با نگاهی گذرا به تحولات منطقه که از آن با عنوان بیداری اسلامی ياد میشود، به راحتی میتوان نقش پررنگ دانشجويان و دانشگاهیان را در آن مشاهده كرد.
گروه بینالملل «خبرگزاری دانشجو»: «شاخص عمده در حركت مردمي اين كشورها سه چيز است: يكي اسلامي بودن، يكي ضدآمريكا و ضدصهيونيستي بودن و يكي مردمي بودن؛ اين شاخص ها در همه اين كشورها مشترك است. ملت مصر كه يك ملت شاخص در دنياي عرب و دنياي اسلام است، ملتي است كه اين نهضت را به راه انداخته و اين انقلاب را در كشور خودش به وجود آورده، بنابراين هم اسلامي است، هم مردمي است، هم صريحا ضدآمريكايي و ضدصهيونيستي است. بقيه كشورها هم همين جور.»
اينها بخشي از بيانات ولي امر مسلمين جهان در تبيين جنس حركت هاي انقلابي مردم منطقه است. ايشان همچنين با محتوم دانستن پيروزي ملت هاي منطقه تصريح مي كنند: اين سركوب ها فايده اي ندارد. ملت ها بالاخره وقتي بيدار شدند، وقتي قدرت خودشان را شناختند، اين راه را دنبال خواهند كرد و ان شاءالله حركت ملت هاي منطقه- چه در آن كشورهايي كه امروز حركت هست، چه آن كشورهايي كه بالقوه در آنها اين حركات وجود دارد - به پيروزي خواهد رسيد.
نقش دانشجویان در انقلاب مصر
شيخ علوي امين السيد، استاد دانشگاه الازهر مصر در همايش بين المللي «بيداري اسلامي» كه دهم خرداد ماه سال جاري در ايران برگزار شد، ضمن اشاره به رهبري قيام مردم ايران توسط امام خميني(ره) گفت: «امام به مردم دنيا ياد داد كه نبايد از هيچ ظلمي بترسند.»
اين استاد دانشگاه الازهر تاثير سخنان مقام معظم رهبري را در پيروزي انقلاب مصر بسيار زياد توصيف و تصريح مي كند: «برخي مي گويند ايران در انقلاب مصر دخالتي نداشته، اما من مي گويم دخالت داشته است؛ مقام معظم رهبري در خطبه روز جمعه خود، تمام مصريان را به قيام ترغيب كرد و از آنها خواست فرياد بكشند و نترسند. اين خطبه تاثير زيادي بر پيروزي انقلاب مصر داشت و باعث تسريع در سقوط نظام طاغوتي مبارك شد.»
نگاهي به اظهارنظرها و فعاليت هاي استادان و دانشجويان مصري نشان مي دهد كه اين بخش از توده هاي مردمي مصر، تاثير بسزايي در پيگيري خواسته هاي قيام و تلاش براي تحقق آنها داشته اند.
رئيس دانشگاه مسيحيان مصر در ابتداي اسفند ماه 89، ضمن محكوميت حاميان حسني مبارك، به دليل ترور شخصيت هاي ديني اين كشور اعلام كرد: مسيحيان مصري با برپايي حكومت اسلامي مخالفتي ندارند.
دكتر «هاني حنا» تاكيد كرد: ديني كه در آن وحدت و احترام به ديگر اديان مورد نظر قرار گرفته است، مي تواند بهترين الگو براي بهره برداري در قانون اساسي باشد؛ اديان الهي در راستاي يك هدف قدم برمي دارند و اختلاف افكني ميان آنها فقط از عهده دشمنان توحيد برمي آيد.
نقش برجسته دانشجویان را در جای جای انقلاب مصر می توان مشاهده كرد. واكنش دانشجويان مصري، بلافاصله پس از مصاحبه شيمون پرز با راديو اسرائيل كه از جوانان خاورميانه و به طور خاص، جوانان مصري خواسته بود روابطشان را با اسرائيل از سر بگيرند، تظاهراتي گسترده بود كه در آن خواستار پايان دادن به هر گونه روابط با رژيم صهيونيستي شدند.
در اين تظاهرات كه صدها دانشجوي مصري از حزب هاي مختلف در آن حضور داشتند، دانشجويان حركت خود را از در ورودي دانشگاه قاهره به سمت سفارتخانه اسرائيل آغاز كردند و ضمن شعار عليه رژيم صهيونيستي، خواستار پايان دادن به معاهده كمپ ديويد و اشغال فلسطين از سوي اسرائيل شدند.دانشجويان در اين تظاهرات عليه توافق نامه گاز بين مصر و اسرائيل نيز اعتراض كردند.
تاثير دانشجويان در ايجاد تحول در ساختار مديريت كشور مصر نيز انكارناپذير است. تحصن هزاران دانشجوي مصري در اعتراض عليه مديريت روساي دانشگاه ها و درخواست اخراج اين افراد، از جمله حركت هاي انقلابي دانشجويان است. در اين اعتراض، استادان بيش از 10 دانشگاه مصر نيز دانشجويان را همراهي مي كردند و بركناري روساي وابسته به حزب ديكتاتور مبارك و استعفاي ايشان را خواستار شدند و يكصدايي جامعه دانشگاهي مصر، وزير علوم را وادار به واكنش و تمكين- ولو تلويحي- كرد.
موافقت شوراي نظامي مصر با بركناري «ماهر الدمياطي»- رئيس دانشگاه الزقازيق مصر- نيز با تظاهرات گسترده دانشجويان عليه حضور وي در دانشگاه كليد خورد. دانشجويان مصري ضمن اعتراض به محدود شدن فعاليت هاي دانشجويي توسط وي، خواستار تعيين روسا و مديران، از طريق انتخابات شده و گفتند كه بايد فعاليت هاي دانشجويي آزادانه صورت بگيرند و نبايد بين دانشجويان تبعيض وجود داشته باشد. همچنين بايد انتخابات اتحاديه هاي دانشجويي با شفافيت برگزار شود.
در حالي كه از 25ژانويه 2011، مصادف با آغاز انقلاب ملي مصر، دانشگاه ها به تعطيلي كشيده شدند، تظاهرات گسترده دانشجويان و اساتيد مصري در قاهره پايتخت مصر و ساير شهرهاي اين كشور، براي از سرگيري كلاس هاي دانشگاهي و بهبود وضعيت كار و تحول در مديريت دانشگاه ها مثمرثمر بود و دانشگاه هاي مصر، كار خود را آغاز كردند.
الازهر و قیام مردم مصر:
سابقه تاریخی الازهر به دوره فاطمیان مصر باز میگردد. این مجموعه در سال 359 ه.ق. (970 م.) تأسیس گردید. یعنی بیش از هزار سال از تأسیس آن میگذرد و قدیمیترین نهاد آموزشی ـ دینی در جهان اسلام است. الازهر، در تاریخ هزار ساله خود، نقشهایی چندگانه داشته است:
اولاً: از مهمترین نهادهای آموزشی معتبر جهان اسلام بود (و کم و بیش هست).
ثانیاً: نقش اساسی در حفظ و گسترش فرهنگ و زبان عربی در میان ملل مختلف اسلامی داشت و دارد.
ثالثاً: در برهههای مختلفی از تاریخ خود، در حمایت از جامعه مصری ـ عربی نقشهای مؤثری یافت. به عنوان نمونه، پس از اشغال فرانسه توسط قوای ناپلئون، در انقلاب مردم مصر علیه فرانسه و اخراج قوای اشغالگر، تأثیرات جدی داشت.
هماکنون نیز «جامعة الازهر الشریف» موسسهای آموزشی ـ دینی گسترده و مؤثر در جهان عرب و اسلام است. هماکنون این دانشگاه، در رشتههای تجربی ـ ریاضی، دانشکدههای زیر را دارد: پزشکی، داروسازی، هندسه، کشاورزی، دندانسازی و ... و در رشتههای علوم اسلامی ـ انسانی نیز، از دانشکدههای مختلف برخوردار است که بخش وسیعی از شهرت و سابقه خود را در این رشتهها دارد؛ دانشکدههایی از قبیل: شریعت و قانون، اصول دین و دعوت، دراسات اسلامیه، تربیت، زبان عرب و ...
اخبار زیر، گوشهای از مناسبات «الازهر» با قیام جاری مردم مصر است:
1. تعدادی از روحانیون الازهر در راهپیماییها حضور یافتهاند. تصویرها، تعداد زیادی را نشان نمیدهد؛ اما در مجموع، عدهای با لباس رسمی روحانیت مصری در تظاهرات دیده میشوند.
2. محمد رفاعه طنطاوی، سخنگوی جامعة الازهر، از منصب خود کنارهگیری کرد و گفت تا سقوط دیکتاتوری، در کنار تظاهرکنندگان میدان التحریر خواهد ماند.
3. شیخ الازهر، ریختن خون مردم را شرعاً حرام دانست.
4. شیخ شحّات مرزوق رئیس لجنه فتوای الازهر، تظاهرات مسالمتآمیز مردم مصر را مشروط به عدم تخریب اموال عمومی و خصوصی مجاز دانست و آن را مشمول روایات نهی از منکر دانست.
وضعيت دانشجويان بحرين در انقلاب مردمي اين كشور:
وضعيت در دانشگاه هاي بحرين نيز مشابه است. بخش عظيمي از دانشجويان، در اعتراض به سياست هاي آل خليفه، با تأكيد بر «حق حاكميت بر سرنوشت خويش» با مردم اين كشور همراه بوده و نقش مؤثري در انقلاب اين كشور ايفا مي كنند.
در دستگيري هاي گسترده و كشتار مردم بي دفاع بحرين توسط مأموران حكومتي و نيروهاي سعودي و اردني، دانشجويان و اساتيد دانشگاه نيز بي نصيب نبوده اند.
به تعطيلي كشاندن دانشگاه ها، لغو بورسيه تحصيلي دانشجويان فعال سياسي، بازداشت و به شهادت رساندن دانشجويان در زندان ها، از جمله اقدامات رژيم آل خليفه در برخورد با جامعه دانشگاهي بوده است.
رژيم حاكم منامه ضمن اعلام لغو بورسيه تحصيلي 40نفر از دانشجويان فعال سياسي كه در تظاهرات ضددولتي شركت كرده بودند، از نامعلوم بودن وضعيت تحصيلي 150دانش آموز و دانشجوي اين كشور كه در جريان اعتراضات دستگير شده بودند، خبرداده و پس از اعلام وضعيت فوق العاده در اين كشور و تلاش براي بازگشايي مدارس و دانشگاه هاي بحرين، اعلام كرده بود كه دانش آموزان و دانشجويان دستگير شده در جريان اعتراضات، اجازه حضور در محل تحصيل خود را ندارند.
وزارت آموزش بحرين، درباره وضعيت بورسيه دانشجويان اين كشور نيز اعلام كرد: اين بورسيه تحت شرايط خاص به دانشجويان اعطا شده و از آنها خواسته شده بود كه در مدت تحصيل، به سبك و سياقي رفتار كنند كه به اعتبار كشور خود لطمه اي وارد نسازند؛ اما متأسفانه اين دانشجويان در تظاهرات شركت كرده و عليه دولت شعار داده اند. يعني هزار ديناري را كه صرف آموزش آنها شده بود، به هدر داده اند و هيچ كشوري حاضر نيست بودجه هنگفتي را صرف شهرونداني كند كه براي آن كشور احترام قائل نيستند يا برخلاف منافع آن حركت مي كنند.
با بالاگرفتن درگيري هايي كه بين دانشجويان و مأموران آل خليفه در دانشگاه هاي اين كشور رخ داد و منجر به بازداشت و يا اخراج شمار زيادي از دانشجويان شد، دانشگاه هاي اين كشور تعطيل شدند.
باگذشت دو ماه و بازگشايي دانشگاه ها، دانشجويان انقلابي شركت كننده در تظاهرات، از حضور در امتحانات پايان ترم محروم شدند.
سخنگوي رسمي بخش اطلاع رساني جوانان انقلابي بحرين موسوم به «انقلاب 14 فوريه» ضمن تأييد اين موضوع، تصريح مي كند: عكس همه جوانان شركت كننده در اعتراضات و اعتصابات، توسط مزدوران آل خليفه گرفته شده و اكنون با استفاده از آن، مانع از حضور دانشجويان در امتحانات مي شوند.
با تشديد بحران در بحرين، نيروهاي امنيتي، مناطق مختلف دانشگاه بحرين را به دوربين هاي مداربسته و ايست هاي بازرسي مجهز كردند. در پي اين اقدام صدها تن از دانشجويان بحريني به نشانه اعتراض؛ كلاس هاي خود را تعطيل كرده و از ادامه تحصيل در وضعيت كنوني انصراف داده اند.
يكي از دانشجويان در اين رابطه مي گويد: نيروهاي امنيتي براي جلوگيري از تحصن دانشجويان، تمامي درهاي دانشگاه را بسته اند و دانشجويان تنها از يك در كه به ايست و بازرسي تبديل شده است، حق ورود دارند. علاوه بر اين مأموران امنيتي مانع از برپايي تريبون هاي دانشجويي و سخنراني هاي جمعي دانشجويان مي شوند.
يك دانشجوي فناوري اطلاعات نيز مي گويد: مسئولان دانشگاه، تمامي دانشجويان را مجبور مي كنند كه منشور وفاداري به سران آل خليفه را امضا كنند در غير اين صورت حق ادامه تحصيل در دانشگاه را نخواهند داشت. طبق اين منشور، دانشجويان در صورت مشاركت در فعاليت هاي دانشجويي و سياسي، از تحصيل محروم خواهند شد.
همچنين علاوه بر ايست هاي بازرسي، دانشكده ها و ساختمان هاي دانشگاه به وسيله احداث ديوار حائل، از يكديگر جدا شده اند كه اين مسئله عبور و مرور دانشجويان را با دشواري مواجه كرده است.
يك دانشجوي دختر انصرافي نيز در توصيف وضعيت دانشگاه هاي بحرين مي گويد: نيروهاي امنيتي زن، دانشجويان دختر را از طريق دستگاه هاي فلزياب بازرسي مي كنند و اين امر باعث انصراف بسياري از دانشجويان از تحصيل شده است. يكي ديگر از دانشجويان دختر نيز اعلام كرد كه دانشگاه هاي بحرين اكنون به يك پادگان نظامي تبديل شده اند و هدف مسئولان دانشگاه از اين اقدامات، تحقير و توهين دانشجويان معترض و وادار كردن آنها به ترك تحصيل است.
با اين حال معاون رئيس دانشگاه بحرين در اين باره مدعي شده است كه اقدامات اتخاذ شده در راستاي افزايش امنيت دانشجو و دانشگاه صورت مي گيرد و امضاي منشور وفاداري به سران آل خليفه به معناي اعلام دوستي و تعهد به ميهن است.
نقش دانشجويان در گسترش انقلاب يمن:
در يمن نيز، دانشگاه صنعا به كانون تحولات و گسترش اعتراضات در بدنه اجتماعي بدل گشت. سركوب تظاهرات دانشجويان در دانشگاه صنعا و دستگيري و كشتار صدها نفر از معترضان و شركت كنندگان در تظاهرات ضددولتي، نه تنها اين قبيل تحركات را محدود نكرد بلكه دامنه آن را به ديگر اقشار جامعه نيز گسترش داد.
تظاهرات هر روزه دانشجويان يمن كه خواستار سرنگوني علي عبدالله صالح هستند، پس از آن به تحصني نامحدود تبديل شد كه احزاب مخالف دولت، معروف به «تجمع ديدار مشترك» اعلام كردند به دانشجويان مي پيوندند. علاوه بر دانشجويان، نمايندگان مجلس يمن، فعالان سياسي و مخالفان دولت نيز به تحصن مقابل دانشگاه صنعا پيوستند و آنجا را به كانون معترضان به رژيم حاكم يمن تبديل كردند؛ طوري كه تلاش نيروهاي امنيتي يمن براي ايجاد مانع در اطراف محل تحصن بي نتيجه ماند.
بي ترديد نقش دانشجويان در گسترش اعتراضات و پافشاري بر تحقق اهداف انقلاب هاي مردمي منطقه، غير قابل انكار است؛ آنچه بايد مورد توجه قرارگيرد، مراقبت براي پيشگيري از ايجاد انشقاق در صفوف به هم پيوسته مردم و تلاش براي به انحراف كشيدن اهداف اين انقلاب هاست كه به حول و قوه الهي و با استناد به سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامي، تحقق اين امر و پيروزي ملت هاي منطقه دست يافتني خواهد بود.