کد خبر:۱۸۴۸۹۸
آيا ناقوس فرانسه در اروپا تكرار مي شود؟
اگر مطابق تجربه ي تاريخ دست چپي هاي بيشتري در اتحاديه ي اروپا بر سر كار آيند، آيا توجه بيشتري به مسائل داخلي خود نشان داده و با با اين اقبال به داخل، تغييرات مهمي در سياست خارجي و روابطشان با آمريكا و روسيه صورت خواهند داد؟
گروه بین الملل «خبرگزاري دانشجو»، النا اديب؛ نتيجه قطعي انتخابات رياست جمهوري فرانسه، ديشب اعلام شد و همانطور كه انتظار مي¬رفت اولاند سوسياليست پيروز گرديد.
دلايل مهمي وجود داشت كه نتيجه ي اين انتخابات براي تحليل گران و سياستمداران داخلي و خارجي اهميت داشته باشد.
مرحله ي دوم گفتگوهاي 5+1 در راه است و آمريكا، يك همراه مصمم خود را فعلاً از دست داد.
البته اين بدان معنا نيست كه اولاند آن طرف ميزِ ما نَنِشسته باشد؛ تنها، مسئله اين است كه او به قدر ساركوزي آمريكايي نيست!
نطق بعد از پيروزي وي در نيمه هاي شب گذشته به وقت تهران، هيچ اشاره اي به سياست خارجي اش نداشت و تنها بايد منتظر ماند و ديد كه موضع گيري هاي وي در برابر مسأله ي آژانس انرژي هسته اي با ايران و تحريم ها تا چه حد از مواضع ساركوزي رقيق تر خواهد بود.
براي خود فرانسوي ها هم اگر حتي اولاند نتواند در شرايط اقتصادي موجود، اوضاع را ب روفق مراد كند، حداقل تا مدتي اعتصابات كارگري و اعتراضات مردمي را به حالت تعويق در مي آورد.
فرانسه كه در سال هاي گذشته از نابرابري و تبعيض نژادي بسيار رنج برده و حتي شاهد چند شورش در اين باره بوده است، منتظر است تا ببيند اولاند سوسياليست طبق آرمان هاي حزبي و تأكيداتش بر پايبندي به سه اصل انقلاب فرانسه، يعني آزادي، برابري و برادري؛ مي تواند كيفيت زندگي را براي جامعه¬ي چندگون فرانسه بهبود بخشد يا نه.
اما مسلمانان جامعه فرانسه احتمالاً چندان سهمي از اين برادري و برابري نخواهند داشت. اولاند ديشب در نطق بعد از پيروزي خود به صراحت عنوان كرد كه لائيتسه و جدايي كامل دين از مذهب را رسالتي مي داند كه بر دوشش گذاشته شده و اين يعني آنكه احتمال دارد فشارهاي اجتماعي در جهت ايزوله كردن مسلمانان و خصوصاً زنان مسلمان فرانسه ادامه يابد.
پيروزي اولاند سوسياليست براي اروپا هم از جهت مسئله اتحاديه اروپا، بحران اقتصادي و نيز ساير انتخابات در سراسر اروپا اهميت دارد؛ اما نكته اينجا است كه درك چگونگي اين ثأثير و تأثرات و پيش بيني تحولات آينده، به درك صحيح چرايي پيروزي سوسيالست ها در فرانسه وابسته است.
بر خلاف نگاه غالب تفسيرگرانِ داخلي، علي الخصوص از جنس صدا وسيما، پيروزي اولاند چندان ربطي به عملكرد ساركوزي نداشت.
مردم فرانسه به اندازه ما از ساركوزي بدشان نمي آمد، كه اگر چنين بود وي بايد در همان دور اول مبارزه را به رقيب سوسياليستش واگذار مي¬نمود.
كشيده شدن انتخابات به دور دوم، و اختلاف اندك 3درصد به هر حال مي¬تواند گوياي اقبال مردم فرانسه به ساركوزي باشد.
آنچه در تحليل ها مورد توجه واقع نشد، تاريخ انتخابات در اروپا است؛ كه نشان مي دهد چگونه در مواقعي كه تورم و يا بحران هاي اقتصادي ولو اندكي بوجود مي آيند و يا اينكه سياست هاي عمومي و بودجه عمومي كاهش مي يابد، كارگران و عامه¬ي مردم به رأي دادن به چپ گرايان تمايل نشان مي دهند و در دوران ركود اقتصادي، اقبال به راست گرايان بيشتر مي¬شود.
لذا احتمال اينكه در ساير نقاط اروپا هم چپ گرايان مقبول واقع شوند، زياد است.
دو نكته مهم در نطق ديشب اولاند هم مي تواند در بيشتر كردن اين احتمال مؤثر واقع شود.
وي در خصوص اتحاديه اروپا نه تنها موضع مخالفي نگرفت، كه ابراز داشت برنامه هايي براي بهبود روابط در اين اتحاديه انجام خواهد داد و فرانسه را در متحد كردن و حل مشكلات اقتصادي و غيراقتصادي اتحاديه اروپا نقش آفرين خواهد نمود.
از سوي ديگر وي به صراحت اعلام كرد در فكر اتحاد بزرگ تمام جناح¬هاي چپ در اروپا است و حتي نيم نگاهي هم به دست راستي ها دارد.
اين مواضع اولاند مي تواند اين اميدواري را در ذهن مردم و اتحاديه هاي كارگري در اروپا ايجاد كند كه اگر آن ها هم دولت هاي دست چپي را روي كار آوردند، اتحادِ اتحاديه در رفع مشكلات اقتصادي اروپا موثر باشد.
حال اگر اين فرض صحيح باشد، و بر اساس تجربه تاريخي دست چپي هاي بيشتري در اتحاديه اروپا بر سر كار آيند، آيا توجه بيشتري به مسائل داخلي خود نشان داده و با با اين اقبال به داخل، تغييرات مهمي در سياست خارجي و روابطشان با آمريكا و روسيه صورت خواهند داد؟ يا بحران اقتصادي آن قدر قدرت دارد كه حتي دست چپي ها را هم به اتفاقِ با آمريكا، براي كسب منابع قدرت بيشتر در سراسردنيا وادار خواهد نمود؟ تنها بايد منتظر انتخابات بعدي اروپا ماند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰