زبان فارسی؛ یکی از حلقههای پیوند دو ملت ایران و یمن
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو، دیدار روز گذشته «علی محمد رضایی»، سفیر ایران در یمن، با اعضا و دانشجویان گروه زبان فارسی دانشگاه صنعا به مناسبت سالروز میلاد پیامبر اکرم(ص)، در ظاهر یک برنامه فرهنگی و دانشگاهی بود، اما در دل خود بیانگر این حقیقت بود که روابط ایران و یمن تنها به مناسبات سیاسی و تحولات منطقهای محدود نمیشود و میان دو ملت، ظرفیتی فرهنگی وجود دارد که طی سالهای گذشته کمتر از آن استفاده شده است.
در این بین، زبان فارسی میتواند یکی از مهمترین مسیرهای ارتباط مستقیم میان جامعه یمن و ایران باشد؛ به ویژه در شرایطی که بخش قابل توجهی از شناخت جامعه یمن از ایران، در سایه فضای رسانهای و سیاسی منطقه شکل میگیرد.
سابقه ارتباط میان ایران و یمن البته به دوره معاصر محدود نیست. رفت و آمدهای دریایی و تجاری میان دو سوی دریای عمان و اقیانوس هند، ارتباطات تاریخی میان جوامع این مناطق را شکل داده و مناسبات فرهنگی و اجتماعی میان ایران و یمن نیز سابقهای بس طولانی دارد. با این حال، در دوره معاصر این پیوند تاریخی کمتر به یک برنامه منسجم برای توسعه ارتباطات مردمی و فرهنگی میان تهران و صنعا مبدل شده است.
یکی از مهمترین تلاشها برای ایجاد چنین چارچوبی، موافقتنامه فرهنگی، علمی و آموزشی ایران و یمن بود که 8 بهمن 1370 در تهران به امضا رسید و پس از آن در مجلس شورای اسلامی ایران نیز تصویب شد. این توافق، زمینه همکاری دو کشور در حوزه های مختلف فرهنگی و آموزشی را فراهم کرد و بخشی از ظرفیتهای آن نیز در سالهای بعد به همکاریهای رسانه ای و دانشگاهی اختصاص یافت.
همکاری بین رسانههای ایران و یمن از جمله نتایج همین روند بود. در آن دوره، شماری از تولیدات تلویزیونی ایران، به ویژه فیلمها و مجموعههای تلویزیونی، در رسانههای یمنی پخش شد و مخاطبان یمنی بیش از گذشته با بخشی از زندگی، فرهنگ و فضای اجتماعی ایران آشنا شدند. اهمیت این اتفاق را نباید صرفا در تبادل چند محصول رسانهای خلاصه کرد. برای جامعهای که شناختش از ایران میتوانست تحت تاثیر روایتهای سیاسی منطقه قرار بگیرد، ارتباط با تولیدات فرهنگی ایران امکان آشنایی مستقیمتر با جامعه ایرانی را فراهم میکرد.
همزمان، اعزام محدود دانشجویان یمنی به ایران نیز آغاز شد و موضوع آموزش زبان فارسی به تدریج جای خود را در مناسبات علمی دو کشور باز کرد. زبان فارسی در این میان یک ابزار ارتباطی ساده نبود. آشنایی با زبان، دسترسی دانشجوی یمنی به منابعی را فراهم میکرد که ترجمه نشدهاند و مهمتر از آن، امکان شناخت ایران از مسیر آثار و ادبیات خود ایرانیان را به وجود میآورد.
گروه زبان فارسی دانشگاه صنعا در سال 2007 و پس از تاسیس دانشکده زبانهای خارجی این دانشگاه تشکیل شد. استمرار فعالیت این گروه در طول سالهای پرتنش یمن، اهمیت آن را بیشتر میکند. دانشجویانی که امروز در صنعا فارسی میآموزند، در شرایطی این کار را انجام میدهند که جنگ و محاصره بسیاری از مسیرهای ارتباطی یمن با جهان خارج را محدود کرده است. سفرهای علمی و دانشگاهی دشوار شده و امکان حضور دانشجویان در ایران نیز با موانع جدی روبرو است.
با این حال، مسئله اصلی تنها دشواریهای ناشی از جنگ نیست. آموزش زبان فارسی در یمن اساسا متناسب با ظرفیت روابط دو ملت توسعه پیدا نکرده است. تعداد مراکز آموزشی، میزان تبادل استاد و دانشجو و سطح ارتباط میان دانشگاههای دو کشور هنوز با ظرفیت موجود فاصله دارد. این در حالی است که تحولات سالهای اخیر نشان داده است روابط تهران و صنعا دیگر صرفا یک رابطه میان دو دولت نیست و در سطح افکار عمومی و جریانهای اجتماعی نیز اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
در همین نقطه، موضوع زبان اهمیت سیاسی خود را نشان میدهد. یمن امروز در مرکز یکی از مهمترین تحولات منطقه قرار دارد و مقاومت یمن، به ویژه در سالهای اخیر، نقش مستقیمی در معادلات منطقه ای ایفا کرده است. ایستادگی انصارالله در برابر تجاوز خارجی و حمایت این جریان از مسئله فلسطین، باعث شده است یمن از یک پرونده داخلی یا صرفا عربی فراتر برود و به یکی از بازیگران موثر در معادلات منطقه تبدیل شود. طبیعی است که این تحول، علاقه به شناخت متقابل میان ایران و یمن را نیز افزایش دهد.
با این حال، شناخت متقابل زمانی ریشهدار میشود که از سطح خبر و سیاست روز عبور کند. زبان یکی از ابزارهایی است که این امکان را فراهم میکند. دانشجوی یمنی که فارسی میآموزد، میتواند اخبار و روایتهای مربوط به ایران را مستقیما از منابع فارسی دنبال کند، آثار فرهنگی و ادبی ایران را بخواند و بدون واسطه با بخشهایی از جامعه و فرهنگ ایران ارتباط برقرار کند. این تفاوت مهمی با تصویری دارد که مخاطب تنها از طریق رسانههای عربی یا شبکههای رسانهای مخالف مقاومت دریافت میکند.
در سالهای گذشته، بخش مهمی از تبلیغات ضد ایران و ضد مقاومت در منطقه تلاش کرده است رابطه ایران با جریانهای مقاومت را صرفا به یک رابطه امنیتی تقلیل دهد. درباره یمن نیز همین الگو دنبال شده و همکاری تهران و صنعا بارها با ادبیاتی روایت شده که هدف آن القای بیگانگی میان مقاومت یمن و جامعه این کشور بوده است. تقویت ارتباطات فرهنگی، بدون آنکه نیازمند پاسخگویی مستقیم به این تبلیغات باشد، میتواند زمینه شناخت واقعیتری از ایران و رویکرد آن نسبت به ملتهای منطقه ایجاد کند.
این مسئله البته نباید آموزش فارسی را به یک فعالیت تبلیغاتی تقلیل دهد. اتفاقا نقطه قوت زبان در این است که ارتباطی طبیعی و بلندمدت ایجاد میکند. دانشجوی زبان فارسی لزوما با هدف سیاسی وارد کلاس نمیشود؛ اما در جریان آموزش، به تدریج با ادبیات، تاریخ، سینما، هنر و جامعه ایران آشنا میشود. همین فرآیند میتواند تصویری انسانیتر و واقعیتر از ایران ایجاد کند و فاصلهای را که رسانههای رقیب میان دو جامعه ایجاد کردهاند کاهش دهد.
از این منظر، دیدار سفیر ایران با دانشجویان گروه زبان فارسی دانشگاه صنعا را باید اتفاقی فراتر از یک برنامه مناسبتی دانست. این دیدار میتواند نشانه توجه دوباره تهران به بخشی از روابط با یمن باشد که در سالهای گذشته تحت تاثیر مسائل سیاسی و امنیتی قرار گرفته است. اگر این توجه با حمایت عملی همراه شود، گروه زبان فارسی دانشگاه صنعا میتواند از یک گروه آموزشی محدود به نقطهای برای توسعه ارتباطات دانشگاهی و فرهنگی میان دو کشور تبدیل شود.
این حمایت لزوما به برنامههای پرهزینه نیاز ندارد. تامین منابع آموزشی و کتابهای فارسی، ارتباط منظم استادان دانشگاه صنعا با مراکز آموزش زبان فارسی در ایران، برگزاری دورههای برخط، فراهم کردن فرصتهای مطالعاتی و ایجاد امکان حضور دانشجویان برتر در دورههای آموزشی ایران، مجموعه اقداماتی است که میتواند با هزینهای محدود، تاثیر قابل توجهی بر این روند داشته باشد. در کنار آن، ترجمه آثار ادبی و فرهنگی ایران به عربی و معرفی متقابل آثار یمنی در ایران نیز میتواند این ارتباط را از کلاس درس فراتر ببرد.
در نهایت، اهمیت آموزش زبان فارسی در یمن را باید در یک واقعیت ساده دید: روابط سیاسی ممکن است تحت تاثیر تحولات روز تغییر کند، اما نسلی که زبان و فرهنگ یکدیگر را میشناسد، ظرفیت بیشتری برای حفظ و گسترش ارتباطات در بلندمدت دارد. امروز که مقاومت یمن به یکی از صداهای موثر در دفاع از فلسطین و مقابله با پروژههای سلطه خارجی در منطقه تبدیل شده است، شناخت متقابل میان جامعه ایران و یمن اهمیت مضاعفی پیدا کرده است.
دانشجویان زبان فارسی دانشگاه صنعا بخشی از همین ظرفیت هستند؛ نسلی که میتواند ایران را نه از دریچه روایتهای ساخته شده در رسانههای مخالف مقاومت، بلکه از مسیر زبان و ارتباط مستقیم با فرهنگ ایرانی بشناسد. توجه بیشتر تهران به این ظرفیت، در واقع سرمایهگذاری بر رابطهای است که میتواند از دانشگاه آغاز شود، به جامعه برسد و در آینده به یکی از پایههای ارتباط نزدیکتر میان دو ملت تبدیل شود.