کد خبر:۱۶۵۸۶۷
موقعيت گروههای فلسطینی پس از جنگ 22 روزه
روزهای اخیر با سومین سالروز جنگ نابرابر 22 روزه مصادف است؛ جنگی که رژیم صهیونیستی جهت نابودی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین آن را آغاز كرد، اما ...
گروه بینالملل «خبرگزاری دانشجو»؛ همزمان با روی کار آمدن باراک اوباما در آمریکا، منطقه خاورمیانه شاهد رخداد جدیدی از سوی رژیم صهیونیستی بود؛ دولت صهیونیستی که با آغاز انتفاضه دوم در سال 2000 و همچنین عقب نشینی از مناطق جنوبی لبنان دچار بحران جدیدی، آن هم از سوی نیروهای اسلامگرا شده بود، تلاش كرد از فرصت ایجاد شده (خلا ناشی از انتقال قدرت در آمریکا) بهره برداری کرده و با حمله به نوار غزه، معضل حماس را که طی سال هاي اخیر گریبانگیر این رژیم جعلی شده بود، برطرف كند.
اگر چه حمله به غزه در راستای طرح به اصطلاح خاورمیانه جدید آمریکا بود - طرحی که کاندولیزا رایس جنگ 33 روزه را درد زایمان جدید خاورمیانه نامیده بود - اما بهره برداری از فضای موجود (زمان انتقال قدرت در آمریکا) به دلیل کاربرد بیش از حد خشونت از سوی صهیونیست ها بود؛ امری که در خلال جنگ و پس از پایان آن با واکنش شدید جهانی در محکومیت اقدامات ضد انسانی و کاربرد تسلیحات ممنوعه کاملاً قابل مشاهده بود.
مردم فلسطین در سومین سالگرد حمله نظامی صهیونیست ها به غزه، در حالی یاد و خاطره بیش از 1400 قربانی جنگ 22 روزه غزه را گرامی داشتند که تحولاتی بنیادین در فرایند مبارزاتی و سیاسی گروه های مختلف فلسطینی در عرصه سیاسی فلسطین رخ داده است.
مقاومت مردم غزه در کنار تلاش گروه های مردم نهاد منطقه ای و بین المللی برای شکست محاصره تحمیل شده علیه نوار غزه از سال 2007 تا کنون، پافشاری مقامات رژیم صهیونیستی بر ضرورت ادامه شهرک سازی ها در اراضی فلسطینی و در پی آن متوقف شدن روند مذاکرات میان حکومت خودگردان و این رژیم و در نتیجه روی آوری فلسطینیان به شورای امنیت برای به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان عضوی کامل در سازمان ملل، همگرایی گروه های فلسطینی و در صدر آنها فتح، حماس و جهاد اسلامی برای اصلاح ساختار و برنامه های سازمان آزادیبخش فلسطین و آغاز تور منطقه ای اسماعیل هنیه به خاورمیانه طی روزهای گذشته، همگی تحولات و رویدادهایی است که از سه سال گذشته تا کنون در تاریخ سیاسی فلسطین ثبت شده است.
با گذشت سه سال از جنگ غزه، گذشته از تضعیف رژیم صهیونیستی در عرصه داخلی و بین المللی، یارگیری درون گروه های فلسطینی هم امری قابل توجه و قابل مطالعه است؛ فتح به رهبری محمود عباس، رئیس حکومت خودگردان طی 20 سال مذاکره و نرمش با کابینه های مختلف رژیم صهیونیستی از جمله کابینه های ایهود اولمرت و بنیامین نتانیاهو، به این نتیجه رسیده است که انعطاف در تعامل با این رژیم و بویژه کابینه راستگرای نتانیاهو، دستاوردی برای ابومازن نخواهد داشت كه یکی از علل و اسباب روی آوری به شورای امنیت طی ماه های اخیر در همین راستا قابل تفسیر است؛ محمود عباس سعی می کند تا به نحوی نامش را در فهرست رهبران و مبارزان عملگرای فلسطینی قرار دهد.
حماس هم به نوبه خود، هر چند که همچنان مناسب ترین گزینه برای مقابله با یک رژیم اشغالگر را همان مبارزه مسلحانه تا آزادی تمامی سرزمین های اشغال شده می داند، اما طی ماه های گذشته و متناسب با تحولات جهان عرب، تغییر در مواضع ابومازن را مغتنم شمرده و کوشیده است تا با ایجاد فضای وحدت میان فلسطینیان، در عین حفظ مواضع سیاسی خود، ضمن فاصله گرفتن از واگرایی موجود در ترکیب سیاسی فلسطین، آشتی ملی را مقدمه ای برای آغاز اصلاحات در ساختار سیاسی فلسطین و در نتیجه نمایاندن پتانسیل های نهفته خود برای مدیریت منازعات جاری در اراضی فلسطین اشغالی سازد.
سرعت این جنبش در امضای توافقنامه آشتی ملی، تأکید بر ضرورت اصلاح ساختار سازمان آزادیبخش فلسطین و پیوستن به کادر رهبری با هدف دمکراتیزه کردن آن و نیز گام نهادن به سوی انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری همگی در این راستا قابل تفسیر است.
در این میان، شاید بتوان گفت جامعه جهانی چندان به مسئولیت های خود در قبال مردم فلسطین عمل نکرده و در برابر این مسئله تاریخی همچنان بی تفاوت بوده است.
ادامه محاصره نوار غزه و سرکوب هر گونه تلاش برای شکست این محاصره از سوی رژیم صهیونیستی به شیوه های مختلف و به بهانه های گوناگون، ادامه شهرک سازی ها در کرانه باختری و قدس شرقی و سکوت ایالات متحده آمریکا و دیگر بازیگران جهانی در قبال این اقدامات، تعیین پیش شرط به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی به عنوان رژیمی ملی برای یهودیان برای بازگشت به میز مذاکرات و حتی مواضع رادیکال مقامات این رژیم از جمله اویگدور لیبرمن، وزیر خارجه درباره ضرورت اداره منازعات و نه حل آنها و بعید دانستن برقراری سازش تا یک دهه آینده همگی مسائلی است که اصلاح و تغییر آنها نه به عهده فلسطینیان، بلکه به عهده جامعه جهانی است که تا کنون در قبال آنها سکوت اختیار کرده است.
اگر چه حمله به غزه در راستای طرح به اصطلاح خاورمیانه جدید آمریکا بود - طرحی که کاندولیزا رایس جنگ 33 روزه را درد زایمان جدید خاورمیانه نامیده بود - اما بهره برداری از فضای موجود (زمان انتقال قدرت در آمریکا) به دلیل کاربرد بیش از حد خشونت از سوی صهیونیست ها بود؛ امری که در خلال جنگ و پس از پایان آن با واکنش شدید جهانی در محکومیت اقدامات ضد انسانی و کاربرد تسلیحات ممنوعه کاملاً قابل مشاهده بود.
مردم فلسطین در سومین سالگرد حمله نظامی صهیونیست ها به غزه، در حالی یاد و خاطره بیش از 1400 قربانی جنگ 22 روزه غزه را گرامی داشتند که تحولاتی بنیادین در فرایند مبارزاتی و سیاسی گروه های مختلف فلسطینی در عرصه سیاسی فلسطین رخ داده است.
مقاومت مردم غزه در کنار تلاش گروه های مردم نهاد منطقه ای و بین المللی برای شکست محاصره تحمیل شده علیه نوار غزه از سال 2007 تا کنون، پافشاری مقامات رژیم صهیونیستی بر ضرورت ادامه شهرک سازی ها در اراضی فلسطینی و در پی آن متوقف شدن روند مذاکرات میان حکومت خودگردان و این رژیم و در نتیجه روی آوری فلسطینیان به شورای امنیت برای به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان عضوی کامل در سازمان ملل، همگرایی گروه های فلسطینی و در صدر آنها فتح، حماس و جهاد اسلامی برای اصلاح ساختار و برنامه های سازمان آزادیبخش فلسطین و آغاز تور منطقه ای اسماعیل هنیه به خاورمیانه طی روزهای گذشته، همگی تحولات و رویدادهایی است که از سه سال گذشته تا کنون در تاریخ سیاسی فلسطین ثبت شده است.
با گذشت سه سال از جنگ غزه، گذشته از تضعیف رژیم صهیونیستی در عرصه داخلی و بین المللی، یارگیری درون گروه های فلسطینی هم امری قابل توجه و قابل مطالعه است؛ فتح به رهبری محمود عباس، رئیس حکومت خودگردان طی 20 سال مذاکره و نرمش با کابینه های مختلف رژیم صهیونیستی از جمله کابینه های ایهود اولمرت و بنیامین نتانیاهو، به این نتیجه رسیده است که انعطاف در تعامل با این رژیم و بویژه کابینه راستگرای نتانیاهو، دستاوردی برای ابومازن نخواهد داشت كه یکی از علل و اسباب روی آوری به شورای امنیت طی ماه های اخیر در همین راستا قابل تفسیر است؛ محمود عباس سعی می کند تا به نحوی نامش را در فهرست رهبران و مبارزان عملگرای فلسطینی قرار دهد.
حماس هم به نوبه خود، هر چند که همچنان مناسب ترین گزینه برای مقابله با یک رژیم اشغالگر را همان مبارزه مسلحانه تا آزادی تمامی سرزمین های اشغال شده می داند، اما طی ماه های گذشته و متناسب با تحولات جهان عرب، تغییر در مواضع ابومازن را مغتنم شمرده و کوشیده است تا با ایجاد فضای وحدت میان فلسطینیان، در عین حفظ مواضع سیاسی خود، ضمن فاصله گرفتن از واگرایی موجود در ترکیب سیاسی فلسطین، آشتی ملی را مقدمه ای برای آغاز اصلاحات در ساختار سیاسی فلسطین و در نتیجه نمایاندن پتانسیل های نهفته خود برای مدیریت منازعات جاری در اراضی فلسطین اشغالی سازد.
سرعت این جنبش در امضای توافقنامه آشتی ملی، تأکید بر ضرورت اصلاح ساختار سازمان آزادیبخش فلسطین و پیوستن به کادر رهبری با هدف دمکراتیزه کردن آن و نیز گام نهادن به سوی انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری همگی در این راستا قابل تفسیر است.
در این میان، شاید بتوان گفت جامعه جهانی چندان به مسئولیت های خود در قبال مردم فلسطین عمل نکرده و در برابر این مسئله تاریخی همچنان بی تفاوت بوده است.
ادامه محاصره نوار غزه و سرکوب هر گونه تلاش برای شکست این محاصره از سوی رژیم صهیونیستی به شیوه های مختلف و به بهانه های گوناگون، ادامه شهرک سازی ها در کرانه باختری و قدس شرقی و سکوت ایالات متحده آمریکا و دیگر بازیگران جهانی در قبال این اقدامات، تعیین پیش شرط به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی به عنوان رژیمی ملی برای یهودیان برای بازگشت به میز مذاکرات و حتی مواضع رادیکال مقامات این رژیم از جمله اویگدور لیبرمن، وزیر خارجه درباره ضرورت اداره منازعات و نه حل آنها و بعید دانستن برقراری سازش تا یک دهه آینده همگی مسائلی است که اصلاح و تغییر آنها نه به عهده فلسطینیان، بلکه به عهده جامعه جهانی است که تا کنون در قبال آنها سکوت اختیار کرده است.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰