شهید هسته‌ای: ایران حرم است؛ تخصصم را به بیگانه نمی‌فروشم
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۵۳۸۴۶
گزارش|

شهید هسته‌ای: ایران حرم است؛ تخصصم را به بیگانه نمی‌فروشم

شهید دکتر سید امیرحسین فقهی، دانشمند برجسته هسته‌ای کشور، زندگی علمی خود را به مسیری برای پیشرفت و خوداتکایی ایران گره زد؛ دانشمندی که علم را نه ابزار مهاجرت و منفعت شخصی، بلکه امانتی برای خدمت به مردم می‌دانست و برای ساختن بخشی از آینده علمی کشور ایستاد و سرانجام در حمله رژیم صهیونیستی به شهادت رسید.
ایران

به گزارش خبرنگار دانشگاه خبرگزاری دانشجو، در تاریخ علم ایران، نام‌هایی هستند که تنها با فهرست مقالات، اختراع‌ها و عنوان‌های دانشگاهی شناخته نمی‌شوند؛ نام‌هایی که زندگی علمی‌شان از مرز آزمایشگاه و دانشگاه عبور می‌کند و به بخشی از داستان استقلال و پیشرفت یک ملت تبدیل می‌شود. شهید دکتر سید امیرحسین فقهی از همین جنس بود؛ دانشمندی که ۲۰ شهریورماه چشم به جهان گشود و علم را نه پله‌ای برای رفتن، بلکه ابزاری برای ساختن می‌دید؛ نه سرمایه‌ای برای فروختن به بیگانه، بلکه امانتی برای خدمت به ایران.

 

مادرش از فرزندی می‌گوید که از کودکی کم‌حرف، متواضع، خلاق و شیفته مطالعه بود؛ اما پشت این آرامش، اراده‌ای بزرگ شکل گرفته بود. جمله‌ای که از او به یادگار مانده، شاید خلاصه تمام مسیر زندگی‌اش باشد: «ایران برای من حرم است؛ تخصصم را به بیگانه نمی‌فروشم.»

 

این جمله، وقتی در کنار کارنامه علمی او قرار می‌گیرد، معنای عمیق‌تری پیدا می‌کند. فقهی فقط درباره ماندن و خدمت کردن سخن نگفت؛ بخش بزرگی از عمر خود را صرف ساختن فناوری‌هایی کرد که می‌توانستند بخشی از نیازهای واقعی کشور را برطرف کنند. شهید فقهی، استاد تمام و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی بود و ریاست پژوهشگاه علوم و فنون هسته‌ای و مسئولیت معاونت سازمان انرژی اتمی را نیز در کارنامه داشت. دانشگاه شهید بهشتی تاریخ شهادت او را ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ در تهران ثبت کرده است؛ روزی که در جریان حملات اسرائیل، شماری از استادان و دانشمندان هسته‌ای کشور هدف قرار گرفتند.

کد ویدیو

 

اما برای فهم اهمیت فقهی، باید از روز شهادتش عقب‌تر رفت؛ به سال‌هایی که او در سکوت آزمایشگاه‌ها و مراکز پژوهشی، مشغول ساختن آینده بود.

 

از پرتو تا زندگی؛ علم هسته‌ای در خدمت مردم

یکی از مهم‌ترین عرصه‌های فعالیت شهید فقهی، کاربردهای فناوری پرتویی بود؛ حوزه‌ای که در نگاه عمومی گاه پشت سایه سنگین بحث‌های سیاسی درباره انرژی هسته‌ای پنهان می‌ماند.

 

اما برای فقهی، فناوری هسته‌ای فقط یک موضوع راهبردی نبود؛ می‌توانست وارد زندگی روزمره مردم شود. او در راه‌اندازی و بهره‌برداری از نخستین سایت پرتودهی بخش خصوصی کشور نقش داشت؛ فناوری‌ای که می‌تواند در حوزه‌های پزشکی، صنعتی، کشاورزی و غذایی کاربرد داشته باشد.

 

پرتودهی در پزشکی می‌تواند برای استریل‌سازی تجهیزات پزشکی، از سرنگ و دستکش و نخ بخیه گرفته تا برخی ایمپلنت‌ها و بافت‌های پیوندی، به کار گرفته شود. در حوزه پزشکی هسته‌ای نیز فناوری‌های پرتویی با زنجیره تولید رادیوداروها و تشخیص و درمان بیماری‌هایی همچون سرطان پیوند می‌خورند.

 

این همان نقطه‌ای است که «فناوری هسته‌ای» از یک واژه تخصصی فاصله می‌گیرد و به سلامت انسان می‌رسد. شهید فقهی بر خودکفایی در تولید رادیوداروها نیز تأکید داشت؛ موضوعی که برای او صرفاً یک دستاورد علمی نبود، بلکه مسئله‌ای مرتبط با کاهش وابستگی کشور و تأمین نیاز بیماران بود. 

 

در کشاورزی و صنایع غذایی نیز پرتودهی می‌تواند برای کنترل آفات، کاهش آلودگی‌های میکروبی، افزایش ماندگاری برخی محصولات و جلوگیری از جوانه‌زدن محصولاتی مانند سیب‌زمینی و پیاز در دوره نگهداری مورد استفاده قرار گیرد.

 

در صنعت نیز داستان ادامه پیدا می‌کند؛ از اصلاح خواص پلیمرها و افزایش مقاومت مواد گرفته تا کنترل کیفیت و آزمون‌های غیرمخرب. این طیف گسترده نشان می‌دهد چرا نگاه فقهی به فناوری هسته‌ای را نمی‌توان در تصویری محدود از «راکتور» و «سوخت» خلاصه کرد. برای او، فناوری هسته‌ای زنجیره‌ای از دانش، صنعت، سلامت، کشاورزی و استقلال ملی بود.

 

ایران

 

دانشمندی که فناوری را از آزمایشگاه بیرون کشید

یکی از ویژگی‌های برجسته کارنامه فقهی، پیوند جدی میان دانشگاه و صنعت بود. او در طراحی و ساخت فلومترهای دو فازی گاز ـ مایع مشارکت داشت؛ تجهیزاتی برای اندازه‌گیری جریان‌های پیچیده که می‌توانند در صنایع نفت، گاز، پتروشیمی و حوزه‌های دیگر کاربرد داشته باشند.

 

چنین فناوری‌هایی شاید در نگاه اول جذابیت رسانه‌ای یک «اختراع بزرگ» را نداشته باشند، اما در قلب صنایع حیاتی قرار دارند؛ جایی که اندازه‌گیری دقیق جریان، کنترل فرآیند، کاهش خطا و افزایش ایمنی، مستقیماً با بهره‌وری و اقتصاد کشور ارتباط دارد. در کنار آن، طراحی و ساخت تست‌لوپ دو فازی برای آزمایش و کالیبراسیون فلومترها، یکی دیگر از حلقه‌های همین زنجیره بود.

 

او همچنین در طراحی، ساخت و کالیبراسیون پروب ضخامت‌سنج پوشش بر پایه بتای پس‌پراکنده فعالیت کرد؛ ابزاری که امکان اندازه‌گیری غیرمخرب ضخامت لایه‌ها و پوشش‌های صنعتی را فراهم می‌کند.

در واقع، یک خط مشترک در این دستاوردها دیده می‌شود: اندازه‌گیری دقیق، کنترل کیفیت، کاهش وابستگی و تبدیل دانش تخصصی به ابزار قابل استفاده در صنعت.

 

کارنامه صنعتی منتشرشده از شهید فقهی مجموعه‌ای گسترده‌تر از این موارد را نیز ثبت کرده است؛ از طراحی ابزارهای تشخیصی شتاب‌دهنده‌ها و سیستم نوترون‌رادیوگرافی صنعتی برای راکتور اراک تا تولید دانش فنی پلیمرهای مقاوم در برابر شعله و طراحی باتری رادیوایزوتوپی. 

 

اختراعاتی حیاتی برای صنعت

یکی از جلوه‌های درخشان کار فقهی، استفاده از پرتوها برای تشخیص غیرمخرب بود. دستگاه سنجش چگالی محصولات نفتی با استفاده از پرتو گاما، یکی از اختراع‌های ثبت‌شده او بود. ایده اصلی ساده اما فناورانه است: استفاده از رفتار پرتو هنگام عبور از ماده برای به‌دست آوردن اطلاعاتی درباره چگالی آن، بدون آنکه لازم باشد محصول تخریب یا از خط تولید خارج شود. این یعنی فناوری هسته‌ای می‌تواند در جایی که میلیون‌ها بشکه و هزاران کیلومتر خط تولید و انتقال وجود دارد، به زبان کنترل کیفیت و بهره‌وری سخن بگوید.

 

اختراع دیگر، دستگاه عیب‌یابی برج تقطیر با اسکن پرتو گاما بود؛ فناوری‌ای برای مشاهده وضعیت داخلی برج‌های صنعتی بدون آنکه الزاماً نیاز به باز کردن ساختار یا توقف کامل فرآیند وجود داشته باشد.

 

برج تقطیر یکی از بخش‌های حیاتی پالایشگاه است و هر اختلال در آن می‌تواند هزینه‌های سنگینی به صنعت تحمیل کند. فناوری تصویربرداری و اسکن پرتویی، امکان می‌دهد بخشی از مشکلات داخلی مانند تجمع، گرفتگی یا اختلال در اجزای داخلی، هدفمندتر شناسایی شود. اینجا دوباره یک ویژگی اساسی کار فقهی نمایان می‌شود: او از علم برای دیدن آن چیزی استفاده می‌کرد که چشم انسان قادر به دیدنش نبود.

 

اما ساخت یک فناوری تنها نیمی از راه است؛ فناوری زمانی می‌تواند به تولید و بازار راه پیدا کند که کیفیت، ایمنی و فرآیندهای آن نیز قابل اعتماد باشد. فقهی در استقرار و دریافت گواهی‌نامه‌های ISO 9001:2015 و ISO 13485:2016 بر مبنای ISO 11137 در سامانه پرتودهی شهرکرد نیز مشارکت داشت.

 

این بخش از کار او شاید کمتر دیده شده باشد، اما از نظر توسعه فناوری اهمیت ویژه‌ای دارد: یعنی فناوری پرتودهی فقط ساخته نشود، بلکه فرآیندهای آن استاندارد، مستند، قابل ردیابی و قابل اعتماد باشد.

 

این همان مسیری است که یک پژوهش علمی را به محصول صنعتی و سپس به فناوری قابل عرضه در بازار تبدیل می‌کند. کارنامه علمی و صنعتی منتشرشده برای شهید فقهی نیز از حجم قابل توجه فعالیت‌های پژوهشی او حکایت دارد؛ از جمله ده‌ها مقاله علمی، کتاب، قرارداد پژوهشی و نوآوری‌های ثبت‌شده. 

 

ایران

 

دشمنی با علم؛ چرا دانشمند هدف قرار می‌گیرد؟

اما شاید مهم‌ترین بخش زندگی فقهی، آن چیزی نباشد که ساخته است؛ بلکه آن چیزی باشد که دشمن تلاش کرد متوقفش کند. نگاه او به دشمن‌شناسی، صرفاً احساسی و شعاری نبود. استدلالش بر یک پرسش ساده بنا می‌شد: دشمن با چه چیزی مقابله می‌کند؟

 

اگر یک مسیر واقعاً به زیان یک ملت باشد، چرا باید دشمن برای متوقف کردن آن هزینه کند؟ چرا باید تحریم کند، مانع ایجاد کند، فشار بیاورد یا دانشمند آن حوزه را هدف قرار دهد؟ از این منظر، تحریم علمی، محدودسازی دسترسی به فناوری، فشار بر دانشگاه و حتی ترور دانشمندان را می‌توان بخشی از نبرد بر سر آینده علمی یک کشور دید.

 

شهید فقهی خود در مسیر زندگی علمی‌اش همین پیوند میان علم، استقلال و قدرت ملی را دنبال کرد؛ و همین نگاه بود که فناوری هسته‌ای را از یک موضوع صرفاً تخصصی به مسئله‌ای تمدنی برای او تبدیل می‌کرد. دانشگاه شهید بهشتی نیز در معرفی او تأکید کرده است که فقهی در توسعه علمی و پژوهشی کشور در حوزه فناوری‌های نوین هسته‌ای نقش داشته و در پروژه‌های ملی مرتبط با کاربردهای صلح‌آمیز این فناوری مشارکت کرده است.

 

شاید در نهایت، بهترین راه برای روایت امیرحسین فقهی، بازگشت به همان جمله‌ای باشد که از مادرش درباره نگاه او نقل شده است: «ایران برای من حرم است؛ تخصصم را به بیگانه نمی‌فروشم.»

 

این جمله زمانی معنا پیدا می‌کند که بدانیم او فرصت‌های علمی بین‌المللی هم داشت. فقهی در دوره‌ای به CERN دعوت شد و در حوزه فیزیک انرژی‌های بالا فعالیت پژوهشی داشت، اما مسیر زندگی‌اش را در بازگشت و خدمت علمی در ایران ادامه داد. او می‌توانست علم را برای ساختن یک زندگی شخصی راحت‌تر به کار بگیرد؛ اما انتخاب دیگری کرد.

 

دانشگاه و پژوهش را انتخاب کرد. صنعت را و بومی‌سازی را انتخاب کرد. تربیت نیروی انسانی را انتخاب کرد، و در نهایت، ماندن در کنار ایران را انتخاب کرد. به همین دلیل، شهادت او را نمی‌توان صرفاً پایان زندگی یک استاد دانشگاه دانست.

 

سحرگاه ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، امیرحسین فقهی در تهران در جریان حملات اسرائیل به شهادت رسید؛ همان حملاتی که چند تن از استادان و دانشمندان هسته‌ای دانشگاه شهید بهشتی را نیز هدف قرار داد. او در زمان شهادت تنها یک پژوهشگر نبود؛ استاد تمام دانشگاه، مدیر علمی، دانشمند هسته‌ای و از چهره‌های فعال در توسعه فناوری‌های کاربردی کشور بود.

 

رئیس دانشگاه شهید بهشتی در نخستین سالگرد شهادتش، فقهی را در حوزه تخصصی خود و مهندسی هسته‌ای در شمار برترین‌های جهان توصیف کرد. اما بزرگ‌ترین میراث او را شاید نتوان در تعداد مقالات، اختراع‌ها یا مسئولیت‌های مدیریتی خلاصه کرد.

 

ایران

میراث فقهی، باور به توانستن است

باور به اینکه یک دانشمند ایرانی می‌تواند فناوری را طراحی کند، بسازد، استاندارد کند و به صنعت برساند. باور به اینکه فناوری هسته‌ای فقط موضوع سیاست خارجی نیست؛ می‌تواند در اتاق عمل، مزرعه، پالایشگاه، کارخانه و دانشگاه به کار مردم بیاید. و مهم‌تر از همه، باور به اینکه دانش، وقتی با تعهد همراه شود، می‌تواند به استقلال یک ملت تبدیل شود.

 

امیرحسین فقهی رفت؛ اما مسیری که طی کرد، با شهادت متوقف نمی‌شود. هر رادیودارویی که وابستگی یک بیمار را کمتر کند، هر تجهیز صنعتی که به دست متخصص ایرانی ساخته شود، هر دانشجویی که در آزمایشگاه به دنبال حل یک مسئله ملی باشد و هر پژوهشگری که به جای فروش دانش خود، آن را برای ساختن کشور به کار گیرد، ادامه همان راه است.

 

دشمن می‌تواند دانشمند را هدف قرار دهد؛ اما نمی‌تواند دانشی را که در ذهن یک ملت تکثیر شده، ترور کند. فقهی یکی از آن نام‌هایی است که باید از قاب عکس و مراسم بزرگداشت فراتر برود؛ به کلاس درس، آزمایشگاه، صنعت و حافظه نسل‌های آینده برسد. او با علم زندگی کرد، با ایران ماند و با شهادت، نام خود را در روایت دانش و استقلال این سرزمین جاودانه کرد. دانشمندی که تخصصش را به بیگانه نفروخت و علمش را برای ایران به میراث گذاشت.

پربازدیدترین آخرین اخبار