کد خبر:۱۹۱۳۲۲
آيا تلاش براي انحراف انقلابهايمنطقه ميتواند موفقباشد؟
برنامه هایي كه در تلاش برای به انحراف کشاندن انقلاب های منطقه هستند، مسیر بنیادگرایی و سلفی گرایی را طی می کنند و البته ...
گروه بین الملل «خبرگزاری دانشجو»؛ از اوایل سال گذشته میلادی با گسترش ناآرامی ها انقلاب هایی در سطح منطقه بروز کرد که باعث تغییر رژیم سیاسی برخی کشورها و تغییرات گسترده و بی ثباتی در برخی دیگر شد، به نحوی که شاهد مطرح شدن موجی از بیداری و تغییر در سطح منطقه می باشیم. اما برخی کشورهای منطقه به دلایل سیاسی و در تعقیب اهداف سیاسی خود به دنبال تغییر در مسیر این انقلاب ها بوده و برنامه هایی در این زمینه طراحی کرده اند.
این امر به گونه ای می باشد که به نظر می رسد موج بیداری منطقه در حال تغییر به سمتی کاملا متفاوت از مرحله اولیه ظهور آن است. با وجود انگیزه گسترده اولیه، این امر در حال تبدیل شدن به یک انقلاب فرهنگی ضد انقلابی می شود که با تخلیه و کنار زدن انتظارات اولیه، تصور غرب از آن به عنوان یک پروژه اصلاحی و دموکراتیک را به تمسخر می¬گیرد.
در واقع برخی کارشناسان معتقدند به جای امیدهای اولیه، پیامدهای موج بیداری منطقه باعث مطرح شدن حالت عدم قطعیت و ناامیدی به خصوص برای اقلیت ها شده است. بدین نحو که با اعمال نفوذ برخی کشورها دلهره ایجاد شده از این پدیده باعث افزایش نفوذ سلفی گرایان در منطقه شده است.
این امر به گونه ای پیش رفته است که در برخی کشورهای منطقه به جای به پیش رفتن خواسته های واقعی مردم، با سیاست ها و نفوذ برخی کشورها امکانی برای انحراف در مسیر انقلاب ها و پیچیده شدن بی ثباتی فراهم شده است. به نحوی که شاهد ادامه بی ثباتی و خشونت در این کشورها می باشیم.
در واقع تحولات در منطقه و سیاست برخی کشورها و دخالت آنها در انقلاب های صورت گرفته حتی باعث گسترش ناآرامی و خشونت در سطح منطقه شده است. بدین نحو که در دوره کنونی منطقه در حالت جنگ با شدت کم قرار دارد به نحوی که عربستان و قطر با حمایت ترکیه و غرب آماده انجام هر کاری برای سقوط نظام بشار اسد و تضعیف ایران هستند.
ایران نیز این وضعیت را به عنوان حالت جنگ طلبی عربستان و تشنج آفرینی دولت های حاشیه خلیج فارس تفسیر می کند. همانطور که در مقاله ای در روزنامه الحیات بیان گردیده بود تقابلی از سوی اعضا شورای همکاری خلیج فارس با ایران و روسیه بر سر سوریه ایجاد شده است. در این راستا تصمیم برای سقوط نظام سوریه از سوی اعراب اتخاذ شده است که در صورت توان اجرایی کردن آن تاثیرات منطقه ای فراوانی دارد.
در واقع انگیره مردمی اصلی در ابتدای بیداری در منطقه با تلاش برخی کشورها و بازیگران هم اکنون به به سه سمت بازنمایی شده است که هر یک در تغییر مسیر انقلاب های مردمی و تحولات منطقه در راستای منافع خود می باشند: پروژه اخوان المسلمین، پروژه سلفی گرای سعودی- قطری، و یک پروژه سلفی گرای سیاسی- نظامی. شایان ذکر است که با توجه به عدم حضور عینی اخوان المسلمین در قدرت تا دوران کنونی هنوز کسی چیز زیادی در مورد پروژه و برنامه اخوان المسلمین نمی داند و البته این ابهام باعث افزایش نگراني ها در اين باره شده است.
در زمان کنونی اخوان المسلمین یک برنامه عملگرایانه و تطبیق پذیر در مواجهه با جهان ارائه می دهد ولی برداشت های دیگر آن را جنبشی سلفی گرا تصور می کنند. هر چند این واقعیت وجود دارد که اخوان المسلمین یکی از گروه های اصلی در حال قدرت گرفتن در منطقه است.
در مقابل پروژه سعودی- قطری به نظر می رسد در تقابل با اخوان قرار دارد. سیاست عربستان در حمایت همه جانبه از سلفی ها در تمام منطقه در جهت محدود کردن نفوذ اخوان المسلمین و تضعیف موضع اسلام گرایی اصلاح گرای آن قرار دارد که تهدیدی برای دولت های حاشیه خلیج فارس فرض می شود؛ اصلاح گرایی که دولت های تمامیت خواه منطقه را تهدید می کند. بدین نحو مشاهده می شود که عربستان در پی جلوگیری از به قدرت رسیدن هر رقیب بالقوه ای برای خود در میان اهل تسنن هستند.
قطر در مقابل بطور کامل برنامه عربستان را تعقیب نمی کند. این کشور با حمایت مالی و سیاسی از جنبش های سنی مذهب، در مقابل محدود کردن اخوان، به دنبال همکاری با آن در جهت افزایش قدرت بلوک سنی و توازن منطقه ای علیه ایران است.
در این میان ممکن است اخوان المسلمین نیز به دلایل مالی در جهت همکاری با عربستان و قطر گام بردارد.
پروژه سوم نیز تحت حمایت مالی و نظامی عربستان و قطر قرار دارد و افراط گرایی سنی غیر قابل سازش را تعقیب می کند و پیشرو بحث «انقلاب فرهنگی» است و به دنبال مطرح کردن فرهنگ سلفی می باشد که به لطف هزینه های مالی در حال گسترش است.
این پروژه هر چند هدف سیاسی خاصی در سطح دولت ندارد ولی به شدت سیاسی است. بدین نحو که به دنبال جایگزینی و اجرای سلفی گرایی وهابی می باشد. در واقع این پروژه با در نظر داشتن تغییر سیاسی و فرهنگی گسترده به دنبال سلفی کردن اسلام سنتی بوده که پیامدهای سیاسی و فرهنگی خود را در پی دارد.
این پروژه برنامه ساده ای تعقیب میکند: در واقع با کمک مالی و استفاده از ایدئولوژی سلفی به دنبال مشروع کردن اسلام مورد ادعای خود و در نهایت مشروع نشان دادن خود به عنوان جانشینان واقعی پیامبر اسلام(ص) برای بقای حکومت خود هستند. این برنامه به خصوص برای عربستان برای بازیابی مشروعیت از دست رفته خود و مطرح کردن پادشاهی سعودی به عنوان رهبر منطقه جاه طلبی زیادی را در نظر دارد.
البته عربستان قبلا نیز در قالب سیاست هایی مانند حمایت از طالبان در افغانستان و تلاش برای گسترش سلفی گرایی چنین برنامه هایی را داشته است که هر چند به اهداف خود نرسیده ولی تاثیرات آن را می توان در سطح منطقه در دوران کنونی مشاهده نمود.
به طور کلی می توان گفت هر یک از این سه برنامه با وجود اینکه ممکن است با هم تداخل نیز داشته باشند، مسیر بنیادگرایی را طی می کنند و البته تا حدودی رقیب یکدیگر نیز به شمار می روند. نکته دیگر در این رابطه این است که هر یک از این برنامه ها قدرت را محور خود قرار داده اند و به دنبال کسب قدرت هستند که این امر تنش میان خود گروه های سنی را در برخی کشوره و همچنین در سطح منطقه باعث شده است.
این تغییر فرهنگی یک بعد دیگر نیز دارد که در سال گذشته توسط وزیر امور خارجه ترکیه مطرح گردید. در نظر داود اوغلو بیداری به معنی پایان دادن به تقسیم تحمیل شده به مسلمانان در دوران جدید و سقوط امپراتوری عثمانی به وسیله قدرت های غربی است. در واقع او بیداری را اتحاد دوباره مسلمانان مانند دوران عثمانی فرض می کند. نظریه ای که عربستان نیز آن را تحت سلطه خود در سر می پروراند. در واقع ترکیه نیز در رابطه با تحولات منطقه با گسترش نفوذ خود تا حدودی آرزوی اتحاد مسلمانان اهل تسنن تحت رهبری خود را تعقیب می کند که یادآور دوران امپراتوری عثمانی است.
در این رابطه هر چند تاکنون هیچ یک از کشورهای منطقه طرح اتحاد مسلمانان را مطرح نکرده است اما تصور این تغییر فرهنگی به سمت تشکیل سیاستی واحد برای مسلمانان پیامدهای زیادی در منطقه به خصوص برای مناقشه اعراب و اسرائیل دارد.
در سال های اخیررژیم صهیونیستی صرف نظر از شناسایی اسرائیل به عنوان یک واحد سیاسی، خواستار شناسایی آن به عنوان یک کشور برای ملت یهود بوده است که شامل یهودیان در تمام دنیا می شود. در مقابل این امر با خیال پردازی برخی کشورهای منطقه در دوران کنونی، می توانیم شاهد تشکیل یک ملت سنی مذهب مسلمان در غرب خاورمیانه مانند دوران قبل از استعمار باشیم که می تواند در تقابل با يهوديان قرار گیرد.
سوال این است که تشکیل این واحدبزرگ اسلامی چه تاثیری در رابطه با فلسطین خواهد داشت؟ آیا شاهد تنشی بزرگتر بین مسلمانان و یهودیان به طور کلی خواهیم بود؟ آیا با توجه به فرآیند ملت سازی اسرائیل برای قوم یهود شاهد برخورد بین مذاهب خواهیم بود؟
در واقع باید توجه داشت که فرآیند تشکیل امتی واحد برای اهل تسنن در صورت اجرای برنامه های به انحراف کشاندن انقلاب های منطقه از طرف تعدادی از کشورهای حاشیه خلیج فارس و ترکیه هر چند خیالی، مبهم و تا حدی تهدید کننده می باشد و همچنين برخلاف حقوق بین الملل، منشور سازمان ملل و دیگر رویه های بین المللی مقبول نیز می باشد.
به طور کلی باید گفت منطقه در مناقشه ای برای تعریف آینده سیاسی خود می باشد. اما تحولات نشان می دهد که منطقه به سوی روندی که برخی بازیگران در نظر دارند سیر نخواهد کرد. در واقع می توان گفت که اهداف مد نظر عربستان و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس آسیب پذیر و بسیار خیالی می باشد و با روندهای موجود در برخی کشورهای منطقه و خواسته ها سیاسی حاکمان و مردم آنها تطابقی ندارد.
با وجود همه ی این امیدهای واهی در اجرایی شدن این فرایند، نظام سیاسی کنونی سوریه، تحولات داخلی این کشور همراه با تاریخ آن، و خواسته های کنونی ملت سوریه در حق تعیین سرنوشت روند کاملا متفاوتی را از وحدت دنیای مسلمانان سنی مذهب و اسلام گرایان سلفی جستجو می کند که آرزوی ایجاد ملتی واحدی تحت اندیشه سلفی را ملغی می کند. البته در کنار سوریه برخی دیگر کشورها نیز مانند لبنان بدون شک با این موضوع مخالفت می کنند.
ممکن است پادشاه عربستان سودای وحدت جهان تسنن تحت نظر خود را داشته باشد اما به دلایلی مانند کینه توزی و عمل انتقام گرایانه او در سوریه نشان می دهد که او در این مسیر موفق نخواهد شد. و سنی گرایی در منطقه نیز به خاطر افزایش یافتن خشونت در منطقه و تقابل گروه های سنی مذهب علیه یکدیگر در فرایند کسب قدرت نتیجه بخش نخواهد بود.
در واقع برخی ملت ها مانند سوریه، لبنان و مصر به دلایل مذهبی و تاریخی و هویتی که برای خود قائل هستند، تحت سلطه عقاید وهابی گری وسنی گرایی نخواهند رفت و در کشوری مانند مصر گروه های دیگر نشان داده اند که دیگر سلطه تنها یک گروه خاص سنی را نخواهند پذیرفت. به طوری که در کنار سلفی ها و حتی اخوان المسلمین تعدادی از گروه های دیگر توانسته اند به میزانی نسبی از قدرت در این کشور دست یابند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰