امید غرب در افغانستان در مواجهه با واقعیات نقش بر آب است
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۷۴۷۶۰
تحلیل نشنال اینترست از انتظارات غرب در مواجهه با واقعیات افغانستان:

امید غرب در افغانستان در مواجهه با واقعیات نقش بر آب است

آینده افغانستان با توجه به خصوصیت‌های قومی این کشور، ساختار خاص حکومت‌های محلی و ملی و نفوذ قدرت‌های همجوار با الزامات ژئوپولیتیکی پایدار و استراتژیک در منطقه، تعیین می‌شود که این به مراتب قوی‌تر از تصمیمات تصمیم سازان غربی در مورد این کشور است.
به گزارش خبرنگار حوزه بین‌الملل «خبرگزاری دانشجو» به نقل از پایگاه تحلیلی نشنال اینترست، درگیری نظامی غرب در افغانستان در حال ورود به سال یازدهم خود است و تا سال 2014 یعنی پایان عملیات جنگی در این کشور دو سال باقی مانده.
 
کنفرانس های بین المللی که برای جلب حمایت دولت جانشین در سال گذشته در استانبول و بن آغاز شد، فارغ از اینکه هر نتیجه ای در پی داشته باشد یک مسئله را روشن كرد مبني بر اينكه پس از آنکه نیروهای غربی از این کشور خارج شوند، افغانستان شباهت زیادی به چشم اندازی که غرب در ابتدای شروع به مداخله در آنجا متصور بود، نخواهد داشت.

با این حال کنترل سازمان های نظامی تاثیرگذاری که غرب در افغانستان بنیان نهاد، در حال انتقال به خود افغان ها است، اما باید توجه داشت که آینده این کشور توسط ساختارها و میراث باقی مانده از دخالت غرب یا ستیزه طلبی های طالبان و یا حتی طی هر گونه فرایند رسمی آشتی رقم نخواهد خورد، در عوض آنچه تعیین کننده است، بیشتر خصوصیت های قومی این کشور، ساختار خاص حکومت های محلی و ملی و نفوذ قدرت های همجوار با الزامات ژئوپولیتیکی پایدار و استراتژیک در منطقه می باشد که به مراتب قوی تر از تصمیمات تصمیم سازان غربی است.

به بیانی دیگر، آینده افغانستان توسط نیروهایی که پیش از تلاش غرب برای هدایت این منطقه آشوب زده در آن تعیین کننده بوده اند، رقم خواهد خورد.
 
بنابراین می توان تصویری از آینده افغانستان بدست آورد و پیش بینی کرد که انتظاراتی که آمریکا و غرب در زمان شروع حمله به این کشور داشته اند، به هیچ وجه به واقعیت نزدیک نخواهد بود. انتظاری که از افغانستان در پایان حمله غرب به این کشور می رفت، این بود که این کشور بطور موثر توسط دولت مرکزی در کابل کنترل شود؛ دولتی که متحد غرب باشد و بتواند طالبان را در جای خود نگه دارد.
 
اما حقیقت این است که نفوذ غرب بسیار کاهش پیدا کرده و دولت مرکزی در کابل احتمالا مثل بیشتر تاریخ افغانستان، بسیار ضعیف خواهد بود و با دخالت های موثر و رقابت های قدرت های خارجی، مرکز گریزی جغرافیای قومی در افغانستان بسیار زیاد خواهد بود.
 
نفوذ پاکستان، ایران و هند نیز به مانند قدرت یافتن طالبان افغانستان در مناطق پشتون افزایش خواهد یافت. در صورت عدم بهبود قابل توجهی در روند روابط بین هند و پاکستان، رقابت ژئوپلتیک این دو کشور می تواند تبدیل به درگیری ایدئولوژیک در داخل افغانستان شود و با توجه به اينكه ضعف حکومت ملی افغانستان، فساد بومی و وابستگی اقتصادی به کمک های بین المللی حتی بدون چالش طالبان، بقای طولانی مدت هر حکومت جانشین، مورد تردید است.
 
دو پرسش اساسی استراتژیک از تصویر آینده افغانستان به وجود می آید؛ اول اينكه در صورت عدم مدیریت شورشیان در جنوب و شرق که در آن مناطق طالبان قوی است و احتمالا قوی باقی خواهد ماند، آیا یک حکومت غیر طالبان در شمال افغانستان می تواند پایدار بماند و دوم، چگونه می توان در پشتون های جنوب به گونه ای نفوذ کرد که از قدرت گیری دوباره طالبان در آن مناطق جلوگیری شود؟
 
در پاسخ به سوال اول، سابقه تاریخی نشان می دهد شمال بدون طالبان می تواند پایدار بماند؛ چراكه قبل از سال 2001، ارتباطات قومی در میان تاجیک ها، ازبک ها و هزاره ها به همراهی قدرت های خارجی توانست حمایت کافی از ائتلاف شمال را برای جلوگیری از تصرف شدن کامل شمال توسط طالبان در پی داشته باشد، اما باید توجه داشت که موفقیت اولیه طالبان در هرات و سپس در قندوز، توانست راهی را برای طالبان در برابر ائتلاف شمال باز کند؛ این نشان می دهد که دوام حکومت در آینده به احتمال زیاد به جلوگیری از نفوذ طالبان در خارج از مناطق پشتون نشین در جنوب و شرق وابسته است، اما نفوذ ایران در غرب افغانستان نیز غیر قابل اغماض است و احتمالا معنای آن پذیرش تأثیر قابل توجه ایران بر این منطقه خواهد بود.

در پاسخ به سوال دوم، به نظر می رسد که با نفوذ کافی درمیان پشتون های جنوب و شرق، می توان از قدرت گیری دوباره القاعده جلوگیری کرد البته باید در نظر داشت كه قدرت گیری طالبان در این مناطق برای غرب بسيار خطرناک است.

شاید درس استراتژیک مهمی که می توان از بیش از 10 سال دخالت غرب در افغانستان گرفت، این باشد که غرب با وجود قدرت اقتصادی، فنی و علمی و همچنین تخصص در مبارزه با شورش، نمی تواند در برابر قدرت های همسایه از جمله پاکستان، هند و ایران که در این منطقه دارای منافع استراتژیک هستند، ایستادگی کند.
 
اگر غرب بخواهد پس از سال 2014 هم به حفظ توانایی و قدرت خود در افغانستان بپردازد، باید از اهرم نفرت و بیزاری نسبت به طالبان در میان مردم غیر پشتون در مناطق شمال و غرب استفاده کند كه این به نوبه خود نیازمند تمایل و توانایی کار کردن موثر با بازیکنان همسایه افغانستان در منطقه است که در میان غیر پشتون های شمال و غرب نفوذ زیادی دارند و البته خود این امر نیز میزانی از فروتنی دیپلماتیک را می طلبد.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار