هگست در باتلاق جنگ شکست خورده علیه ایران؛ قطار سریالی استعفاها چگونه به وزیر ارتش رسید؟
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو؛ استعفای دن دریـسکول، وزیر ارتش آمریکا، تنها یک جابهجایی مدیریتی در پنتاگون نیست؛ این استعفا نشانهای از تشدید شکاف در رأس ساختار دفاعی آمریکا در شرایطی است که واشنگتن پس از ماهها جنگ با ایران با فشارهای نظامی، کاهش ذخایر مهمات و انتقادهای فزاینده نسبت به راهبرد جنگی خود روبهرو شده است.
دریـسکول پس از حدود ۱۸ ماه حضور در وزارت ارتش آمریکا، در پی ماهها اختلاف با پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، استعفا داد. او که در دولت دونالد ترامپ بهعنوان یکی از چهرههای اصلی پروژه تحول و نوسازی ارتش شناخته میشد، پیش از کنارهگیری نسبت به دخالتهای هگست در اداره بزرگترین شاخه ارتش آمریکا هشدار داده بود.
این استعفا در شرایطی رخ میدهد که پنتاگون همزمان با بحرانهای مدیریتی داخلی، با پیامدهای جنگ طولانی با ایران نیز مواجه است؛ جنگی که فشار سنگینی بر منابع نظامی آمریکا وارد کرده و ذخایر مهمات این کشور را کاهش داده است.
هگست؛ وزیر جنگی که زیر فشار انتقادها قرار گرفته است
پیت هگست از زمان آغاز دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ به یکی از جنجالیترین چهرههای ساختار دفاعی آمریکا تبدیل شده است. او در ماههای گذشته حدود ۲۰ ژنرال و دریاسالار را برکنار کرده یا آنها را وادار به کنارهگیری کرده است.
در میان این افراد، رندی جورج، رئیس ستاد ارتش آمریکا، نیز قرار داشت که در ماه آوریل از سمت خود برکنار شد. این برکناری به یکی از مهمترین نقاط اختلاف میان دریـسکول و هگست تبدیل شد، زیرا جورج همکاری نزدیکی با وزیر ارتش داشت.
جان فلان، وزیر نیروی دریایی آمریکا، نیز در ماه آوریل از سمت خود کنار رفت و کریستوفر داناهیو، فرمانده نیروهای آمریکایی در اروپا و آفریقا، نیز در ماه ژوئن کنار گذاشته شد.
تعداد بالای تغییرات در رأس ساختار نظامی آمریکا، آن هم در شرایطی که این کشور درگیر جنگ با ایران است، انتقادها از روش مدیریت هگست را افزایش داده است.
منتقدان میگویند مسئله فقط برکناری چند فرمانده نیست، بلکه ایجاد خلأ در سطوح مختلف فرماندهی در زمانی است که ارتش آمریکا به ثبات مدیریتی و تصمیمگیری منسجم نیاز دارد.
کریستوفر میگر، مقام ارشد سابق پنتاگون، دریـسکول را یکی از معدود مقامهای ارشد غیرنظامی توصیف کرده که از اعتماد نیروها برخوردار بود و عملکرد مؤثری داشت. به گفته او، نبود وزیر دائمی ارتش و رئیس ستاد ارتش که هر دو نیازمند تأیید سنا هستند، در زمان جنگ یک خلأ جدی در رهبری ایجاد میکند.
جنگ ایران؛ آزمونی که ساختار نظامی آمریکا را تحت فشار گذاشت
اهمیت استعفای دریـسکول زمانی بیشتر روشن میشود که آن را در چارچوب جنگ آمریکا با ایران قرار دهیم.
واشنگتن در جریان این جنگ با چالشهای مهمی مواجه شده است. طولانی شدن درگیری، استقرار هزاران نیروی آمریکایی در خاورمیانه، استفاده گسترده از تجهیزات و موشکها و کاهش ذخایر مهمات و عدم دستیابی به اهداف فشار قابل توجهی بر توان نظامی آمریکا وارد کرده است.
در همین شرایط، اختلاف بر سر نحوه اداره ارتش و مسیر تحول نیروهای زمینی آمریکا در بالاترین سطوح پنتاگون تشدید شده است.
منتقدان هگست معتقدند او به جای تمرکز بر پیامدهای راهبردی جنگ و تقویت ساختار فرماندهی، بخش قابل توجهی از انرژی وزارت جنگ را صرف تغییرات پرسرعت در میان فرماندهان ارشد کرده است.
تام رایت، پژوهشگر ارشد مؤسسه بروکینگز، وضعیت موجود را نشانهای از آشفتگی در پنتاگون دانسته و آن را «لحظهای آشکارکننده» توصیف کرده است.
در همین حال، برخی قانونگذاران جمهوریخواه نیز بهتدریج نگرانی خود را نسبت به عملکرد هگست آشکار کردهاند. مایک راوندز، سناتور جمهوریخواه، پس از استعفای دریـسکول گفت از این اتفاق «ناامید» شده و پرسید: «رهبری کجاست؟»
«دریـسکول به ترامپ هشدار داده بود»
بر اساس گزارشهایی که درباره اختلافات داخلی منتشر شده، دریـسکول پیش از استعفا درباره وضعیت ارتش و تعداد فرماندهان ارشدی که تحت مدیریت هگست کنار گذاشته شده، برکنار شده یا ارتقا نیافته بودند، با ترامپ صحبت کرده بود.
گزارشها حاکی است زمانی که دریـسکول تعداد ژنرالها و مقامهای ارشد نظامی کنار گذاشتهشده را به ترامپ اعلام کرد، رئیسجمهور آمریکا از میزان این تغییرات شگفتزده شد.
دریـسکول همچنین هشدار داده بود که نیروهای زمینی آمریکا به دلیل خروج شمار زیادی از فرماندهان و رهبران خود، قادر نیستند تحول و بازسازی ضروری را با سرعت مورد نیاز انجام دهند.
این نگرانی در شرایط جنگ با ایران اهمیت مضاعف دارد؛ زیرا جنگ نهتنها به تجهیزات و مهمات، بلکه به ساختار فرماندهی باثبات، برنامهریزی بلندمدت و هماهنگی میان سطوح مختلف نظامی نیاز دارد.
«آسیب نسلی» به ارتش آمریکا
دریـسکول که از نزدیکان جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، محسوب میشود، بر این باور بود که سیاستهای هگست میتواند به ارتش آمریکا «آسیبی نسلی» وارد کند.
یک فرد نزدیک به دیدگاههای دریـسکول نیز گفته است که وزیر ارتش بارها تلاش کرده هگست را نسبت به پیامدهای تصمیمهایش متقاعد کند، اما به دلیل خصومت شخصی، وزیر جنگ حاضر به شنیدن استدلالهای او نبوده است.
این ادعاها نشان میدهد اختلاف میان دو مقام صرفاً بر سر یک پروژه یا یک انتصاب نبوده، بلکه به دو نگاه متفاوت درباره آینده ارتش آمریکا بازمیگشته است.
دریـسکول خواهان تسریع روند نوسازی ارتش، استفاده گستردهتر از فناوریهای جدید، توسعه پهپادهای ارزانقیمت و سامانههای ضدپهپادی و اصلاح نظام سنتی خرید تسلیحات بود.
او همچنین تلاش داشت شرکتهای فناوری خارج از حلقه پیمانکاران سنتی نظامی را وارد پروژههای ارتش کند.همین رویکرد باعث شد دریـسکول به «مرد پهپادها» معروف شود.
چرا «مرد پهپادها» کنار رفت؟
دریـسکول در مدت حضور خود در وزارت ارتش، دهها پروژه مربوط به پهپادها و سامانههای ضدپهپادی را پایهگذاری کرد.
ارتش تحت مدیریت او حتی یک گردان پیادهنظام را مأمور کرده بود تا روی ادغام پهپادها در ساختار عملیاتی نیروهای زمینی کار کند؛ اما هگست در نهایت دستور انحلال این واحد را صادر کرد.
اختلاف درباره همین موضوع، یعنی آینده فناوری در ارتش، به یکی از محورهای اصلی درگیری میان دو مقام تبدیل شد.
دریـسکول همچنین تلاش کرده بود روند خرید تسلیحات را اصلاح کند و مسیر همکاری ارتش با شرکتهای فناوری را سادهتر کند.
در مقابل، هگست رویکرد متفاوتی نسبت به مدیریت ساختار نظامی داشت و تغییرات گسترده در میان فرماندهان ارشد را دنبال کرد.
در نتیجه، اختلاف بر سر «چگونگی نوسازی ارتش» به اختلاف بر سر «چه کسی حق دارد درباره آینده ارتش تصمیم بگیرد» تبدیل شد.
ساختار پنتاگون؛ وزیر ارتش دقیقاً چه اختیاری دارد؟
برای درک این اختلاف باید ساختار قانونی ارتش آمریکا را شناخت.
وزارت جنگ در رأس ساختار دفاعی آمریکا قرار دارد و وزیر جنگ، عالیترین مقام غیرنظامی این وزارتخانه محسوب میشود.
زیرمجموعه وزارت جنگ، سه وزارتخانه اصلی قرار دارند:
وزارت ارتش؛
وزارت نیروی دریایی؛
وزارت نیروی هوایی.
وزارت ارتش مسئول نیروهای زمینی است. وزارت نیروی دریایی بر نیروی دریایی و تفنگداران دریایی نظارت دارد و وزارت نیروی هوایی نیز مسئول نیروی هوایی و نیروی فضایی است.
وزیر ارتش، عالیترین مقام غیرنظامی مسئول ارتش زمینی محسوب میشود. مسئولیت او شامل سازماندهی، جذب، آموزش، تجهیز، تأمین، بسیج، نگهداری تجهیزات و تأسیسات و برنامهریزی برای آمادگی نیروهای زمینی است.
اما وزیر ارتش فرمانده عملیاتی نیروها در میدان جنگ نیست.
این تفکیک اهمیت زیادی دارد.
چه کسی در جنگ فرمانده است؟
طبق قانون اساسی آمریکا، رئیسجمهور فرمانده کل نیروهای مسلح است.سلسلهمراتب فرماندهی عملیاتی نیز با ساختار اداری وزارتخانههای نظامی یکسان نیست.
وزیر ارتش مسئول آمادهسازی و تجهیز نیروهای زمینی است، اما هنگامی که نیروها برای یک عملیات نظامی اختصاص پیدا میکنند، فرماندهی عملیاتی آنها از طریق زنجیره فرماندهی عملیاتی انجام میشود.
رئیس ستاد ارتش نیز عالیترین افسر ارتش زمینی است، اما حتی او نیز از نظر قانونی زیر نظر وزیر ارتش فعالیت میکند و فرماندهی مستقل و فراتر از ساختار غیرنظامی وزارت ارتش ندارد.
در نتیجه، باید میان دو موضوع تفاوت گذاشت:اداره و آمادهسازی ارتش از یک سو و فرماندهی عملیات جنگی از سوی دیگر.
این تفکیک قانونی به این معناست که نمیتوان تمام مسئولیت نتایج یک جنگ را صرفاً متوجه وزیر ارتش کرد.
اما وزیر جنگ در سطح بالاتری قرار دارد و بر کل وزارت جنگ و سیاستهای دفاعی شاخههای مختلف نظامی نظارت میکند.به همین دلیل، اختلافات هگست با وزرای شاخههای نظامی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
مسئله اصلی؛ چه کسی مسئول شکست راهبردی است؟
جنگ ایران برای دولت ترامپ به یک آزمون بزرگ تبدیل شده است.
اگر هدف از جنگ دستیابی سریع به اهداف نظامی و سیاسی بود، طولانی شدن درگیری، مصرف گسترده مهمات، فشار بر نیروهای آمریکایی و نیاز به استقرار طولانیمدت نیروها در منطقه، این نقد را ایجاد کرده که راهبرد اولیه واشنگتن نتوانسته به اهداف مورد نظر خود برسد/
از همین زاویه، انتقادها علیه هگست تنها به مدیریت منابع انسانی پنتاگون محدود نمیشود.
اگر آمریکا در میانه یک جنگ طولانی قرار گرفته و همزمان با کاهش ذخایر مهمات و فشار بر نیروهای خود مواجه است، چرا وزیر جنگ در حال تغییر گسترده فرماندهان و مدیران ارشد است؟
این همان نقطهای است که استعفای دریـسکول را به مسئلهای فراتر از یک اختلاف شخصی تبدیل میکند.
کنگره هم وارد ماجرا شده است
هگست برای حفظ نفوذ خود اکنون باید با چالش دیگری نیز روبهرو شود: تأیید جانشین دریـسکول در سنا.
بر اساس گزارش آتلانتیک، هگست قصد دارد ژنرال کریستوفر لانو را برای تصدی وزارت ارتش معرفی کند.اما تأیید او در کنگره ممکن است دشوار باشد.
یکی از کارکنان کنگره در واکنش به این موضوع گفته است: «ما قرار نیست به خاطر کاری که هگست با ارتش انجام داده، به او پاداش بدهیم.»
مخالفت احتمالی با گزینه هگست تنها به شخصیت نامزد پیشنهادی مربوط نیست؛ بلکه میتواند به نمادی از نارضایتی کنگره از نحوه مدیریت وزیر جنگ تبدیل شود.
این مسئله زمانی اهمیت بیشتری دارد که بدانیم وزیر ارتش و رئیس ستاد ارتش هر دو برای تثبیت جایگاه خود به فرآیند تأیید سنا نیاز دارند.

پنتاگون درگیر «پاکسازی بیپایان»
گزارشهای متعدد درباره درگیریهای داخلی در وزارت جنگ تصویری از نهادی ارائه میدهد که با بیاعتمادی، برکناریهای پیاپی و رقابت بر سر قدرت مواجه است.
الیسّا اسلاتکین، سناتور دموکرات و عضو کمیته نیروهای مسلح سنا، در این باره گفته است هگست «فقط یک مخاطب دارد و آن دونالد ترامپ است».به گفته او، اگر کسی با هگست مخالفت کند، جایگاهش را زیر سؤال ببرد یا باعث شود او ضعیف به نظر برسد، وزیر جنگ آن فرد را کنار میگذارد.
اسلاتکین این وضعیت را «روند پاکسازی بیپایان» توصیف کرده است.
این در حالی است که برخی مقامهای نظامی نیز گفتهاند افرادی تنها به دلیل زیر سؤال بردن دستورات یا مخالفت با تصمیمهای هگست از سمت خود کنار گذاشته شدهاند.
استعفای دریـسکول؛ یک زنگ خطر برای واشنگتن
استعفای دن دریـسکول در ظاهر یک تغییر مدیریتی است، اما در عمل چند بحران همزمان را آشکار کرده است: بحران در فرماندهی ارتش، اختلاف درباره مسیر نوسازی نیروها، برکناریهای گسترده فرماندهان ارشد، تنش میان مقامات غیرنظامی و نظامی و در نهایت فشارهای ناشی از جنگ طولانی با ایران.
از سوی دیگر، منتقدان هگست معتقدند پاکسازی گسترده فرماندهان در شرایط جنگی، نهتنها مشکل فرماندهی را حل نکرده، بلکه میتواند به بیثباتی بیشتر منجر شود.
در نهایت، مسئلهای که واشنگتن با آن مواجه است فراتر از استعفای یک وزیر است: جنگ ایران نشانهای از محدودیتهای راهبرد نظامی آمریکاست، مسئولیت این ناکامی متوجه چه کسی خواهد بود؟
هگست همچنان حمایت ترامپ را دارد؛ اما افزایش استعفاها، اعتراض برخی جمهوریخواهان، مخالفتهای احتمالی در سنا و هشدارهای مقامهای سابق و فعلی دفاعی نشان میدهد که وزیر جنگ آمریکا بیش از هر زمان دیگری زیر ذرهبین قرار گرفته است.
در میانه جنگ، خروج پیاپی فرماندهان و مقامهای ارشد میتواند این پرسش را بیش از پیش برجسته کند که آیا پنتاگون در حال اصلاح ساختار خود است یا آنکه در نتیجه یک جنگ پرهزینه و اختلافات داخلی، وارد مرحلهای از فرسایش مدیریتی و راهبردی شده است.