کد خبر:۱۸۵۱۰۷
استاد علوم سیاسی در نشست «خاورمیانه در پرتو تحولات اخیر»-1:
امروز شاهد دوگانگی در نقش مداخله گر آمریکا در منطقه هستیم
استاد علوم سیاسی داشگاه شیراز گفت: نگاهی به سیاست خارجی آمریکا در منطقه و نقش مداخله گر آن حاکی از رویکرد دوگانه این کشور در برخورد با مسائل منطقه است.
در نشستي كه تحت عنوان خاورمیانه در پرتو تحولات اخیر در «خبرگزاري دانشجو» برگزار شد، دكتر صالحي استاد علوم سياسي دانشگاه شيراز به بيان نظرات خويش در اين رابطه پرداختند.
صالحي در ابتدا گفت: در بررسي تحولات خاورميانه شاهد پيچيدگيهاي گستردهاي در عرصههاي سيستمي، منطقهاي و داخلي هستيم كه در هر يك از متغيرها، فاكتورهايي دخيل هستند كه در خيلي موارد ماهيت پاردوكسي در آنها به وضوح مشخص است و اين امر به خودي خود تحليل مسائل اين منطقه را با مشكل مواجه مي كند.
به گفته صالحي در سطح سيستم مداخله گر يا در حقيقت نقش قدرتهاي فرامنطقهاي در خاورميانه، يك سيكل قدرت يا جايگزيني در نقش مداخلهگرها صورت مي گيرد.
همانطور كه منطقه پس از پايان جنگ جهاني دوم آبستن تحولات شده و نقشها دچار فراز و فرود شد و در آن شاهد كاهش قدرت بريتانيا و رشد نفوذ ايالات متحده و قدرتهاي صاحب ايدئولوژي هستيم.
استاد علوم سياسي دانشگاه شيراز در ادامه گفت: پس از پايان جنگ سرد شاهد دو رويكرد از جانب ايالات متحده آمريكا هستيم، از يك طرف شاهد ديدگاه نقش حداكثري از سوي ايالات متحده هستيم كه از سوي بوش نمايندگي مي شد و خواهان حضور فراگير آمريكا در نظامها و رژيمهاي منطقهاي است از سوي ديگر بايستي به ديدگاه نقش حداقلي آمريكا اشاره كرد كه افرادي نظير اوباما آن را نمايندگي مي كنند كه خواهان نقش مشاركتي در سطح منطقه است كه پيامد آن كاهش نقش و نفوذ ايالات متحده در منطقه است.
به گفتهاي صالحي ايفاي نقش دوم از سوي ايالات متحده به دنبال اصلاح فرآيندهاي معيوب تاريخي است كه عمدتاً به دنبال مداخلات خارجي مثلاً در صلح اعراق و اسرائيل حل نشده بود.
اما چون نقش ها و اتفاقات به شكل مكمل پيش نميروند در نتيجه اهداف به نتيجه نميرسد به طور مثال ايالات متحده پس از سالها به دنبال نقش مشاركتي در منطقه است اما متاسفانه فرآيندهاي داخلي و منطقهاي مانع از اين امر ميشود.
صالحي افزود: آمريكا در عصر اوباما در رابطه با نقش مداخله گرش در امور خاورميانه دچار تجديد نظر شده است به گفتهاي صالحي در شرايطي كه آمريكاييها مشوق تحولات منطقه هستند از سوي ديگر شديداً نگران پيامدهاي منطقه هستند.
از اين رو اوباما عليرغم اينكه خواستار اصلاحات سياسي، اقتصادي، رفاهي و .... در منطقه است اما گاه به دليل شدت حوادث ترمز كرده مثلا در بعضي جاها نظير شمال آفريقا با دست باز عمل نموده و در خليج فارس به دليل ملاحظات امنيتي با ترمز بيشتري عمل ميكند كه اين امر سبب نوعي معيارهاي دوگانه ميشود مثلاً در ليبي تا مداخلهگري پيش ميرود اما در ارتباط با بحرين سكوت پيشه ميكند.
صالحي در ادامه گفت: در کنار ايالات متحده امروز شاهد آن هستيم كه روسيه و چين نيز به دنبال بازسازي نقش خود در منطقه هستند و علي رغم اهميت نقش اقتصاد و انرژي براي آنها در خاورميانه، جلوگيري از بسط هژموني آمريكا در منطقه به يكي از اولويتهاي اساسي اين دو كشور تبديل شده است.
صالحي در تحليل مسائل منطقه گفت: خاورميانه داراي قدرتهاي منطقهاي نيز ميباشد اما به دليل وجود برخي شكافها نظير طرح موضوعاتي چون شيعه، سني، ترك، عرب، عجم، بنيادگرا و سكولار و ..... باعث ايجاد تعارضاتي در سطح منطقه شده است و هر يك از قدرتهاي منطقهاي نيز به دنبال كسب منافع خويش در سطح منطقه هستند كه البته هر يك از اين كشورها در بسط ايدئولوژي خود دچار مشكلاتي نيز هستند به طور مثال عربستان به دنبال پر كردن نقش مصر در منطقه است اما با وجود دارا بودن منابع مالي فاقد ابزار ميباشد، تركيه ميخواهد نقش هژمون منطقه را بازي كند كه معضلات خاص خود را دارد.
صالحي وجود ناهمگرايي در سطح منطقه را ناشي از اهداف متفاوت اين كشورها دانست.
در ادامه اين نشست وي به بررسي موضوعات داخلي كشورهاي منطقه پرداخت و گفت: در سطح داخلي مشكلات دو چندان است.
وي گفت: بايد در تحليل مسائل منطقه صرفا از ديد امنيتي نگاه نكنيم و الگوهاي تحليل خود را پيچيدهتر نماييم و بايستي به بحثهايي نظير هويت، مشاركت، مشروعيت و برخي مسائل و مشكلات داخلي توجه بيشتري نمود و آنچه در اين تحليلها نمود پيدا ميكند اينكه هيچ يك از اين كشورها چه در آنها سكولارها در راس بودهاند يا غير سكولارها نتوانستند بر اين مشكلات فائق آيند به طول مثال ما در تركيه امروز همچنان شاهد مشكل كردها و ارامنهها در اين كشور هستيم كه در برخي موارد حقوق آنها تضييع ميشود.
وي در ادامه گفت: مردم در اين كشورها با توجه به فضاي بينالمللي جهت اصلاحات در كشورهاي خود تحت عناويني نظير جنبش جوانان ششم آوريل دست به اعتراضاتي به اميد وقوع تغييراتي يك شبه زدند و وارد ميدان شدند.
به گفته صالحي اما در فرداي پيروزي انقلابهاي منطقه آنها متوجه شدند كه نگاه آنها صرفا سلبي بوده است و به دنبال ارائه جايگزين مناسب اقدام نكردهاند مشكل اساسي در خاورميانه به دليل نبود ساختارهاي مدني و پايدار است كه از آن طريق خواست جمعي نهادينه شود در زمان الگوهاي امنيتي ما شاهد سياست سركوب و ارعاب بودهايم اكنون نيز نيروهايي در راس قرار دارند كه فاقد هرگونه ابزار و پيكره اجتماعي درست و حسابي هستند از اين رو جوانان انقلاب نموده و پيران ميوه آن را ميچينند در تونس و مصر شاهد روي كار آمدن نخبگان قديمي نظام سابق هستيم و نه جوانان لذا جوانان معترض همچنان به اعتراضات خويش ادامه ميدهند.
به گفتهاي صالحي ساختار كشورهايي كه در آن شاهد بهار عربي بودهايم در يك مثلث نظامي، بوروكراتها و امنيتيها گره خوردهاند و اين سه ضلع مثلث هستند كه آينده و روند تحولات را ترسيم ميكنند به طور مثال نظاميها در عصر داراي قدرت اقتصادي زيادي هستند و داراي بودجه مستقلي از سوي آمريكاييها هستند.
نيروهاي امنيتي با تعداد بالا از نفوذ گستردهاي برخوردارند از اين رو ارتش مصر با كساني كنار خواهد آمد كه منافع اين گروه را تضمين نمايند.
به گفته وي در سوريه نيز نقش نظاميها برجسته است و حتي در صورت فروپاشي نظام اسد كساني حرف اول را خواهند زد كه نظامي هستند و هم اكنون قويترين اپوزيسيون سوريه ارتش آزاد سوريه است.
در نظامي مانند ليبي نيز شاهد آنيم كه در صورت فراهم نشدن منافع يك قبيله و عشيره، شورش يا خودمختاري صورت خواهد گرفت.
ما شاهد آنيم كه همان چرخههاي معيوب كه در پاسخ به افكار عمومي و در نظامهاي سابق وجود داشت، اكنون نيز برقرار است لذا اميد روشني در رابطه با تحولات خاورميانه و بهار عربي رخ صورت به نظر نميرسد.
وي در ادامه ترديدهاي برخي دول غربي در برخورد با نظام حاكم در سوريه اشاره كرد و گفت: ايالات متحده در اين زمينه دست به عصا حركت مي كند و نگران روي كارآمدن اسلامگرايان در صورت سرنگوني رژيم اسد است.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰