بي عدالتي، تبعيض حكام و توسعه فناوري هاي ارتباطي؛ عامل اصلی ناموزونی در وضعیت فعلی جهان
وحيد خاوهاي در گفتوگو با خبرنگار سياسي «خبرگزاري دانشجو»، در خصوص ساختار جديد جهاني و تغيير و تحولات در حكومت هاي دنيا گفت: قبل از فروپاشي شوروي، كشورهاي بسياري يا با بلوك غرب و شرق همسو بودند يا خودشان را وابسته به يكي از اين دو بلوك ميدانستند، اما با فروپاشي شوروي اتفاق مهمي افتاد و تكصدايي در حكومتها به وجود آمد.
اين كارشناس مسائل بين الملل افزود: حكومتهايي كه تا قبل از اين سعي مي كردند خودشان را تا حدودي به بلوك شرق نسبت دهند، مجبور شدند به سمت بلوك غرب بروند و انحصاري به وجود آورند تا ضمن حفظ رويكردهاي قبلي، يك سرعتي در ايجاد رويكردهاي جديد هم اتفاق بيفتد.
وي اضافه كرد: اولين موضوعي كه در اين بين خيلي خودنمايي كرد، بيتوجهي به خواستههاي مردم و همچنين توسعه فناوري هاي ارتباطي اعم از راديو، تلويزيون و ماهواره بود؛ البته با يك سرعت بسيار زيادي پديدهاي به نام اينترنت به وجود آمد كه همه فضاها را كلا به هم ريخت و باعث شد كه براي دسترسي به اخبار، خيلي وقت صرف نشود؛ به طوري كه با كمك اينترنت مي شد با امكانات و هزينه كم به اخبار نقاط مختلف جهان دسترسي پيدا كرد.
خاوه اي تصريح كرد: همين اتفاقات ناخودآگاه باعث شد كه مردم جهان و كشورهاي مختلف به مقايسه روي بياورند و خودشان را با كشورها و ملت هاي ديگر مقايسه كنند، مخصوصا در كشورهاي عربي و كشورهايي كه در آنها موج بيداري اسلامي اتفاق افتاده است، آن چيزي كه مردم دنبالش بوده و هستند آزادي و توسعه سياسي بود؛ اين در حالي است كه مردم علاوه بر اين، از جهات اقتصادي نيز در تنگنا بودند.
اين كارشناس مسائل بين الملل خاطرنشان كرد: اين موضوع ادامه پيدا كرد و با اتفاقي كه در 11 سپتامبر رخ داد و با حملهاي كه آمريكا به سمت دو كشور اسلامي عراق و افغانستان داشت، عملا وجهه آمريكا به هم ريخت و شكسته شد.
وي با اشاره به موج نفرت بوجود آمده در خصوص سياست هاي آمريكا گفت: آمريكا از صورت يك منجي به صورت يك كشور جنگجو درآمد؛ اين در حالي است كه آمريكا و نظام سرمايهداري براي خيلي از كشورها يك آرمان بود.
خاوه اي با بيان اينكه اين اتفاقات باعث شد مردم كمكم به گزينه اعتراض عليه حكومت هاي خودشان دست بزنند، افزود: مطمئنا توفيقاتي كه در گروه هاي مردمي مثل حكومت ايران، لبنان و فلسطين رخ داد، موجب حركت مردم به سمت بيداري اسلامي شد.
اين كارشناس مسائل بين الملل در خصوص اينكه در وضعيت فعلي چه شرايطي در بيداري اسلامي تعيين كننده است، تاكيد كرد: حضور مردم و مطالبه خواستههاي اصلي، عاملي است كه اساس انقلابهاي منطقه را تشكيل مي دهند؛ چرا كه مردم به دنبال اين هستند كه نقش خودشان را در حاكميتها نشان بدهند.
وي ريشه اعتراضات مردمي را ثروت گرايي، بي عدالتي و تبعيض حكام دانست و اضافه كرد: مردم حكومتهايي كه در حال حاضر عليه آنان اعتراضاتي برپا شده و بخصوص در كشورهاي اسلامي كه متاسفانه روند حكومتيشان بر اساس انحصارگرايي فاميلي پيش رفته، را بر نمي تابند؛ اينكه يك خاندان بخواهد بر همه مايملك يك كشوري تسلط داشته باشد و ثروتهاي ملي در چنگ چند نفر آن هم از يك خانواده باشد، مورد پذيرش مردم نيست.
خاوه اي ادامه داد: همه كشورهايي كه با اين مسئله درگير بوده و به سمت بيداري حركت كرده اند، به حكومتهاي انحصارطلب خانوادگي اعتراض دارند و حرفشان اين است كه اين وضع مناسبي براي دنياي كنوني نيست.
اين كارشناس مسائل بين الملل افزود: اتفاقاتي كه در كشورهاي غربي افتاده از جهاتي با اتفاقاتي كه در كشورهاي اسلامي واقع شده مشابه و از جهاتي هم متفاوت است؛ مشكلات معيشتي و بحث اقتصادي مسئله اي است كه به مردم غرب خيلي فشار آورده و دغدغه اصلي آنهاست، آنها از اين جهت به اين نتيجه رسيدهاند كه نظام سرمايه داري نمي تواند جوابگو باشد.
وي تصريح كرد: اشكالي كه وجود دارد و در برخي جاها مشاهده مي شود اين است كه هنوز اعتراضها صورت حزبي دارد و به واسطه تحريك برخي از احزاب به وقوع مي پيوندد؛ اين باعث مي شود كه در حركت اصيل مردم انحراف به وجود آيد.
خاوه اي تاكيد كرد: بيداري در كشورهاي غربي و حكومتهاي سرمايه داري هم در حال وقوع است، اما هنوز فراگير نشده و مثل كشورهاي عربي به آن مرز فراگيري نرسيده؛ البته همه به عنوان يك مطلوب به اين حركتها نگاه مي كنند، اما هنوز همه اقشار آمريكا وارد گود نشدهاند.
وي با بيان اينكه كشورهاي عربي در انتخاب رهبري مشكل دارند و در فاز شناخت رهبر هستند، تاكيد كرد: در كشورهاي عربي، بسياري از افراد زنداني يا تبعيدي به عنوان نماد مبارزه مطرح هستند؛ اين نمادها در كشورهاي امپرياليستي هنوز به وجود نيامده، بنابراين مردم نمي دانند پشت چه افراد و چه گروههايي حركت كنند و اين زمانبر است تا مردم رهبران خود و گروههاي سازمان دهنده را بشناسند.
خاوه اي گفت: مطمئناً كشورهاي غربي از اين نظر چند پله عقب هستند و بايد تا آن مرحله كه همه مردم آمريكا، اروپا و كشورهاي مختلف اروپايي بخواهند دور هم جمع شوند و اعتراض كنند، صبر كرد؛ غربي ها هنوز به آن نقطه نرسيدهاند.
اين كارشناس مسائل بين الملل در رابطه با نمايان شدن ضعف ساختار حاكم با گرايش اسلام و موج اسلامي شدن حكومت ها گفت: هميشه مكتبي كه داراي منطق است و بشر را به سمت خير و خوبي راهنمايي مي كند، پيروان بيشتري دارد؛ مكتب اسلام در ذهن افرادي كه بايد بر اساس خصلت انسانيشان قضاوت كنند، تاثير مي گذارد، اما در اديان مختلف چون اين حرف به گوش مردم نرسيده بود، اصلاً از اسلام چيزي نمي دانستند يا نقطههاي انحرافي اسلام را ديده بودند.
وي تاكيد كرد: برخي از حكمفرمايان كشورهاي غربي نسخههاي اسلام را كهنه و قديمي مي دانستند كه در زمان حاضر نمي تواند جوابگوي مسائل اجتماعي باشد؛ اين در حالي است كه با اين اتفاقاتي كه افتاده مرم به اين نتيجه رسيدهاند، مكاتبي كه قبلاً وجود داشته در حال حاضر جوابگو نيستند و اسلام حرفهايي مي زند كه قابل شنيدن است و به درد اداره جامعه مي خورد.
خاوه اي در پايان اظهار داشت: در واقع با آن حرفها كه هم عدالت و هم توحيد است، مي شود جامعه را اداره كرد و مردم وقتي نداي اسلام براي دستيابي به كرامت انساني و برقراري عدالت را مي شنوند، مطمئناً به عنوان يك نكته مثبت به آن نگاه مي كنند و بتدريج گرايشها به سمت مكتب اسلام، براي اداره كشور در جوامع مختلف بيشتر مي شود.