ماجرای آزمایش دروغ سنج از مقامات ارشد آمریکایی چیست؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۵۱۳۷۵
گزارش|

ماجرای آزمایش دروغ سنج از مقامات ارشد آمریکایی چیست؟

آزمایش دروغ‌سنج از ده‌ها مقام ارشد آمریکایی تنها یک پرونده امنیتی نیست؛ نشانه‌ای از بحرانی عمیق‌تر در پنتاگون است؛ جایی که جنگ ایران، کاهش ذخایر تسلیحاتی، خروج فرماندهان ارشد و افزایش بی‌اعتمادی، ساختار نظامی دولت ترامپ را تحت فشار قرار داده است.
ترامپ

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری دانشجو؛ آنچه اکنون در پنتاگون رخ می‌دهد، دیگر نمی‌توان صرفاً یک پرونده معمول درباره «افشای اطلاعات محرمانه» دانست. وقتی دولت آمریکا برای یافتن منبع گزارش‌هایی درباره وضعیت ذخایر تسلیحاتی خود، حدود ۵۰ عضو ستاد مشترک ارتش را پای دستگاه دروغ‌سنج می‌نشاند، مسئله فقط پیدا کردن یک افشاگر نیست؛ مسئله، بحران اعتماد در بالاترین سطوح ساختار امنیتی آمریکا است.

روزنامه نیویورک‌تایمز گزارش داده است که حدود ۵۰ افسر نظامی و مقام غیرنظامی ستاد مشترک آمریکا در ماه اوت تحت آزمایش پلی‌گراف قرار گرفته‌اند. از آنها درباره انتقال اطلاعات محرمانه به رسانه‌ها، از جمله اطلاعات مربوط به کاهش ذخایر مهمات آمریکا در جریان جنگ با ایران، سؤال شده است. این روزنامه دامنه این اقدام را در تاریخ معاصر ارتش آمریکا کم‌سابقه توصیف کرده است.

اما گزارش جدید CBS نشان می‌دهد دامنه این تحقیقات حتی از آنچه ابتدا تصور می‌شد گسترده‌تر است. بر اساس این گزارش، چند ده نفر دیگر، از جمله مقام‌هایی در فرماندهی مرکزی آمریکا و دیگر فرماندهی‌های رزمی، نیز تحت آزمایش قرار گرفته‌اند. منابع CBS گفته‌اند تعداد افرادی که در این پرونده تحت آزمایش قرار گرفته‌اند، برای یک تحقیقات امنیتی «بسیار نادر» است و حتی این نگرانی در میان مقام‌های آمریکایی مطرح شده که شاید فردی با یک سرویس اطلاعاتی خارجی ارتباط داشته باشد.

 

بحران اعتماد در قلب پنتاگون

 

استفاده گسترده از پلی‌گراف را می‌توان نشانه‌ای از شکاف عمیق میان رأس سیاسی وزارت دفاع و بدنه نظامی دانست. اگر اعتماد میان وزیر دفاع، فرماندهان ارشد و افسرانی که به اطلاعات حساس دسترسی دارند وجود داشته باشد، تحقیقات درباره یک افشاگری معمولاً بر شناسایی مسیر انتقال اطلاعات، بررسی اسناد و منابع ارتباطی متمرکز می‌شود. اما وقتی ده‌ها مقام ارشد برای بازجویی و آزمایش دروغ‌سنج احضار می‌شوند، این پرسش شکل می‌گیرد که چرا سیستم مدیریتی پنتاگون تا این اندازه نسبت به بدنه خود بی‌اعتماد شده است؟

نیویورک‌تایمز نوشته است که این اقدام تنها برای یافتن افشاگر احتمالی انجام نشده، بلکه می‌تواند با هدف ایجاد ترس و بازدارندگی در میان دیگر کارکنان نیز صورت گرفته باشد. این روزنامه می‌گوید انجام آزمایش‌های جمعی در چنین سطحی در رده‌های بالای ارتش آمریکا سابقه مشابهی در تاریخ معاصر ندارد.

این اتفاق را باید در کنار موج خروج و برکناری مقام‌های ارشد نظامی در دوره پیت هگست قرار داد.

آکسیوس در دوم سپتامبر نوشت که پنتاگون وارد دوره‌ای از «آشفتگی نهادی عمیق» شده است؛ بحرانی که از یک سو با بحران رهبری در داخل و از سوی دیگر با بحران ظرفیت نظامی در خارج همراه شده است. این رسانه گزارش داد که هگست طی دوره وزارت خود شمار قابل توجهی از فرماندهان ارشد را برکنار یا مجبور به خروج کرده و ساختار رهبری ارتش آمریکا را به‌شدت تغییر داده است.

واشنگتن‌پست نیز در گزارشی جداگانه نوشت که استعفای «دن درییسکول»، وزیر ارتش آمریکا، در ادامه خروج تعدادی از مقام‌های ارشد نظامی در دوره هگست رخ داده است. این روزنامه از برکناری یا خروج ژنرال‌ها و مقام‌های ارشدی مانند رندی جورج، کریستوفر دوناهو و دیگر فرماندهان خبر داده و این روند را در چارچوب تغییرات گسترده در رهبری نظامی آمریکا بررسی کرده است.

استعفای درییسکول اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا او در شرایطی از سمت خود کنار رفت که آمریکا همچنان درگیر جنگ با ایران است. آسوشیتدپرس نیز گزارش داده است که خروج او در شرایطی رخ داده که تنش‌های او با هگست پیش‌تر گزارش شده بود و ارتش آمریکا در میانه بحران منطقه‌ای همچنان با تغییرات رهبری مواجه است.

بنابراین، کنار هم قرار دادن این رویدادها تصویری متفاوت از پنتاگون ارائه می‌دهد: ساختاری که در ظاهر بزرگ‌ترین ماشین نظامی جهان است، اما در درون خود با تغییرات شدید، خروج فرماندهان، بی‌اعتمادی و اختلاف بر سر مسیر جنگ مواجه شده است.

 

ماجرای آزمایش دروغ سنج از مقامات ارشد آمریکایی چیست؟

 

مسئله‌ای که واشنگتن نمی‌تواند با «دروغ‌سنج» پنهان کند

 

مهم‌ترین بخش ماجرا اما خود افشاگری نیست؛ محتوای اطلاعاتی است که افشا شده است.رسانه‌های آمریکایی طی ماه‌های گذشته درباره کاهش ذخایر مهمات این کشور، به‌ویژه رهگیرهای پاتریوت و تاد، هشدار داده‌اند. واشنگتن‌پست در ماه ژوئیه نوشت جنگ با ایران ذخایر تسلیحاتی آمریکا را به‌شدت کاهش داده است. برآورد CSIS در آن زمان نشان می‌داد موجودی رهگیرهای پاتریوت از حدود ۲۲۰۰ فروند پیش از جنگ به کمتر از ۸۲۷ فروند رسیده و ذخایر تاد نیز از ۴۵۲ به کمتر از ۲۷۸ فروند کاهش یافته است.

CSIS نیز در ارزیابی دیگری در اواخر ژوئیه اعلام کرد موجودی پاتریوت آمریکا به کمتر از هزار فروند و ذخایر تاد به حدود ۲۵۰ فروند رسیده است. این مرکز هشدار داد که ادامه جنگ یا آغاز یک درگیری جدید می‌تواند ذخایر رهگیرهای آمریکا را تحت فشار بیشتری قرار دهد.

واشنگتن برای هر حمله موشکی و پهپادی ایران مجبور است از سامانه‌هایی استفاده کند که تولید آنها سریع و ارزان نیست. در مقابل، بخش قابل توجهی از تهدیدات ایران با پهپادها و موشک‌هایی ایجاد می‌شود که هزینه آنها در مقایسه با رهگیرهای پیشرفته آمریکایی بسیار پایین‌تر است.این عدم توازن هزینه، یکی از نقاط آسیب‌پذیر جنگ طولانی‌مدت برای آمریکا است.

 

وقتی آمریکا مجبور می‌شود تولید تسلیحات را اضطراری کند

 

شاید مهم‌ترین دلیل برای جدی گرفتن مسئله ذخایر تسلیحاتی، واکنش خود پنتاگون باشد.

اگر گزارش‌های مربوط به کاهش مهمات صرفاً «دروغ» یا «تبلیغات دشمن» بود، انتظار نمی‌رفت واشنگتن همزمان برنامه‌های گسترده‌ای برای افزایش تولید رهگیرها و موشک‌ها اجرا کند.

رویترز در ماه اوت گزارش داد آمریکا برای افزایش تولید قطعات موشک‌های پاتریوت و تاد قراردادهایی چندمیلیارد دلاری با شرکت‌های تسلیحاتی منعقد کرده است. بر اساس اعلام پنتاگون، این برنامه با هدف افزایش سریع ظرفیت تولید انجام می‌شود.

چند روز بعد نیز رویترز از امضای قراردادهای هفت‌ساله جدید برای افزایش تولید قطعات مربوط به تاد و پاتریوت خبر داد.

این یعنی حتی اگر واشنگتن استفاده از عبارت «کمبود بحرانی» را نپذیرد، اصل مشکل ظرفیت تولید و بازسازی ذخایر را پذیرفته است.دولت ترامپ می‌خواهد دو تصویر را همزمان حفظ کند: از یک سو به افکار عمومی آمریکا بگوید ذخایر تسلیحاتی کشور قدرتمند و در حال افزایش است و از سوی دیگر میلیاردها دلار برای افزایش تولید موشک‌هایی هزینه کند که در جنگ ایران به سرعت مصرف شده‌اند.

این تناقض، دقیقاً همان نقطه‌ای است که گزارش‌های افشاشده اهمیت پیدا می‌کنند.

 

جنگی که حتی فرماندهان آمریکایی نسبت به ادامه آن هشدار می‌دهند

 

بحران فقط به مهمات محدود نیست.واشنگتن‌پست در ۳۰ اوت گزارش داد یک ارزیابی محرمانه به مقام‌های آمریکایی هشدار داده است که ادامه عملیات گسترده در خاورمیانه می‌تواند توانایی‌های آمریکا در دیگر مناطق جهان را تضعیف کند. این گزارش از نگرانی مقام‌های نظامی درباره پیامدهای ادامه جنگ بر ظرفیت کلی نیروهای مسلح آمریکا خبر می‌دهد.

این موضوع از منظر ایران اهمیت زیادی دارد. تهران نیازی ندارد برای اثبات توان خود، ارتش آمریکا را در یک نبرد کلاسیک شکست دهد. کافی است هزینه جنگ را افزایش دهد، زمان جنگ را طولانی کند و واشنگتن را مجبور کند منابع بیشتری برای حفظ سطح عملیات اختصاص دهد.

هر روزی که جنگ ادامه پیدا می‌کند، هزینه بیشتری به آمریکا تحمیل می‌شود؛ از مصرف مهمات و سوخت گرفته تا استهلاک ناوها، هواپیماها، سامانه‌های دفاعی و نیروی انسانی.

آسوشیتدپرس نیز پیش‌تر گزارش داده بود که هزینه جنگ ایران برای آمریکا به ده‌ها میلیارد دلار رسیده و بخش بزرگی از این هزینه مربوط به مهمات و عملیات نظامی بوده است.

 

هگست؛ وزیر جنگ در میانه بحران اعتماد

 

در مرکز این بحران، پیت هگست قرار دارد؛ وزیری که تلاش کرده با تغییر گسترده ساختار فرماندهی، کنترل بیشتری بر پنتاگون اعمال کند.

آکسیوس نوشته است که پنتاگون اکنون با تعداد کمتری از مقام‌های ارشد، ذخایر کمتری از تسلیحات حیاتی و سطح پایین‌تری از پاسخگویی عمومی مواجه است. این رسانه، وضعیت موجود را ترکیبی از «بحران رهبری» و «بحران ظرفیت» توصیف کرده است.

در همین حال، واشنگتن‌پست از موج خروج مقام‌های ارشد نظامی خبر داده است و رویترز نیز در روزهای اخیر از تحولات مربوط به تغییرات در رده‌های بالای وزارت دفاع گزارش کرده است.

 زیرا هرچه اختلاف میان سطوح سیاسی و نظامی آمریکا بیشتر شود، امکان تصمیم‌گیری‌های عجولانه و محاسبات اشتباه نیز افزایش می‌یابد.

 

ایران چگونه می‌تواند از این شکاف بهره ببرد؟

 

جنگ ایران نشان داده است که حتی یک قدرت نظامی برتر نیز با محدودیت مهمات، ظرفیت تولید، فرسایش سامانه‌های دفاعی، فشار اقتصادی و فرسودگی نیروی انسانی مواجه می‌شود.

ایران در چنین شرایطی بیشترین سود را از جنگی می‌برد که آمریکا نتواند آن را سریع تمام کند.

این همان نقطه‌ای است که مسئله ذخایر تسلیحاتی اهمیت راهبردی پیدا می‌کند. اگر آمریکا مجبور شود همزمان در خاورمیانه، اروپا و شرق آسیا آمادگی نظامی خود را حفظ کند، هر افزایش مصرف مهمات در یک جبهه می‌تواند بر توانایی آن در جبهه‌های دیگر اثر بگذارد.

گزارش واشنگتن‌پست درباره نگرانی متحدان آسیایی آمریکا از کاهش ذخایر تسلیحاتی دقیقاً همین مسئله را برجسته می‌کند. این روزنامه نوشته است کاهش ذخایر پنتاگون، متحدان آسیایی آمریکا را که با تهدیدهای چین و کره شمالی مواجه‌اند، نگران کرده است.

به بیان دیگر، جنگ ایران فقط یک جنگ در خاورمیانه نیست؛ فشار آن می‌تواند به محاسبات راهبردی آمریکا در سایر نقاط جهان نیز منتقل شود.

 

 

ماجرای آزمایش دروغ سنج از مقامات ارشد آمریکایی چیست؟

 

افشای اطلاعات؛ نشانه شکست کنترل؟

   

در نهایت، آزمایش ۵۰ عضو ستاد مشترک را باید در یک قاب بزرگ‌تر دید.ترامپ می‌خواهد افشای اطلاعات را خیانت معرفی کند. هگست می‌خواهد منابع اطلاعاتی را پیدا کند. پنتاگون می‌خواهد دسترسی خبرنگاران به اطلاعات را محدود کند. اما با وجود همه این اقدامات، اطلاعات حساس همچنان به رسانه‌های آمریکایی راه پیدا می‌کند.

حتی مهم‌تر اینکه این اطلاعات صرفاً درباره مسائل حاشیه‌ای نیستند؛ موضوع آنها ذخایر موشکی، توان ادامه جنگ، نگرانی فرماندهان و ظرفیت واقعی ارتش آمریکا است.

این یعنی مسئله فقط وجود یک یا چند افشاگر نیست. مسئله این است که در داخل ساختار نظامی آمریکا، روایت رسمی دولت با نگرانی‌هایی که برخی مقام‌ها و کارشناسان دارند، کاملاً منطبق نیست.

از این منظر، پرونده پلی‌گراف بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، می‌تواند نشانه اضطراب در ساختاری باشد که می‌خواهد کنترل روایت جنگ را در دست نگه دارد.

و شاید مهم‌ترین شکست برای دولت ترامپ همین باشد: آنچه قرار بود نمایش قدرت آمریکا باشد، اکنون به آزمونی برای ظرفیت، انسجام و اعتماد در درون ساختار نظامی این کشور تبدیل شده است؛ آزمونی که پنتاگون برای عبور از آن، نه تنها به موشک و رهگیر بیشتر، بلکه به اعتماد از دست‌رفته در بالاترین سطوح خود نیاز دارد.

پربازدیدترین آخرین اخبار