انتخابات میاندورهای آمریکا در سایه نارضایتی از ترامپ؛ جنگ با ایران و اقتصاد، دو پاشنه آشیل کاخ سفید
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو؛ انتخابات میاندورهای آمریکا در نوامبر ۲۰۲۶ در شرایطی برگزار میشود که دونالد ترامپ با مجموعهای از چالشهای داخلی و خارجی روبهروست؛ از فشار هزینههای زندگی و تعرفههای تجاری گرفته تا افزایش نگرانیها درباره سیاست خارجی و بهویژه تصمیمات نظامی او در جنگ با ایران. در چنین شرایطی، کاهش محبوبیت رئیسجمهور میتواند به عاملی تعیینکننده در رقابت بر سر مجلس نمایندگان و سنا تبدیل شود.
نظرسنجیهای جدید نشان میدهد بخش قابل توجهی از آمریکاییها از عملکرد ترامپ رضایت ندارند و جنگ با ایران نیز به یکی از نقاط آسیبپذیر دولت او تبدیل شده است. در واقع، برای بسیاری از رأیدهندگان، سیاست خارجی دیگر موضوعی جدا از مسائل اقتصادی نیست؛ زیرا هرگونه تشدید تنش در خاورمیانه میتواند مستقیماً بر قیمت نفت، بنزین، حملونقل و کالاهای مصرفی اثر بگذارد.
جنگ با ایران؛ پاشنه آشیل انتخاباتی ترامپ
یکی از مهمترین متغیرهایی که میتواند بر انتخابات میاندورهای اثر بگذارد، نحوه ارزیابی افکار عمومی آمریکا از تصمیمات نظامی ترامپ در قبال ایران است.
بر اساس نتایج یک نظرسنجی جدید از شبکه خبری سیانان، ۶۷ درصد آمریکاییها معتقدند تصمیمات نظامی دونالد ترامپ در جنگ با ایران به ایالات متحده آسیب زده است. این رقم نشان میدهد که تقریباً دو سوم افکار عمومی آمریکا پیامدهای این سیاست نظامی را منفی ارزیابی میکنند.
اهمیت این مسئله زمانی بیشتر میشود که جنگ با ایران را در کنار نگرانیهای اقتصادی مردم قرار دهیم. اگر رأیدهنده آمریکایی همزمان با افزایش هزینههای زندگی، قیمت بالای انرژی و نااطمینانی اقتصادی، احساس کند سیاست خارجی دولت نیز شرایط را دشوارتر کرده است، جنگ میتواند به یک موضوع مستقیم انتخاباتی تبدیل شود.
در چنین شرایطی، سؤال رأیدهنده دیگر صرفاً این نیست که «آیا آمریکا در برابر ایران قدرت بیشتری نشان داده است؟» بلکه پرسش مهمتر این خواهد بود که «هزینه این سیاست برای آمریکا و شهروندان آمریکایی چقدر بوده است؟»
این تغییر زاویه نگاه میتواند برای ترامپ اهمیت زیادی داشته باشد؛ زیرا سیاست خارجی زمانی به یک مسئله انتخاباتی جدی تبدیل میشود که پیامدهای آن وارد زندگی روزمره مردم شود.

اکثریت آمریکاییها؛ جنگ به ضرر آمریکا تمام شده است
بر اساس همان نظرسنجی، حدود دو سوم پاسخدهندگان بر این باورند که سیاستهای ترامپ شرایط اقتصادی کشور را بدتر کرده و تصمیمات نظامی او در ایران نیز به زیان آمریکا تمام شده است.
این یافته از آن جهت اهمیت دارد که نشان میدهد نارضایتی از جنگ الزاماً محدود به مخالفان سیاسی ترامپ نیست. هنگامی که بخش بزرگی از جامعه آمریکایی عملکرد نظامی رئیسجمهور را در کنار وضعیت اقتصادی کشور ارزیابی میکند، جنگ میتواند از یک موضوع سیاست خارجی به مسئلهای درباره کیفیت حکمرانی تبدیل شود.
از سوی دیگر، بیش از ۷۰ درصد شرکتکنندگان در نظرسنجی گفتهاند ترامپ به مشکلاتی که آمریکاییهای عادی در زندگی روزمره با آن مواجه هستند، اهمیت نمیدهد.
این مسئله میتواند برای رئیسجمهور بسیار پرهزینه باشد. انتخابات میاندورهای معمولاً فرصتی برای رأیدهندگان است تا عملکرد دولت مستقر را ارزیابی کنند. اگر مردم احساس کنند دولت بیش از اندازه بر بحرانهای خارجی و مناقشات سیاسی تمرکز کرده و مشکلات اقتصادی داخل کشور را نادیده گرفته است، انتخابات میتواند به ابزاری برای اعلام نارضایتی تبدیل شود.
محبوبیت ترامپ در پایینترین سطح
افت محبوبیت ترامپ نیز بر این فضای انتخاباتی سایه انداخته است.
بر اساس نظرسنجی جدید اکونومیست/یوگاو، تنها ۳۳ درصد آمریکاییها عملکرد ترامپ را تأیید میکنند؛ رقمی که نسبت به هفته قبل سه درصد کاهش یافته و پایینترین میزان ثبتشده برای او از زمان بازگشت به کاخ سفید در سال ۲۰۲۵ است.
در مقابل، ۶۰ درصد آمریکاییها گفتهاند ترامپ را فردی «صادق و قابل اعتماد» نمیدانند و ۶۵ درصد نیز معتقدند کشور در مسیر اشتباهی حرکت میکند.
این ارقام در آستانه انتخابات میاندورهای اهمیت زیادی دارد. زیرا حتی اگر ترامپ شخصاً نامزد انتخابات نباشد، محبوبیت یا عدم محبوبیت او میتواند بر مشارکت سیاسی، انگیزه رأیدهندگان و عملکرد نامزدهای جمهوریخواه اثر بگذارد.
به بیان دیگر، انتخابات ۲۰۲۶ میتواند تا حد زیادی به یک همهپرسی درباره عملکرد دولت ترامپ تبدیل شود.
اقتصاد؛ جایی که جنگ و سیاست خارجی به زندگی مردم میرسد
با وجود اهمیت جنگ ایران، اقتصاد همچنان یکی از مهمترین موضوعات تعیینکننده رأی آمریکاییها خواهد بود.
آمارهای رسمی درباره رشد اقتصادی، تورم و اشتغال تصویری کلی از اقتصاد آمریکا ارائه میکنند، اما رأیدهنده معمولاً اقتصاد را نه از طریق نمودارهای کلان، بلکه از طریق تجربه روزمره خود ارزیابی میکند.
قیمت مواد غذایی، بنزین، اجاره مسکن، اقساط وام، هزینه خدمات و وضعیت درآمد برای او ملموستر از شاخصهای اقتصادی هستند.
از همین رو، ممکن است دولت از کاهش نرخ تورم سخن بگوید، اما خانوارها همچنان احساس کنند هزینه زندگی بالا است. کاهش سرعت افزایش قیمتها به معنای بازگشت قیمتها به سطح قبلی نیست و همین تفاوت میتواند فاصله میان روایت دولت و تجربه مردم را افزایش دهد.
این فاصله در انتخابات میاندورهای اهمیت ویژهای پیدا میکند.
تنگه هرمز؛ نقطه اتصال جنگ و اقتصاد آمریکا
در این میان، تحولات مربوط به ایران و تنگه هرمز میتواند اهمیت مضاعفی داشته باشد.
تنگه هرمز یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان است و هرگونه اختلال در کشتیرانی یا صادرات نفت از منطقه میتواند بازار انرژی را تحت تأثیر قرار دهد.
افزایش قیمت نفت تنها به قیمت بنزین محدود نمیشود. هزینه حملونقل، تولید، بیمه و توزیع کالا نیز ممکن است افزایش پیدا کند و در نهایت فشار بیشتری بر مصرفکننده آمریکایی وارد شود.
بنابراین، جنگ با ایران برای رأیدهنده آمریکایی میتواند از یک بحران ژئوپلیتیکی دوردست به مسئلهای کاملاً شخصی تبدیل شود؛ مسئلهای که خود را در قیمت بنزین، قبضها و هزینه خرید روزانه نشان میدهد.
در چنین شرایطی، سیاست خارجی ترامپ مستقیماً با سیاست اقتصادی داخلی او گره میخورد.

تعرفهها؛ دومین جبهه فشار بر مصرفکنندگان
تعرفههای تجاری ترامپ نیز یکی دیگر از موضوعاتی است که میتواند بر رفتار رأیدهندگان اثر بگذارد.
دولت آمریکا استدلال میکند که تعرفهها با حمایت از تولید داخلی، ایجاد انگیزه برای سرمایهگذاری در داخل و کاهش وابستگی به واردات، در بلندمدت اقتصاد آمریکا را تقویت خواهند کرد.
اما منتقدان میگویند افزایش تعرفه واردات میتواند هزینه کالاها و مواد اولیه را بالا ببرد و بخشی از این هزینه در نهایت به مصرفکننده منتقل شود.
از این منظر، دولت ترامپ با یک معادله سیاسی دشوار روبهروست: آیا رأیدهندگان حاضرند هزینههای کوتاهمدت سیاستهای تجاری را برای وعده منافع بلندمدت تولید داخلی تحمل کنند؟
اگر پاسخ منفی باشد، تعرفهها نیز میتوانند مانند جنگ با ایران به یکی از نقاط ضعف انتخاباتی دولت تبدیل شوند.
چین؛ رقابت اقتصادی یا هزینه بیشتر برای آمریکاییها؟
رقابت آمریکا و چین نیز دیگر صرفاً یک اختلاف تجاری نیست. فناوری، هوش مصنوعی، نیمهرساناها، خودروهای برقی، مواد معدنی حیاتی و زنجیرههای تأمین اکنون در مرکز این رقابت قرار دارند.
واشنگتن تلاش میکند وابستگی خود به چین را در صنایع حساس کاهش دهد و ظرفیت تولید داخلی را تقویت کند. اما چنین سیاستی ممکن است در کوتاهمدت هزینه تولید برخی کالاها را افزایش دهد.
در نهایت، همان پرسش همیشگی به میان میآید: آیا رأیدهنده آمریکایی حاضر است برای کاهش وابستگی به چین هزینه بیشتری بپردازد؟
پاسخ این پرسش میتواند بر ارزیابی عمومی از سیاست اقتصادی ترامپ اثر بگذارد.
بحران اعتماد؛ فراتر از اقتصاد و جنگ
نارضایتی از ترامپ تنها به اقتصاد و جنگ ایران محدود نیست. بر اساس نظرسنجی اکونومیست/یوگاو، ۶۱ درصد پاسخدهندگان معتقدند ترامپ از مقام ریاستجمهوری برای منافع شخصی خود استفاده میکند و ۵۵ درصد نیز بر این باورند که او از وزارت دادگستری برای برخورد با مخالفان سیاسی استفاده میکند.
همچنین ۵۳ درصد پاسخدهندگان گفتهاند ترامپ ۸۰ ساله برای حضور در کاخ سفید بیش از حد پیر است.
این ارقام نشان میدهد بخشی از چالش انتخاباتی ترامپ به مسئله اعتماد عمومی بازمیگردد. هنگامی که نارضایتی اقتصادی، مخالفت با جنگ و نگرانی درباره نحوه استفاده رئیسجمهور از قدرت همزمان افزایش پیدا میکند، احتمال دارد رأی انتخابات میاندورهای به ابزاری برای ابراز نارضایتی گستردهتر از دولت تبدیل شود.
دموکراتها در موقعیت بهتری قرار میگیرند؟
کاهش محبوبیت ترامپ میتواند برای دموکراتها یک فرصت انتخاباتی ایجاد کند.
در جدیدترین نظرسنجی اکونومیست/یوگاو، دموکراتها در پرسش مربوط به رأی فرضی برای کنگره، هشت درصد از جمهوریخواهان پیش هستند.
البته فاصله نظرسنجیها تا نتیجه واقعی انتخابات زیاد است و عوامل متعددی از جمله میزان مشارکت، رقابتهای ایالتی و حوزههای انتخابیه میتوانند نتیجه نهایی را تغییر دهند.
با این حال، اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، نامزدهای دموکرات میتوانند مبارزات انتخاباتی خود را بر چند محور مشخص متمرکز کنند: هزینههای زندگی، عملکرد اقتصادی دولت، جنگ با ایران و پیامدهای آن برای آمریکا.
در چنین روایتی، ترامپ نه فقط بهعنوان رئیسجمهور، بلکه بهعنوان نماد سیاستهایی معرفی خواهد شد که به باور مخالفانش هزینههای اقتصادی و ژئوپلیتیکی زیادی برای آمریکا ایجاد کردهاند.
انتخابات ۲۰۲۶؛ رأی به ترامپ یا رأی علیه ترامپ؟
در نهایت، مهمترین پرسش انتخابات میاندورهای آمریکا ممکن است این باشد که رأیدهندگان به چه چیزی رأی میدهند: برنامههای حزب رقیب یا نارضایتی از ترامپ؟
اگر بخش قابل توجهی از آمریکاییها احساس کنند جنگ با ایران به آمریکا آسیب زده، اقتصاد تحت فشار است، قیمتها بالاست و دولت به مشکلات روزمره آنها توجه کافی ندارد، انتخابات میتواند به رأی اعتراضی علیه دولت تبدیل شود.
در چنین شرایطی، حتی موفقیت جمهوریخواهان در برخی حوزههای اقتصادی نیز ممکن است نتواند اثر نارضایتی عمومی را خنثی کند.
ترامپ در انتخابات میاندورهای با یک چالش دوگانه روبهروست: از یک سو باید ثابت کند سیاستهای اقتصادی و تجاریاش قدرت خرید و امنیت اقتصادی آمریکاییها را بهبود بخشیده و از سوی دیگر باید افکار عمومی را متقاعد کند که تصمیمات نظامی او، بهویژه در جنگ با ایران، در راستای منافع آمریکا بوده است.
اما دادههای نظرسنجیهای اخیر تصویر دیگری ارائه میکنند. محبوبیت ترامپ کاهش یافته، اکثریت قابل توجهی از آمریکاییها درباره مسیر کشور ابراز نگرانی میکنند و حدود دو سوم نیز معتقدند تصمیمات نظامی او در جنگ با ایران به آمریکا آسیب زده است.
به این ترتیب، جنگ با ایران میتواند یکی از مهمترین متغیرهای انتخابات نوامبر باشد؛ نه صرفاً به دلیل پیامدهای امنیتی و ژئوپلیتیکی آن، بلکه به دلیل ارتباط مستقیم آن با اقتصاد و زندگی روزمره آمریکاییها.
در نهایت، سرنوشت انتخاباتی ترامپ ممکن است نه در کاخ سفید و نه در میدانهای نبرد خاورمیانه، بلکه در سبد خرید، پمپبنزین و فیش حقوقی رأیدهندگان آمریکایی تعیین شود. اگر مردم احساس کنند جنگ، تعرفهها و سیاستهای اقتصادی دولت هزینه بیشتری از منافع آن برایشان داشته است، انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ میتواند به یکی از جدیترین آزمونهای سیاسی ترامپ و جمهوریخواهان تبدیل شود.