کد خبر:۱۶۲۵۶۳
دگرديسي سياسي تركيه و سياست خارجي ايران
با وجود دگرديسي سياست خارجي تركيه و تحول آن در توجه همزمان به هويت غربي و اسلامي و پيامدهاي ناشي از آن سياست خارجي ايران ميتواند از ظرفيتهاي ناشي از هويت اسلامي اين كشور بهره برداري كند.
گروه بين الملل «خبرگزاري دانشجو»؛ از زمان روي كارآمدن حزب عدالت و توسعه تركيه در آغاز هزاره جديد، تحولات متعددي حوزه تصميم گيري سياسي در اين كشور را متاثر كرد، تا پيش از تصدي قدرت توسط اين حزب اسلام گرا، مسير و روند تصميمات و سياستهاي تركيه در يك جهت مشخص قرار داشت.
حاكميت گروهها و احزاب سكولار با تاكيد بر حاشيه راندن گروههاي اسلام گرا در داخل (پيرو سنت قدرتمند آتاتورك) و تلاش براي گام نهادن در مسير غربي شدن و كسب هويت جدا از خاورميانه در ذيل اروپا، مهم ترين راهبردهاي مدنظر رهبران سكولار ترك بود.
اما با روي كارآمدن حزب اردوغان و عبدالله گل در تركيه كه در عمل توانستند با شعارهاي مترقي و اسلام خواهانه افكار عمومي و گروههايش پيشتر منزوي جامعه تركيه را به سوي خود جلب كند مسير تصميم گيري و سياست گذاري آنكارا دچار يك دگرديسي عمده به ويژه در حوزه سياست خارجي شد.
گرچه به تبعيت از سنت قوي كسب هويت اروپايي در درون نظام سياسي، سردمداران جديد تلاش مضاعفي را براي اقناع غرب جهت پذيرش تركيه در مجموعه خود كردند اما بنيانهاي ارزشي و اسلام خواهانه حزب عدالت و توسعه تصميم گيران سياسي اين كشور را ناگريز از در نظرگيري ملاحظات خاص مي نمود.
با وجود انتقادات اوليه محافل مخالف در درون تركيه نسبت به ابهام آتي براي تصميمات دولت گل و اردوغان، اين دولت جديد تلاش كرد تا با بهره گيري از تفكرات اشخاص تكنوكرات همچون داود اوغلو ضمن صحه گذاشتن بر تاكيدات ناشي از منافع ملي همچون رشد و توسعه در پرتو همگرايي با غرب، بسترهاي ارزشي و اسلام گرايانه موجود در پايههاي اصلي حزب و نيز جامعه مسلمان تركيه را در تركيبي عمل گرايانه با هويت غربي تركيب سازد.
اين نسخه جديد صرف نظر از آثار منفي و يا مثبت باعث شد تا جهت گيري آنكارا در سياست خارجي و در رابطه همزمان با كشورهاي مسلمان همسايه در خاورميانه و غرب به طور عام گوياي تناقضاتي ظاهري اما در راستاي منافع ملي اين كشور باشد.
تلاش براي موج سواري بر تحولات ناشي از خيزشهاي عربي با همراه نشان دادن خود با حركتهاي مردمي، همراهي پيوسته با كشورهاي عرب محافظه كار منطقه و آمريكا در سرزنش بشار اسد در شيوه مديريت جريانهاي سوريه، تلاشهاي ضمني براي گشودن مسير حركت ناتو به شرق با پذيرش استقرار نيروهاي نظامي و تجهيزات آنها در تركيه و همزمان گسترش روابط با ايران و تلاش براي ميانجي گري در اختلافات تهران با غرب گوشهاي از مواضع دوگانه تركيه در تحقق تركيب جديد سياست خارجي اين كشور است.
با اين حال مسئله مهم نيازمند بررسي، شيوه تعامل سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران با اين تحركات و به طور خاص دستگاه ديپلماسي كشور است.
با وجود اين انتظار كه ايران بايستي تلاشهاي عمدهاي را براي گسترش همكاري با تركيه به مثابه كشوري مسلمان و همسايه به انجام مي رساند اما اين تلاش به نظر واجد كفايت لازم نبوده است به ويژه در زماني كه منافع ملي از اولويت برخوردار بوده است.
در حاليكه ايران با رغبت به نقش ميانجي تركيه در مسئله هستهاي رضايت داده و از اين جهت بر وزن منطقهاي اين كشور افزود اما سياستهاي تركيه در منطقه غالباً ملاحظات ايران را در نظر نداشته و از اين رو اين محور نشانهاي از ضعف ديپلماسي كشور در حوزه منطقهاي و اقناع كشورهاي دوست و مسلمان در عملكرد همسو و متناسب است.
با وجود حساسيتهاي فراوان و تاكيد زياد ايران بر بدبيني نسبت به سياستهاي ناتو در برقراري ترتيبات امنيتي، تركيه در عمل اولويت را به بعد هويت غرب گرايانه خود بخشيده و در دو جهت كاملاً مشخص در برابر سياستهاي ايران موضع گيري كرده است؛ اول رضايت به حضور تجهيزات امنيتي و نظامي ناتو در اين كشور كه دقيقاً برخلاف مصالح كلي و امنيتي همسايه خود يعني ايران است و دوم جهت گيري همسو با غرب در مورد تحولات سوريه.
گرچه ترديدي نيست كه اتخاذ اين نوع از مواضع از جانب آنكارا در مرتبه نخست برآمده از منافع و مصالح ملي اين كشور بوده و نمي توان انتظار داشت تا مطابق خواستههاي ساير كشورها عمل نمايد اما وجود وجوه گسترده مشترك با ايران همچون هويت ارزشي به عنوان مقوله فعال و نيز وجه اشتراك همسايگي ايجاب مي كند تا دستگاه ديپلماتيك كشور با تكيه بر ابزارهاي خود از ظرفيتهاي قابل بهره برداري موجود در چشم انداز سياستهاي تركيه در راستاي منافع ملي كشور استفاده مي كرد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰