7 سناريوي آمريكاييها براي كنترل خيزشهاي مردمي
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»؛ یک تصویر کلی در منطقه وسیع تماس بین ما و آمریکایی ها وجود دارد که عبارت است از تقابل دو نگرش که بعضا به «تقابل منافع» تعبیر می شود، اما تقابل منافع تعبیر درستی برای ترسیم آنچه که در میدان تماس بین ایران و آمریکا رخ می دهد، نیست؛ در واقع این تقابل، اختلاف دو دیدگاه و دو نگرش اساسی به مسائل جهان و به حقوق انسانهاست.
آمریکايیها با نگاه اکتساب حداکثری منافع مادی به خاورمیانه، شرق آسیا، آسیای میانه، آفریقا و سایر نقاط می نگرند و با استفاده از همه تواناییهای سخت افزاری و نرم افزاری تلاش می کنند تا به حداکثر منافع دست پیدا کنند.
در این راه آمریکاییها از جنایت و کشتار انسانها ابایی ندارند و هر حقوق شناخته شدهای از انسانها و کشورها را زیر پا می گذارند؛ حتي اگر لازم دیدند کشوری را به اشغال درمی آورند و کشوری را تهدید به استفاده از بمب اتمی میکنند.
در نقطه مقابل، دیدگاه جمهوری اسلامی ایران قرار دارد که بر اساس این دیدگاه انسان ها باید عزیز باشند، مرز کشورها باید محترم باشد و از دخالت در امور کشورها باید پرهیز شود؛ در عین حال همه باید به ملتها کمک کنند تا بتوانند دولت و نظام سیاسی مطلوب و منتخب خودشان را بدست بیاورند.
بر اساس نگرش جمهوری اسلامی کمک به انسان ها و کشورها یک رسالت و مسئولیت الهی است؛ همان گونه که ما در نگرشهای درون اجتماعی گرسنگی همسایه را نمی توانیم و نباید تحمل کنیم به همین نسبت گرسنگی کشور همسایه و کشورهای غیر همسایه را نمیتوانیم و نباید تحمل کنیم، بنابراین نگرش جمهوری اسلامی مبتنی بر حل مشکلات و کمک به انسانهاست و این نکته، تفاوت اصلی نگرش ما و آمریکا را تشکیل می دهد.
امروزه در نقطه تماس ما و آمریکا، شاهد هستیم که در مقابل سیاستهای آمریکا از سوی ملت ها مقابله صورت می گیرد و جنبشهای ضد آمریکایی در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین در حال افزایش است، در حالی که به میزان قابل توجهی از سیاست جمهوری اسلامی استقبال میشود و این استقبال رو به گسترش است؛ نمونه آن استقبالی بود که مردم لبنان از دکتر احمدی نژاد كرده و توجهات را در عرصه بینالمللی به خودشان معطوف کردند.
به نظر می رسد همین نگرش و تفاوت ایدئولوژیک در میان ایران و آمریکا در خاورمیانه است که سبب شده موقعیت آمریکا در خاورمیانه متزلزل شده و افول کند.
آنچه که مسلم است، این ملت ها هستند که سرنوشتشان را معین می کنند و این موضوع را خیزش های مردمی کشورهای عربی به خوبی نشان داده است.
اسرائیل ستیزی ایران در سطح منطقه یکی از نقاط مثبت و فرصت های ایران، با توجه به خیزش های مردمی در خاورمیانه بوده و به اين ترتيب حرکت های مردم در سطح خاورمیانه با یک وجه اسرائیل ستیزی همراه شده است و این موضوع همان گونه که به نفع ایران است باعث شده که وجهه حامی و پشتیبان اصلی این رژیم یعنی ایالات متحده آمریکا در منطقه خاورمیانه از بین برود و حتی به نفرت در میان مردم بدل شود.
حمله مردم انقلابی مصر به سفارت اسرائیل و درگیری این رژیم در منطقه مرزی با نظامیان مصری نشان دهنده عمق نگرش اسرائیل ستیزی خیزش های مردمی در خاورمیانه است كه از طرفی، ترکیه نیز برای استفاده از این نگرش تلاش می کند.
بسیاری از کارشناسان بین المللی اعتقاد دارند که اختلاف ترکیه با رژیم صهیونیستی ظاهری بوده و آنکارا ابزار دست آمریکاست و حتی اعتقاد دارند که مذاکراتی سري بين ديپلمات هاي ترکيه و رژيم صهيونيستي اخیرا در اروپا و آمريکا صورت گرفته است که همچنان ادامه دارد؛ در واقع آنها این اقدامات ترکيه و اسرائيل را نقش هايی می دانند که آمریکا برای اين دو رژيم تعيين کرده است.
البته در حال حاضر در روابط ترکيه و اسرائيل کشمکش وجود دارد، اما وقتی زمان آن فرا برسد و آمریکا اجازه بدهد نزدیک شدن روابط بین آنها زیر فشار انجام خواهد شد؛ این تلاشی است برای خنثی کردن نفوذ ایران در منطقه و جایگزینی ترکیه به عنوان همپیمان و عامل آمریکا در خاورمیانه.
اهداف آمريكا در خاورميانه پس از وقوع خيزشهاي مردمي:
1- از دیدگاه مقامات سیاسی آمریکا، خاورمیانه یکی از مناطق اصلی درگیری و ستیز در دوران پس از جنگ سرد است؛ این امر مغایر با اهداف منطقه ای آمریکا مبنی بر ایجاد ثبات و حفظ هژمونی این کشور در این منطقه می باشد. با شروع خیزش های مردمی در خاورمیانه و از دست رفتن برخی از همپیمانان این کشور، آمریکا در صدد بازیابی مهره های دست نشانده خود در کشورهای عربی است که دچار خیزش های مردمی شده است؛ از سوی دیگر تثبیت قدرت همپیمانان دیگر این کشور با کمک بازیگران اصلی خاورمیانه از جمله عربستان و ترکیه از جمله اهداف اصلی آمریکا پس از خیزش های مردمی به شمار می آید.
2- مقابله با بنیادگرایی اسلامی که پیش از این جزو استراتژی آمریکا محسوب می گرديد و در ذیل مبارزه با تروریسم تعریف می شد، اینک نيز با بروز خیزش های مردمی وارد مرحله دیگری شده كه در این راستا آمريكا با استفاده از نفوذ کشورهای نیمه مسلمان خاورمیانه مانند ترکیه که الگوی حکومتی اسلامگرا، اما سازشکار با آمریکا را دارند را برای این منظور تجویز می کند، اما در این روند سعی دارد در راستای تضعیف هر چه بیشتر این حکومت ها با ورود مهره های دست نشانده خود تلاش کند.
3- با توجه به وضعیت اقتصادی آمریکا و اروپا و بحران های اقتصادی در غرب، خاورمیانه اهمیت بسیار زیادی پیدا می کند؛ این منطقه از نظر ژئوپلوتیکی و ژئواکونومیک از جایگاه والایی در سیاست خارجی آمریکا برخوردار است، بویژه وجود بیش از 65 درصد از منابع نفتی جهان در این منطقه، در کنار سایر عوامل فوق الذکر، انگیزه بسیار بالایی جهت حضور هژمونیک آمریکا در آینده منطقه خاورمیانه فراهم می کند.
4- با توجه به وجه اسرائیل ستیزی خیزش های مردمی در خاورمیانه، باز هم آمریکا به حمایت از رژیم صهیونیستی پایبند خواهد بود و در این راستا با توجه به منافع اسرائیل عمل خواهد کرد و مانند گذشته اسرائیل عقبه استراتژیک آمریکا را تشکیل خواهد داد.
5- ایران یکی از کشورهایی است که همواره نام آن در استراتژی امنیت ملی آمریکا آمده است. بسیاری از کارشناسان نفوذ ایران در خاورمیانه و حمایت های این کشور از خیزش های مردمی را علل بروز و تسری این جنبش ها در سطح منطقه می دانند. ایران همواره برای آمریکا در سطح منطقه خاورمیانه دردسرساز بوده و حمایت های این کشور از گروه های مقاومت نظیر حزب الله لبنان باعث تشدید نگرانی آمریکایی ها شده است. آمریکا در استراتژی عملیاتی خود در خاورمیانه سعی دارد که همواره از نفوذ ایران در خیزش های مردمی بکاهد و بر این اساس با استفاده از جنگ روانی سعی دارد وجهه این کشور را در منطقه تخریب كند.
6- آنچه که مسلم است خاورمیانه بی ثبات و خیزش های مردمی می تواند برای آمریکایی که در زمان افول خود قرار دارد، بسیار چالش زا باشد. با توجه به مشکلات اقتصادی و نظامی این کشور در سطح جهان دیگر آمریکا توان اداره خاورمیانه بی ثبات را ندارد. با توجه به اینکه وقوع انقلابات مردمی در خاورمیانه به ضرر آمریکا و موجب از دست رفتن پایگاه ها و منافع این کشور در خاورمیانه می شود. آمریکا سعی دارد با استفاده از کشورهای مانند عربستان و دیکتاتوری های دیگر عربی منطقه که اهداف مشترکی با آمریکا و غرب دارند تا حد ممکن از شیوع خیزش های مردمی در خاورمیانه جلوگیری كرده و در راستای سرکوبی انقلابات مردم عرب اقدام كند.
7- فضای آنارشی خاورمیانه حائز فرصت هایی نیز برای آمریکاست. آمریکا علاوه بر اینکه در برخی از کشورها، همپیمانان خود را از دست داد، به امید سرنگون کردن حکومت های مخالف و یا مستبدی که به طور ناهماهنگ با این کشور عمل می کنند نیز هست. سرنگونی سرهنگ معمر قذافی كه با رهبری 40 ساله لیبی را اداره کرد و همواره با سیاست های خودمحورانه اش برای آمریکا دردسرساز بود، یکی از اهداف آمریکا بود. این کشور با استفاده از سناریوي انقلابات رنگی یا مخملی سعی دارد از فضای آنارشی خاورمیانه بهره برداری کند و حکومت های دیگری مثل حکومت بشار اسد در سوریه را نیز سرنگون سازد تا با روی آوردن حکومت های دست نشانده همچون حکومت های دیکتاتوری عربی به اهداف اصلی خود در خاورمیانه و حفظ عقبه استراتژیک خود یعنی اسرائیل عمل کند.