کد خبر:۱۵۵۹۴۵
رسانههای غربی؛ ابزاری برای بسط توهم توطئه
کارشناسان رسانه بر این باورند كه جنگافروزیهای آمریکا روز به روز در حال گسترش است و به همین دلیل برای توجیه این حجم از جنایات به دو موضوع بسیار مهم نیاز است؛ يكي ارائه تصویری مظلوم و همیشه در حال تهدید از آمریکا و ديگري توجيه نظر شهروندان جهان به اینکه آمریکا در راستای مبارزه با تروریست جنگ به پا میکند.
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»؛ توهم توطئه همیشه یکی از مهمترین شگردها و به نوعی راهبردهای سیاسی غرب و بخصوص آمریکا برای مظلوم نمایی و به نوعی توجیه رفتارهای غیرانسانی و ضد حقوق بشري غرب بوده است؛ به گونهای که این موضوع همیشه در بسیاری از رفتارهای سیاسی اكثر دولتمردان آمریکایی دیده شده است و در این بین ابزارهای رسانهای همیشه یکی از مهمترین وسیلهها برای نمایش این توهم توطئه بودهاند؛ آن چنان که اگر پس از واقعه 11 سپتامبر، نگاهی به برخی رفتارهای رسانهای شبکههای خبری و در کنار آن سینمای غرب و هالیوود داشته باشیم، متوجه این موضوع خواهیم شد که این رسانهها در یک همکاری فوقالعاده با دستگاه سیاسی غرب به این توهم توطئه دامن زدهاند و به تبیین و بسط این موضوع پرداختهاند.
کارنامه رسانهای چند وقت اخیر این رسانهها دقیقا گویای همین موضوع بوده است، بخصوص سینمای هالیوود که پس از 11 سپتامبر گسترش تئوری توطئه علیه آمریکا را کاملا در راس سیاستهای کاری خود قرار داده که جدیدترین نمونه این موضوع را میتوان در «source code» محصول سال 2011 هالیوود به کارگردانی دانکن جونز به عینه مشاهده کرد؛ فیلمی که به صورت متفاوتتری نسبت به فیلمهای گذشته به تئوری توطئه میپردازد.
داستان این فیلم درباره گروهی از محققان آمریکایی است که موفق میشوند سیستمی را به عنوان کد رمز! طراحی کنند؛ این سیستم توانایی این را دارد که به هشت دقیقه پایانی ذهن افراد کشته شده در عملیات تروریستی برود و به نوعی در ذهن آنها کنکاش کند تا متوجه شود که چه کسی این عملیات تروریستی را انجام داده است؛ نکته جالبتر اینجاست که برای این کار از سربازانی استفاده میشود که در جنگ با عراق و یا افغانستان از بین رفتهاند و تنها بخشی از ذهن آنها فعال باقی مانده است.
در واقع در یک شبیه سازی رویایی در این سیستم، ذهن این سربازان به منبع رمز متصل میشود؛ این فیلم علاوه بر اینکه به بیننده این نکته را هشدار میدهد که هر روز علیه آمریکا توطئهای جدید در حال شکل گیری است، سعی میکند به نوعی داستان همیشگی سینمای هالیوود یعنی اسطوره سازی از سربازان آمریکایی را تکرار کند؛ چرا که در این فیلم ذهن یک سرباز آمریکایی با اتصال به کد رمز تلاش میکند تا مانع عملیات تروریستی بعدی شود.
این فیلم میخواهد این گونه بنمایاند که حتی پیکر نیمه جان و از بین رفته سربازان آمریکایی هم به بشر خدمت میکند، در حالی که فیلم هیچ گاه از جنایات آمریکا در عراق صحبتی به میان نمیآورد.
شباهتهای زنجیرهای؛ نسخه واحد توهم توطئه
از سوی دیگر موضوعی که در این فیلم به آن توجه شده، بحث ایجاد جهان مجازی است، تئوری که سالها از سوی برخی نظریه پردازان غربی مطرح شده و به نوعی جزو خرافات و انحرافات که در تقابل با اندیشههای مذهبی است، محسوب میشود؛ البته در این بین نبايد از این موضوع هم غافل شد که برخی قسمتهای فیلم بشدت تداعی کننده صحنههایی از فیلم صخره (rock) به کارگردانی مایکل بای با بازی نیکلاس کیج است؛ فیلمی که باز هم تئوری توطئه را به صورت قابل توجهی مطرح میکند و تمام تمرکز خود را بر قهرمان سازی از آمریکا در جنگ با تروریست قرار میدهد.
در این فیلم هم دقیقا مانند فیلم منبع رمز، آمریکا در آستانه یک تهدید از سوی تروریست قرار گرفته و سربازان آمریکایی به نبرد با این توطئه میپردازند؛ البته نکتهای که در بین همه این فیلمها مشترک بوده، تسری بحرانها و توطئههای ساختگی علیه آمریکا به تمام جهان است؛ به گونهای که در این نوع فیلمها تلاش میشود توطئه علیه غرب، توطئه علیه امنیت جهانی نشان داده شود تا مبارزه علیه آن هم به نوعی تلاش برای حفظ امنیت بشری عنوان گردد.
نمایشی پوشالی از قدرت و مظلومنمایی
در این میان از این موضوع هم نباید چشم پوشی کرد که در ژانر توطئه سینمای هالیوود، همیشه غرب و در راس آن آمریکا فوقالعاده قدرتمند و دارای ابزار تکنولوژی پیشرفته به نمایش گذاشته میشود؛ مصداق بارز این موضوع را میتوان در سیستم کد رمز در فیلم source code به عینه مشاهده کرد، این در حالی است که در فیلم «مجموع دروغها» به کارگردانی ریدلی اسکات هم همین مسئله بشدت خودنمایی میکند و در این فیلم هم آمریکا در جنگ با تروریست، در عین مظلومیت، قدرتمند و دارای سیستم پیشرفته اطلاعاتی نمایش داده میشود.
اما به واقع در پس این موج توهم توطئه و مظلوم نمایی در مقابله با تروریسم چه چیزی نهفته است؟ کارشناسان رسانه بر این باورند که جنایات و جنگ افروزی های آمریکا روز به روز در حال گسترش است و به همین دلیل برای توجیه این حجم از جنایات به دو موضوع بسیار مهم نیاز است؛ یکی ارائه تصویری مظلوم و همیشه در حال تهدید از آمریکا و دیگری توجیه رفتارهای تهاجمی و جلب نظر شهروندان جهان به اینکه آمریکا در راستای مبارزه با تروریست جنگ به پا میکند.
نکته قابل توجه اینجاست که رسانههای تصویری مانند هالیوود و در کنار آنها شبکههای خبری، بهترین ابزار برای این موضوع به شمار میروند و به همین دلیل لابی های سیاسی آمریکا با سرمایه گذاری کلان در این رسانهها تلاش داشتهاند تا اهداف مهم و استراتژیک خود را از کانال این رسانهها پیگیری کنند.
همچنین عده بسیاری بر این باورند که ماهیت سیاسی این رسانهها و ارتباطات لابی گرایانه آنها با دستگاه سیاسی غرب روز به روز در حال افزایش است که این موضوع در مرحله اول بزرگترین ضربات را به حیثیت حرفهای آنها وارد کرده است؛ چرا که به طور کلی این رسانهها به دلیل تابع بودن، همیشه و بخصوص در مواقع ضروري پا روی معیارهای حرفهای گذاشتهاند و حتی خود را در حد یک بولتن تبلیغاتی و یا ابزار سطح پایین، نزول داده و خود را در اختیار سیاسیون غربی قرار دادهاند؛ این مسئله دقیقا در تناقض با ادعاهای گوناگون این رسانهها مبنی بر حرفهای بودن است؛ چرا که در عرف رسانه اولین شرط برای استقلال، وابسته نبودن به هیچ گروه یا دستگاه سیاسی است.
به نظر میرسد که روند سیاسی شدن سینمای هالیوود روز به روز شدت میگیرد که مصداق بارز این افزایش را در همین فیلم «منبع رمز» به عینه میتوان مشاهده کرد؛ از سوی دیگر بسط تئوری توطئه توسط این رسانهها بعد دیگری از تلاش آنها برای پوشاندن جنایات غرب است که روز به روز در ابعاد گستردهتری صورت میپذیرد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰