در تپه علیالطاهر لبنان چه میگذرد؟
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو؛ تپه علیالطاهر در جنوب لبنان طی ماههای اخیر به یکی از کانونهای اصلی توجه در جبهه لبنان تبدیل شده است. این ارتفاع که بر نبطیه و اقلیم التفاح اشراف دارد، صرفاً یک نقطه جغرافیایی ساده نبود و از آغاز جنگ به میدان رویارویی حساس میان ارتش اسرائیل و نیروهای مقاومت بدل گردید. اعلام تلآویو در سوم سپتامبر مبنی بر دستیابی به آنچه «کنترل عملیاتی» در سطح زمین و زیر زمین نامیده شد، موجی از تحلیلها و روایتهای متضاد را به دنبال داشت. با این حال، بررسی دقیق تحولات نشان میدهد که این اعلام به معنای اشغال کامل، سقوط موقعیت یا پایان نقش نظامی منطقه نیست. ابهامات میدانی، تداوم حملات و ماهیت تدریجی پیشرویها همگی حاکی از آن است که ادعاهای پیروزی کامل تاکنون اغراقآمیز بوده است.
.
حتی در روایت اسرائیلی نیز استفاده از عبارت «کنترل عملیاتی» به جای عباراتی مانند «اشغال کامل» یا «تصرف کامل» قابل توجه است. این تعبیر نشان می دهد که آنچه اعلام شده، بیش از آنکه به معنای استقرار دائمی و کامل نیروهای اسرائیلی در تمام بخش های منطقه باشد، به توانایی این ارتش برای انجام عملیات، کنترل تحرکات نظامی و اعمال فشار بر منطقه مربوط است.
موقعیت جغرافیایی و اهمیت نظامی تپه علیالطاهر
تپه علیالطاهر در ارتفاعی حدود ۶۰۰ متر و در فاصله تقریبی ۱۵ کیلومتری از مرز اسرائیل قرار دارد. موقعیت مرتفع آن امکان اشراف گسترده بر بخشهای وسیعی از جنوب لبنان را فراهم میکند و به زنجیرهای از ارتفاعات متصل میشود که به سمت قلعه شقیف و اقلیم التفاح امتداد مییابد. این ویژگیها از نظر نظامی ارزشمند هستند، زیرا کنترل چنین نقطهای میتواند بر خطوط دید، محورهای پیشروی و شبکههای ارتباطی تأثیر بگذارد.
با این وجود، اهمیت نظامی و جغرافیایی این تپه نباید بیش از اندازه واقعی آن بزرگنمایی شود. تبدیل یک ارتفاع به محور اصلی گفتمان سیاسی و نظامی، بیشتر به نیاز داخلی برای ارائه دستاورد مربوط میشود تا تغییر بنیادین در معادله درگیری. پیشرویها در اطراف قلعه شقیف و زوطر آغاز شد و تا کفر تبنیت ادامه یافت، پیش از آنکه علیالطاهر به یکی از اهداف اصلی تبدیل گردد. این روند نشان میدهد که منطقه بخشی از یک زنجیره عملیاتی گستردهتر بوده است، نه نقطهای که بهتنهایی سرنوشت جبهه جنوب را تعیین کند.
ماهیت پیشروی و اعلام کنترل عملیاتی
پیشروی در جهت علیالطاهر نتیجه یک حمله زمینی گسترده و واحد نبود. مجموعهای از عملیاتها، حملات هوایی و زمینی، فشار آتش، محاصره و فعالیتهای اطلاعاتی به تدریج فضای مانور را محدود کرد. در جریان این درگیریها، ارتش اسرائیل نیز متحمل تلفات شد و اذعان کرد که شماری از خدمه تانک کشته و تعدادی زخمی شدهاند.
با گذشت زمان، رویکرد مستقیم جای خود را به روشهایی مبتنی بر فشار مداوم، محاصره و محدود کردن تحرکات داد. در نهایت اعلام شد که کنترل دو مسیر در داخل تپه به دست آمده است. به ادعای بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر جنایتکار رژیم اسرائیل، تپه علیالطاهر دیگر تهدیدی محسوب نمیشود. این اظهارنظر تلاش آشکاری برای تبدیل یک تحول میدانی به دستاورد سیاسی بود، در حالی که چنین اعلامی به معنای پایان توانایی مقاومت برای فعالیت یا پاسخگویی نیست.

مرحله پس از آتشبس و پیچیدگیهای زیرزمینی
جزئیات آنچه واقعاً در عمق تپه رخ داده، همچنان بهطور کامل مشخص نیست. در اینجا شکاف میان دو روایت آشکار میشود: یک سو از پاکسازی زیرساختهای زیرزمینی و کنترل کامل در سطح زمین و زیر زمین سخن میگوید و سوی دیگر روایت تفصیلی ارائه نکرده است. به همین دلیل، عبارت «کنترل عملیاتی» دقیقتر از ادعای اشغال یا سقوط است. این عبارت به معنای توانایی نسبی برای فعالیت در داخل منطقه و کنترل تحرکات نظامی است، بدون آنکه لزوماً استقرار دائمی و فراگیر در تمام بخشهای تپه را شامل شود.
ارتش رژیم اسرائیل با انتشار تصویری از سرتیپ یفتاح نورکین، فرمانده لشکر ۳۶، در داخل یکی از تونلها، مدعی شد که نیروهای این لشکر اخیراً بر روی دو تونل زیرزمینی در محدوده منطقه امنیتی کار کردهاند و به کنترل عملیاتی بر منطقه در سطح زمین و زیر زمین دست یافتهاند. این نمایش تصویری بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد تا اثبات سیطره فراگیر.
.
اظهارات مقامات صهیونیستی
یسرائیل کاتس، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی ادعا کرد که کنترل ارتفاعات علیالطاهر به منزله تکمیل منطقه امنیتی در جنوب لبنان است. به گفته وی، ارتش اسرائیل خنثیسازی تونلها را تکمیل خواهد کرد و به شیوهای تاکتیکی مناسب برای کنترل ارتفاعات و جلوگیری از استقرار مجدد دشمن در منطقه آماده خواهد شد. تا زمانی که حزبالله سلاحهای خود را تحویل ندهد، از منطقه امنیتی لبنان عقبنشینی نخواهند کرد. وی همچنین مدعی شد که پیشروی نیروهای اسرائیلی به سمت علیالطاهر پس از دریافت اطلاعاتی مبنی بر وجود تونلهای فرماندهی در این منطقه صورت گرفته است.
ابهامات میدانی و تداوم حملات
دادههای موجود همچنان تا حد زیادی تحت تأثیر روایت رسمی قرار دارند، زیرا روایت تفصیلی از سوی مقاومت ارائه نشده است. بنابراین نمیتوان اعلام کنترل را توصیفی نهایی و قطعی از آنچه در داخل تپه رخ داده تلقی کرد. آنچه قطعی به نظر میرسد این است که رویارویی طولانیمدتی در منطقه رخ داده و یک تحول میدانی نیز اتفاق افتاده است. ادامه عملیات و تأکید بر کنترل عملیاتی، خود شاهد این تحول است.
تداوم بمبارانها و حملات هوایی و توپخانهای به همین منطقه، خود قویترین نشانه ناقص بودن ادعای پیروزی کامل است. اگر سیطره فراگیر و پایدار برقرار بود، نیازی به فشار نظامی مستمر وجود نداشت. نبود تصاویر شفاف از حضور گسترده نیروها، نبود مدارک روشن از انهدام گسترده یا فرار نیروهای مقاومت، و ادامه عملیاتهای تهاجمی، همگی ابهامات را تقویت میکنند. تلاش برای تصویر کردن علیالطاهر بهعنوان آخرین دژ، بیشتر جنبه سیاسی و روانی دارد تا انعکاس واقعیت میدانی.