کد خبر:۱۹۱۰۶۶
جنبش جوانان و بیداری اسلامی در بحرین
ناظران رویدادهای بحرین می دانند که قیام جوانان این کشور چنان محکم و استوار بوده و هست که تمامی اقدامات دولتی برای جلوگیری از ورود مردم به میدان لولوء را با شکست و ناکامی مواجه کرد.
گروه بین الملل «خبرگزاری دانشجو»؛ همچون ساير جنبشهاي اجتماعي در خصوص رابطه جنبش جوانان با دموكراسي دو نظريه اساسي وجود دارد. نظريه اول با عطف به مشاركت جوانان در جنبشهاي افراطي دست راستي و نئوفاشيستي همچون اسكين هدها، رويكردي رمانتيك در پيش گرفته، اين فرض را مطرح مي كند كه جوانان به مداخله در اشكال افراطي سياست بيشتر تمايل دارند.
اين نظريه پردازان معتقدند جوانان به لحاظ روانشناختي در مرحله اي بي ثبات از زندگي قرار دارند و اين امر موجب پيدايش گرايش هاي افراطي در ميان آنان و فعال شدن شكاف و تضاد نسلي مي گردد. آن ها با اشاره به ميزان پايين مشاركت متعارف سياسي بخشهايي از جوانان، اين عمل را يك موضع سياسي تندرو و بويژه از طرف آن دسته از جواناني كه به لحاظ سياسي و اقتصادي در حاشيه قرار دارند يا بعضاً بيكار هستند، مي دانند.
در مقابل نظريه اول، نظريه پردازان طيف دوم بر اين عقيده اند كه علي رغم ارتباط بخش هايي از جوانان با نژادپرستي و افراط گرايي سياسي، اكثريت جوانان بيشتر از ساير گروه هاي سني اهل بردباري و تسامح هستند و نسبت به خارجي ها و نسل هاي پيش از خود بيشتر مسامحه روا مي دارند و اين افراد مسن تر هستند كه بيشتر به ديدگاههاي جزم انديشانه در مورد گروههاي اقليت معتقدند. از نظر طرفداران اين ديدگاه، فراگيري ارزشهاي متعالي و آرمانهايي چون آزادي و عدالت در گفتمان علم جويي و آشنايي جوانان بويژه دانشجويان و دانش آموزان با طبقات محروم جامعه باعث مي شود اين قشر اجتماعي نگاهي فراطبقاتي و آرمان گرايانه ملي و حتي بين المللي به مسائل داشته باشد، به همين دليل دموكراسي به عنوان ضامن حفظ و گسترش آزادي و عدالت در جامعه همواره مورد توجه جوانان بوده است. نتايج تحقيقات نيز نشان مي دهد جنبشهاي جوانان در نقاط مختلف جهان علي رغم برخي تفاوت ها، از اشتراكاتي زياد برخوردار است و دموكراسي خواهي كه متضمن ارتقاء حقوق بشر و گسترش آزادي هاي سياسي و مدني و كسب حق تعيين سرنوشت مي باشد، از مهمترين اين اشتراكات است.
نتايج مطالعات انجام شده در كشورهاي مختلف جهان نشان مي دهد موضوعاتي كه جوانان درباره آنها به اعتراض پرداخته اند در كشورهاي توسعه يافته و كشورهاي توسعه نيافته يا در حال توسعه فرق مي كند؛ به طور مثال در دهه 1980 در اروپاي غربي، ايالات متحده و ژاپن، مسائل مورد توجه جوانان را مسائلي همچون به كارگيري سياسي و بيولوژيك سلاحهاي هسته اي، تكنولوژي ساخت و تكثير بمبهاي اتمي، آلودگي هاي زيست محيطي و پيامدهاي دور و نزديك فعاليت دولت ها در اين زمينه ها تشكيل مي داده است؛ در حالي كه مطالبات جوانان در مناطق آمريكاي لاتين، خاورميانه، آفريقا و آسيا عمدتاً تقاضاي آزادي هاي بيشتر، دموكراسي و حق تعيين سرنوشت بوده است. يافته هاي اين پژوهش نشان مي دهد علي رغم برخي اختلافات در جنبش هاي جوانان كشورهاي مختلف جهان، در همه مقاطع زماني و در همه اين جنبش ها در مناطق مختلف جغرافيايي، دفاع از حقوق شهروندي، حقوق بشر و دموكراسي ديده مي شود و نشانه هايي از تلاش جنبش جوانان براي رها كردن مطالبات 200 ساله خود در زمينه تعيين سرنوشت و حق شهروندي ديده نمي شود. هر چند اشتراكات زيادی بويژه درخصوص دموكراسي خواهي در جنبش هاي جوانان همه كشورها وجود دارد، اما نمي توان منكر برخي تفاوتها نيز شد.
در كشورهاي توسعه يافته به دليل استقرار و تثبيت نظام هاي دموكراتيك و وجود كانال هاي رسمي اعتراض، معمولاً جنبشهاي جوانان شكل مسالمت آميز و قانوني به خود مي گيرد؛ اما دركشورهاي توسعه نيافته به دليل فقدان سنت هاي دموكراتيك و صنعت نهادهاي مدني، اعتراض جوانان اكثراً خشونت بار است. مطالعه رفتار سياسي جوانان در نظام هاي در حال گذار نيز نشان مي دهد هنگامي كه جوانان احساس نزديكي و همبستگي با نظام حاكم داشته باشند، پيشتاز حمايت از آن خواهند بود كه ممكن است اين پيشتازي در شكل ميزان بالاي شركت در انتخابات ظاهر شود. در مقابل هنگامي كه جوانان با نظام سياسي حاكم احساس بيگانگي كنند ممكن است به دو گونه واكنش نشان دهند: در صورتي كه امكان تأثيرگذاري وجود نداشته باشد و جوانان خود را فاقد قدرت ببينند به سمت بي توجهي كشيده خواهند شد به همين دليل مشاركت سياسي متعارف بسيار كمرنگ مي شود و يكي از دو حالت خاموشي يا اشكال غيرمتعارف سياسي به وجود خواهد آمد؛ اما اگر جوانان احساس كنند مي توانند تأثيرگذار باشند پيشگام ايجاد تحول در نظام سياسي خواهند شد. يكي از راههاي اين پيشگامي به نمايش گذاشتن سطوحي بالاتر از مشاركت انتخاباتي نسبت به بزرگسالان و رأي دادن به گزينه هاي مخالف وضع موجود است . اين الگو در اروپاي شرقي و نيز در شيلي تجربه شد. در ماه مارس 1988 مردم شيلي در فضايي به سر مي بردند كه آزادي و ضمانت هاي قانون اساسي در آن كمياب بود، احزاب موجود طرفدار پينوشه بودند و بخش هاي حاشيه اي تر جامعه به علت حملات پياپي كه نيروهاي پليس و مأموران نظامي به منازل آنها صورت داده بود در هراس مداوم به سر مي بردند. در بخش هاي سياسي فضاي بدبيني حاكم بود و تعداد كمي از اين افراد معتقد بودند كه همه پرسي برگزار خواهد شد و اگر هم برگزار شود، سالم و بدون تغيير خواهد ماند. به طور همزمان دولت نيز با استفاده از تمامي رسانه هاي ارتباط جمعي، تبليغاتي به نفع خود به راه انداخت.
در اين فضا گروهي كوچك از افراد تصميم گرفتند براي يك همه پرسي دموكراتيك در جوي آرام تلاش نموده، تا حد امكان اطلاعاتي بيشتر در اختيار رأي دهندگان بالقوه قرار دهند و اينگونه بود كه گروه «جهاد براي مشاركت شهروندي» با هدف تشويق و كمك به افراد بالاي 18 سال به منظور ثبت نام براي رأي دهي، افزايش سطح آگاهي رأي دهندگان و تشويق شهروندان براي نظارت بر همه پرسي و تضمين شفافيت آن پا به عرصه وجود گذاشت. در روز انتخابات تمامي اين اهداف محقق گرديد؛ همه پرسي در تاريخ 15 اكتبر 1988 در يك فضاي اجتماعي آرام ولي به لحاظ سياسي دلهره انگيز برگزار شد، و در اين همه پرسي گزينه پينوشه در قدرت باقي بماند. آن ها خواهان برگزاري انتخابات آزاد بودند (مؤسسه بين المللي دموكراسي و مساعدت انتخاباتي.
نكته مهم اين است كه پيشگامي جنبش جوانان در تحولات سياسي- اجتماعي معطوف به دموكراسي الزاماً به معناي فعال بودن شكاف نسلي و مخالفت بزرگسالان با برقراري نظام دموكراتيك نيست؛ به عبارت ديگر آوانگارد بودن جوانان به خصلت هاي ذاتي و ويژگي هاي اجتماعي آن ها باز مي گردد و اين امر الزاماً به معناي تضاد و درگيري با نسل پيشين نمي باشد؛ به همين دليل در برخي شرايط، بزرگسالان جنبش جوانان را همراهي مي نمايند.
اغلب اوقات گرايش هاي مخالف جوانان در كشورهاي جهان سوم نه تنها بيانگر تعهد ايشان بويژه دانشجويان و دانش آموزان به دموكراسي بلكه بيانگر آرزوي والدين طبقه متوسط شهري آنها براي رژيمي مردمي تر و ملي گراتر نيز هست؛ به طور مثال اعتراضات دانشجويي در آفريقاي جنوبي بيانگر طبقه كارگر شهري سياهپوست بود كه والدينشان نيز به آن تعلق داشتند.
اوضاع بحرین
این کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس با شور و نشاط نیروهای سیاسی مخالف در آن توانست با فعالیت جوانان خود "روز خشم" را بعنوان سرآغاز قیام خود براه اندازد و شگفت آنکه رژیم این کشور نیز نتوانست در برابر قیام جوانان به اقدامی دست بزند و این چنین بود که جوانان بحرین توانستند یک سیلی محکمی به چهره خاندان سلطنتی حاکم بر این کشور وارد کنند و اصلاحات شاه این کشور "شیخ حمد بن عیسى" را که ده سال پیش در یک رفراندوم فرمایشی به تصویب رسانده بود ناکام گذارند.
رژیم بحرین کوشش کرد با وجود نقضهای صریح حقوق بشری چهره خود را در مجامع بین المللی خوب و مثبت نشان دهد اما قیام مردم مصر تأثیر بسیار گسترده ای بر مردم بحرین داشت و جوانان این کشور ناگهان از خواب چند دهه بیدار شدند و روز خشم را اعلام کردند. ناظران رویدادهای بحرین می دانند که قیام جوانان این کشور چنان محکم و استوار بوده و هست که تمامی اقدامات دولتی برای جلوگیری از ورود مردم به میدان " لولوء "را با شکست و ناکامی مواجه کرد. سردمداران حکومت بحرین و مقامات واشنگتن و لندن که از آنان حمایت می کنند از قبل، از تحولات قیام مردمی در بحرین آگاهی داشتند اما مقامات بحرینی گمان نمی کردند که قیام جوانان بحرین بدینجا کشیده شود. در عین حال جوانان انقلابی بحرین نیز باور نمی کردند که بتوانند با دستهای خالی بر نیروهای پلیس و امنیتی که تمامی راههای ورودی به میدان "لولوء" را بسته بودند غلبه کنند. اما آنچه که در ساعتهای نخستین آن روز به رهبری آقای "عبد الوهاب حسین" معارض بحرینی بوقوع پیوست توانست دیوار هراس را از میان بردارد و باعث گردد که تظاهرات در نقاط دیگری از پایتخت و شهرهای دیگر بحرین برگزار شود و رژیم ناچار شود از اقدامات خود علیه تظاهرات مردمی دست بکشد.
اما در این میان یک جوان بخاک و خون کشیده شد و در مراسم تشییع جنازه این جوان، جوان دیگری نیز بخاک افتاد و اعتراض های مردمی به صحنه انقلاب تبدیل گردید. انقلاب مردم بحرین ثابت کرد که از این پس نمی توان در برابر قیام های مردمی علیه سردمداران طغیانگر مقاومت کرد. در تونس پس از به خاک و خون کشیدن مردم، بن علی سقوط کرد و در مصر نیز این چنین شد و اکنون همان رویداد در بحرین تکرار می گردد اما حکمرانان حالا دعوت به گفتگو می کنند که البته بسیار دیر شده است.
این رویداد ثابت کرد که بکارگیری قدرت و زور دیگر یک ابزار در دست سردمداران نمی باشد چون خون جوانان انقلابی بسیار قدرتمند تر و برنده تر از زور و تیزی سرنیزه ها است. در عین حال غربی ها در حال حاضر خود را در محاصره پدیده رژیم های هوادار در حال سرنگونی می بینند. در ادامه می توان گفت نخستین پدیده این قیامها، سه دهه پیش از ایران آغاز گردید و با وجود از بین بردن تمامی پیامدهای آن از سوی دیگران می بینیم که امروزه این پدیده خود را بر همه تحمیل کرده است و این چنین است که آمریکا و غرب برای نخستین بار منافع خود را در منطقه مورد تهدید می بینند.
کاخ سفید با وجود دیر بیدار شدن، از رهبران بحرین خواست تا دست به اصلاحات بزنند اما این سردمداران پیام آمریکا را دیر دریافت کردند و در نتیجه نتوانستند آتش قیام مردمی را خاموش نمایند و بالاخره تصمیم آقای "حسن مشیمع" رهبر جنبش "حق" برای بازگشت بخودی خود بعد جدیدی به این قیام مردمی خواهد بخشید که نخستین پیامد آن تصمیم رژیم در آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی است. اما جوانان در میدان " لولوء " همچنان شعار " ملت خواستار سرنگونی نظام است " می دهند. بسیاری از مردم جهان گمان می کردند که ملت بحرین در ناز و نعمت زندگی می کنند چون درآمد هنگفت نفت دارند اما ناظران از مدتها پیش این قیام مردمی را پیش بینی کرده بودند از جمله شش ماه پیش مقامات بحرینی بیش از 500 تن را با اتهام های جعلی بازداشت کردند و کار بدانجا رسید که بسیاری از آنان محکوم به اعدام شدند که البته این جدا از شکنجه هایی بود که در زندانهای بحرین درباره زندانیان سیاسی روا می شده و می گردد.
اما رژیم بحرین تا چند روز پیش همانند رژیم عربستان سعودی توجهی به هیچ یک از هشدارها نمی کرد و گمان می برد که عربستان از سقوط رژیم های عرب در خلیج فارس جلوگیری خواهد کرد ولی اظهارات شاهزاده سعودی طلال بن عبد العزیر درباره ضرورت دست زدن به اقدامات اصلاح گرایانه نشان دهنده نگرانی آنها از خشم و قیام مردمی است . در زمينه عدالت بايد به نكات و مسائل خاصي توجه داشت.
يكي از اين نكات اين است كه چه الزامي براي تعريف عدالت وجود دارد؟ چرا كه نگرش هاي مختلفي نسبت به مفهوم عدالت وجود دارد و نمي توان تعريف جامع و واحدي از مفهوم عدالت بيان كرد و از سوي ديگر متغير زمان و مكان نقشي اساسي در تعريف عدالت دارند. پاسخي كه وجود دارد اين است كه به رغم تفاوت و اختلاف نظري كه در مسئله عدالت وجود دارد از يك سو اتفاق نظر نيز در برخي از جنبه هاي عدالت وجود دارد، از سوي ديگر با توجه به اهميت عدالت براي همه انسانها بالطبع لزوم تعريف از آن نيز به وجود مي آيد. نكته ديگر اينكه به هر حال هر متفكر و نويسنده اي در ابتداي نظريه خود بايد به تعريف و ويژگيهاي عدالت از نظر خود بپردازد تا فهم آن نظريه امكان پذير باشد.
نكته ديگر اينكه چه پارامترها، متغيرها و عناصري در تعريف عدالت تأثير گذارند؟ يكي از اين عناصر ساختارها و در واقع گفتمان ها و گزاره هاي شكل گرفته در هر دوره تاريخي مي باشد چرا كه هر گفتماني نگرشها و چارچوب خاصي را بوجود مي آورد. در واقع بايد گفت كه در هر متغير جغرافيايي و معرفتي يا به عبارتي ديگر جغرافياي طبيعي و جغرافياي معرفتي ساختارهايي وجود دارند كه بر رويكرد هر جامعه از عدالت تأثيرگذار هستند. تا زماني كه اين ساختارها تغيير نكنند چهارچوب اساسي تعريف عدالت نيز تغيير نخواهد يافت. يكي از دلايل تحول معنايي در انديشه هاي غرب در سده 14 و 15 ميلادي و همين طور يكي از دلايل متفاوت بودن نگرشها به مفهوم عدالت در جهان اسلام و جهان غرب ناشي از همين ساختارهاي معرفتي، فرهنگي و اقليمي است. به هر حال عامل اساسي تأثيرگذار بر تعريف عدالت ساختارها هستند. ولي بجز مسئله ساختارها بايد به عناصر مياني همچون مذهب، متغيرهاي زماني، ورود ارزش هاي جديد به يك جامعه و تحولات سياسي توجه داشت.
نكته ديگردر تعريف عدالت ارتباط آن با ارزش هاي ديگر مي باشد. به عبارت ديگر براي درك بهتر مفهوم عدالت بايد به مفهوم مخالف آن به طور مثال ظلم توجه كرد. در واقع درك مفاهيم نزديك و مرتبط به عدالت، فهم عدالت را آسانتر خواهد كرد. هر كسي براساس عقل و برداشت خود قرائت و رويكرد جديدي ارائه مي دهد جالب آنجاست كه بسياري از كساني كه متهم به بي عدالتي، فساد اخلاقي و عقيده در گذشته شده اند امروزه از معلمان اخلاق بشرند. اهميت عدالت از چنان عظمتي برخوردار است كه همه مردم، حاكمان و متفكران درصدد اين هستند كه عدالت خواه تلقي شوند و در واقع به هيچ وجه مايل به اتهام بي عدالتي به خود نيستند. يكي از ويژگيهاي بيداري اسلامي اين است كه مي توان آن را بيداري جوانان ناميد زيرا ستون فقرات و عنصر فعال آن را پسران و دختران جوان تشكيل مي دهند. آنان در واقع قشر فرهنگي و دانشگاهي و طلاب جوان مدارس ديني و دانش آموزان دبيرستاني هستند و در ميان آنان جوانان بيسواد و كم معلومات كمتر يافت مي شوند. به طور کل نتیجه به دست آمده را چنین ارزیابی می نماییم که تا زمانی که عدالت اجتماعی اصلاحات و دموکراسی در بحرین به صورت قانونی انجام نپذیرد همچنان بیداری اسلامی جوانان بحرینی که همان جنبش جوانان 14 فوریه هستند ادامه دارد تا حکومت غاصب آل خلیفه از بین برود.
منبع: ماهنامه بیداری اسلامی، روح الله پور طالب
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰