کد خبر:۱۶۱۲۴۷
تحولات خاورميانه از بهار عربي تا بهار اسلامي
گذار از بهار عربي به بهار اسلامي در نتيجه تحولات سياسي كشورهاي منطقه نشانگر تاثيرگذاري روز افزون ديني و ماهيت الهام بخش آن در آغاز و فرآيند تحولات بوده است.
گروه بین الملل «خبرگزاری دانشجو»: از آغاز رخدادهاي خاورميانه و تعميق تحولات دروني كشورهاي اين منطقه در سال جاري ميلادي، موج گستردهاي از تفاسير، نظرها و ديدگاهها در مورد ماهيت، ابعاد و ريشههاي اين تحولات فضاي رسانهاي و سياسي و بينالمللي را در داخل و خارج از كشور در بر گرفت.
در حالي كه اين تحولات در ميانه راه و در كشاكش نيروهاي مردمي و نظامهاي حاكم در جريان بود (و هنوز در برخي از كشورها ادامه دارد) بخري عامل اصلي و ماهيت اين تحركات مردمي را به مشي دموكراسي خواهانه و حقوق ناشي از آن پيوند ميدانند. اين دسته با تاكيد بر آنكه تداوم سالها اختناق و سركوب در يك فرآيند زماني باعث انباشت خواست افكار عمومي براي مشاركت در حوزههاي سياسي شده و همزمان تحولات ناشي از جهاني شدن بر بسط دامنه نيازها و مشاركت دامن زده است بر اين نظر بودند كه ماهيت اين تحولات بيانگر يك روند اجتنابناپذير به سوي دموكراسي خواهي است.
گروه دوم در تحليل ماهيت و ابعاد اين تحولات وجه اقتصادي جريان را برجسته كرده و با اشاره به اين مطلب كه در غالب كشورهاي ديگر در جريان تحركات عمومي وضع اقتصادي مردم در پرتو مديريت ناكارآمد نخبگان حاكم و فساد مالي اداری زياد در شرايط نامطلوبي قرار گرفته ريشه اصلي و ماهيت حركت مردم در غالب اين كشورها را با تكيه بر پاسخ به بي كفايتي اقتصادي تعبير نمودند.
سومين دسته اين تحركات و خيزشها را به ماهيت وابسته نظامهاي حاكم به كشورهاي غربي ارتباط و قطع اين پيوستگي را هدف انقلابهاي مردمي دانستند.
مجموعه اين سه رويكرد در بررسي ماهيت انقلابها و خيزشهاي خاورميانه درذيل عنوان كلان بهار عربي جاي گرفت، بهاري كه توسط مردم عرب در كشورهاي عربي و فارغ از انگيزههاي ارزشي صورت گرفت و هدف آنها نيز پاسخ گويي به كاستيهاي مادي بود.
اما تغييري كه توسط دستهاي ديگر از مفسران ارايه شد به ماهيت ارزشي و اسلام خواهانه اين تحولات باز مي گردد اين دسته بر اين نظر بودند كه صرف نظر از نفي يا تاييد انگيزههاي ديگر در رخداد تحولات، عنصر مشهود يا مشخص در اين خيزشها نفس منزوي اسلام در كشورهاي ديگر در دوران حاكميت رهبران سقوط كرده يا در حال سقوط بود از اين رو از آن جا وجه غالب شعارها با محوريت شعار ديني و مذهبي صورت مي پذيرفت و رهبران گروههاي اسلام گرا نيز نقش موثري را در فرآيند تحولات ايفا مي كردند نقش اسلام خواهانه يا دين گرايانه در اين خيزشها از اهميت ويژهاي برخوردار شده و نمي توان تاثيرات آن را منكر شد.
تفسير ديني- ارزشي در توضيح ماهيت و ريشه تحولات خاورميانه در بسياري از رسانههاي غربي و افكار عمومي جهاني از همان آغاز بنا به دلايل مشخص و متعدد تا حدي حاشيهاي شد.
اما از آن جا كه با بازگشت بسياري از اسلام گرايان به كشورهاي خود عرصه عمومي دستخوش تحولات ويژهاي در بازي سياسي گشت به تدريج و با روي كارآمدن گروههاي مزبور در نتيجه انتخابات (به خصوص در تونس و مصر) اين تغييرات از قوت بيشتري برخوردار شده و در عمل تاكنون نشان داده است اگر انگيزههاي اسلامي و ديني ناديده گرفته شود بخشي از واقعيت موجود ناخواسته كتمان شده است با اين حال نمي توان از تاثيرات قابل توجه ساير عوامل غافل ماند و از اين جهت رويكرد جامع، در نظر ديگري اين عوامل در كنار يكديگر و تلقي نقش اسلام و ارزشهاي ديني به عنوان محرك و الهام بخش خيزشها و تحولات مردمي مي باشد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰