نشست شانگریلا؛ از تنگه هرمز تا تلاش برای تنشزدایی منطقه هندوپاسفیک
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو، کنفرانس امنیتی «شانگریلا» ۲۰۲۶ که ماه گذشته در سنگاپور برگزار شد، در شرایطی بهعنوان مهمترین مجمع گفتوگوی امنیتی آسیا برگزار شد که نظم امنیتی هندوپاسیفیک با مجموعهای از بحرانهای همزمان روبهرو است. این نشست با حضور مقامات دفاعی و نظامی بیش از ۴۰ کشور، به صحنهای برای ارزیابی آینده رقابت آمریکا و چین، و سنجش میزان انسجام ائتلافهای واشنگتن در منطقه تبدیل شد.
محور اصلی مباحث، تردیدهای فزاینده درباره توانایی ایالات متحده برای حفظ تعهدات امنیتی خود در آسیا بود؛ بهویژه در شرایطی که این کشور همزمان درگیر تنشهای اروپا و جنگ ایران در غرب آسیا است. این در حالی است که بستهشدن تنگه هرمز پس از جنگ تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران امنیت انرژی را با تهدید جدی مواجه کرده است.
مباحث مطرح شده در گفتوگوی شانگریلا ۲۰۲۶ در سنگاپور واقعیت مهمی را برجسته کرد که طی یک دهه گذشته بهتدریج در حال شکلگیری بوده است: نظم بینالمللی پس از جنگ سرد دیگر چارچوب سازماندهنده سیاست جهانی نیست. مفروضاتی که آن دوران را شکل میدادند - از جمله وابستگی اقتصادی عمیق، برتری نهادهای چندجانبه، و این تصور که نظم مبتنی بر قواعد میتواند رقابت ژئوپلیتیکی را مهار کند- اکنون بهطور فزایندهای با بازگشت قدرت سخت، رقابت راهبردی و سیاست خارجی مبتنی بر منافع ملی به چالش کشیده شدهاند.
تلاش آمریکا برای بازتنظیم ائتلافها در هندوپاسفیک
سخنرانی «پیت هگست» وزیر جنگ آمریکا در شانگریلا بازتابدهنده تحول مهمی در تفکر راهبردی واشنگتن بود. پیام آمریکا روشن بود: ائتلافها همچنان محور راهبرد آمریکا هستند، اما باید بر پایه «همکاری متقابل» و نه «وابستگی» شکل بگیرند. تأکید اصلی آمریکا بر این بود که متحدان باید مسئولیت بیشتری در دفاع از خود بپذیرند.
در این نگاه، کارآمدی ائتلافها بیش از آنکه با اعلام همبستگی سیاسی سنجیده شود، با قبول سهم واقعی در بازدارندگی و آمادگی عملیاتی ارزیابی خواهد شد. منطق این رویکرد روشن است: با تشدید رقابت راهبردی با چین، واشنگتن به دنبال شرکای توانمند است نه وابستگان امنیتی.
سخنرانی وزیر جنگ آمریکا در این نشست نشاندهنده تغییری مهم نسبت به سال گذشته بود. اگرچه «هگست» همچنان از متحدان و شرکای منطقهای درخواست کرد هزینههای دفاعی خود را افزایش دهند، اما در مورد روابط چین و آمریکا لحنی محتاطانه اتخاذ کرد و همچنین هیچ اشارهای به مسئله تایوان نکرد.
با این حال، نکته مهمتر برای کشورهای جنوب شرق آسیا، نه صرفاً قدرت نظامی چین، بلکه «رفتار غیرقابل پیشبینی سیاست خارجی آمریکا» است. واشنگتن بارها اعلام کرده است که هندوپاسفیک اولویت اصلی آن است، اما در عمل منابع خود را میان مناطق مختلف تقسیم میکند. آمریکا همزمان نیروهایش را از کره جنوبی برای بحران غرب آسیا خارج میکند و در تحویل تجهیزات به تایوان نیز تردید دارد. همچنین، بیاعتمادی به نهادهای چندجانبه باعث شده آمریکا نسبت به چارچوبهایی مانند «کواد» نیز رویکردی متغیر داشته باشد.
امنیتیشدن منطقه هندوپاسفیک
یکی از مسائل مهم مطرح شده در شانگریلا، نظامیگری جدید در منطقه و افزایش هزینههای دفاعی کشورها بود. برای نمونه، بر اساس آمار «مؤسسه بینالمللی پژوهشهای صلح استکهلم»، هزینههای نظامی در منطقه آسیا-پاسیفیک در سال ۲۰۲۵ با رشد ۸.۱ درصدی به ۶۸۱ میلیارد دلار رسید. در برههای که «نظامیگری جدید» تهدیدی روبهرشد برای امنیت منطقه محسوب میشود، نمایندگان ژاپن از درخواست واشنگتن برای افزایش مسئولیت دفاعی متحدان استفاده و توکیو را بهعنوان مشارکتکننده فعال در همکاریهای دفاعی معرفی کردند.
«کویزومی» وزیر دفاع ژاپن نیز تلاش کرد توسعه نظامی این کشور را به گونهای توجیه کند که «نظامیگری جدید» نامیده شود، اما از پاسخ به پرسشها درباره مسئولیت تاریخی ژاپن و احتمال عذرخواهی بابت تجاوزات جنگ جهانی دوم طفره رفت. این در حالی است که ژاپن و فیلیپین همکاری خود را در موضوعات دریای چین جنوبی و دریای چین شرقی افزایش دادهاند. این دو کشور اخیراً در بیانیهای مشترک تصمیم خود را برای آغاز مذاکرات رسمی برای تعیین مرزهای دریایی منطقه اقتصادی انحصاری و فلات قاره بین دو کشور اعلام کردند.
گفتوگوهای ژاپن و کره جنوبی درباره توافق لجستیکی نظامی در حاشیه نشست نیز موضوع قابل توجهی دیگر بود. از زمان به قدرت رسیدن «لی» در کره جنوبی و «تاکایچی» در ژاپن و البته تحت تاثیر تهدیدهای مشترکی همچون چین و بحران انرژی، روابط دو کشور تا حد قابل توجهی بهبود یافته است. البته باید به این موضوع نیز اشاره کرد که ارتقای روابط توکیو-سئول نیازمند درک و اقناع افکار عمومی هر دو کشور است. بهویژه سئول همچنان در این زمینه محتاط است؛ آن هم به دلیل حافظه تاریخی منفی از اشغال شبهجزیره کره توسط ژاپن در سالهای ۱۹۱۰ تا ۱۹۴۵ و همچنین مخالفت بخشی از افکار عمومی با احتمال فعالیت نظامی ژاپن در خاک کره.
سخنان وزیر دفاع ژاپن در کنفرانس شانگریلا نشاندهنده گذار این کشور از «مصرفکننده امنیت» به «تولیدکننده امنیت» بود؛ روندی که در پی افزایش قدرت نظامی چین و تردید نسبت به تعهدات آمریکا سرعت گرفته است. توکیو در این دوران امنیت را نه فقط در چارچوب اتحاد دوجانبه با آمریکا، بلکه در قالب شبکهای گسترده از شرکا شامل استرالیا، فیلیپین، جنوب شرق آسیا و چارچوب موسوم به کواد (Quad) میبیند.
در مقابل، از نگاه راهبردی چین، امنیت منطقه باید بر اساس «امنیت مشترک» تعریف شود. پکن معتقد است امنیت با حذف یا مهار طرفها حاصل نمیشود، بلکه باید همه کشورها در آن مشارکت داشته باشند و منطق و ذهنیت جنگ سرد کنار گذاشته شود. چین ائتلافهای نوظهور مانند نزدیکی نظامی مانیل و توکیو با حمایت واشنگتن را نوعی بازگشت به سیاست بلوکی میداند. پکن نسبت به توافقهای دسترسی متقابل نظامی میان کشورها، بهویژه ژاپن و فیلیپین، نگران است و آن را تلاشی برای محاصره دریایی چین در دریای چین جنوبی میداند.
تنگه هرمز، محور نشست شانگریلا
امنیت دریایی از مهمترین موضوعات نشست شانگریلا بود؛ از تنش در دریای جنوبی چین گرفته تا مسیرهای حیاتی انرژی جهانی. در دریای جنوبی چین، تنش میان چین و فیلیپین ادامه دارد و تمرینات نظامی مشترک میان آمریکا، ژاپن، استرالیا و فیلیپین واکنش پکن را برانگیخته است. موضوع «آزادی ناوبری» بارها مطرح شد و کشورها بر مخالفت با تغییر وضعیت موجود از طریق زور تأکید کردند.
بیثباتی در تنگه هرمز نگرانیها درباره امنیت انرژی جهانی را افزایش داده است. موضوع تنگه هرمز بهعنوان یکی از گلوگاههای حیاتی انرژی جهان جایگاه ویژهای در محاسبات راهبردی پیدا کرده است. اختلال در جریان انرژی از این مسیر نهتنها اقتصادهای وابسته آسیایی مانند ژاپن، کره جنوبی و هند را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه بهطور مستقیم بر ثبات امنیتی هندوپاسیفیک نیز اثرگذار است. از همین رو، جنگ علیه ایران و پیامدهای آن به یکی از متغیرهای مهم در بحثهای امنیت منطقهای تبدیل شده است.
برای نمونه، «تو لام»، رهبر ویتنام در سخنرانی خود در نشست شانگریلا، به بحران یا تنشهای اخیر در تنگه هرمز در جریان جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران اشاره کرد و آن را یک مثال هشداردهنده برای آسیا و جهان دانست.
تمرکز اصلی سخنرانان بر این محور استوار بود که بحران تنگه هرمز نشان داد چگونه یک نقطه حساس میتواند بهسرعت کل جهان را تحت تأثیر قرار دهد و باعث اختلال در تجارت، انرژی، زنجیره تأمین و ثبات اقتصادی شود. همچنین این موضوع مطرح شد که ایالات متحده و چین باید برای جلوگیری از ایجاد بحران جهانی در رقابت خود در منطقه آسیا-اقیانوسیه، از قوانین بینالمللی تبعیت کنند.
رقابت فشرده آمریکا و چین بر سر تایوان، دریای چین جنوبی و مسیرهای کشتیرانی مانند تنگه مالاکا، نگرانیها درباره آینده آزادی ناوبری را افزایش داده است. همزمان، تغییر رویکرد ژاپن در توسعه توان نظامی و گسترش همکاریهای دفاعی کشورهای جنوب شرق آسیا نشاندهنده شکلگیری الگوهای جدید ائتلافی و حرکت به سمت «تنوعبخشی امنیتی» است. در مجموع، شانگریلا ۲۰۲۶ نشان داد که امنیت آسیا دیگر صرفاً در چارچوب رقابت دوجانبه آمریکا و چین تعریف نمیشود، بلکه بهطور فزایندهای تحت تأثیر پیوند میان بحرانهای خاورمیانه، امنیت انرژی جهانی و بازآرایی ائتلافهای منطقهای قرار گرفته است.
چین در این نشست تلاش کرد دیدگاه خود را مبنی بر نیاز به اصلاح نظم بینالمللی برای بازنمایی بهتر قدرتهای جدید جهان تقویت کند. پکن خود را مدافع ثبات و چندجانبهگرایی معرفی و همزمان از ائتلافهای انحصاری و ذهنیت جنگ سرد انتقاد کرد. تلاش چین بر این محور استوار بود که نقش خود را بهعنوان قدرتی مسئول در نظم جهانی برجسته کند.
مباحث مطرح شده در شانگریلا ۲۰۲۶ نشان میدهد که نظم جهانی در حال حرکت به سمت «همزیستی رقابتی» است؛ نظمی که در آن ائتلافها بیشتر معاملهمحور شدهاند؛ امنیت با تقسیم بار هزینهها گره خورده است؛ و اعتبار قواعد بینالمللی به قدرت واقعی پشتِ آن وابسته است؛ و در نهایت، جهان در حال گذار است: زبان همکاری همچنان وجود دارد، اما در کنار آن بر بازدارندگی، آمادگی نظامی و تابآوری راهبردی تأکید فزایندهای میشود. در این عصر، امنیت دیگر موضوعی ثانویه نیست، بلکه به محور اصلی سیاست بینالملل تبدیل شده است؛ جهانی که در آن «عدم قطعیت» و نه «ثبات» ویژگی غالب نظم جدید است.