اظهارات ديويد ميليبند، آغاز يک ماجراجويي جديداز نوع انگليسي
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۵۵۶۲

اظهارات ديويد ميليبند، آغاز يک ماجراجويي جديداز نوع انگليسي

تازه به قدرت رسيده هاي کاخ سفيد ادعاي رويکرد جديد مبتني بر «تغيير» را در سياست خارجي بويژه در منطقه خاورميانه مطرح مي کنند، اما بنظر مي رسد که انگليسي‌ها خيلي زودتر از آنچه که تصور مي شد سکاندار «پروژه ايران هراسي» شده‌اند.

گروه بين الملل: چند روز پس از انتشار گزارش اخير مديركل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي‌ درباره روند فعاليتهاي هسته‌اي ايران، وزير خارجه انگليس برنامه هسته‌اي جمهوري اسلامي ايران را خطرناك و تهديدي جدي براي جهان عنوان کرد.

ديويد ميليبند2، وزير امور خارجه‌ انگليس، در سخنراني خود در مركز مطالعات تحقيقاتي و استراتژيك امارات متحده عربي در ابوظبي مدعي شد: «يك ايران مسلح به سلاح هسته‌يي، يك ضربه‌ي محكم عليه كساني خواهد بود كه به دنبال راه‌حل‌هاي صلح‌آميز و عملي براي مشكلات منطقه هستند. ايران يا مي‌تواند همكاري كرده و غني‌سازي را متوقف كند و يا به مسير فعلي‌اش ادامه داده و به سمت درگيري و انزوا در آينده حركت كند.»

وي بمنظور تحريک کشورهاي عربي عليه ايران با تاکيد بر اينکه در صورتي که ايران قواعد را رعايت کند، کشورهاي عربي مي‌توانند مشوقهايي جدي براي همکاري اقتصادي در اختيار اين کشور بگذاريد، تاکيد کرد. در غير اين صورت مي‌توان به اقداماتي محدودکننده مانند محدوديت هاي مالي و تجاري و همين‌طور مبارزه با قاچاق يا افزايش کنترل صادرات کالاهايي که ممکن است در تسليحات اتمي استفاده شود, روي آورد.

ميليبند هدف از اعمال فشار عليه ايران را حل و فصل مسئله مناقشه غرب با ايران در موضوع هسته‌اي از طريق ديپلماتيک دانسته، تاکيد کرد: براي اينکه ديپلماسي کارگر باشد، بايد تهران را در برابر دو گزينه قرار دهيم. همکاري تهران با شوراي امنيت سازمان ملل و تعليق غني سازي اورانيوم، يا ادامه روند رويارويي و انزواي بيشتر ايران.

در حالي که راهبرد غرب در قبال برنامه هسته‌اي عقيم شده است، گزارشهاي مکرر مديركل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي‌ بر صلح آميز بودن و عدم انحراف تاکيد دارد و جمهوري اسلامي ايران، مصمم و با صلابت و با گفتمان اصولگرايي و عزتمندي از حق مسلم خود دفاع نموده و برنامه هسته‌اي خود را تحت نظارت آژانس دنبال مي‌کند، اظهارات وزير خارجه انگليس چه اهدافي را دنبال مي‌کند؟

در حالي که دنيا تحت تاثير بحران اقتصادي - امريکايي روزهاي تلخ و پراضطرابي را سپري مي‌کند، امريکا با سياستهاي غلط و جنگ طلبانه بوش در بحرانهاي چون عراق و افغانستان دچار مخمصه جدي شده است و چشم اندازي براي خروج از اين چالشها پيش رو ندارد، موضوع برنامه هسته‌اي صلح آميز ايران و روند شتابزاي پيشرفت ايران در فناوري هسته اي، به يک مسئله بغرنج و کابوسي براي امريکاييها و صهيونيستها و حاميان آنها تبديل شده است، ماجراجويي جديد ميليبند و مقامات لندن، چه نسبتي با سياستهاي سلطه جويانه امريکايي- صهيونيستي وهمچنين رئيس رنگين پوست کاخ سفيد و تيم او دارد؟ در اين باره نکات زير قابل توجه است:

اظهارات خصمانه وزير خارجه انگليس در حالي مطرح مي شود که محمد البرادعي دبيركل آژانس بين المللي انرژي اتمي در گزارش اخير خود تصريح کرد که ايران از تعهدات خود در چارچوب پيمان منع گسترش جنگ‌افزارهاي هسته‌اي "ان. پي.تي" تخلف نكرده و برنامه‌هاي اتمي‌ جمهوري اسلامي ايران ماهيت نظامي ندارد.

ميليبند و برخي مقامات انگليس با حمايت از طرح سازش اعراب و رژيم صهيونيستي، دعوت از "شيمون پرز" رئيس رژيم صهيونيستي به لندن و اعطاي دكتري افتخاري به او در دانشگاه آكسفورد، اعطاي كمك‌هاي نظامي ‌و اقتصادي به تل‌آويو، اتخاذ مواضع تند و خصمانه در برابر مقاومت ملت فلسطين و بي‌توجهي به محاصره غزه، تامين امنيت و منافع رژيم غاصب صهيونيستي را همانند نومحافظه کاران امريکا به عنوان يک اولويت در سياست خارجي خود دنبال مي کنند. مردم و کشورهاي منطقه اکنون قبل از اينکه نگران توسعه توانمندي هسته اي ايران و احتمال انحراف آن در آينده باشند شديدا از سياستهاي خصمانه و خصوصيت تجاوزگري رژيم صهيونيستي و زرادخانه هسته و كلاهك‌هاي اتمي بالفعل ‌اسرائيل در هراسند.

ديدار چندي پيش وزير خارجه انگليس با برخي از سران و خاخام‌هاي اقليت يهودي اروپايي، اسرائيلي و آمريكايي در ساختمان وزارت خارجه انگليس و گفتگو درباره برنامه هسته‌اي ايران و امنيت اسرائيل به عنوان دو محور اصلي در اين ديدار حکايت از آن دارد که دولت انگلستان خود را متعهد به مراقبت از موازنه قدرت در خاورميانه، حفظ امنيت قدرت اسرائيل، تضمين امنيت اين رژيم و رفع دغدغه ها و نگراني هاي مقامات صهيونيستي مي داند.

با وجود اعتراف رژيم صهيونيستي به نگهداري حداقل 200 کلاهک هسته‌اي، تجاوزات رژيم صهيونيستي به همسايگان، حمله به فلسطينيان و همچنين ايجاد تراژدي عظيم انساني با محاصره غزه، اظهارت ميليبند در مورد برنامه هسته اي ايران را بايد آغاز يک ماجراجويي ديگر از نوع انگيسي دانست و اينكه غرب به دنبال باز كردن راه فشار ديگري عليه ايران است.

ايجاد فضايي مخرب و القاء ترس و دامن زدن به نگراني در بين مقامات کشورهاي عربي نسبت به ايران، از برنامه هاي مقامات کاخ سفيد در طول سه دهه گذشته بوده است. اينک که تازه به قدرت رسيده هاي کاخ سفيد ادعاي رويکرد جديد مبتني بر تغيير را در سياست خارجي بويژه در منطقه خاورميانه مطرح مي کنند، بنظر مي رسد که انگليسيها خيلي زودتر از آنچه که تصور مي شد سکاندار «پروژه ايران هراسي» شده‌اند.

روند حاکميت گفتمان اصولگرايي و رعايت اصل عزت، حکمت و مصلحت در سياست خارجي، دشمنان انقلاب و نظام اسلامي را وادار نمود تا ضمن اعتراف به توانمندي و اقتدار جمهوري اسلامي، رويکردهاي جديدي را در قبال ايران جستجو کنند. "اسکوکرفت"، فرمانده سابق نيروي هوايي و مشاور نظامي جرج بوش پدر و پسر در اجلاس اخير شوراي ملي روابط آمريکا و کشورهاي عربي، گفت: «در سال 2003 ميلادي عملا فرصت مذاکره با ايران را به دليل اشتباه مسلم ديک چني از دست داديم و حالا اينکه با اين کشور چگونه تعامل داشته باشيم، به يک راز نهفته تبديل شده است. آنقدر با آنها مذاکره نکرديم که امروز به قدرت بي نهايت رسيده‌اند و خودمان هم نمي دانيم چه بايد بکنيم.»، "زبيگنيو برژينسكي" مشاور سابق امنيت ملي آمريكا مي‌گويد: «دوران حماقت ابرقدرتي آمريكا به پايان رسيده است، ما متكبرانه،‌ يكجانبه‌گرا و بدتر از همه با وحشت [با جهان] برخورد كرديم. فرهنگ وحشت‌[افكني] حاصل دولت بوش است. ما ممكن است حتي بدون پيش‌شرط با ايران مذاكره كنيم. رويكرد موفقيت آميز براي ايران بايد با منافع امنيتي تهران و واشنگتن منطبق باشد.»، "شوراي اطلاعات ملي آمريكا (NIC)" در گزارش اخير خود تصريح مي‌کند: «كشوري كه اوباما به ارث برده ديگر به تنهايي نمي‌تواند قدرت مطلق باشد و قدرت آمريكا بخاطر بروز جهاني چندقطبي در حال افول است. آمريكا از سلطه‌ كمتري در جهان برخوردار خواهد بود و امريكا ديگر قدرت مطلق نخواهد بود و يكجانبه‌گرايي به سبك بوش ميسر نيست.»، "برنارد كوشنر" وزير خارجه فرانسه در مصاحبه‌ با CNN مي‌گويد: «گمان مي‌كنم ايران كشوري بزرگ با تاريخي بزرگ است. اگر امروز بخواهيم از افغانستان سخن بگوييم، بايد با ايران صحبت كنيم. اگر مي‌خواهيم از خاورميانه، عراق و سوريه سخن به ميان آوريم، بايد با ايران صحبت كنيم. پس واقعگرا باشيم و با اين اشخاص صحبت كنيم.» اوباما نيز حذف پيش شرط مذاکره با ايران را يکي از محورهاي شعارهاي انتخاباتي خود قرار داد.

با توجه به آنچه بيان شد، اظهارات ديويد ميليبند اين تلقي را قوت مي بخشد که اوباما و تيم او الزاما تاکتيک هاي جديدي را در قبال ايران اتخاذ نمايند، از اين رو صحنه بازي مقابله با ايران و انقلاب اسلامي نيازمند بازيگر جديدي است تا بتواند خلاء بوش و سياستهاي نظام سلطه و جلب رضايت حاميان (لابي) صهيونيستي آن را پر نمايد. ميليبند که ارادت خاصي به صهيونيستها دارد در حال برداشتن گامهاي اوليه اين بازي جديد است.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار