حقوق، علوم سیاسی و اقتصاد سه انتخاب متفاوت در علوم انسانی
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۶۴۹۰۰
معرفی رشته‌ها بخش اول؛

حقوق، علوم سیاسی و اقتصاد سه انتخاب متفاوت در علوم انسانی

روی صفحه انتخاب رشته، همه‌چیز مرتب است؛ نام دانشگاه، نام رشته، کدرشته‌محل و چند عدد که داوطلب باید بر اساس آنها آینده چند سال بعدش را بچیند. اما آنچه در این جدول‌ها جایی ندارد، خود رشته است؛ اینکه دانشجو قرار است با چه چیزی زندگی کند، چه چیزهایی بخواند، چه مهارت‌هایی به دست بیاورد و چند سال بعد با چه عنوانی وارد بازار کار شود.
دانشگاه
طاها محمدزاده

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، مشکل انتخاب رشته از جایی شروع می‌شود که اسم‌ها جای واقعیت را می‌گیرند. علوم سیاسی در ذهن بسیاری از داوطلبان به سیاست روز گره می‌خورد، حقوق به وکالت و دادگاه و اقتصاد به بازار و مسائل مالی. همین تصویرهای ساده و اولیه کافی است تا داوطلب درباره رشته‌ای تصمیم بگیرد که هنوز آن را از نزدیک نشناخته است.

 

در میان رشته‌های علوم انسانی، حقوق، علوم سیاسی و اقتصاد از جمله عنوان‌هایی هستند که هر سال در فهرست انتخاب داوطلبان قرار می‌گیرند؛ رشته‌هایی آشنا که هرکدام تصویری مشخص در ذهن ساخته‌اند. یکی با دادگاه و وکالت شناخته می‌شود، دیگری با سیاست و دیپلماسی و سومی با پول، بازار و نمودارهای اقتصادی.


اما فاصله میان نام یک رشته و آنچه دانشجو در دانشگاه با آن مواجه می‌شود، کم نیست؛ فاصله‌ای که گاهی تنها پس از ورود به کلاس‌ها، مواجهه با درس‌های تخصصی و شناخت مسیرهای شغلی واقعی آن رشته آشکار می‌شود.


حقوق فقط پرونده و دادگاه نیست، علوم سیاسی صرفاً دنبال کردن اخبار روزانه نیست و اقتصاد هم به معنای حفظ چند تعریف درباره تورم و بازار نیست. هر سه رشته مسیر مطالعاتی، مهارت‌ها و دشواری‌های خاص خود را دارند و همین تفاوت‌هاست که می‌تواند یک انتخاب را برای یک داوطلب مناسب و برای دیگری نامناسب کند.


در شرایطی که انتخاب رشته بیش از هر زمان دیگری به مقایسه رتبه‌ها، دانشگاه‌ها و احتمال قبولی گره خورده است، شناخت خود رشته گاهی به حاشیه می‌رود؛ در حالی که قرار است داوطلب چند سال از زندگی دانشگاهی خود را دقیقاً در همان رشته بگذراند.

 

حقوق؛ از تصویر دادگاه تا واقعیت مسیر شغلی


حقوق شاید یکی از شناخته‌شده‌ترین رشته‌های علوم انسانی باشد. اسم این رشته برای بسیاری از داوطلبان تقریباً بلافاصله یک تصویر مشخص می‌سازد: دادگاه، وکیل، قاضی و پرونده.
اما دانشگاه از همان نقطه‌ای که این تصویر متوقف می‌شود، کار خود را آغاز می‌کند؛ جایی که دانشجو باید از تصور عمومی درباره این حرفه فاصله بگیرد و با مبانی، شاخه‌ها و الزامات واقعی علم حقوق آشنا شود.

 

دانشجوی حقوق قرار نیست فقط قانون‌ها را حفظ کند. بخش مهمی از تحصیل او با فهم ساختار حقوقی، تفسیر قواعد، استدلال و شناخت رابطه میان قانون و وضعیت‌های واقعی جامعه می‌گذرد. دروس تخصصی این رشته حوزه‌های متنوعی را پوشش می‌دهند؛ از حقوق مدنی و جزا تا حقوق تجارت، حقوق اساسی و آیین دادرسی.
همین گستردگی باعث شده حقوق برخلاف تصویری که گاهی از آن ارائه می‌شود، یک مسیر شغلی واحد نداشته باشد.

 

کسی که وارد این رشته می‌شود ممکن است در ادامه مسیر حرفه‌ای خود به سمت وکالت برود، فرد دیگری مسیر قضاوت را انتخاب کند و دانشجوی دیگری فعالیت حقوقی در شرکت‌ها، دستگاه‌های اجرایی، مؤسسات، پژوهش یا آموزش را دنبال کند. برای بخشی از این مسیرها نیز صرف دریافت مدرک کارشناسی کافی نیست و الزامات حرفه‌ای جداگانه‌ای وجود دارد.

 

دانشگاه

 

 

بنابراین یکی از نخستین نکاتی که داوطلب باید درباره حقوق بداند، همین فاصله میان فارغ‌التحصیل حقوق و ورود به یک حرفه حقوقی است.
این رشته برای دانشجویی که از خواندن متن‌های طولانی، استدلال و جزئیات حقوقی گریزان است، ممکن است برخلاف تصویر جذاب اولیه، انتخاب دشواری باشد. در مقابل، کسی که از تحلیل یک مسئله، پیدا کردن مبنای قانونی و ساختن استدلال لذت می‌برد، ظرفیت بیشتری برای ادامه این مسیر دارد.


در میان دانشگاه‌های کشور، دانشگاه تهران، دانشگاه شهید بهشتی و دانشگاه علامه طباطبائی از شناخته‌شده‌ترین مراکز آموزش حقوق هستند و دانشکده‌های حقوق آنها سابقه قابل توجهی در آموزش و پژوهش این حوزه دارند.


اما حتی در این دانشگاه‌ها نیز قرار نیست نام دانشگاه جای مهارت حرفه‌ای را بگیرد. دانشجو باید در کنار گذراندن واحدهای درسی، توانایی مطالعه و تحلیل متون حقوقی، نگارش دقیق، استدلال و آشنایی با مسائل واقعی این حوزه را نیز در خود تقویت کند. حقوق از آن رشته‌هایی است که دانشجو هرچه به پایان دوره نزدیک‌تر می‌شود، بیشتر با یک واقعیت روبه‌رو خواهد شد، مدرک آغاز مسیر است، نه پایان آن ، بازار حرفه‌ای این حوزه نیز رقابتی است. بنابراین مطالعه مستمر، مهارت نگارش و استدلال حقوقی، آشنایی با رویه‌های حقوقی و کسب تجربه عملی می‌تواند برای فارغ‌التحصیل تفاوت ایجاد کند.


به همین دلیل، انتخاب حقوق فقط انتخاب یک رشته دانشگاهی نیست؛ انتخاب مسیری است که در آن باید پس از دانشگاه نیز برای ساختن جایگاه حرفه‌ای تلاش کرد.

 

علوم سیاسی؛ جایی میان متن، قدرت و واقعیت


اگر حقوق با دادگاه در ذهن داوطلب گره خورده باشد، علوم سیاسی با اخبار سیاسی شناخته می‌شود ، داوطلبی که هر روز اخبار داخلی و خارجی را دنبال می‌کند، درباره انتخابات، روابط ایران با کشورهای دیگر یا تحولات منطقه مطالعه می‌کند، ممکن است تصور کند علوم سیاسی ادامه همان علاقه در محیط دانشگاه است.


اما دانشگاه از دانشجو چیز بیشتری می‌خواهد. در کلاس‌های علوم سیاسی، دنبال کردن خبر تنها نقطه شروع است و دانشجو باید بتواند یک رخداد سیاسی را در چارچوب‌های نظری، تاریخی، اجتماعی و حقوقی بررسی کند. او باید میان یک خبر روزانه و ریشه‌های شکل‌گیری آن ارتباط برقرار کند، نقش نهادها و گروه‌های مختلف را بسنجد و پیامدهای احتمالی یک تصمیم یا تحول سیاسی را تحلیل کند. به همین دلیل، تحصیل در این رشته به مطالعه مستمر، آشنایی با متون کلاسیک و معاصر سیاسی و توانایی نوشتن و استدلال کردن نیاز دارد.


در علوم سیاسی، خبر پایان ماجرا نیست؛ موضوعی برای پرسش است. دانشجو باید بتواند یک رخداد سیاسی را در چارچوب‌های نظری، تاریخی و اجتماعی بررسی کند و به جای توقف در چه اتفاقی افتاد ، به سراغ چرا اتفاق افتاد و چه عواملی آن را شکل دادند برود.

 

به همین دلیل، مطالعه در این رشته جایگاه مهمی دارد و دانشجو نمی‌تواند تنها با دنبال کردن اخبار روز یا تکیه بر دانسته‌های عمومی، مسیر تحصیل را پیش ببرد. بخش قابل توجهی از آموزش علوم سیاسی به خواندن متون نظری، تاریخی و تحلیلی اختصاص دارد؛ متونی که برای فهم آنها باید میان مفاهیم مختلف ارتباط برقرار کرد و رخدادهای سیاسی را در زمینه اجتماعی و تاریخی خود بررسی کرد.


دانشجوی علوم سیاسی با حوزه‌هایی مانند اندیشه سیاسی، سیاست داخلی، روابط بین‌الملل، حکومت و دولت، مسائل سیاسی و اجتماعی و روش تحقیق روبه‌رو می‌شود. بخشی از مسیر نیز به مطالعه آثار نظری و متون سیاسی اختصاص دارد؛ متونی که گاهی خواندن و فهمیدن آنها به مراتب بیشتر از دنبال کردن یک خبر روزانه زمان می‌برد.

 

دانشگاه

 

 

این تفاوت برای انتخاب رشته مهم است ، علاقه به سیاست می‌تواند دلیل خوبی برای نزدیک شدن به علوم سیاسی باشد، اما به تنهایی برای موفقیت در آن کافی نیست. کسی که وارد این رشته می‌شود باید با مطالعه، تحلیل، نوشتن و پژوهش کنار بیاید ، علوم سیاسی نیز مانند حقوق یک مقصد شغلی واحد ندارد.

 

فارغ‌التحصیل می‌تواند مسیر پژوهش، رسانه، تحلیل سیاسی، مطالعات بین‌الملل، سیاست‌گذاری یا فعالیت در حوزه‌های مرتبط با مسائل عمومی را دنبال کند؛ اما این مسیرها صرفاً با عنوان مدرک کارشناسی تضمین نمی‌شوند ، در این میان، مهارت‌های مکمل اهمیت زیادی پیدا می‌کنند. زبان خارجی برای مطالعات بین‌المللی، روش تحقیق برای کار پژوهشی و توانایی نوشتن و تحلیل برای فعالیت رسانه‌ای و پژوهشی می‌تواند بخشی از سرمایه حرفه‌ای دانشجو باشد.


دانشگاه تهران، دانشگاه علامه طباطبائی و دانشگاه شهید بهشتی در میان مراکز شناخته‌شده آموزش علوم سیاسی کشور قرار دارند و دانشکده‌های مرتبط با این حوزه در آنها سابقه طولانی آموزشی و پژوهشی دارند ، با این حال، علوم سیاسی رشته‌ای نیست که صرفاً به دلیل علاقه به سیاست انتخاب شود.


دانشجو ممکن است در نخستین ترم متوجه شود آنچه در ذهنش از سیاست ساخته بود، با آنچه در کلاس درباره نظریه‌های سیاسی، دولت، قدرت و روش تحقیق می‌خواند تفاوت دارد ، همین تفاوت، مرز میان علاقه عمومی و انتخاب آگاهانه رشته است ، علوم سیاسی برای کسی که می‌خواهد سیاست را بفهمد، نه فقط درباره آن حرف بزند، مسیر متفاوتی دارد.

 

اقتصاد؛ وقتی عددها فقط عدد نیستند


اقتصاد در میان رشته‌های علوم انسانی وضعیت متفاوتی دارد. از یک سو با مسائل روزمره زندگی مردم سروکار دارد؛ تورم، قیمت‌ها، اشتغال، درآمد، مسکن و بازار. از سوی دیگر، در دانشگاه با مجموعه‌ای از نظریه‌ها، مدل‌ها، آمار و روش‌های کمی مواجه می‌شود.


همین تضاد گاهی تصویری ناقص از رشته ایجاد می‌کند. برخی داوطلبان اقتصاد را رشته‌ای صرفاً نظری و مرتبط با حفظ مفاهیم درسی می‌دانند، در حالی که بخش مهمی از آموزش آن به بررسی روابط میان متغیرهای اقتصادی، تحلیل داده‌ها و سنجش پیامدهای تصمیم‌های اقتصادی اختصاص دارد. از سوی دیگر، ممکن است گروهی تصور کنند تحصیل در اقتصاد مستقیماً به ورود به بانک یا بازار سرمایه منتهی می‌شود؛ در حالی که مسیرهای شغلی این رشته متنوع‌تر است و به مهارت، گرایش تحصیلی و تجربه‌ای که دانشجو در طول دوره به دست می‌آورد بستگی دارد.


ممکن است داوطلبی به دلیل علاقه به مسائل اقتصادی، اقتصاد را انتخاب کند اما از میزان حضور ریاضی و آمار در برنامه آموزشی آن اطلاع دقیقی نداشته باشد ، اقتصاد دانشگاهی قرار نیست فقط درباره این صحبت کند که قیمت دلار بالا رفته یا تورم کاهش یافته است. مسئله این است که دانشجو یاد بگیرد این تغییرات را چگونه توضیح دهد، چه عواملی بر آنها اثر گذاشته‌اند و برای بررسی یک مسئله اقتصادی چه داده و مدلی لازم است.

 

 

دانشگاه

 

 

در نتیجه، اقتصاد رشته‌ای است که در آن تحلیل کمی اهمیت قابل توجهی دارد.


دانشجو با مفاهیمی مانند اقتصاد خرد و کلان، آمار، ریاضیات و روش‌های تحلیل اقتصادی روبه‌رو می‌شود و در ادامه می‌تواند در حوزه‌هایی مانند توسعه، اقتصاد پولی، تجارت، بازار کار، سیاست‌گذاری و سایر حوزه‌های تخصصی‌تر مطالعه کند.
به همین دلیل، داوطلبی که صرفاً به دلیل علاقه به اخبار اقتصادی سراغ این رشته می‌رود، باید بداند اقتصاد دانشگاهی با دنبال کردن اخبار اقتصادی تفاوت دارد.


در طرف دیگر، همین ویژگی می‌تواند نقطه قوت رشته باشد ، اقتصاد به دانشجو این امکان را می‌دهد که بخشی از مسائل جامعه را با ابزارهای تحلیلی و داده بررسی کند. به همین دلیل، مسیر فارغ‌التحصیل اقتصاد نیز الزاماً به یک محیط مشخص محدود نمی‌شود.
پژوهش، سیاست‌گذاری، بانک‌ها و مؤسسات مالی، شرکت‌ها، مراکز مطالعاتی و ادامه تحصیل از جمله مسیرهایی هستند که می‌توانند پیش روی فارغ‌التحصیل قرار بگیرند؛ البته میزان موفقیت در هرکدام از این مسیرها به مهارت‌ها و تخصصی که فرد در طول تحصیل ایجاد می‌کند وابسته است.


دانشگاه تهران و دانشگاه علامه طباطبائی از جمله مراکز شناخته‌شده آموزش اقتصاد در کشور هستند و این رشته در دانشگاه‌های بزرگ دیگری نیز ارائه می‌شود.
در اقتصاد، همانند دو رشته دیگر، نام دانشگاه تنها یک بخش از معادله است ، دانشجویی که از همان دوره کارشناسی سراغ روش‌های کمی، نرم‌افزارهای تحلیلی، زبان تخصصی و مطالعه منابع علمی برود، مسیر متفاوتی با دانشجویی خواهد داشت که صرفاً به گذراندن واحدهای درسی اکتفا می‌کند.


اقتصاد برای کسی که می‌خواهد پشت عددها را ببیند، می‌تواند رشته‌ای جذاب باشد؛ اما اگر داوطلب با بخش کمی و تحلیلی آن کنار نیاید، تصویر اولیه‌اش از رشته خیلی زود تغییر خواهد کرد.

 

سه عنوان آشنا، سه تجربه دانشگاهی متفاوت


این سه رشته اگرچه در گروه علوم انسانی قرار می‌گیرند، اما مسیر تحصیل و مهارت‌هایی که از دانشجو می‌طلبند، تفاوت‌های جدی با یکدیگر دارند ، دانشجوی حقوق با متن قانون، استدلال و ساختار حقوقی سروکار دارد. دانشجوی علوم سیاسی با نظریه، قدرت، دولت، جامعه و تحلیل سیاسی مواجه است و دانشجوی اقتصاد باید میان نظریه اقتصادی، داده و ابزارهای کمی ارتباط برقرار کند.


حتی نوع مطالعه در این سه رشته نیز یکسان نیست ،در حقوق دقت در متن و استدلال اهمیت بالایی دارد؛ در علوم سیاسی، مطالعه و تحلیل متون نظری و سیاسی بخش مهمی از مسیر است و در اقتصاد، ریاضیات، آمار و تحلیل داده جایگاه مشخصی دارند.
این تفاوت‌ها همان چیزی است که در زمان انتخاب رشته معمولاً زیر سایه نام دانشگاه یا احتمال قبولی قرار می‌گیرد.


داوطلب ممکن است تنها به این فکر کند که با رتبه خود در کدام دانشگاه شانس قبولی دارد، در حالی که سؤال مهم‌تر این است که آیا رشته‌ای که انتخاب می‌کند با توانایی‌ها، علاقه و تصویری که از زندگی دانشگاهی خود دارد همخوانی دارد یا خیر.

 

انتخاب رشته از اسم‌ها شروع نمی‌شود


در نهایت، هیچ‌کدام از این سه رشته را نمی‌توان با یک برچسب ساده تعریف کرد؛ حقوق فقط وکالت نیست، علوم سیاسی فقط دیپلماسی نیست و اقتصاد نیز فقط بانک و بازار نیست. هر سه رشته مسیرهای متفاوتی پیش روی دانشجو می‌گذارند و در کنار فرصت‌های خود، محدودیت‌ها و دشواری‌هایی دارند که داوطلب باید پیش از ثبت انتخاب‌هایش آنها را بشناسد.

برای انتخاب آگاهانه، به‌جای پرسیدن اینکه کدام رشته بهتر است؟ باید پرسید: در این رشته قرار است چه چیزی بخوانم، چه مهارتی به دست بیاورم و بعد از دانشگاه چه مسیری پیش رو داشته باشم؟  پاسخ این پرسش را نمی‌توان فقط از نام رشته فهمید؛ داوطلب باید با فضای واقعی رشته، برنامه آموزشی، دانشگاه‌های ارائه‌دهنده و تجربه دانشجویان و فارغ‌التحصیلان آشنا شود. انتخاب رشته در نهایت انتخاب یک عنوان در دفترچه نیست، بلکه انتخاب چند سال از مسیر تحصیل و بخشی از مسیری است که قرار است بعد از دانشگاه ادامه پیدا کند.

پربازدیدترین آخرین اخبار