انیمیشن لگویی «ایران_سیریک SNNTV به روایت تولید کننده / آمادهباش ۲۴ ساعته رسانه و تلاش برای تحریف یک واکنش فوری
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، در حالی که تولیدات سریع و آگاهیبخش رسانهای درباره حادثه سیریک در مورد جنایت آمریکا علیه مردم ایران، توجه و بازتاب گستردهای پیدا کرده است، برخی جریانها تلاش کردهاند سرعت تولید و انتشار این آثار را دستمایه ایجاد تردید و خدشه در روایت حادثه قرار دهند.
یکی از این آثار، انیمیشن لگویی «ایران ـ سیریک» است که در استودیوی تولید هوش مصنوعی SNNTV ساخته شد و سرعت تولید و انتشار آن مورد توجه قرار گرفت. این اثر پس از انتشار، از سوی برخی مخالفان به عنوان نمونهای از آثاری مطرح شد که به زعم آنان میتواند روایت حادثه سیریک را مخدوش کند.
اما روایت تولیدکننده اثر، تصویر دیگری از چرایی این سرعت ارائه میکند؛ روایتی که بیش از هر چیز بر آمادهباش ۲۴ ساعته رسانه و ضرورت واکنش فوری در شرایط جنگی تأکید دارد.
سید محمدرضا حسینی، تولیدکننده این اثر، درباره زمانبندی تولید آن میگوید: « حدود ساعت ۲۲:۳۰ پس از دریافت خبر رسمی به سرعت با توجه به اینکه در خبرگزاری هستیم و ۲۴ ساعته اخبار را رصد میکنیم، تا یکساعت پس از آن تولید را آغاز و به نتیجه رساندیم.»
به این ترتیب، فاصله دریافت خبر تا آغاز تولید اثر بسیار کوتاه بوده است؛ موضوعی که به گفته تولیدکننده، نه حاصل یک فرایند طولانی و از پیش طراحیشده، بلکه نتیجه فعالیت یک مجموعه رسانهای در وضعیت آمادهباش و رصد مستمر اخبار فوری بوده است.
حسینی همچنین به یکی از جزئیات مهم حادثه اشاره میکند؛ حضور یک کودک چهار ساله در اخبار سیریک که توجه تیم تولید را به خود جلب کرده است. به گفته او، همین موضوع باعث شد تیم رسانهای روی حضور این کودک تمرکز کند تا از ظرفیت تصویر و روایت هنری برای انتقال ابعاد انسانی جنایت و روشنشدن آن برای مخاطبان جهانی استفاده شود.
این توضیحات، فارغ از قضاوت درباره کیفیت یا تأثیرگذاری اثر، یک نکته مهم درباره عملکرد رسانه در شرایط جنگی را برجسته میکند: رسانه در چنین شرایطی نمیتواند منتظر بماند تا روایتها شکل بگیرند و سپس وارد میدان شود.
رصد ۲۴ ساعته اخبار، دریافت سریع اطلاعات، واکنش بهموقع و استفاده از ابزارهای جدید تولید محتوا، بخشی از اقتضائات فعالیت رسانهای در شرایط بحران و جنگ است. فناوری هوش مصنوعی نیز امکان داده است که فاصله میان وقوع یک رویداد و تولید محتوای تصویری درباره آن، به شکل قابل توجهی کاهش پیدا کند.
از همین زاویه، سرعت تولید «ایران ـ سیریک» را میتوان بخشی از یک سازوکار رسانهای دانست که تلاش دارد در همان ساعات نخست، روایت خود را در برابر روایتهای رقیب عرضه کند؛ هرچند همین سرعت، از سوی برخی جریانها بهانهای برای ایجاد تردید درباره اصل و نحوه شکلگیری روایت شده است.
ماجرای این انیمیشن در نهایت نشان میدهد که در شرایط جنگی، زمان خود به یکی از عناصر مهم میدان رسانه تبدیل شده است. رسانهای که ۲۴ ساعته در آمادهباش باشد، میتواند در فاصلهای کوتاه پس از دریافت خبر، واکنش نشان دهد و روایت تصویری خود را تولید و منتشر کند.
البته این آمادگی صرفاً به رسانه محدود نمیشود. در شرایط بحرانی، هرچه مجموعههای مسئول، امدادی و اجرایی نیز آمادگی و سرعت عمل بیشتری داشته باشند، امکان مدیریت بهتر صحنه، اطلاعرسانی دقیقتر و ارائه روایت مستندتر از وقایع برای افکار عمومی داخلی و جهانی افزایش خواهد یافت.
در چنین شرایطی، تجربه «ایران ـ سیریک» بیش از آنکه صرفاً داستان تولید یک انیمیشن با هوش مصنوعی باشد، روایتی از آمادهباش رسانهای در میدان جنگ روایتها است؛ میدانی که در آن سرعت واکنش میتواند تعیینکننده باشد و حتی یک واکنش فوری رسانهای نیز ممکن است از سوی مخالفان، به دستاویزی برای تردیدافکنی و تلاش برای تحریف روایت تبدیل شود.