موج سوم اسلامخواهي چگونه شكل گرفت؟
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»؛ مقام معظم رهبري در تحليلهايي كه از اوضاع و احوال تحولات منطقه و جهان ارائه كردند باز هم واژه جديدي را به ادبيات سياسي و نظام بينالملل اضافه نمودند.
حضرت آیتالله خامنهای در دیدار علما، فضلا، روحانیون و طلاب شیعه و اهل تسنن استان کرمانشاه، با اشاره به موج سوم گرایش به اسلام بعد از حرکتهای اخیر منطقه و جنبش ضد سرمایهداری در غرب، وظیفه روحانیت را مضاعف دانستند و تأکید کردند: امروز که سخن جمهوری اسلامی مبنی بر بینتیجه بودن نظام مارکسیستی تحقق یافته و در مورد نظام سرمایهداری نیز در حال تحقق است، علما و روحانیون باید با استفاده از مبانی مستحکم عقلی و متناسب با نیازهای روز، معارف منطقی و ریشه دار اسلام را برای مشتاقانی که در سراسر دنیا، در حال افزایش هستند، ارائه کنند.
بيش از 70 سال است كه نظام ليبرال دمكراسي در جهان به عنوان يك نظام سياسي كه غرب آن را يك نظام كارآمد توصيف مينمايد، يكه تازي ميكند.
در اين ميان، اما مخالفتها و انتقادات زيادي از ساختار و عملكرد اين نظام در طول اين مدت بوجود آمده؛ در واقع نظامهاي كمونيستي نيز در اثر همين انتقادات و ناكارآمديها پا به عرصه سياسي گذاشته است. گرچه اين نظام در رويارويي با نظام ليبرال دمكراسي غرب پا به عرصه گذاشت، اما نظامهاي كمونيستي به نوعي فرزند همين نظام لبيرال دمكراسي بود.
وجه تشابه اين دو نظام را ميتوان در زمينه ماديگرايي آنها مشاهده كرد؛ در واقع ظهور و بروز اين دو نظام در عرصه بينالملل سبب شد كه سكولاريسم بيش از بيش در جهان رواج يابد و وجه مادي نيازهاي بشري پررنگ شود.
نظامهاي كمونيستي با نقد دو پايه نظام ليبرال دمكراسي كه همان برابري و آزادي بود، ساختار جديدي بوجود آورد كه نه تنها سبب اصلاح نظامهاي سرمايه داري نشد، بلكه بدعت و مصيبت جديدي را نيز براي بشريت ايجاد كرد.
كمونيستها بر اين باور بودند كه انسان در زمينه نيازهاي جنسي بايد آزادي داشته باشد و در زمينه برابري نيز مالكيت خصوصي و شخصي را نفي ميكردند؛ در واقع آنها نه بر اساس شايسته سالاري، بلكه بر اساس مساوات محض بناي ساختار اقتصادي خود را چيدند و همين موضوع منجر به بوجود آمدن ساختار اقتصادي مضحكي شد كه اين ساختار مهمترين عامل فروپاشي نظامهاي كمونيستي لقب گرفت.
با وقوع انقلاب اسلامي ايران و تمايل ملت ايران به دين مبين اسلام، نظام سياسي و رقيبي جدي در عرصه بينالملل براي نظام ليبرال دمكراسي غرب پا به عرصه گذارد؛ غربيها در اين روند از هر فرصتي و وسيله اي براي سركوب كردن اين رقيب نوظهور خود بهره بردند، اما انقلاب اسلامي ايران زير بار اين فشارها سر خم نكرد؛ در واقع وقوع انقلاب اسلامي را از اين جهت ميتوان به عنوان موج اول اسلامخواهي در نظام بينالملل ياد كرد، موجي كه تا به امروز به حركت بالنده خود ادامه داده و تاثيرات شگرفي را در نظام بينالملل از خود به جاي گذاشته است.
شعار اصلي انقلاب اسلامي، «نه شرقي، نه غربي، جمهوري اسلامي» بود و پايه اين تفكر را مقاومت در برابر فشار غرب و شرق براي پذيرش الگوي تحميلي آنان تشكيل ميداد؛ اين پايه فكري آهسته آهسته در منطقه و بخشي از نظام بينالملل نهادينه شد.
بعد از وقوع انقلاب اسلامي، به تبع آن فروپاشي شوروي سابق، نماينده اصلي نظامهاي كمونيستي در جهان به وقوع پيوست؛ حادثهاي كه امام خميني (ره) پيش از آن، اين حادثه بزرگ را نويد داده بودند.
همين واقعه مجالي تازه براي رشد اسلام گرايي و اسلام خواهي شد و مردم كشورهايي كه تحت سلطه نظام كمونيستي شوروي بودند با فروپاشي اين نظام به سمت اسلام خواهي و اسلامي گرايي متمايل شدند و همين موضوع سبب شد تا موج دوم اسلام خواهي در منطقه و سطح جهان شكل گيرد.
با اين اتفاق يك دشمن از دشمنان اصلي بزرگ دنياي اسلام كه حامي سرسخت ايدئولوژي ماركسيسم كه رقيب اصلي اسلام بود، شكست خورد و فرصت براي نقد ايدئولوژي ليبراليسم و ليبراليسم دموكراسي فراهم شد.
حال بعد از 33 سال شاهد آغاز موج سوم اسلام خواهي در منطقه با نام بيداري ا سلامي هستيم؛ موجي كه با شدت هر چه تمامتر در سطح منطقه و جهان گسترش يافت و حتي به قلب نظام سرمايه داري ليبرال دمكراسي نيز رخنه كرد.
موج سوم اسلام خواهي كه بر پايه استراتژي مقاومت شكل گرفت، داراي شاخصههاي فراواني است كه وجه بارز آن را ميتوان در استكبارستيزي و حركت ضد صهيونيستي مشاهده كرد.
تحكيم مباني نظري به همراه تشكيل و ايجاد گروههاي سازمان يافته باعث تقويت گروههاي اسلام خواه در منطقه و از طرف ديگر باعث تضعيف غرب و حكومتهاي ديكتاتوري وابسته آنها در منطقه شد.
پايه و اساس اين موج را نيز بايد رجوع به ساختارهاي اصيل اسلام خواهي در منطقه و مخالفت با نظام هاي ناكارآمد شرقي و غربي دانست؛ چرا كه در تحولاتي كه در عرصه منطقه بوجود آمده است، به تاسي از انقلاب اسلامي ايران تسخير سفارت رژيم صهيونيستي در مصر صورت گرفت تا اين پيام را به غرب برساند كه انقلابيون خواهان تشكيل نظام سياسي خود بر اساس مباني اسلام هستند و با شعار «لا شرقي و لا غربي» اين پيام را به گوش مجامع غربي رساندند.
كارشناسان سياسي نيز بر اين باورند كه موج سوم بيداري اسلامي محصول ناكارآمدي نظريههاي ماركسيسم و ليبراليسم و قدرت يافتن گروههاي اسلامخواه بود و تشكيل حكومتهاي اسلامي از مهمترين ويژگيهاي آينده موج سوم بيداري است.
با اين اوصاف در آينده با سقوط ديكتاتورهاي دست نشانده غرب در منطقه بايد منتظر تشكيل حكومتهاي اسلامي باشيم؛ حكومتهاي اسلامي كه يا با مباني قانون اساسي مبتني بر اسلام شكل گرفته و قوانين آنها به نحوي تغيير مي يابد كه در واقع دولتها مكلف به اجراي احكام اسلامي مي شوند يا اينكه دولتمردان آنها افراد اسلام خواه خواهند بود.