امنیت خلیج فارس با خروج پایگاههای نظامی خارجی آغاز میشود
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو؛ بحث درباره پایگاههای نظامی خارجی در کشورهای حاشیه خلیج فارس دیگر صرفاً موضوعی مرتبط با ائتلافهای بینالمللی یا ترتیبات امنیتی دوران پس از جنگ سرد نیست؛ بلکه به مسئلهای تبدیل شده که مستقیماً با مفهوم حاکمیت ملی و توان کشورهای منطقه برای تأمین امنیت خود، بدون وابستگی به محاسبات قدرتهای بزرگ، گره خورده است. تحولات پرشتاب خاورمیانه نشان داده است که حضور پایگاههای نظامی خارجی دیگر الزاماً به معنای تضمین ثبات نیست، بلکه ممکن است کشورهای میزبان را به طرفهایی در درگیریهایی تبدیل کند که خود نقشی در شکلگیری آنها نداشتهاند.
حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس بر این فرض استوار بود که امنیت منطقه تنها زیر چتر امنیتی واشنگتن قابل تأمین است؛ اما جهانی که چنین معادلهای را به وجود آورد، دیگر وجود ندارد. موازنههای قدرت تغییر کرده، بازیگران جدیدی در سطح منطقهای و بینالمللی ظهور کردهاند و کشورهای خلیج فارس نیز اکنون از توانمندیهای نظامی، اقتصادی و سیاسی برخوردارند که به آنها امکان میدهد سیاستهای امنیتی خود را بر پایه منافع ملیشان تدوین کنند.
شاید مهمترین واقعیتی که بحرانهای اخیر آشکار کرده این باشد که پایگاههای نظامی خارجی دیگر صرفاً عامل بازدارندگی نیستند، بلکه خود به اهداف احتمالی در هرگونه رویارویی میان آمریکا و رقبایش تبدیل شدهاند. در نتیجه، آنچه زمانی تنها یک تهدید فرضی بود، اکنون به خطری واقعی تبدیل شده که ممکن است ملتهای منطقه بهای آن را بپردازند؛ در حالی که تصمیمهای اصلی در پایتختهایی دور از خلیج فارس گرفته میشود.
در قرن بیستویکم، مفهوم امنیت دیگر با تعداد پایگاههای نظامی سنجیده نمیشود، بلکه به توانایی کشورها در ساختن اقتصادی قدرتمند، نهادهایی باثبات و روابطی متوازن با قدرتهای مختلف جهانی بستگی دارد. امنیت واقعی را نه ارتشهای خارجی، بلکه سیاستگذاری درست، حکمرانی کارآمد و دیپلماسی هوشمندانه ایجاد میکند.
کشورهای خلیج فارس امروز با چهار دهه پیش تفاوت بسیاری دارند. آنها اکنون به بازیگرانی مهم در اقتصاد جهانی و شرکایی اثرگذار در حوزههای انرژی، سرمایهگذاری و فناوری تبدیل شدهاند. طبیعی است که این تحول با استقلال بیشتر در تصمیمگیریهای امنیتی همراه باشد و ترتیباتی که در شرایط تاریخی کاملاً متفاوتی شکل گرفتهاند، مورد بازنگری قرار گیرند.
امنیت خلیج فارس باید پیش از هر چیز مسئولیتی بر عهده کشورهای این منطقه باشد؛ امنیتی که بر پایه همکاری منطقهای، احترام متقابل به حاکمیت کشورها و ترجیح گفتوگو بر سیاست بلوکبندی و تقابل بنا شود. هرچه امنیت منطقه بیشتر بر اراده کشورهای منطقه استوار باشد، احتمال تبدیل شدن آن به میدان رقابت و تسویهحساب قدرتهای بزرگ نیز کاهش خواهد یافت.
بازنگری در حضور نظامی خارجی به معنای انزوا یا قطع ارتباط با جهان نیست، بلکه تلاشی برای بازتعریف مفهوم امنیت بر اساس منافع ملتهای منطقه است، نه اولویتهای دیگران. کشورهایی که خود مسئول تأمین امنیتشان باشند و تصمیمهای امنیتی را بر پایه حاکمیت ملی اتخاذ کنند، توان بیشتری برای مدیریت بحرانها خواهند داشت و کمتر درگیر منازعاتی میشوند که هیچ نقشی در ایجاد آنها نداشتهاند.
در نهایت، این پرسش مطرح میشود که اگر پایگاههای نظامی خارجی با هدف حفاظت از خلیج فارس ایجاد شدهاند، چرا در هر بحران منطقهای، کشورهای این منطقه نخستین طرفهایی هستند که هزینه حضور این پایگاهها را میپردازند؟ شاید پاسخ به این سؤال، آغازگر مرحلهای تازه باشد؛ مرحلهای که در آن امنیت خلیج فارس از حاکمیت آن آغاز میشود و حاکمیت نیز زمانی کامل خواهد بود که تصمیمگیریهای امنیتی بهطور کامل در اختیار کشورهای منطقه و به دور از حضور دائمی نیروهای نظامی خارجی باشد.