کد خبر:۱۸۵۱۱۰
مذاكرات هستهاي و اعتمادسازي از نوع آمريكايي
گرچه واشنگتن با حضور مستقيم در مذاكرات استانبول يكي از كشورهايي بود كه آن فضا را «مثبت و سازنده» خواند اما با تكيه بر سياست تغيير ناپذيري خود دامنه فشارها را افزايش داده تا ايران در آستانه مذاكرات هستهاي...
گروه بین الملل «خبرگزاری دانشجو»- ابوذر بهزادی؛ رابرت وود، نماينده دولت آمريكا در آژانس بينالمللي انرژي اتمي روز دوشنبه 7 مه 2012 (18 ارديبهشت) در ادامه مواضع خصمانه كشور متبوع خود در قالب كنفرانسي در وين اظهار داشت: « ما همچنان نسبت به پافشاري ايران در مورد عدم پايبندي به تعهداتش در مورد موافقت نامه منع گسترش سلاحهاي هسته اي نگران هستيم و در همين راستا از ايران مي خواهيم تا در اين باره گامهاي علمي بردارد.»
اين تأكيد مقامات امريكايي بر ضرورت اعتمادسازي جمهوري اسلامي ايران در روند مذاكرات هسته اي و همزمان برداشتن گامهاي عملي و ملموس به مانند ساير ادعاها از يك منطق مشخص پيروي ميكند و آن الزام ايران به اعتمادسازي و عدم الزام غرب به توجه به خواستهاي ايران است.
گرچه اين منطق تا حد بسياري به نگاه تفوق جويانه قدرت هاي بزرگ به ويژه امريكا در برابر ساير كشورها باز ميگردد و گوياي شكلگيري روند جديدی از اعتمادسازي آن هم از نوع امريكايي است اما اين نكته را نبايد از ياد برد كه نرمش در شرايط روزهاي منتهي به مذاكرات و درك نوعي ذوق زدگي كاذب در قبال فضاي پيش رو به ويژه در محافل ايران چندان بي تأثير نبوده است.
در حالي كه انتظارها بعد از مذاكرات استانبول بر گسترش دامنه همكاري ها، بسط مشاورتها و تلاش براي انجام اعتماد سازي در سطح متقابل بوده روند كلي طي شده از آن زمان تاكنون نه تنها گوياي وضعيتي متقابل در برداشتن گامهاي مثبت و ايجاد اعتماد متقابل در تسريح و تسهيل مذاكرات نيست بلكه اقدامات يكجانبه غرب و به خصوص امريكا اين فضا را به شدت متأثر كرده است.
شايد در نگاه نخست برخي از تحليل گران اين اظهارات را از زمره مواضع اعلامي و نه اعمالي امريكا تفسير كنند اما نميتوان به راحتي از كنار اين موضوع گذشت كه در تجربههاي پيشين مذاكرات نيز روندهاي رسانهاي و فعاليت ديپلماتيك انجام گرفته پيش از مذاكرات گوياي فضاي اصلي و رسمي حاكم بر دور نهايي مذاكرات نيز ميباشد.
گرچه واشنگتن با حضور مستقيم در مذاكرات استانبول يكي از كشورهايي بود كه آن فضا را «مثبت و سازنده» خواند اما با تكيه بر سياست تغيير ناپذيري خود یعنی «هويچ و چماق» به مانند گذشته دامنه فشارها را افزايش داده تا ايران در آستانه دور «بغداد» و مذاكرات هستهاي ناگزير از اهتمام بيشتر در امتيازدهي به غرب باشد.
اعمال برخي تحريمهاي فني بلافاصله بعد از مذاكرات دور اول، سفر دوره ای وزير خارجه اين كشور به چين براي جلب حمايت پكن در پيوستن به تحريم ها، رايزني شديد دیپلماتيك وي در دهلينو براي زمينه سازي جهت كاهش خريد نفت از ايران و اخيراً مواضع ديپلماتهاي اين كشور در نهادهاي چندجانبه بين المللي گوياي اين روند متناقض است كه «ما تهديد و فشار وارد كنيم تا ايران اعتمادسازي كند.»
در اين وضعيت گرچه تداوم حضور فعال و پيگير در مذاكرات براي منافع ملي كشور ضروري به نظر ميرسد اما فهماندن اين موضوع به غرب و به ويژه آمريكا كه اعتمادسازي يك تعريف مشخصي دارد و در موضوع هستهاي چيزي جز متقابل بودن آن مدنظرنيست امري است الزامآور، به ويژه يادآوري اين نكته كه موفقيت نهايي مذاكرات و حصول به اهداف اين نشستها در گرو يك بازي با منطق برد- برد است نه برد آمريكايي و اعتمادسازي از نوع واشنگتني و اين موضوعی است كه در نهايت موفقيت را براي دو طرف تضمين ميكند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰