابر پاسخهای قاطع و غافلگیر کننده نیروهای مسلح ایران بود که ثابت کرد هیچ تجاوزی بدون پاسخ پشیمان کننده نخواهد ماند.