توافق واشنگتن؛ کلاه گشاد بر سر دولت لبنان تا سراب توهمات صهیونیستها
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو، در چارچوب تحلیلهای رسانهای در مورد مذاکرات مستقیم میان دولت سرسپرده لبنان با رژیم صهیونیستی و توافق ننگین دیروز که در واشنگتن منعقد شد، وب سایت شبکه المیادین در مقالهای تحت عنوان «روند مذاکرات اسرائیل و لبنان: هیاهوی بسیار برای هیچ»، نوشت: امضای یادداشت تفاهم ایالات متحده و ایران نقطه عطفی منفی در محاسبات رژیم صهیونیستی در مورد مذاکرات مستقیم با دولت لبنان بود. این موضوع در بیانیه یحیل لایتر، سفیر رژیم صهیونیستی در واشنگتن و رئیس هیئت مذاکره کننده این رژیم قبل از آغاز دور پنجم مذاکرات با لبنان در واشنگتن در روز سهشنبه منعکس شد؛ جایی که او روند این مذاکرات را به خارج شدن قطار از ریل تشبیه و به شدت از دولت ترامپ انتقاد کرد.
موضع قاطع ایران و فروپاشی توهمات صهیونیستها در مذاکرات با دولت لبنان
فرضیه اساسی که رژیم صهیونیستی مذاکرات با لبنان را بر اساس آن آغاز کرد، این بود که در چهار دور قبلی، همه طرفهای مربوطه سوار قطاری شده بودند که در جهتی مشخص حرکت میکرد: یعنی عادیسازی کامل روابط میان اسرائیل و لبنان، حذف ایران از معادلات لبنان و انحلال و خلع سلاح حزب الله. با این حال، به گفته سفیر رژیم صهیونیستی در آمریکا، این قطار بعد از امضای یادداشت تفاهم میان ایران و ایالات متحده، با هشدار در مورد اینکه حزب الله اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرده، در معرض خروج از ریل قرار گرفت.
به گفته صهیونیستها، بعد از توافق منعقد شده میان تهران و واشنگتن، به جای اینکه مذاکرات اسرائیل و لبنان به بحث درباره خلع سلاح حزب الله و حذف ایران از معادله لبنان محدود شود، وارد روندی شد که باید در آن مفاد تفاهمات حاصل شده میان آمریکا و ایران اجرا میشد تا از ایجاد هرگونه اختلالی در مسیر مذاکرات تهران و واشنگتن و تبدیل شدن آنها به یک توافق نهایی جلوگیری شود.
این امر به ویژه با توجه به اصرار ایران بر اجرای بند اول توافق که مربوط به پایان جنگ در تمام جبههها از جمله لبنان و عقب نشینی صهیونیستها از اراضی اشغالی لبنان است، بسیار اهمیت دارد. اظهارات تند و تهاجمی رئیس هیئت مذاکره کننده رژیم صهیونیستی، بیانگر تشدید موضع این رژیم بود و به وضوح خشم و نارضایتی صهیونیستها از وضعیت ایجاد شده را نشان میداد؛ زیرا اسرائیل میترسید که گام بعدی بعد از برقراری آتش بس، درخواست عقب نشینی کامل این رژیم از جنوب لبنان از طریق تاکتیکهای مختلف ایران باشد.
موضع ننگین دولت لبنان و هدیه رایگان به نتانیاهو.
اما در شرایطی که همه چیز به نفع لبنان پیش میرفت، دولت این کشور با موضعی شرم آور و منفعلانه همه چیز را خراب کرد. در زمانی که مذاکرات ایران و آمریکا منجر به تحقق شرط ایران در گنجاندن بند آتش بس لبنان در هر توافقی شد، ترامپ از نتانیاهو خواست که به این بند پایبند باشد و در این شرایط نتانیاهو چارهای جز سوء استفاده از موضع تسلیم آمیز دولت لبنان و استفاده از آن به عنوان سکوی پرش جهت فرار از مخمصهای که ایران در لبنان به او تحمیل کرده بود، نیافت.
متاسفانه دولت لبنان با ادعای واهی حفظ حاکمیت لبنان و تحت عنوان «جلوگیری از مداخله ایران در لبنان»، تسلیم هیئت اسرائیلی شد و این رژیم همه شروط مورد نظر خود را به دولت لبنان تحمیل کرد. دولت لبنان بعد از امضای توافق رسمی با رژیم صهیونیستی که اشغال بخش قابل توجهی از خاک لبنان را مشروعیت میبخشد و اهرم فشار بیشتری به رژیم صهیونیستی برای ادامه باجگیری میدهد، یک هدیه رایگان به نتانیاهو داد.
به این ترتیب در حالی که رژیم صهیونیستی همواره به عنوان دشمن و یک طرف اشغالگر در لبنان محسوب میشد و هرگونه مذاکره یا به رسمیت شناختن این رژیم ممنوع بوده و جرم به شمار میرفت، دولت لبنان در اقدامی شرم آور رسماً اسرائیل را به رسمیت شناخت. در اینجا نتانیاهو که احساس میکند با یک تیر چند نشان زده بسیار ذوق زده است و در مورد دستاوردهایی که در میز مذاکره با دولت لبنان کسب کرده به خودش افتخار میکند.
مشروعیتبخشی به اشغالگری صهیونیستها در لبنان
اولین هدیه رایگانی که نتانیاهو از دولت لبنان گرفت، این است که ارتش رژیم صهیونیستی میتواند به بهانه «دفاع از خود» مجدداً در مناطقی از جنوب لبنان که از آنجا عقب نشینی خواهد کرد مستقر شود. طبق توافقی که در واشنگتن امضا شده، اسرائیل باید حزب الله و نیروهای آن را از دو منطقه آزمایشی در جنوب لبنان خارج و از بازگشت آنها جلوگیری کند. این بدان معناست که نقش ارتش لبنان و سلاحهای آن هم طبق خواسته اسرائیل میتواند تغییر کند و این سلاحها در درگیریهای داخلی در لبنان مورد استفاده قرار بگیرد.
در مورد خروج ارتش اشغالگر از دو منطقه آزمایشی در جنوب لبنان، نتانیاهو به صهیونیستها گفته که یکی از این مناطق در جنوب رودخانه لیتانی در خارج از منطقه زردی که ارتش اسرائیل اشغال کرده و دیگری در شمال رودخانه لیتانی و در داخل منطقه زرد است و اساساً اسرائیل نیازی به استقرار در این مناطق ندارد.
این در واقع به معنای تحقق چیزی است که صهیونیستها قبل از اجرای آتش بس پیشنهاد کرده بودند و مشخص شد که رژیم اشغالگر تهاجم خود را به مناطق خاصی از لبنان با هدف عقب نشینی از آنها در آینده و سپس استفاده از همین مناطق به عنوان اهرم فشار علیه دولت لبنان تشدید کرده است و خروج خود را از مناطقی که دیگر نیازی به آنها ندارد، به عنوان کارتی ارائه میکند که او را از سرزنش و فشارهای آمریکا مبرا میسازد.
در واقع نتانیاهو با استفاده از ساده لوحی و موضع تسلیم دولت لبنان، توپ را در زمین این دولت انداخته و مدعی شد که از خودش حسن نیت نشان داده و این بار مقامات لبنانی باید توانایی و حسن نیت خود را در خلع سلاح حزب الله نشان دهند؛ بنابراین تا زمانی که مقامات لبنانی نتوانند حزب الله را خلع سلاح کنند که البته قدرت این کار را هم ندارند، نتانیاهو به عنوان استاد بهانه تراشی، تعلل و وقت کشی، هرگونه عقبنشینی از خاک لبنان را برای ماههای طولانی به تعویق خواهد انداخت و شاید اصلاً هیچگونه عقب نشینی در کار نباشد، مانند کاری که در غزه انجام میدهد.
سراب توهمات صهیونیستها درباره مقاومت
در اینجا باید توجه داشته باشیم که مواضع سفت و سخت رژیم صهیونیستی که قبل از دور اخیر مذاکرات مستقیم با لبنان و در حین این مذاکرات اتخاذ شد، اظهارات مکرر مقامات صهیونیست مبنی بر رد خروج از منطقه زرد، اغراق در مورد مذاکرات دشوار و ادعاهای اغراق آمیز دیگر در مورد امتیازاتی که اسرائیل در مذاکرات با لبنان داده است، در واقع ابزارهای برنامهریزی شدهای برای تحمیل شروط این رژیم بودند و هدف این است که وانمود کنند اسرائیل حداکثر امتیازی که میتوانست برای ملاحظات امنیتی خود ارائه دهد را پذیرفته و اکنون توپ در زمین لبنان است.
این امر به نتانیاهواجازه میدهد تا بحران اخیر با ترامپ را نیز خنثی کند و این گونه وانمود شود که اسرائیل خللی در مذاکرات ایران و آمریکا ایجاد نمیکند. علاوه بر آن، بعد از اینکه توافق میان تهران و واشنگتن فشارهای زیادی را در داخل اسرائیل علیه نتانیاهو تحمیل کرد، او میتواند با گرفتن این امتیازات بزرگ از دولت لبنان تا حدودی وضعیت داخلی خود را در میان صهیونیستها بهبود ببخشد.
اما با همه این وجود، هم دولت لبنان و هم آمریکا و رژیم صهیونیستی میدانند کسی که واقعا قدرت جنگ و صلح در لبنان را در دست دارد، این دولت نیست، بلکه کسی است که از همان ابتدا مذاکرات مستقیم با رژیم صهیونیستی را رد کرده و هر نتیجهای که از آن حاصل شود را بی تاثیر و فاقد ارزش دانست و از نتانیاهو خواست که خیلی ذوق زده نشود؛ یعنی حزب الله.