کد خبر:۱۸۶۰۲۹
گسترش تروريسم و خشونت در خلال بحرانهاي جوامع عربي
سلسله انفجارهاي اخير در سوريه تبلور روشن پديده تروريسم و گسترش آن در كشورهاي عربي است كه اين سوال را پيش ميكشد كه ريشه گسترش اين پديده در شرايط كنوني چيست؟
به گزارش خبرنگار حوزه بين الملل «خبرگزاري دانشجو» به نقل از روزنامه السفير، حملات تروريستي در دمشق كه طي چند روز گذشته دهها كشته و زخمي برجاي گذاشته است، ناظران را بر آن داشته كه علت تكرار اين گونه وقايع را بررسي كنند.
اين گونه انفجارها و عمليات ها در كشورهاي عربي اتفاق تازه اي نيست و از بيش از دو دهه قبل تروريسم در كشورهاي عربي به يكديگر منتقل شده و اكنون گويا تبديل به پديده اي گشته كه ملازم با تنش هاي سياسي است.
مي توان ريشه هاي خشونت در اين كشورها را در مراحلي قبل تر از تحولات كنوني جستجو كرد، اما اين پديده اجتماعي و تاريخي در حال حاضر به بحران كنوني جوامع عربي وابسته است؛ بحراني كه ناشي از فروپاشي مشروعيت سياسي در كشورهاي عربي است.
بدون شك تكنيك هاي خشونت بسيار دچار تغيير و تحول شده اند و ابزارهاي خشونت نيز گستردگي و تنوع بيشتري پيدا كرده اند اما نكته قابل توجه آن است كه كشورهايي چون مصر، الجزاير، عراق، سوريه و ديگر كشورهاي عربي منطقه هرگز در گذشته درگير اقدامات تروريستي، آنگونه كه اكنون هستند، نبوده اند.
گفته مي شود كه تروريسم يك پديده وارداتي از خارج بوده و از سوي خارجي ها هدايت و مديريت مي شود.
درست است كه كشورهاي عربي به دليل سرخوردگي هاي تاريخي و شكست هاي مردمي در زمينه تشكيل دولت هاي مستقل و دفاع از كيان و ثروت و فرهنگ خود دچار بحران هاي هويتي هستند و درست است كه اسرائيل به صورت مستقيم و غير مستقيم به دنبال برانگيختن احساسات تروريستي است، اما اعراب بايد حلقه مفقوده گسترش تروريسم را در سيستم جوامع خود و شيوه فعاليت هاي سياسي و آرمان هاي خود جستجو كنند.
برخوردهايي كه امروز در كشورهاي عربي صورت مي گيرد را حتي نمي توان به اختلافات ميان فرقه هاي افراطي و مباني ايدئولوژيك آنان در نظر گرفت.
به نظر مي رسد كه يك عامل سياسي وجود دارد كه در نهايت پيچيدگي كشورهاي عربي را در مسير خشونت و تروريسم قرار داده است كه گويا پاسخي به دشواري معادلات سياسي، فرقه اي، قومي و فراتر از همه معادلات منطقه اي است.
به ويژه آنكه روند تحولات اخير خاورميانه، منافع متفاوت و متباين كشورهاي منطقه و قدرت هاي جهاني و دشواري در پيش بيني مسير آن روز به روز بر پيچيدگي معادلات مي افزايد.
در اين ميان اعراب بايد دو نكته را درك كنند، اول اينكه مشكلات آنان ناشي از عدم آگاهي شان از اين مشكلات است و دوم اينكه اين مشكلات از تنش هاي ميان قوميت ها و فرقه هاي مختلف تغذيه مي شوند چنانكه هر حادثه كوچك و بزرگي منجر به بحران مي شود و اين نشان دهنده افول فرهنگ تسامح و همزيستي است.
روشن است كه براي توقف تروريسم بايد كاري كرد اما چگونه مي توان در شرايط بحراني و در غياب معيارهاي عادلانه منطقه اي و بين المللي در اين باره اقدامي صورت داد.
بحران سوريه اكنون بيش از يك سال طول كشيده است و بايد گفت هر چه زمان اين گونه بحران ها طولاني تر شود، در غياب اقدامات سياسي، عوامل گسترش خشونت ريشه بيشتري در جامعه مي يابند.
اگر اقدامات تروريستي چند روز اخير در سوريه ادامه پيدا كنند، بايد گفت كه اين كشور وارد مرحله جديدي از خشونت شده است كه اين كشور را هر چه بيشتر به سمت جنگ داخلي پيش مي برد و در اين ميان طرف هاي درگير مسئول يكپارچگي و امنيت كشور هستند و كشورهاي ديگر نيز بايد براي جلوگيري از افتادن در چنين معركه اي چاره اي بينديشند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰