«بیکفایت، ناتوان و فرصتطلب»؛ بسنت زیر تیغ منتقدان ترامپ
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو به نقل از گاردین؛دونالد ترامپ سیاست فشار اقتصادی برای منزویکردن ایران را در شرایطی دنبال میکند که اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، همزمان مسئول مدیریت بدهی ۴۰ تریلیون دلاری این کشور نیز هست.
گاردین در گزارشی درباره عملکرد بسنت نوشته است که وزیر خزانهداری آمریکا اکنون باید در کنار مدیریت مسائل اقتصادی داخلی، سیاست فشار اقتصادی دولت ترامپ علیه ایران را نیز پیش ببرد.
دولت آمریکا در قبال ایران ابتدا یک کارزار ششماهه نظامی را دنبال کرد و اکنون فشار اقتصادی را در دستور کار قرار داده است؛ رویکردی که بسنت مسئول اجرای بخش مالی آن شده است.
طرح جدید واشنگتن برای منزویکردن ایران از نظام مالی جهانی، از سوی بسنت با عنوان «روز حمله اقتصادی» معرفی شده است.
با این حال، گاردین به نقل از برخی منتقدان مینویسد اقدامات اعلامشده از سوی بسنت تاکنون بیشتر در سطح اظهارات و هشدارها باقی مانده و تحول عمدهای در سیاست آمریکا ایجاد نکرده است.
لری جیکوبز، مدیر مرکز مطالعات سیاست و حکمرانی دانشگاه مینهسوتا، میگوید تلاش بسنت برای اجرای این طرح تاکنون «بیشتر جنبه لفظی» داشته و تحول عمدهای ایجاد نکرده است.
به گفته جیکوبز، این اقدام میتواند تلاشی برای ایجاد یک مسیر خروج سیاسی برای ترامپ از جنگی باشد که رئیسجمهور آمریکا خود آغاز کرده و پیامدهایی نیز به دنبال داشته است.
بسنت روز دوشنبه از «خفهسازی اقتصادی» سخن گفت و اعلام کرد واشنگتن به دنبال قطع شریانهای اقتصادی باقیمانده ایران است؛ با این حال، اقدامات عملی اعلامشده از سوی وزارت خزانهداری محتاطانهتر بوده و بیشتر شامل هشدار به طرفهای معامله با ایران شده است.
یکی از موانع اصلی در مسیر اجرای کامل این سیاست، چین است. چین از خریداران مهم نفت ایران به شمار میرود و اجرای کامل تحریمهای ثانویه آمریکا میتواند بانکهای بزرگ چینی را نیز هدف قرار دهد.
گاردین مینویسد چنین اقدامی میتواند خطر درگیری تجاری میان واشنگتن و پکن را افزایش دهد و توافق شکننده تجاری میان دو کشور را تحت تأثیر قرار دهد.
بسنت در توضیح این ملاحظه گفته است: «چرا باید نظام مالی جهانی را منفجر کنم؟»
در همین حال، برخی ناظران نبود اقدامات فوری و گسترده را نشانه فاصله میان تهدیدهای واشنگتن و اقدامات عملی آن میدانند.
انتقادها از بسنت اما به سیاست ایران محدود نمیشود.
استیو اشمیت، استراتژیست سیاسی سابق جمهوریخواه که در کارزارهای انتخاباتی جورج بوش و جان مککین فعالیت داشته، بسنت را «بدترین وزیر خزانهداری تاریخ ایالات متحده» خوانده است.
اشمیت همچنین او را «بیکفایت، ناتوان، ناصادق، متکبر و فرصتطلب» توصیف کرده است.
این انتقادها در حالی مطرح میشود که بسنت پیش از حضور در دولت ترامپ، سابقه فعالیت در والاستریت داشت و در مقطعی نیز از حامیان مالی دموکراتها بود.
او در دانشگاه ییل تحصیل کرد و بعدها در فعالیتهای سرمایهگذاری جورج سوروس در لندن نقش داشت. بسنت همچنین در اوایل دهه ۲۰۰۰ به برخی فعالیتهای دموکراتها کمک مالی کرده بود.
با این حال، او بهتدریج به جریان جمهوریخواه نزدیک شد و در نهایت به یکی از مدافعان سیاست اقتصادی ملیگرایانه ترامپ تبدیل شد.
بسنت از کاهش هزینههای دولت حمایت کرده و از تمدید کاهش مالیاتهای دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ نیز دفاع کرده است.
هنگام معرفی او برای وزارت خزانهداری، برخی امیدوار بودند سابقه فعالیت او در والاستریت و حمایت از کاهش کسری بودجه باعث شود بتواند در برابر برخی تصمیمهای ترامپ نقش تعدیلکننده داشته باشد.
سنای آمریکا نیز سال گذشته با ۶۸ رأی موافق در برابر ۲۹ رأی مخالف، صلاحیت بسنت را برای تصدی وزارت خزانهداری تأیید کرد.
با این حال، وضعیت اقتصادی آمریکا فشار زیادی بر وزارت خزانهداری وارد کرده است.
بدهی ملی آمریکا از مرز ۴۰ تریلیون دلار عبور کرده و بازار اوراق قرضه نیز تحت فشار قرار گرفته است. گاردین مینویسد بازده اوراق خزانهداری بلندمدت آمریکا به بالاترین سطح خود در نزدیک به ۲۰ سال گذشته رسیده است.
بسنت برای حمایت از بازار اوراق، خرید اوراق بلندمدت خزانهداری را افزایش داد. این اقدام در ابتدا موجب کاهش بازده اوراق شد، اما این تأثیر دوام چندانی نداشت و بازده اوراق بار دیگر افزایش یافت.
چارلی مکالیگات، استراتژیست مؤسسه نومورا، این اقدام را به «چسب زخم روی سوراخ گلوله» تشبیه کرده است.
بیل گالستون از مؤسسه بروکینگز نیز این اقدام را «تا حدی مضحک» توصیف کرده و گفته است بازار مالی آمریکا از عملکرد بسنت رضایت ندارد.
در همین حال، ترامپ همچنان بر سیاست تعرفهای خود پافشاری میکند؛ سیاستی که بسنت نیز از آن دفاع کرده است.
بسنت در سال ۲۰۲۴ در نامهای به سرمایهگذاران نوشته بود تعرفهها میتوانند تورمزا باشند، اما سال گذشته گفت در این زمینه تغییر دیدگاه داده و رئیسجمهور آمریکا در این خصوص درست گفته است.
او همچنین تعرفهها را «ابزار مفیدی برای تحقق اهداف سیاست خارجی رئیسجمهور» توصیف کرده است.
اکنون بسنت باید همزمان با مدیریت مسائل اقتصادی داخلی آمریکا، سیاست فشار اقتصادی دولت ترامپ علیه ایران را نیز پیش ببرد؛ سیاستی که اجرای کامل آن میتواند پیامدهایی برای روابط اقتصادی آمریکا با چین داشته باشد.
گاردین در گزارش خود مینویسد ماههای آینده مشخص خواهد کرد که آیا بسنت میتواند در برابر تصمیمهای ترامپ نقش محدودکننده داشته باشد یا اینکه در نهایت به مجری سیاستهای رئیسجمهور تبدیل خواهد شد.