رایزن سابق ایران در افغانستان: آمریکا از حذف ربانی منتفع می شود
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۸۴۱۹
در گفتگو با «خبرگزاری دانشجو» عنوان شد؛

رایزن سابق ایران در افغانستان: آمریکا از حذف ربانی منتفع می شود

آنها که به مسائل افغانستان اشراف دارند می دانند که آمریکایی ها کاملا از حذف ربانی منتفع می شوند. زیرا آنها سعی دارند منطقه را نا امن نشان دهند و ایجاد صلح در افغانستان برای آنها هیج منفعتی را نخواهد رساند، زمانی که صلح برقرار شود این سوال مطرح می شود که....
گروه بین الملل «خبرگزار دانشجو»: مرجان مدح خوان؛ربانی زادۀ ۲۹ شهریور ۱۳۱۹ در شهر فیض آباد مرکز ولایت بدخشان افغانستان است. وی در افغانستان، به استاد ربانی و پروفسور ربانی نیز مشهور است.

برهان الدین ربانی فردی صلح طلب و اهل مذاکره بود. نسبت به بقیه ی رهبران افغانستان تحصیل کرده تر بود. او در سال ۱۳۴۲ از دانشکده شرعیات (الهیات) کابل فارغ‌التحصیل شد و در سال ۱۳۴۷ به خاطر ادامه تحصیلات عالی به مصر رفت و در دانشگاه الازهر به تحصیل پرداخت.  علاوه بر آن چهره ای سیاسی، رهبری قومی، رهبر جمعیت اسلامی افغانستان، موسس شورای عالی صلح افغانستان نیز بود.

وی از سال ۱۳۸۹ ه.ش. تا پایان زندگی‌اش، ریاست شورای عالی صلح افغانستان که با حکم حامد کرزی تشکیل شده بود را بر عهده داشت .

این شورا وظیفهٔ مذاکره با گروه طالبان با هدف دستیابی به صلح پایدار و یافتن راهی مسالمت‌آمیز برای پایان دادن به درگیری‌ها در افغانستان را بر عهده دارد.

او یکی از فرماندهان تحت رهبری در حزب جمعیت اسلامی بود. بعد از پیروزی مجاهدین و پس از سرنگونی نجیب الله اولین رئیس جمهوری برگزیده ی مجاهدین افغانستان بود.

او از قوم تاجیک افغانستان بود . با سیاست های ایران در منطقه کم و بیش همسو بود.مخالف امضای پیمان نامه ی مشهور امنیت بین افغانستان و آمریکا بود همچنین از چهره های موثر در وحدت بین شیعه و سنی در منطقه و به خصوص در افغانستان بود.خود از سنیان حنفی بود.

برهان‌الدین ربانی در بیست و نهم شهریور ۱۳۹۰ در اثر یک انفجار انتحاری در منزل خود کشته شد.

در زمان انفجار بمب، تعدادی از اعضای شورای عالی صلح افغانستان در منزل وی با دو نفر از اعضای طالبان در حال گفت و گو بودند که یکی از نمایندگان طالبان، مواد منفجره‏ای که در دستارش پنهان کرده بود را منفجر می‏کند. آخرین حضور وی در ایران در کنفرانس بیداری اسلامی در تهران بود.

در رابطه با این ترور و همچنین برای آشنایی بیشتر با شخصیت و تاثیرات این شهید راه صلح  در افغانستان
 با محمد حسین جعفریان رایزن سابق فرهنگی ایران در افغانستان، خبرنگار و مستندساز که سال های زیادی را در این کشور گذارانده به گفتگو نشسته ایم.

با توجه به اینکه برهان الدین ربانی خود از قوم تاجیک بود محبوبیتش بین عموم مردم افغانستان چه میزان بود؟

شاید مطرح شدن ایشان در ابتدا با بحث قومی شروع شد اما در ادامه برهان الدین ربانی باچهره ای که از خود نشان داد در بین اکثریت مردم و در مجموع اقوام افغانی جایگاهی به دست آورده بود. در خاطرم هست ایشان همیشه مرد گفتگو بود. قبل از ورود نیروهای ناتو و آمریکا به افغانستان چند مذاکره با طالبان کرد. از آن جمله در مذاکرات عشق آباد در ترکمنستان به وی در حال رسیدن به توافقاتی بود. ربانی تجربه مذاکرات موفق را در گذشته چندین بار داشت.

بعد از حمله ی آمریکایی ها هم در بحث ریاست جمهوری دوران جدید وقتی کنفرانس بن تشکیل شد روی حفظ سمت خود پافشاری نکرد و اجازه داد انتخاب کنفرانس-حامد کرزای- قدرت را به دست بگیرد. در آن کنفرانس که نمایندگان متعددی از احزاب، ان.جی.او ها و قدرت های موجود وقت شرکت داشتند، به این جمع بندی رسیدند که حامد کرزای رئیس جمهور شود و برهان الدین ربانی هم پذیرفت.
 
چرا ربانی با وجود اینکه رئیس جمهور قانونی افغانستان بود حاضر به واگذاری قدرت شد؟آیا اگر مقاومت می کرد با توجه به محبوبیت عمومی در بین مردم نتایج بهتری در پی نداشت؟

او حتی اگر مخالف هم بود مقاومت نکرد، که خود نشان دهنده ی روح بلند وعدم ذهنیت قدرت طلبی اوست. معلوم نیست مقاومت نتایج بهتری داشت چون باید در مقابل کلیه ی نیروهای نمایندگان قرار می گرفت و او فردی نبود که وقتی اکثریت به نتیجه ای رسیده اند حتی اگر علیه نظر وی باشد مخالفت کند.

با توجه به اینکه او از قوم تاجیک افغانستان بود بعد از ترور وی توازن قدرت در افغانستان چه شکلی پیدا می کند؟

معاون اول رئیس جمهور هم در حال حاضر از تاجیک هاست. اما اهمیت آقای ربانی در پازل قدرت سیاسی به سبب منصب او نبود او به مرور به یک ریش سفید، قاضی و مرجع قابل اعتماد و کثیر المراجعه ی گفتگو های صلح تبدیل شده بود.

دستاوردهای شورای عالی صلح افغانستان درطول مدت زمان تاسیس توسط برهان الدین ربانی چه بود؟

جریان طالبان در دو سال اخیر در افغانستان به خوبی نشان داده است که دو شعبه است. یک جریان میانه رو که کم و بیش در مقابل متجاوزین جهاد هم می کنند و مقاومتشان مشروع نیز هست. ولی متاسفانه اخباری که به جهان و حتی ایران مخابره می شود هر عملیاتی علیه متجاوزین را کار طالبان بیان می کنند و از طالبان هم پیشاپیش یک گروه وحشی و تروریست و محکوم در اذهان متصور می شود. این گروه مجاهد را هم در آن طبقه دسته بندی می کنیم. این گروه مجاهد حتی لزوما شاید نامشان هم طالبان نباشد. اغلب ترورهای میان جاده ای، ترورهای موردی نیروهای اشغالگر کار این گروه است.

و گروه دوم گروه تندرو هستند که غالباعملیات انتحاری بین مردم را انجام می دهند. این ها جریانی هستند که آمریکاییها از آنها با نام افغانی یاد می کنند و البته این نام گذاری غلط است. این جریان تندرو عملیاتهایی را انجام می دهند که بیشتر مردم افغانستان را متوحش نشان دهند و وضعیت نا امنی را شدید جلوه می دهند و درواقع جامعه ی جهانی را در مورد حضور نیروهای اشغالگر قانع می کنند.مانند اتفاقی که در عراق هم می افتد.

 دستاورد ربانی در مدت تاسیس شورای صلح این بود که توانست این گروه میانه رو را به عرصه ی مذاکره بکشاند و حتی ملا عمر طی سه چهار ماه گذشته رسما اعلام کر د که حاضر است به مذاکرات صلح بپیوندد.

ملا عمر از چهره های گروه میانه روی طالبان است؟

بله او رهبر این گروه است. من فکر می کنم که آن گروه تند رو برای زهر چشم گرفتن از کسانی که در حفظ صلح تلاش می کنند و حتی برای حذف گروه میانه رو به این ترور دست زدند.

با توجه به جریانات پیش آمده پیش بینی شما در مورد اقدامات آینده ی این گروه تندرو و تاثیرات آن بر روند مذاکرات صلح  چیست؟

به اعتقاد بنده ترورهایی از این دست در آینده ی نزدیک هم چنان ادامه خواهد داشت. همانطور که من هفته گذشته پیش بینی کردم و شب گذشته هم شنیدیم که دوباره در سفارت آمریکا و در هتل آریانا درگیری شد. این درگیری ها از این پس ادامه خواهد داشت .این نا امنی ها مذاکرات صلح را برای مدتی به انزوا می کشاند.

کاری که برهان الدین ربانی توانست بکند این بود که خط بین این دو گروه میانه رو و تند رو را جدا کند. 

موضع گیری تند اخیر ایشان در مقابل طالبان، در رابطه با گروه تندروی طالبان است؟

بله . نشانه اش را هم شما دیدید وقتی خبر ترور ایشان منتشر شد ابتدا طالبان مسئولیت آن راقبول کرد یعنی همان جریانی که می خواهد کل طالبان را تند رو معرفی کند و بعد دوباره گروه طالبان آن را تکذیب کرد یعنی آن گروه میانه رو.

شبهاتی در مورد ترور ایشان مطرح است مثلا منزل ایشان به دلیل نزدیکی به سفارت آمریکا در محدوده ی حفاظت شده ی آمریکاییهاست عبور این دو نفر از این منطقه چه طور توجیه می شود؟

مشخص نیست که این دو نفر متعلق به کدام گروه بوده اند و آقای کرزای هم ایشان را نمی شناختند. برهان الدین در سفر ایران بود و کرزای خودش در مصاحبه اش اقرار کرد که من خواستم ایشان سریعتر از ایران برگردد و این دو نفر را ببیند.چون که مدعی بودند یک فایل صوتی مربوط به مذاکرات  دارند که باید ایشان را ملاقات کنند.هنوز کسی تاکیید نکرده این دو نفر از کجا بودند، علی القاعده این هم نباید عجیب باشد که اینها توانستند از پست بازرسی آمریکایی ها بگذرند، شاید بعضی ها که کمتر مسائل افغانستان را دنبال می کنند وقتی این صحبت ها را می شنوند تصور کنند که ما معتقد به تئوری توطئه هستیم اما وقتی شما کمی جهت گیری های سیاسی در افغانستان را بشناسید بسیار برای شما مشهود می شود که آمریکایی ها کاملا از حذف ربانی منتفع می شوند. آنها سعی دارند منطقه را نا امن نشان دهند و ایجاد صلح در افغانستان برای آنها هیج منفعتی را نخواهد رساند ، زمانی که صلح برقرار شود این سوال مطرح می شود که حضور بیش از صدهزار نظامی خارجی در آن جا چه توجیهی دارد؟در واقع خواستند خللی در این روند ایجاد کنند و گروه تندرویی را که ادعا می کنند به دنبال نابودی آنها هستند را پشت پرده آموزش می دهند و امکانات مالی و تجهیزات در اختیارشان قرار می دهند.و آنها را تحریک به ترور برهان الدین می کنند همان کاری که در مورد احمد شاه مسعود کردند.

با این کار لطمه ی جدی به مذاکرات صلح وارد می کنند زیرا دولت را به طرف دیگر مذاکره بی اعتماد می کنند و مذاکرات صلح تا چند ماه و حتی چند سال به انزوا کشیده می شود.

تلفن حامد کرزای و اصرار به برگشتن ربانی ازکنفرانس بیداری اسلامی با توجه به اینکه آن دو نفر را هم نمی شناخنتد مشکوک به نظر می رسد، تحلیلتان در این مورد چیست؟

شخصا نگاهم به آقای کرزای خوش بینانه است، کرزای یک نوکر سرسپرده به آمریکا نیست، احساس می کنم که کرزای یک رئیس جمهور ضعیف نه یک رئیس جمهور خائن. او مقتدر نیست و امکانات و ابزار لازم را برای مقابله با اشغالگران در اختیار ندارد.از بعضی جهات مجبور است در مقابل فشارهای آنها کوتاه بیاید ولی با همین نگاه من معتقد نیستم که اگر چه کرزای خود گفته که تلفنی درخواست بازگشت ربانی را کرده ،از نیات آنها با خبر بوده است. قطعا این افراد را به نام و جریان نمی شناخته است.

با توجه به سالها حضورتان در افغانستان شخصا خاطره ای با برهان الدین ربانی دارید؟

 من در مصاحبه های متعددی که با ایشان  داشتم بسیار او را آدمی ایرانی دوست دیدم او بسیار ما را تحویل می گرفت و گاهی اوقات که برای گفتگو با ایشان می رفتیم می شد که چندین گروه خبری منتظر مصاحبه با ایشان بودند، از فرانسه، انگلیس، چین و ... ولی او ابتدا ایرانی ها را به حضور می پذیرفت و رفتار گرم و دوستانه و مهربانی داشت. نگاهش بسیار نزدیک به ما بود دوستدار زبان فارسی بود و از سرمایه های فارسی زبانان و مردم افغانستان بود.او از دست رفت قبل از اینکه شاید بتواند نقش تاریخی خودش را در درون افغانستان ایفاکند.

روابط و همکاری هایش با احمد شاه مسعود چگونه بود؟

 در یک دوره ای ارتباط مرید و مرادی بود او رهبر یک حزب بود و احمد شاه عضو آن. ولی به مرور زمان احمد شاه مسعود در جهان شخصیت سرشناسی شد به گونه ای که تقریبا از رهبر خودش پیشی گرفت. این اواخر وقتی که فقط 10% خاک در اختیار مجاهدین و مشخصا جبهه ی احمد شاه بود وقتی پارلمان اروپا خواست شخصیت اول افغانستان را برای این پارلمان دعوت کند به جای رئیس جمهور که سازمان ملل او را به رسمیت می شناخت یعنی آقای ربانی،احمد شاه را دعوت کرد. ولی هیچ وقت این ارتباط به تیرگی نگرایید  و همیشه احترام متقابل بین آنها برقرار بود و بسیار هم ربانی مسعود را دوست داشت و هم مسعود او را. هیچ وقت مسعود از لفظی به جز استاد برای ربانی استفاده نکرد. بسیار از نظر اخلاقی این دو نفر به هم شباهت داشتند، شاید در بعضی جزئیات متفاوت بودند. اما افق نگاه و برنامه هایشان برای افغانستان یکسان و بسیار نزدیک به هم بود.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار