عراق و مسئله بازيابي نقش منطقه‌اي
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۸۵۱۴۷

عراق و مسئله بازيابي نقش منطقه‌اي

شكل‌گيري دولت مركزي قدرتمند با پيشتازي شيعيان و توانايي آن در چانه‌زني با كانون‌هاي قدرت، كورسوهاي اميد را نزد محافل ديپلماتيك اين كشور در ارتقاي جايگاه و نقش اين كشور فراهم‌ آورده است.
گروه بین الملل «خبرگزاری دانشجو»؛ عراق بعد از صدام به مراتب از عراق دوره صدام خبرسازتر و مورد توجه تر براي ناظران بين‌المللي بوده است؛ گر چه صدام حسين در دهه 1980 و آغاز دهه 1990 ميلادي با به راه انداختن دو جنگ عليه همسايگان خود تا حد بسياري منطقه و نظام بين‌المللي را دستخوش تحول و دگرگوني منطقه‌اي كرد، اما در عرصه داخلي با حاكميت مطلق و كنار زدن گروه‌هاي مخالف و اپوزيسيون در عمل نوعي آرامش ناپايدار را به عرصه سياسي اين كشور بازگردانده بود؛ اين كشور در عرصه بين‌المللي نيز بجز اوايل دهه 1990، در نوعي انزوا فرو رفت و ضمن كاهش تاثيرگذاري در مناسبات و تحولات منطقه خاورميانه، در عمل در ذيل فشارهاي ناشي از تحريم‌هاي گسترده و نظارت پي‌ در پي بين‌المللي به كنش‌گري ضعيف تبديل شد.

درست در نقطه مقابل، عراق بعد از سقوط صدام، هر روز در معرض توجه رسانه‌هاي جمعي و نيز در دستور كار سياستمداران منطقه‌اي و بين‌المللي قرار دارد؛ از تحولات و فراز و فرودهاي دوران جنگ آمريكا عليه اين كشور گرفته تا ياركشي هاي منطقه‌اي همسايگان در اين كشور و نيز تحولات جدي در عرصه منازعه و جابه‌جايي قدرت ميان نخبگان عرصه عمومي و بين‌المللي، اين كشور را تحت تاثير قرار داده است.
 
احياي نقش شيعيان، تلاش‌هاي غيرمستقيم اهل سنت در تبديل شرايط و افزايش تحركات كردها در ناحيه خودمختار، تنها بخشي از اين جريان و تحول در عرصه داخلي است.

با اين حال آنچه كه در نظر و عمل هويداست حركات دير يا زود اين كشور براي احياي نقش منطقه‌اي خود است؛ گر چه عراق از جهت تاثيرگذاري منطقه‌اي، بويژه در خاورميانه هيچ ‌گاه نتوانسته به مانند ايران، مصر و عربستان عمل كند، اما به مانند كشورهاي ذره اي نيز عمل نكرده و در سطح درجه دوم، تاثيرات خود را بر برخي جريان‌ها و تسهيل برخي روندها گذاشته است.
 
با اين حال رخداد جنگ آمريكا عليه اين كشور در سال 2003 اين تصور اوليه را به وجود آورد كه فروپاشي برخي ساختارها و زمانبر بودن احياي نقش دروني و حل منازعات قدرت در داخل، بزرگ‌ترين موانع در برابر ايفاي نقش عراق در كسب يك جايگاه منطقه‌اي مهم است.
 
اما شكل‌گيري دولت مركزي قدرتمند با پيشتازي شيعيان و توانايي آن در چانه‌زني با كانون‌هاي قدرت منطقه‌اي و بين‌المللي و نيز در داخل، كورسوهاي اميد اوليه را نزد محافل ديپلماتيك اين كشور در ارتقاي جايگاه و نقش اين كشور فراهم‌ آورده است.
 
با وجود اينكه عراق از حيث ظرفيت‌ها (از جمله نقش و حافظه تاريخي قدرتمند، چند قومي بودن و در نتيجه افزايش ظرفيت‌ چانه‌زني با گروه‌هاي مشابه و مجاور در ساير كشورها منابع عظيم نفت، حمايت‌هاي جمهوري اسلامي ايران، موضع گيري معتدل و ميانه در سياست خارجي در قبال تحولات اخير خاورميانه)، مستعد كسب جايگاه مناسب و ايفاي نقش منطقه‌اي گذشته است، اما به نظر مي‌رسد چندين عامل مهم يا مانع از تحقق اين امر شده يا آن كه روند آن را كند خواهد كرد؛ مهم‌ترين اين عوامل عبارتند از:
 
1- چندپارگي سياسي: تعدد جناح‌ها و گروه‌هاي سياسي يكي از مشكلات اصلي عراق در دوران بعد از صدام بوده است. در دوره ديكتاتوري صدام گروه‌هاي اپوزيسيون در عمل كنار رفته و توانايي ايفاي هيچ‌گونه نقشي در تحولات سياسي اين كشور را نداشتند، در نتيجه انسجام در تصميم‌گيري و سرعت ماحصل آن بود.
 
اما با باز شدن فضاي سياسي و رشد قارچ وار گروه‌ها و اقشار گوناگون نوعي پراكندگي سياسي بر اين كشور حاكم شد؛ پراكندگي كه اتخاذ تصميمات، بويژه در حوزه سياست خارجي و تعيين خط مشي‌ها را با دشواري روبرو كرد.

2 - چندپارگي قومي و مذهبي: ريشه اصلي چندپارگي سياسي را مي‌توان در گوناگوني و تنوع قومي در اين كشور جست‌وجو كرد. تنوع قومي، در صورت مديريت صحيح، مي‌تواند در جهت ايجاد ارتباط با قوميت‌هاي مشابه در كشورهاي مجاور، منشا چانه‌زني و نفوذ سياسي باشد، اما عدم مديريت صحيح، بويژه در بخش توزيع منابع، اين فرصت را خيلي زود به چالش تبديل مي‌كند.

عراق علاوه بر تنوع قومي و مذهبي (اعراب، كردها و فارس و نيز شيعه و سني) همواره در مديريت صحيح اين تنوع دولتي درمانده بوده و از جهتي نتوانسته وحدت ملي در معناي پيش نياز براي رويكرد واحد در جهت‌گيري‌هاي منطقه‌اي و بين‌المللي را ايجاد كند.

3- قدرت‌هاي منطقه‌اي:
پراكندگي گروه‌هاي سياسي و تنوع قومي خود عاملي براي افزايش ارتباطات قوميت‌ها و گروه‌هاي مذهبي با كشورهاي منطقه بوده است، در حالي كه ارتباطات كردها با كرد‌هاي كشورهاي مجاور زياد است، شيعيان با ايران پيوندهاي ديرينه داشته و ساير كشورهاي عربي با اهل سنت در اين كشور مناسبات گسترده اي را برقرار كرده‌اند كه همين امر مي‌تواند در بلندمدت افزايش جايگاه عراق را تحت‌الشعاع منويات كشورهاي منطقه قرار دهد.

4 - وضعيت بين‌المللي: علاوه بر شرايط داخلي و منطقه‌اي، عراق از حيث بين‌المللي نيز با محدوديت‌هايي روبروست. در كنار وجهه عراق در سال‌هاي اخير به عنوان يك كشور اشغال شده و فاقد ساختارهاي حكمراني نهادين، نقش اين كشور در نهادهاي بين‌المللي نيز تحت تاثير تجربه تاريخي دوران صدام و احساس شكنندگي دولت‌هاي حاكم، همواره رو به ضعف بوده است.
 
اين كشور در عرصه اقتصادي گر چه يكي از بزرگ‌ترين توليدكنندگان نفت جهان به شمار مي‌آيد، اما ساختارهاي اقتصادي آن امري قابل انكار براي ساير كشورها نيست.
 
با وجود اين شرايط ممانعت‌كننده از افزايش قدرت منطقه‌اي عراق، به نظر مي‌رسد در صورت حفظ انسجام داخلي، مديريت صحيح منابع، اداره جامعه بر حسب به رسميت شناختن تنوعات و در عين حال احترام به آن و نيز جلوگيري دولت مركزي از تبديل شدن اين كشور به عرصه رقابت‌هاي منطقه‌اي، اين كشور خيلي زود مي‌تواند با بهره‌گيري از ابزارها و امكانات، خود ايفاگر يك نقش فعال و در عين حال ديپلماتيك و موثر منطقه‌اي باشد.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار