خیز ونس برای انتخابات ۲۰۲۸؛ از فاصلهگیری تاکتیکی با اسرائیل تا رقابت با روبیو
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو؛ رقابت برای انتخابات ریاستجمهوری آمریکا در سال ۲۰۲۸، اگرچه هنوز رسماً آغاز نشده، اما نشانههای آن از هماکنون در درون حزب جمهوریخواه آشکار شده است. در کانون این رقابت، نام جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، بیش از هر زمان دیگری مطرح است؛ سیاستمداری که طی هفتههای اخیر با مواضعی متفاوت درباره رژیم اسرائیل، تلاش کرده خود را از مارکو روبیو، وزیر امور خارجه و رقیب بالقوهاش، متمایز کند.
ونس در گفتوگویی با روزنامه نیویورک تایمز، وجود هرگونه «رقابت شدید» میان خود و روبیو را رد کرد، اما فضای سیاسی واشنگتن روایت دیگری دارد. گزارشها و گمانهزنیها درباره اختلاف میان این دو همچنان ادامه دارد و حتی گفته میشود نزدیکان روبیو این شایعه را مطرح کردهاند که ونس پیش از آغاز رقابتهای انتخاباتی، به انصراف از نامزدی ریاستجمهوری فکر میکرده است.
در چنین فضایی، معاون رئیسجمهور آمریکا از الگوی همیشگی خود فاصله گرفته است. ونس که معمولاً از ورود به موضوعات بحثبرانگیز اجتناب میکرد، طی دو هفته گذشته با صراحت از برخی سیاستهای اسرائیل انتقاد کرده؛ موضعی که تفاوت آشکاری با رویکرد رسمی دولت ترامپ و بهویژه مارکو روبیو دارد.
شکاف در دولت ترامپ
در حالی که مارکو روبیو همچنان از حامیان سرسخت حمایت بیقیدوشرط از رژیم اسرائیل به شمار میرود، جیدی ونس مسیر متفاوتی را در پیش گرفته است. روبیو در ماههای اخیر چه در موضوع جنگ ایران و اسرائیل و چه در پرونده لبنان، از اصلیترین مدافعان سیاستهای تلآویو بوده و حتی تلاش کرده فشارهای آمریکا بر دولت لبنان را برای پذیرش توافقی مطابق خواستههای اسرائیل افزایش دهد.
در مقابل، ونس هدایت تلاشهای دیپلماتیک برای دستیابی به توافق با ایران را بر عهده داشته است؛ مذاکراتی که بنا بر گزارشها، موجب نگرانی مقامات اسرائیلی شده است. همین تفاوت در رویکرد، نگاه بسیاری از تحلیلگران را به خود جلب کرده و این پرسش را مطرح ساخته که آیا معاون رئیسجمهور آمریکا در حال طراحی مسیر مستقلی برای ورود به رقابتهای ریاستجمهوری است؟

فاصلهگیری از سیاست سنتی جمهوریخواهان
تا همین چندی پیش، مارکو روبیو یکی از چهرههای در حال صعود دولت ترامپ محسوب میشد. رئیسجمهور آمریکا مسئولیتهای مهمتری را به او سپرده بود و روبیو نیز به یکی از پرنفوذترین مدافعان سیاست خارجی تهاجمی واشنگتن تبدیل شده بود؛ از ونزوئلا گرفته تا ایران. در بسیاری از پروندهها نیز دیدگاههای او بر رویکرد محتاطانهتر و انزواگرایانه ونس غلبه داشت.
در قبال اسرائیل نیز روبیو همواره تلاش کرده حمایت خود را آشکار و فعالانه نشان دهد. او از درخواست بنیامین نتانیاهو برای ورود آمریکا به جنگ با ایران حمایت کرد و حتی نام خود را پای تصمیمهایی گذاشت که با استناد به ملاحظات امنیت ملی، زمینه اخراج دانشجویان خارجی منتقد رژیم اسرائیل را فراهم میکرد.
در مقابل، ونس نهتنها از برخی سیاستهای نتانیاهو انتقاد کرده، بلکه به یکی از حساسترین موضوعات سیاست داخلی آمریکا نیز پرداخته است.
او در یکی از سخنان خود گفت:«حامیان اسرائیل در آمریکا دو اشتباه اساسی مرتکب میشوند؛ نخست اینکه میان منافع آمریکا و منافع اسرائیل تفاوتی قائل نمیشوند، در حالی که این دو یکی نیستند. دوم اینکه هر انتقادی از یک دولت را با یهودستیزی یکی میدانند؛ اگر همه چیز یهودستیزی باشد، در نهایت دیگر هیچ چیز یهودستیزی نخواهد بود.»
این اظهارات تنها انتقاد ازرژیم اسرائیل نبود، بلکه فاصله گرفتن از ادبیاتی بود که طی سالهای اخیر در فضای سیاسی آمریکا به ابزاری برای خاموش کردن منتقدان اسرائیل تبدیل شده است.
ونس به چه چیزی چشم دوخته است؟
اگر ونس در حال فاصله گرفتن از روبیو است، این اقدام صرفاً یک اختلاف شخصی نیست؛ بلکه میتواند بخشی از یک محاسبه سیاسی دقیق باشد.هرچند بخش بزرگی از رهبران جمهوریخواه همچنان از سیاستهای اسرائیل حمایت میکنند، اما نشانهها حاکی از تغییر تدریجی در بدنه اجتماعی این حزب است.
همان نظرسنجیهایی که از کاهش شدید حمایت هواداران حزب دموکرات از اسرائیل خبر میدهند، نشان میدهند که در میان جمهوریخواهان نیز این روند آغاز شده است. بر اساس یکی از تازهترین نظرسنجیها، ۵۷ درصد جمهوریخواهان زیر ۵۰ سال اکنون نگاه منفی به اسرائیل دارند.
اگرچه چهرههای جمهوریخواه منتقد اسرائیل، مانند مارجوری تیلور گرین و توماس مسی، نتوانستهاند جریان غالب حزب را تغییر دهند، اما فضای رسانهای محافظهکاران تغییر کرده است.
امروز چهرههایی مانند تاکر کارلسون و کندیس اوونز با صراحت بیشتری درباره روابط آمریکا و اسرائیل سخن میگویند و این پرسش را مطرح میکنند که آیا سیاست خارجی واشنگتن بر اساس شعار «اول آمریکا» تنظیم میشود یا «اول اسرائیل»؟
به نظر میرسد ونس نیز دقیقاً همین تغییرات را رصد کرده و تلاش میکند خود را به صدای بخشی از پایگاه جمهوریخواه تبدیل کند که دیگر مانند گذشته از حمایت بیقیدوشرط از اسرائیل دفاع نمیکند.
مسیر دشوار تا کاخ سفید
با وجود این، راه ونس برای رسیدن به کاخ سفید آسان نخواهد بود.
او تا زمانی که معاون رئیسجمهور است، ناچار است در چارچوب سیاستهای دونالد ترامپ حرکت کند.
از سوی دیگر، اگر رژیم اسرائیل در انتخابات پیشرو نخستوزیر جدیدی انتخاب کند، ممکن است رهبر جدید بتواند بخشی از سرمایه سیاسی تلآویو در واشنگتن را احیا کند و فضای سیاسی را تغییر دهد.حتی اگر ونس بتواند حمایت جریان «اول آمریکا» را به دست آورد، باز هم با مانعی مهم روبهرو خواهد بود؛ نفوذ گسترده جریان صهیونیسم مسیحی در میان جمهوریخواهان که همچنان از اصلیترین حامیان اسرائیل به شمار میرود.
دموکراتها نیز با چالش اسرائیل روبهرو هستند
در اردوگاه دموکراتها نیز وضعیت چندان متفاوت نیست.
در حال حاضر، گوین نیوسام، فرماندار کالیفرنیا، یکی از گزینههای اصلی نامزدی ریاستجمهوری محسوب میشود، اما هر بار که درباره فلسطین یا اسرائیل موضعی نسبتاً انتقادی گرفته، خیلی زود آن را تعدیل کرده تا حمایت حامیان سنتی اسرائیل در ساختار حزب دموکرات را از دست ندهد.
به همین دلیل، به نظر میرسد هر دو حزب اصلی آمریکا در سالهای آینده با اختلافات داخلی جدی بر سر موضوع اسرائیل روبهرو خواهند شد.
آنچه بیش از هر چیز قابل توجه است، تبدیل شدن اسرائیل به یکی از مهمترین موضوعات اختلافبرانگیز انتخابات آینده آمریکاست.
پس از جنگ ناموفق علیه ایران و افزایش انتقادها نسبت به محدود شدن آزادی بیان در حمایت از فلسطین، بخشی از افکار عمومی آمریکا نگاه متفاوتی نسبت به نقش اسرائیل در سیاست خارجی واشنگتن پیدا کرده است.
در چنین فضایی، ونس فرصت مناسبی دیده تا خود را از سیاستهای سنتی جمهوریخواهان متمایز کند؛ فرصتی که با توجه به رقابت او با مارکو روبیو، نادیده گرفتن آن چندان منطقی نبود.

تغییر واقعی یا تاکتیک انتخاباتی؟
این پرسش همچنان باقی است که آیا انتقادهای ونس از اسرائیل ناشی از تغییر واقعی دیدگاههای اوست یا صرفاً بخشی از یک راهبرد انتخاباتی؟
ونس در کتاب مشهور خود، «مرثیه هیلبیلی»، نوشته است:«من به تغییرات ناگهانی باور ندارم. تحول واقعی بسیار دشوارتر از یک لحظه است. افراد زیادی را دیدهام که با اشتیاق برای تغییر آغاز کردهاند، اما وقتی با سختیهای آن روبهرو شدهاند، از ادامه راه منصرف شدهاند.»
همین جمله شاید بهترین توصیف برای رفتار امروز او باشد.
ونس پیشتر نیز گرایشهایی انزواطلبانه در سیاست خارجی از خود نشان داده بود، اما بعید است مواضع اخیر او نتیجه یک دگرگونی ناگهانی باشد. او بیش از آنکه در حال تغییر دادن فضای سیاسی آمریکا باشد، بهدقت تغییر افکار عمومی را دنبال میکند و تلاش دارد بر موجی سوار شود که آرامآرام در جامعه آمریکا و حتی در میان رأیدهندگان جمهوریخواه در حال شکلگیری است.
اینکه او خود به این تغییر باور دارد یا صرفاً آن را فرصتی برای رسیدن به کاخ سفید میبیند، پرسشی است که پاسخ آن احتمالاً در رقابتهای انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ روشن خواهد شد.