دولتمردان ترکیه باعث استحاله حرکت اسلامی در ترکیه شدند
ييلماز در گفتوگو با خبرنگار حوزه بين الملل «خبرگزاري دانشجو»، در خصوص مواضع اخير دولت تركيه نسبت به تحولات خاورميانه و شمال آفريقا گفت: طي يكي دو سال اخير تحولات چشمگيري در سياست خارجي تركيه رخ نداده، بلكه سياست قبلي ادامه داشته است؛ البته رخدادهاي منطقه، تركيه را به سمتي سوق داده كه مردم اين كشور نيز آن را توقع نداشتند.
كارشناس مسائل تركيه در ادامه به تشريح ويژگي هاي يك قدرت منطقهاي پرداخت و شرط داشتن استقلال را لازمه اصلي يك قدرت منطقهاي كشور دانست؛ اين در حالي است كه تركيه همزمان عضو ناتو، سازمان همكاريهاي اقتصادي اروپا و اتحاديه گمركي اروپاست و بهعنوان يكي از متحدين اروپا و امريكا محسوب ميشود، در نتيجه تركيه نميتواند در عرصه داخلي، منطقهاي و بينالمللي به شكلي مستقل عمل كند.
وي با تشريح تحولات تركيه طي دو دهه اخير گفت: در اواسط دهه 90 آمريكاييها به اين نتيجه رسيدند كه ديگر نميتوان با لائيكها همكاري كرد و آنها را نماينده شايستهاي براي تأمين منافع آمريكا و پيشبرد برنامههاي ايالات متحده در اين كشور دانست، از اين رو به سمت مذهبيها سوق پيدا كردند.
ييلماز افزود: آمريكايي ها به خوبي فضاي درون تركيه و تمايل چنين فضايي به سوي مذهب را شناخته بودند، از اين رو به سمت جذب آنها حركت كردند.
به گفته كارشناس مسائل تركيه، ايالات متحده آمريكا تلاش كرد ابتدا به سوي اربكان و دست پروردههاي او حركت كند؛ زيرا آنها مي دانستند آينده تركيه از آن چنين تفكري خواهد بود، اما در چنين فضايي به دليل نفوذ گسترده ارتش، موفق به اين امر نشدند و ارتش با دادن امتيازات بيشتر به آمريكا موفق به يك كودتاي غير نظامي عليه مذهبي ها شد؛ اين در حالي است كه اين مانع ادامه ارتباط آمريكايي ها با مذهبيها نشد و كساني كه اكنون در راس هرم قدرت تركيه قرار دارند، از همان نسل هستند.
به گفته وي شرايط ايجاد شده به گونه اي است كه دولت نميتواند بدون حمايت و پشتيباني آمريكا در تركيه به روي كار آيد يا لااقل بتواند كار خود را ادامه دهد.
ييلماز تغيير منش تركيه در قبال ليبي و همراهي در جنگ عليه اين كشور برخلاف مواضع ابتدايي در مخالفت با جنگ را از جمله تعهدات دولت تركيه به سازمانهايي نظير ناتو دانست.
كارشناس مسائل تركيه هر گونه مخالفت تركيه با سياست آمريكا و غرب در تحولات منطقه را باعث خدشهدار شدن اعتبار اين كشور در منطقه و در سطح داخلي تركيه عنوان كرد و گفت: بازداشت افسران ارشد تركيه با اجازه و چراغ سبز آمريكا انجام مي گيرد.
وي در ادامه بيان داشت: البته ممكن است برخي رفتارهاي تركيه در چارچوب سياستهاي آمريكا نباشد و اين ناشي از اين مسئله است كه رژيم تركيه طي دهه هاي اخير دچار رشد شده و از طرفي آمريكا و غرب نيز با افول روبرو بودهاند و اين مسئله سبب ساز برخي اقدامات كوچك مستقلانه از سوي تركيه شده است، ولي در نهايت شاهديم با وجود جدال لفظي تركيه و رژيم صهيونيستي، به عنوان يك مثال در زمينه، ميزان تبادل طرفين از زمان برخورد اسرائيل با كشتي مرمره دو برابر شده است.
ييلماز گفت: دستيابي تركها به آرزوهايشان از جمله احياي امپراتوري عثماني جز بازي در پازل غرب امكان پذير نيست كه البته هدف غرب در تحول چنين مأموريتي محافظت از منافع غرب در منطقه پس از خروج آنهاست.
كارشناس مسائل تركيه در ادامه نگاهي نيز به تحولات منطقه كرد و گفت: تركيه اگر ميدانست كه بحران سوريه تا اين حد طول ميكشد به هيچ عنوان چنين سختگيرانه در جهت سرنگوني بشار اسد عمل نميكرد.
به گفته وي سياست جديد آمريكا بر اين است كه براي حل مشكلات منطقه از كشورهاي خود منطقه استفاده كند، از اين رو تركيه در اين مسير به ايفاي نقش ميپردازد.
به گفته ييلماز دخالتهاي آشكار حكومت تركيه در امور سوريه، مأموريتي بود كه آنكارا از سوي غرب آن را پذيرفته بود و اگر آنها به عواقب اين امر واقع بينانه نگاه ميكردند هرگز دست به اين اقدام نميزدند.
كارشناس مسائل تركيه گفت: با وقوع بيداري اسلامي دولتمردان تركيه دچار كبر و غرور كاذب شدند، آنها اظهارات غربيها مبني بر الگو بودن حكومت تركيه را براي ساير حكومت ها را باور كرده بودند، در حالي كه اين امر سرابي بيش نبود؛ زيرا سيستم تركيه همان سيستم لائيكي هست كه مردم منطقه عليه آن شوريدهاند؛ مردم منطقه خواهان عدالتي در چارچوب عقيده خود هستند نه چارچوب غربي آن.
به گفته وي مصداق اين امر آزاديهاي غربي داده شده به مردم تركيه نظير آن چيزي است كه حسني مبارك، بن علي و قذافي به مردم خويش اعطا ميكردند.
ييلماز بيان داشت: اگر در تركيه اين بدلهاي اسلامگرايي به روي كار نميآمدند، تركيه اولين كشوري بود كه دچار بيداري اسلامي ميشد؛ در واقع دولتمردان فعلي سدي بودند در برابر بيداري اسلامي و باعث استحاله حركت اسلامي و تغيير آن شدند، اينها توانستند همه اسلامگرايان را با قدرت آلوده كنند.