مرزبندی با جنگ روانی دشمن؛ از لزوم «سوءظن رسانهای» تا مسئولیت مخاطب در عصر فضای مجازی
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، گزیدهای از بیانات حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب با محوریت مراقبت از ورودیهای ذهنی جامعه، ابعاد تازهای از نوع مواجهه ملت ایران با امواج تبلیغاتی رسانههای معاند را تبیین کرده است؛ مواجههای که فراتر از بررسیهای بیطرفانه، نیازمند هوشیاری فعال و گارد انتقادی در برابر دشمنی آشکار است.
حضرت آیتالله خامنهای در این بخش از پیام خود بهطور صریح و مستقیم میفرمایند:
«مراقبت از گوشهایمان که پنجره مغز و قلب است در مقابل رسانههای تحت حمایت دشمن یا همسوی با ایشان امری لازم است. مسلّماً آن رسانهها خیرخواه کشور و ملت ایران نیستند و این معنا بارها ثابت شده است؛ بنابراین یا اساساً مواجهه و استفاده از آنها را ترک کنیم یا اقلاً با #سوءظن_فراوان با هر چیزی که ارائه میدهند برخورد کنیم.»
گوش؛ دروازه ورود به اندیشه و عواطف
نخستین نکته راهبردی در این بیان، توجه به سازوکار اثرگذاری رسانه است؛ جایی که «گوش» بهعنوان پنجرهای مستقیم به سمت «مغز و قلب» انسان توصیف میشود. شنیدن مداوم اخبار، روایتها و قاببندیهای رسانهای، صرفاً یک کنش سطحی نیست، بلکه در لایههای عمیق فکری و روانی مخاطب رسوب میکند. نکته حائز اهمیت این است که این هشدار، قشر یا گروه خاصی را هدف نگرفته؛ تعبیر «کشور و ملت ایران» تمام آحاد جامعه را در بر میگیرد. عملیات روانی و لجنپراکنی این دست رسانهها، فارغ از گرایشهای فکری افراد، امنیت روانی کل جامعه را هدف قرار میدهد و هیچکس نباید با این توهم که «من تحت تأثیر قرار نمیگیرم»، با خیالی آسوده و بدون سپر دفاعی در معرض این هجمهها بنشیند.
نشانههای عیان؛ چرا رسانههای معاند خیرخواه ایران نیستند؟
این ادعا که رسانههای همسو با دشمن به هیچ وجه خیرخواه ملت ایران نیستند، یک گزاره صرفاً تئوریک نیست؛ بلکه شواهد عینی و تاریخی متعددی پشت آن قرار دارد. جریان تأمین مالی، وابستگیهای پشتپرده و سوابق بنیانگذاران این شبکهها گویای ماهیت آنهاست. رسانههایی که ردپای پایهگذارانشان به ساختارهای امنیتی و سیاسی رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم میرسد—مانند سوابق شناختهشده چهرههای مؤثر در شبکههایی نظیر «منوتو» یا بودجههای هنگفتی که از سوی دولتهای غربی و رژیمهای ضدایرانی به شبکههایی مثل «ایران اینترنشنال» و «بیبیسی فارسی» تزریق میشود—نمیتوانند منافع و آرامش مردم ایران را در اولویت کاری خود قرار دهند. منطق حاکم بر اقتصاد رسانه حکم میکند هر جریانی خطمشی خبری خود را همسو با منافع پرداختکنندگان بودجه تنظیم کند؛ بنابراین هر تصویر، تحلیل و روایتی که از این رسانهها مخابره میشود، معطوف به تضعیف روحیه ملی و پیشبرد
منافع دشمنان ایران است.
فراتر از بیطرفی؛ اصل «سوءظن رسانهای»
در آموزشهای کلاسیک سواد رسانهای، مخاطب به بررسی بیطرفانه، تفکیک خبر از نظر و ارزیابی شواهد دعوت میشود؛ اما تأکید ویژه در این رهنمود، ارتقای این مواجهه به یک سطح عمیقتر یعنی «سوءظن فراوان» است. وقتی دشمنی جبهه مقابل آشکار و مکرر اثبات شده است، برخورد بیطرفانه و سادهلوحانه معنایی ندارد. در یک نبرد اطلاعاتی، پیشفرض اولیه مخاطب باید این باشد که محتوای تولیدشده در اتاق فکرهای معاند، هدفی جز فریب، ناامیدسازی و ایجاد شکاف اجتماعی ندارد. بر این اساس، مواجهه با این رسانهها باید با تیغ تیز هوشیاری، نقد بیامان و بیاعتمادی قطعی همراه باشد تا حربههای جنگ شناختی خنثی شود.
مواجهه با سکوهای غربی و افق سیاستگذاری رسانهای
فرمان دوگانه «ترک مواجهه» یا «برخورد با سوءظن فراوان»، دامنهای فراتر از شبکههای ماهوارهای دارد و فضای مجازی و شبکههای اجتماعی بینالمللی را نیز پوشش میدهد. بسترهایی نظیر اینستاگرام و فیسبوک بارها با سانسور تصاویر و گفتمان مقاومت، حذف نمادهای ملی و اسلامی ایران و در مقابل، پروبال دادن به جریانات معاند و محتواهای تفرقهافکن، رفتار جانبدارانه خود را به نمایش گذاشتهاند. از این زاویه، میتوان دریافت که موضوع مدیریت فضای مجازی و مباحثی نظیر فیلترینگ، صرفاً یک تصمیم بوروکراتیک نیست، بلکه راهکاری برای صیانت از مرزهای ذهنی جامعه در برابر محیطهایی است که زمینبازی و قوانین آن تماماً توسط طرف مقابل مهندسی شده است.
اختیار و مسئولیت فردی
در نهایت، دادن حق انتخاب میان «ترک استفاده» یا «مواجهه با سوءظن فراوان»، تأکیدی روشن بر مسئولیت و اراده خود مخاطبان است.
هدایت جامعه به سمتی که هر شهروند بهصورت خودآگاه، دروازهبان ذهن و روح خویش باشد، پایدارترین راه مقابله با جنگ روانی است. هر ایرانی با درک این واقعیت که پشت تصاویر جذاب و ژستهای دلسوزانه رسانههای بیگانه چه نقشههایی طراحی شده، میتواند یا با قطع مصرف این رسانهها یا با تجهیز خود به سپر هوشیاری و سوءظن منطقی، پنجرههای اندیشه خود را در برابر نفوذ دشمن بسته نگه دارد.