کد خبر:۱۹۰۴۹۵
سازمان همكاري شانگهاي و ظرفيت توازن بينالمللي
عضويت در اين نهاد مهم بينالمللي زمينهساز ايجاد پايگاهي مهم در جهت ايجاد توازن در برابر غرب به ويژه آمريكا ميشود در كنار آن اين عضويت (هر چند به صورت ناظر) باعث ميشود تا كشورهاي عضو هر چند از حيث نمادين بر حمايت از ايران به عنوان يك شريك سازماني بپردازند.
گروه بین الملل «خبرگزاری دانشجو»، رامین وزیری نمدی: از آغاز هزاره جديد ميلادي دو نگراني عمده قدرتهاي شرقي يعني روسيه و چين را در معرض نوعي ابتكار جديد در شكل دهي به يك نهاد مهم بين المللي قرار داد. اول گسترش تروريسم و تحركات بنيادگرايانه در نقاط مختلف و دوم اجرايي شدن طرح گسترش ناتو به شرق به ويژه به سوي منطقه حساس آسیای مركزي.
با گسترش يافتن مسئله تروريسم و خطرات ناشي از آن هم مسكو و هم پكن كه به نوعي خود را در معرض اين پديده به خصوص از جانب گروههاي بنيادگرا در آسياي مركزي ميديدند به دنبال راهي جهت تدبیر اين وضعيت بودند.
عملياتي شدن طرح گسترش ناتو به شرق و تمايل برخي از كشورهاي منطقه به پيوستن به اين طرح زنگ خطر ديگري بود كه روسيه و چين را ناگزير ساخت تا با در انداختن طرحي در قالب سازمان همكاريهاي شانگهاي ضمن توجه به مديريت بحث تروريسم و قاچاق در مرزهاي مشترك با نهادينه كردن كشورهاي منطقه در قالب اين نهاد ساز و كارهاي تامين امنيت و ثبات را در قالب درون منطقهاي ارايه دهند.
با اين حال با گذشت چندين سال از تشكيل اين نهاد بسياري از ناظران بين المللي هدف اصلي از تشكيل اين رژيم را مقابله با چالشهاي نظير تروريسم كه جايگزيني براي مقابله با نفوذ غرب و به طور خاص ناتو و آمريكا در آسيا به ويژه آسياي مركزي ميدانند.
اين رويكرد زماني در ميان اين ناظران تقويت شد كه ايران تمايل خود را به عضويت در اين نهاد نشان داده و سريعاً به عنوان عضو ناظر پذيرفته شد.
با اين حال سازمان همكاريهاي شانگهاي (SCO) در مقطع فعلي با درنظرگيري چندين خواست كشورهاي مهم عضو به مرجعي براي توازن بين المللي درآمده است اين درخواستها عبارتند از:
روسيه:
بدون ترديد آن چيزي كه روسيه را متوجه ظرفيتهاي SCO ميكند استفاده از اين مرجع براي قبولاندن يك سري از ارزشها و ايدههاي خاص به كشورهاي عضو به ويژه كشورهاي آسياي مركزي است.
روسها گرچه در دوران اوليه بعد از فروپاشي شوروي به خاطر مشغله مسايل داخلي چندان متوجه امور آسيايي مركزي و همسايگان نبودند اما بعد از خروج از دوران انزواي اوليه يكي از مولفههاي امنيت ملي خود را در ممانعت از حضور قدرتهاي فرامنطقهاي در مرزهاي مجاور خود به ويژه آسياي مركزي ميديدند. نتيجه آنكه با مشخص شدن نيات آمريكا و همپيمانان آن در منطقه (همچون گرجستان)، اين كشور حساسيت بيشتري از خود نشان داد تا حوزه نفوذ خود را حفظ كند. علاوه بر اين، حركت روسها در قالب SCO با حضور كشورهايي مانند ايران و چين به آنها اين اجازه را ميدهد تا در مذاكره و بدهبستانهاي خود با غرب به ويژه آمريكا از توانايي چانهزني بیشتری برخوردار شوند.
چين:
هر چند ظاهر رويكرد چين به SCO بر مسائل بنيادگرايي و مرزهاي مجاور آن با آسياي مركزي باز ميگردد اما اهداف پكن به مسكو شباهت فراواني دارد. اگرچه توجه پكن به مسائل اقتصادي در ظاهر باعث شده تا اين كشور در حوزه مسائل سياسي و امنيتي چندان خود را متمايل نشان ندهد اما قابل چشمپوشي نيست كه پكن هم از نفوذ ناتو بيم داشته و منتظر روزي نخواهد نشست كه دايره عملكردي اين نهاد آتلانتيكي و مديريت بحران آن به شرق آسيا كشيده شود.
عضويت در اين نهاد (SCO) به چينيها اين اجازه را ميدهد تا خود را در مسائل كشورهاي عضو به ويژه ايران و آسياي مركزي محق دانسته و از اين جهت براي ايفاي نقش ديپلماتيك خود در آينده ظرفيتسازي ميكند. در كنار آن اين رژيم بينالمللي فرصت بازاريابي مساعدي را فراهم كرده تا از طريق آن دولت چين در ازاي توانمنديهاي ديپلماتيك و چانهزني خود بازارهاي كشورهاي عضو را در برابر كالاهاي غربي تصاحب كند.
ايران:
ترديدي نيست كه روح غربستيزي حاكم بر افكار عمومي و سياسي ايران از يك سو و فشارهاي غرب به طرق مختلف از طرف ديگر يكي از عوامل اصلي گرايش ايران به كشورهاي شرق و سازوكارهاي برآمده از آن است.
عضويت در اين نهاد مهم بينالمللي زمينهساز ايجاد پايگاهي مهم در جهت ايجاد توازن در برابر غرب به ويژه آمريكا ميشود در كنار آن اين عضويت (هر چند به صورت ناظر) باعث ميشود تا كشورهاي عضو هر چند از حيث نمادين بر حمايت از ايران به عنوان يك شريك سازماني بپردازند.
با وجود اينكه به نظر ميرسد اهداف و نيات بازيگران اصلي سازمان شانگهای باعث شده تا اين رژيم بينالمللي در مقابل غرب قادر به ايجاد توازن باشد اما درونماي ميزان موفقيت در آن چندان اميدبخش نيست.
اول آنكه بر خلاف ناتو اين سازمان (SCO) از حيث قواعد و ارزشها داراي انسجام دروني نيست لذا نميتوان انتظار داشت تا در مواقع حساس چيزي غير از منافع كشورها ملاك عمل باشد. به تعبیری دیگر بحث ائتلاف و حمایت از متحدین نمی تواند در کوتاه مدت مد نظر باشد.
دومين نكته به عضويت ايران باز ميگردد. اگر چه ايران توانسته به عضويت ناظر اين سازمان در آيد اما اين كه تاكنون نتوانسته عضويت كامل را كسب كند جاي سوالات فراواني است و در نهايت اينكه اين نهاد به مانند ناتو يا سازمانهاي مشابه هنوز به يك توافق كلي در مورد اهداف بنيادين به ويژه در برابر غرب نرسيده و چشمانداز اين هدف نيز مبهم و ناقص است.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰