احتمال وقوع جنگ جهانی سوم و فرصت استثنایی جهان اسلام و ایران
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۷۳۷۰۴

احتمال وقوع جنگ جهانی سوم و فرصت استثنایی جهان اسلام و ایران

در شرایط بحران های اقتصادی وخیم در نظام سرمایه داری و اعتراضات شکل گرفته از یک سو و ضعف بنیه اقتصادی و مدیریتی آمریکا و کاهش اقبال افکار عمومی نسبت به آن از سوی دیگر، خطر وقوع یک جنگ جدید شدت یافته که به اعتقاد بسیاری در این نبرد جهان غرب در برابر جهان اسلام قرار مي گيرد. 
گروه بین الملل «خبرگزاری دانشجو»، مرتضی اسماعیلی: با بررسی ساختار و نظام بین الملل از دهه های گذشته تا به امروز، همواره ملاحظه می شود که قدرت های بزرگ و حتی قطب های اصلی قدرت در مواردی که سیستم بین المللی با رکود و سیر نزولی، هم به لحاظ سیاسی،امنیتی و نظامی و هم از حیث اقتصادی مواجه بوده است، به دنبال مفری برای غلبه بر این وضعیت و یا احیاناَ تغییراتی در ساختار قدرت در نظام بین المللی بوده اند. در این راستا از جمله راه حل هایی که همواره مورد توجه آنها بوده است، همانا توسل به جنگ و درگیری برای غلبه بر مشکلات و سپردن عنان مدیریت نظام بین الملل به بازیگری جدید و حتی از این رهگذر حذف بازیگری به زعم آنها یاغی از نظام بوده است.

با اندک توجهی می توان ملاحظه کرد که با وقوع جنگ جهانی اول و صرفنظر از دلایل و چگونگی آن و همینطور آغازکننده یا آغازکنندگان اصلی این جنگ، مهم ترین نتیجه آن از لحاظ تاثیر بر ساختار قدرت در نظام بین الملل همانا حذف امپراتوری عثمانی از چرخه قدرت و از این طریق کنار گذاشتن یکی از قطب های اصلی قدرت بود،که متعاقب آن عثمانی همچون کشوری قوی و مهم تر از آن ارائه دهنده اندیشه ای جدید به نام اسلام سیاسی در مدیریت جهانی، از صحنه رقابت های بین المللی کنار گذاشته شد.

متعاقب این امر و با وقوع جنگ جهانی دوم و از آنجا که بریتانیای کبیر دیگر توانایی مدیریت نظام بین المللی و تامین هزینه های ایجاد امنیت و فرآهم سازی فرصت برای موج سواری بازیگران دیگر را نداشت، آغاز جنگ اگرچه با آلمان هیتلری بود اما از رهگذر آن با نوعی انتقال آرام و تدریجی سردمداری نظام بین الملل از انگلستان به ایالات متحده آمریکا مواجه بودیم و باعث شد تا  کشوری تازه نفس و آماده ایفای نقش رهبری در راس سیستم قرار گیرد. لذا در شرایط فعلی و با وقوع بحران های اقتصادی وخیم در نظام سرمایه داری و اعتراضات و خیزش های شکل گرفته از یک سو، و از سوی دیگر ضعف بنیه اقتصادی و مدیریتی آمریکا و کاهش اقبال افکار عمومی دنیا نسبت به آن، و با ملاحظه تجربیات ذکر شده در بالا خطر وقوع یک جنگ جدید نه تنها کاسته نشده است بلکه شدت نیز یافته و مسئله مهم همانا طرفین این نبرد هولناک می باشد؛ که به اعتقاد بسیاری در این نبرد جهان غرب در برابر جهان اسلام قرار خواهد گرفت.

در مورد ماحصل این درگیری که طبیعتاَ و با توجه به تجارب و نمونه های تاریخی باید قدرتی جدید در راس سیستم قرار گیرد، بسیاری معتقدند که قدرت جدید چین و یا به صورت مشترک چین و هند خواهند بود و نبرد احتمالی سوم(جنگ جهانی سوم) همانند جنگ جهانی دوم که قدرت را از انگلستان به آمریکا منتقل کرد، این بار قدرت از ایالات متحده به چین و یا چین و هند منتقل می شود تا این قطب جدید بتواند ضمن حفظ و تامین امنیت نظام بین الملل با توجه به توانایی های اقتصادی خود، هزینه های این امر را نیز متقبل شود.

اما ورای تمامی مطالب فوق چرا سخن از فرصتی استثنایی برای جهان اسلام و ایران به میان آوردیم. دلیل این مدعا این است که چون غرب و در راس آن آمریکا همواره در پی معرفی لیبرال دموکراسی همچون سرنوشت محتوم بشریت بوده است و لذا از اوج گیری هر گونه مکتب و اندیشه ای جدید جلوگیری کرده است، با وقوع این نبرد و با توجه با اعتراضات و خیزش های شکل گرفته علیه نظام سرمایه داری، در صورتی که جهان اسلام ضمن حفظ هوشیاری خود و رسیدن به وحدت کامل عمل نماید، می تواند از خلال این جنگ احتمالی به جایگاه شایسته خود دست یافته و حتی در صورت رسیدن به اجماعی داخلی و داشتن اعتماد به نفس کافی به مثابه آلترناتیوی برای مدیریت چندین و چند ساله نظام بین الملل خود را معرفی کرده و در راس سیستم قرار گیرد. امری که بیش از همه نیازمند وحدت و اجماع نظر در میان تمامی کشورهای اسلامی و بویژه در درون ایران می باشد. اما مهم تر از آن ایمان و اعتقاد درونی مسلمانان به توانایی اسلام برای ایفای این نقش است زیرا که به لحاظ مبانی و مبادی، اسلام راستین پتانسیل های مدیریت نظام بین الملل را دارا بوده و مهم عملیاتی کردن و تحقق عینی پتانسیل ها و توانایی های فوق می باشد.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار