افسر اطلاعاتی سابق آمریکا: روایت واشنگتن از عملیات نجات خلبان آمریکایی از ایران، ساختگی بود
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو، آخرین برنامه مشترک «ایکس اسپیس» که به میزبانی تهرانتایمز و اسپوتنیک برگزار شد، با حضور اسکات ریتر، بازرس سابق تسلیحات سازمان ملل و افسر پیشین اطلاعاتی تفنگداران دریایی آمریکا، برگزار شد. ریتر در این برنامه نسبت به بروز یک فروپاشی ساختاری قریبالوقوع در نظام اقتصادی آمریکا، که به گفته او ناشی از سیاستهای خارجی بیملاحظه و افزایش هزینههای انرژی است، هشدار داد. وی همچنین روایتهای جنگی غرب را بیاساس توصیف کرد و با اشاره به ضعفها و آسیبپذیریهای عمیق در ساختار نظامی آمریکا و ناتو، درباره پیامدهای ادامه این روند هشدار داد.
در ادامه، مشروح پاسخ های ریتر به سوالات مطرح شده در نشست فوق الذکر می آید.
دونالد ترامپ هفته گذشته در سخنانی درباره درگیری اوکراین اظهار داشت که از حملات اوکراین به زیرساختهای انرژی روسیه خرسند نیست و میخواهد این حملات متوقف شوند، زیرا باعث بیثباتی اقتصاد جهانی میشوند. با توجه به اینکه این حملات با پشتیبانی اطلاعاتی سیا و شرکتهای بزرگ فناوری مانند گوگل، پالانتیر و استارلینک انجام شده و ترامپ نیز احتمالاً از آن مطلع است، چه چیزی تصمیم او را برای مخالفت علنی با این حملات توضیح میدهد؟
فهمیدن آنچه در ذهن دونالد ترامپ میگذرد غیرممکن است، فردی که دولت روسیه او را از نظر عاطفی ناپایدار خوانده است. او هماکنون تحت فشار شدید اقتصادی ناشی از قیمت نفت قرار دارد و به قیمت نفت به عنوان شاخص سلامت اقتصادی آمریکا مینگرد. قیمت نفت و بهویژه گازوئیل (دیزل) به دلیل سیاستهای خود او در حال افزایش است که این امر هزینههای حملونقل را بالا برده و به مصرفکننده منتقل میکند. همانطور که جیمز کارویل در سال ۱۹۹۲ هشدار داد، موضوع اصلی برای رایدهنده آمریکایی اقتصاد است.
ترامپ اطلاعات بسیار کمی از جزئیات و اهداف جنگها دارد؛ او آمریکا را بر اساس گزارشهای بنیامین نتانیاهو و رئیس موساد به جنگ در ایران کشاند. او زمانی که قدرتش را نشان میداد، به سیا چراغ سبز داد تا علیه ولادیمیر پوتین فشار بیاورد، بدون اینکه ماهیت اقدامات سیا را درک کند. سیا از سال ۲۰۱۴ صریحاً در حال آموزش نیروهای اوکراینی برای عملیات فرامرزی، ترور و حملات پهپادی دوربرد علیه روسها بوده است.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری صراحتاً اعلام کرده که هدف دولت ترامپ فروپاشی اقتصاد روسیه با هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی آن است. ترامپ از دیدن تصاویر پالایشگاههای در حال سوختن روسیه خرسند میشود، اما متوجه پیامدهای آن نیست. روسیه صادرکننده عمده گازوئیل بود، اما پس از حملات به پالایشگاههایش مجبور شد صادرات را متوقف و تولید خود را صرف مصارف داخلی و ماشینآلات فصل برداشت کند. کمبود گازوئیل روسیه در بازار جهانی و همزمانی آن با درگیریهای خاورمیانه باعث جهش قیمت گازوئیل در آمریکا به بالای ۶ دلار شد. ترامپ جزئیات سیاستهایش را درک نمیکند اما پیامد اقتصادی آن را میفهمد، زیرا میداند قیمت بالای سوخت میتواند به شکست سنگین حزب او در انتخابات میاندورهای نوامبر منجر شود.
اما پس از اقدامات تلافیجویانه جدید روسیه، دروغ بودن این ادعاها برملا شد و دیگر کسی در غرب درباره انتخابات سپتامبر صحبت نمیکند. اوکراین کاملاً ورشکسته است، توان پرداخت حقوق سربازان یا خرید سلاح را ندارد و مصادره داراییهای بلوکهشده روسیه نیز اقتصاد اروپا را نابود خواهد کرد. اکنون سکوت سنگینی بر تصمیمگیرندگان واشنگتن حاکم شده است، زیرا پاسخی در برابر واقعیت ندارند. اگر در ایام کریسمس، فشار اقتصادی و اختلال در زنجیره تأمین مانع خرید و رفاه مردم آمریکا شود، رایدهندگان در روز انتخابات سیاستمداران حاکم را مجازات خواهند کرد.
به هیچ وجه صحت ندارد. میدانهای نفتی ونزوئلا طی سالها بهخوبی نگهداری نشدهاند و راهاندازی مجدد آنها نیازمند زیرساختهای فوقالعاده گرانقیمت و زمانبر است. این ادعا تنها یک رویاپردازی در دنیای خیالی سیاستمداران آمریکاست و نفت قابلتوجهی به بازار اضافه نخواهد کرد. ذخایر استراتژیک نفت آمریکا خالی شده است. همچنین عربستان سعودی به دلیل حملات یمنی ها و گروههای عراقی و ناتوانی در عرضه نفت به بازار، در حال تبدیل شدن به یک تولیدکننده غیرفعال است که این موضوع میتواند به بیثباتی شدید انرژی در جهان منجر شود. ترامپ قصد دارد با ادعای استفاده از نفت ونزوئلا معجزه کند، اما این موضوع واقعیت ندارد.
آمریکا با چاپ بیرویه پول و ایجاد نمایشی کاذب سعی در پنهان کردن بیثباتی اقتصادی دارد. کسر بودجه به اوج رسیده و نرخ اوراق قرضه به بالای ۵ درصد افزایش یافته که بار مالی سنگینی برای بدهیهای کشور ایجاد میکند. طبق ارزیابی کارشناسان اقتصادی، بحران اقتصادی در ماه ژانویه بروز خواهد کرد؛ آمریکا ممکن است بتواند یک دوره دیگر این وضعیت را کجدار و مریز ادامه دهد، اما در نهایت فروپاشی سیستم اقتصادی آمریکا قطعی است. همچنین تلاش چین برای انعقاد قراردادهای مبتنی بر یوان با کشورهای عربی خلیج فارس، جایگاه دلار را بیشتر تضعیف خواهد کرد.
ناتو هیچ برتری هوایی ندارد. برتری هوایی مستلزم سورتی پروازی مداوم، نگهداری هواپیماها، تأمین سوخت، مهمات و فرماندهی و کنترل است. تمام سیستمهای فرماندهی و کنترل ناتو در همان روز اول نبرد به دلیل جنگ الکترونیک پیشرفته روسیه از کار خواهند افتاد. ناتو طی دو دهه گذشته فقط عادت کرده بر فراز آسمانهای بدون دفاع پرواز کند و بمب بریزد، اما هرگز در برابر یک رقیب همتراز یا برتر آزمایش نشده است. حتی عملیات علیه ایران پس از ۳۹ روز نتوانست ضربه مهلکی وارد کند.
بیشتر هواپیماهای کشورهای ناتو مانند آلمان به دلیل عدم نگهداری و تمرین، حتی قادر به برخاستن از باند نیستند. هواپیماهای اف-۱۶ تحویلی به اوکراین نیز مستهلک و منقضیشده بودند. علاوه بر این، ناتو با کمبود شدید سوخت و مهمات مواجه است؛ مخازن سوخت روی زمین و زاغههای مهمات در همان روز اول توسط روسیه نابود خواهند شد و هواپیماهای سوخترسان نیز توسط سامانههای رهگیر دوربرد روسیه هدف قرار خواهند گرفت. ادعای سیکورسکی کاملاً بیاساس است.
کشورهای ناتو مانند آلمان هیچ سامانه پدافند هوایی ملی ندارند. سامانههای پدافندی ناتو برای تجهیز اوکراین تخلیه شده و توسط روسیه نابود گردیدهاند. پهپادها و موشکهای روسیه به تنهایی قادرند آسمان اروپا را تاریک کرده و هر هدفی را منهدم کنند. با خروج آمریکا از پیمان موشکهای هستهای میانبرد (INF)، روسیه اکنون موشکهای اسکندر-۱۰۰۰ و موشکهای کروز دوربردتر را مستقر کرده است. روسیه میتواند با اتکا به توان متعارف خود، تمامی زیرساختهای نظامی و مراکز تصمیمگیری ناتو را نابود کند بدون اینکه نیازی به استفاده از سلاح هستهای داشته باشد. اروپا در صورت تبادل هستهای نابود خواهد شد، در حالی که روسیه بقا خواهد یافت. البته روسیه قصد تجاوز به ناتو را ندارد و تنها خواستار امنیت و ثبات است.
به عنوان یک کهنهسرباز آمریکایی سخنان این خلبان را زیر سوال نمیبرم، اما ابهامات زیادی درباره صحت این داستان وجود دارد. این برنامه یک اقدام تبلیغاتی و سناریوی ساختگی با همکاری وزارت جنگ آمریکا برای قهرمانسازی بود. آمریکا پس از شکست در جنگ با ایران و عقبنشینی از پایگاههایش، بهشدت نیازمند یک قهرمان برای افکار عمومی خود است. این یک شکست واقعی بود که در آن ایرانیها عملکرد بهتری داشتند و داستان مطرحشده در برنامه ۶۰ دقیقه صرفاً متنی خواندهشده برای جلب توجه افکار عمومی آمریکا بود.