کد خبر:۱۷۳۷۸۵
هنر در نگاه ره بر - 9
آقا: از ده پله هنر ما هنوز روي پلههاي اول ايستادهايم
اين مراحل چندين گانه هنر را اگر ده پله فرض كنيم، پله اول و دوم و سوم و چهارم را خوب و سريع مىپيمايند؛ اما به آن پلههاى پنجم و ششم كه رسيدند، ناگهان مىبينيد كه ايستادند!
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛
وادى هنر، يك وادى خيلى طولانى و پُردامنه
ضمناً برادرانى كه اهل شعر و هنر هستند، بدانند كه اين وادى، يك وادى خيلى طولانى و پُردامنه است. شما نبايد خيال كنيد كه مثلاً صد غزل و قصيده و قطعه و امثال اينها گفتهايد و حالا شاعر درجهى پنجمى شدهايد كه درجهى يكش سعدى يا فردوسى است.
نه، شما هر وقت خواستيد خودتان را محاسبه كنيد، حالا بدون اينكه من بخواهم يك عيار همهجايى به شما ارائه كنم، همينطور تقريبى و ميانگين و با حذف تعارفات مىگويم كه بايد مثلاً فرض كنيد او 100 است و شما مثلاً 8 يا 9 هستيد.
البته ممكن است بيشتر هم باشيد؛ مثلاً ممكن است در مقابل 100 او، شما 19 باشيد؛ اما شما اينگونه فرض نكنيد، تا بتوانيد خودتان را به آن 100 نزديك كنيد؛ و اين مىشود.
الان اين زبانهايى كه شماها داريد و من مىشنوم و قبلاً شنيدهام و بعضى از اشعار بچههاى گويندهى شاعر حوزه را ديدهام، مىبينم كه مىشود شما ترقى و حركت كنيد؛ به شرطى كه متوقف نشويد.
وجود يك بليه در باب ادبيات و هنر
ما متأسفانه بعد از انقلاب، در باب ادبيات و هنر، دچار بليهيى هستيم. اين مراحل چندين گانه هنر را اگر ده پله فرض كنيم، پله اول و دوم و سوم و چهارم را خوب و سريع مىپيمايند؛ اما به آن پلههاى پنجم و ششم كه رسيدند، ناگهان مىبينيد كه ايستادند!
ما توقفكرده در پلههاى وسط خيلى داريم؛ يعنى آن شور و جوش انقلابى، فقط همان چند پله اول را حركت داد! آيا شور انقلابى تمام شده است؟ نه، آنجا مانع وجود دارد.
مانع چيست؟ بدگمانى و تصور اينكه انسان ديگر به بيشتر از اين احتياج ندارد!
البته يك احتمالش هم اين است كه كسانى خيال كنند نمىتوانند برسند. نه، الحمدللَّه بچههاى انقلابى ما همتشان خيلى بالاست؛ اما گاهى درباره خود در اشتباه هستند و خيال مىكنند كه حالا ديگر بس است؛ الحمدللَّه شعر خوانديم و تحسين هم كه شد و در راديو هم كه خوانده شد!
در دنيا هر شعرى را در راديو نمىخوانند؛ اما چون همه دستگاه هاى جمهورى اسلامى مردمى است، تقريباً همه نوع شعر خوانده مىشود؛ حتّى در همين برنامه «در انتهاى شب» - كه حالا آقايان اينجا هستند - شعرهاى خيلى سست و سطح پايينى خوانده مىشد!
سابق ها من اين برنامه را بيشتر مىشنيدم و تا آنوقت قهراً بيدار مىماندم و گوش مىكردم؛ اما حالا شايد يك سال بشود كه نشنيدهام، يا كمتر شنيدهام؛ چون حالا مىخواهم زودتر بخوابم.
آدم حيفش مىآمد كه آن گويندههاى به آن خوبى، اين شعرهاى سست را بخوانند؛ مثل اينكه آدم با خط خوشى بردارد شعر بدى را بنويسد!
پس، شما براى رسيدن به آن بالا بالاها همت بگماريد و هيچ قانع نشويد. اگر من تحسين كنم، يا ديگرى تحسين كند، اين تحسين را نبايد به معناى اين فرض كرد كه اين شعر بىعيب است؛ نه، الان ممكن است كه فرضاً در يك مجمع ادبى، شاعر استادى هم شعرى بخواند، انسان اعتراض كند؛ يك شاعر متوسطى هم شعرى بخواند، آدم احسنت بگويد.
اين احسنت، ناظر به چيز ديگر است؛ آن اشكال هم ناظر به يك چيز ديگر. توجه كنيد كه شعرهاى شما بايد حتماً صيقل بخورد. غير از صيقل خوردن، اصلاً شما بايد كاملاً بتنيد؛ اينقدر بتنيد كه شعر پخته بشود و قدرت پيدا كند.
مواظب باشيد كه از درس و كارتان باز نمانيد از زيارت آقايان خوشحال شديم و دوست داريم كه بيشتر بگويند؛ منتها طلبه و دانشجو ضمناً بايد مواظب باشند كه از درس و كارشان هم باز نمانند؛ يعنى شعر را مقدم نكنند.
در بعضى از سنين ممكن است «شاعرى» كار اصلى انسان بشود؛ اما در سنين شماها مناسب نيست كه بر كارهاى ديگر مقدم بشود.
پرداختن به شعر در كنار كارهاى ديگر اشكالى ندارد. من شنيدم كه حضرت امام(ره) كه شعر مىسرودند، هنگامى بوده است كه مثلاً پس از مطالعه روزنامهاى، اگر مطلبى به ذهنشان مىرسيد، در حاشيه آن يادداشت مىكردند و بعداً هم آن را كنارى مىانداختند؛ سپس انسانهاى نكتهسنجِ چيزفهمى آنها را ديدند و جمع كردند و به نظر خود ايشان رساندند.
غرض، اينطور تصور نشود كه انسان - بخصوص در سنين آقايان - مىبايد همه وقتش را صرف شعر بكند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰