چه کسی جهان را از ترامپ دیوانه نجات می‌دهد؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۲۹۵۷۳
تحلیل العربی الجدید؛

چه کسی جهان را از ترامپ دیوانه نجات می‌دهد؟

شخصیت و شیوه حکمرانی دونالد ترامپ، او را به یکی از مهم‌ترین عوامل نگرانی امنیتی جهان تبدیل کرده و پرسش‌های تازه‌ای درباره آینده نظم جهانی ایجاد کرده است.
ترامپ

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری دانشجو به نقل از العربی الجدید؛ رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، شخصیتی هراس‌انگیز است و هر روز بر میزان این هراس افزوده می‌شود. هیچ‌کس نمی‌تواند پیش‌بینی کند که چه اندازه از این روحیه در او نهفته است یا این بار جهان را با چه چیزی غافلگیر خواهد کرد. مردی که قدرتمندترین نیروی نظامی و اقتصادی جهان را در اختیار دارد، دیگر صرفاً یک رئیس‌جمهور جنجالی آمریکا نیست، بلکه از نگاه بسیاری به منبعی دائمی برای نگرانی جهانی تبدیل شده که ترس و اضطراب می‌آفریند.

او با گذشت هر روز، شتاب‌زده‌تر و غیرقابل پیش‌بینی‌تر به نظر می‌رسد، تا جایی که دیگر تعیین مرزهای سخنان، تصمیم‌ها و واکنش‌های خارج از کنترلش دشوار شده است. البته این بدان معنا نیست که آمریکا پیش از این رؤسای جمهوری نداشته که جنگ به راه انداخته یا به استفاده از قدرت نظامی متوسل شده باشند؛ چنین رفتاری بخشی از تاریخ این ابرقدرت است. اما مردی که دو سال پیش بار دیگر به کاخ سفید بازگشت، شیوه‌ای در اعمال قدرت دارد که جهان را با خلق‌وخو، اظهارات و نوسانات رفتاری خود همراه کرده است. هر روز که می‌گذرد، دامنه غافلگیری‌های او گسترده‌تر می‌شود و مرزهای آنچه در گفتار و رفتار سیاسی‌اش ممکن است، بیش از پیش به نفع منطق زور، تهدید و ارعاب عقب‌نشینی می‌کند.

زمانی که مری ترامپ، برادرزاده رئیس‌جمهور، در سال ۲۰۲۰ کتاب «خانواده‌ام چگونه خطرناک‌ترین مرد جهان را ساخت؟» را منتشر کرد، صرفاً یک روایت خانوادگی ارائه نمی‌داد. او که دکترای روان‌شناسی بالینی دارد، می‌کوشید شخصیت کسی را که از نزدیک می‌شناخت، تبیین کند. او با هشدار درباره خودبزرگ‌بینی عمویش، این ویژگی را محصول محیطی خانوادگی می‌دانست که آن را «به شکلی بیمارگونه ناسالم» توصیف کرده بود. چه با نتیجه‌گیری‌های او موافق باشیم و چه نباشیم، سال‌های پس از انتشار این کتاب باعث شد بسیاری دوباره به آن رجوع کنند؛ این بار نه به‌عنوان خاطرات خانوادگی، بلکه تلاشی برای فهم شخصیتی که تصمیم‌هایش بر سرنوشت جهان اثر می‌گذارد.

از زمان انتشار آن کتاب تا امروز، ترامپ نه‌تنها از روش خود عقب‌نشینی نکرده، بلکه رادیکال‌تر و تندروتر نیز شده است. مردی که در دوره نخست ریاست‌جمهوری‌اش به دلیل اظهارات جنجالی و تکرار ادعاهای نادرست، بنا بر گزارش نهادهای راستی‌آزمایی، شناخته می‌شد، این بار با اطمینان بیشتری به قدرت بازگشته و خود را قادر می‌داند جهان را مطابق دیدگاه شخصی‌اش بازسازی کند.

اظهارات او دیگر صرفاً خوراک روزانه رسانه‌ها نیست، بلکه مقدمه تصمیم‌هایی است که در عمل به جنگ، ویرانی، کشتار، ترور، ربایش، رویارویی‌های دیپلماتیک، تشدید تنش‌های نظامی، تحریم‌های اقتصادی و مالی و تهدیدهایی علیه دوست و دشمن، رقیب و متحد تبدیل می‌شود.

ترامپ رئیس‌جمهوری است که زیاد سخن می‌گوید، زیاد در شبکه‌های اجتماعی می‌نویسد، زیاد خشمگین می‌شود و بسیار پرتحرک است.

با وجود سن بالا، از انرژی قابل توجهی برخوردار است. از زمان آغاز دومین دوره ریاست‌جمهوری‌اش، یکی پس از دیگری جبهه‌های تازه‌ای گشوده است؛ از جنگ‌های اقتصادی و اختلافات زیست‌محیطی گرفته تا رقابت‌های فناوری و تشدید رویارویی‌های نظامی. او پیوسته اظهاراتی آتشین، تکان‌دهنده، بی‌سابقه، صریح و گاه گستاخانه مطرح می‌کند؛ سخنانی که نه به زبان متعارف دیپلماسی پایبند است و نه کمترین توجهی به قواعدی دارد که دهه‌ها بر روابط میان کشورها حاکم بوده است.

حضور او در صحنه بین‌المللی بیش از هر چیز بر عنصر ارعاب استوار شده است. جهان سخنان او را همانند هشدارهای اولیه بحران دنبال می‌کند. یک پیام در شبکه‌های اجتماعی، یک نشست خبری یا حتی اظهار نظری کوتاه در برابر خبرنگاران می‌تواند برای برهم زدن بازارها، ایجاد یک بحران دیپلماتیک یا افزایش احتمال درگیری نظامی کافی باشد.

از زمان بازگشت او به قدرت، گویی جهان در چرخه‌ای از اضطراب دائمی گرفتار شده است؛ تا آنجا که بسیاری از رهبران جهان با احتیاط فراوان به سخنانش واکنش نشان می‌دهند و حتی از دیدار مستقیم با او پرهیز می‌کنند، زیرا نگران رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی او هستند.

ترامپ بسیار سخن می‌گوید، بسیار می‌نویسد، بسیار خشمگین می‌شود و بسیار تحرک دارد. اما این حضور پررنگ، لزوماً نشانه روشنی در چشم‌انداز سیاسی او نیست، بلکه بیش از هر چیز بیانگر تمایل دائمی‌اش به قرار گرفتن در مرکز همه رویدادها، بحران‌ها و تصمیم‌هاست.

او فردی است که به پیمان و تعهد پایبند نیست؛ توافق می‌کند و سپس از آن عقب‌نشینی می‌کند، وعده می‌دهد اما به آن عمل نمی‌کند، تعهد می‌سپارد اما آن را نقض می‌کند، و حتی گاه توافقی را که خود امضا کرده، پیش از خشک شدن مرکب آن پاره می‌کند.

مری ترامپ در کتاب خود تصویری از شخصیت عمویش ترسیم می‌کند که در فضایی خانوادگی مبتنی بر خشونت، رقابت و تحقیر ضعف شکل گرفته است. به باور او، نتیجه چنین محیطی شخصیتی است که بدترین جلوه‌های خودشیفتگی را در خود جمع کرده؛ شخصیتی که همواره در پی بزرگ‌نمایی خود، تثبیت تصویرش و حتی تحریف واقعیت یا بیان ادعاهای نادرست برای حفظ این تصویر است.

او نیاز دائمی به تحسین دارد و به ستایش دیگران وابسته است، تا جایی که حتی تعریف‌های اغراق‌آمیز را حقیقتی درباره برتری خود می‌پندارد. بسیاری از اطرافیانش نیز برای پرهیز از خشم یا واکنش‌های غیرقابل پیش‌بینی او، ناچار به ستایش بیش از اندازه‌اش می‌شوند. در نتیجه، ترامپ موفق شده تصویری از خود بسازد که گاه از واقعیت مهم‌تر جلوه می‌کند و حضور شخصی‌اش بر محتوای سیاست‌ها و تصمیم‌هایش سایه می‌اندازد.

اگر این ویژگی‌ها متعلق به فردی عادی بود، تنها موضوعی برای پژوهش در کتاب‌های روان‌شناسی و علوم سیاسی به شمار می‌رفت. اما مسئله درباره رئیس کشوری است که بزرگ‌ترین قدرت نظامی و اقتصادی جهان را در اختیار دارد؛ کسی که بر عظیم‌ترین زرادخانه نظامی تاریخ تکیه زده و ابزارهایی در اختیار دارد که هر تصمیم او می‌تواند موازنه‌های جهانی را تغییر دهد و بحران‌هایی فراتر از مرزهای آمریکا ایجاد کند. از این رو، بررسی شخصیت رئیس‌جمهور آمریکا دیگر صرفاً کنجکاوی درباره زندگی شخصی او نیست، بلکه بخشی از بحث امنیت بین‌المللی است.

تاریخ به ما می‌آموزد خطرناک‌ترین لحظه، زمانی نیست که رهبران شتاب‌زده ظهور می‌کنند، بلکه زمانی است که جهان به رفتار آنها عادت می‌کند. عادی شدن ادبیات تهدید، بی‌اعتنایی به سخنان تنش‌زا و تلقی آنها به‌عنوان صرفاً مصرف رسانه‌ای، خود می‌تواند خطری جدی باشد. زیرا تهدیدی که دیگر اثر نگذارد، ممکن است گوینده آن را به تشدید لحن وادار کند و هشداری که عادی شود، شاید برای بازیابی اثرگذاری خود به عمل تبدیل شود. تاریخ، چه در گذشته دور و چه در دوران معاصر، نمونه‌های فراوانی از چنین روندی را به یاد دارد که بی‌توجهی به آن، به جنگ‌های ویرانگر انجامیده است.

از این رو، نباید تهدیدهای ترامپ درباره نابودی ایران، درهم شکستن تمدن آن و محو تاریخش را با بی‌اعتنایی یا از سر عادت نگریست. عادی شدن چنین ادبیاتی ممکن است نه‌تنها او را به عقب‌نشینی وادار نکند، بلکه اگر احساس کند سخنانش دیگر اثر سابق را ندارد، او را به تشدید بیشتر مواضعش سوق دهد و واکنش‌هایش را غیرقابل پیش‌بینی‌تر سازد.

به‌ویژه آنکه او اکنون در دهه نهم زندگی خود قرار دارد و چنان رفتار می‌کند که گویی چیزی برای از دست دادن ندارد. خود را مأمور رسالتی الهی می‌داند و تصور می‌کند مجری تصمیم‌هایی فراتر از اراده انسان است. او، چه از سر حسن نیت و چه سوءنیت، خود را صلح‌ساز می‌پندارد، در حالی که جهان همزمان شاهد جنگ‌های خونین در غزه، کرانه باختری، ایران، لبنان و یمن است؛ جنگ‌هایی که هر روز قربانیان غیرنظامی بیشتری بر جای می‌گذارند.

همزمان با افزایش اظهارات، تهدیدها و تصمیم‌های ترامپ، این احساس در جهان تقویت می‌شود که روزهای آینده ممکن است خطرهای بزرگ‌تری را در خود داشته باشد.

از این رو، پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که ترامپ فردا چه خواهد کرد؛ بلکه این است که آیا نظام بین‌الملل از ابزارهای کافی برای ایجاد توازن، بازدارندگی و کنترل برخوردار است تا مانع شود هر رهبری، صرف‌نظر از باورها، خلق‌وخو یا شیوه حکمرانی‌اش، جهان را به آستانه رویارویی‌ای بکشاند که هیچ‌کس خواهان آن نیست؟

دیگر مسئله صرفاً یک رئیس‌جمهور جنجالی آمریکا نیست؛ بلکه مسئله جهانی است که شکننده‌تر از گذشته شده و سرنوشت آن ممکن است به تصمیم‌های یک فرد در اتاق بیضی کاخ سفید گره بخورد.

ترامپ امروز، آن‌گونه که برادرزاده‌اش توصیف کرده، «خطرناک‌ترین مرد جهان» است؛ مردی که قدرتمندترین و پیشرفته‌ترین سلاح‌های ویرانگر را در اختیار دارد و به نظر نمی‌رسد نیرویی بتواند در صورت عبور او از خطوط قرمز، مانع شتاب و پیشروی‌اش شود.

اگر چنین روزی فرا برسد، دیگر سرزنش سکوت، تردید یا عادت کردن جهان به ادبیات تهدید، سودی نخواهد داشت؛ ادبیاتی که هر روز تندتر می‌شد، بی‌آنکه کسی بتواند جهان را از خطر آن نجات دهد، یا دست‌کم نسبت به آن هشدار دهد؛ و این، حداقل کاری است که می‌توان انجام داد.

پربازدیدترین آخرین اخبار