دلایل عدم کسب اهداف اولیه در انقلاب‌های منطقه
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۹۱۶۵۰

دلایل عدم کسب اهداف اولیه در انقلاب‌های منطقه

عدم وقوع تغییرهای ساختاری کافی، نزاع‌های قومی و قبیله‌ای در برخی از کشورهایی که در آن ها انقلاب رخ داده و فقدان دیدگاه ملی در میان رهبران را می‌توان دلایل اصلی توقف در انقلاب‌های منطقه دانست.
به گزارش خبرنگار حوزه بین الملل «خبرگزاری دانشجو» به نقل از نشنال اينترست، بیش از یک سال از آغاز انقلاب های منطقه و ظهور موج نارضایتی ها می گذرد اما تصور عمومی این است که این انقلاب ها به نتیجه مورد نظر مردم نرسیده اند که البته دلایل آن را باید در زمینه های تاریخی، سیاسی و جامعه شناسی این کشورها بررسی كرد.

به طور کلی برخی منتقدان و صاحب نظران معتقدند که کشورهای عربی منطقه بیشتر تمایل به کسب قدرت دارند تا تقسیم قدرت و این امر تاثیر زیادی می تواند در روند حرکت به سمت دموکراسی داشته باشد.

همچنین باید به این نکته توجه داشت که حرکت به سمت خواسته های مردمی و تغییر رژیم در کشورهای منطقه با توجه به تمامیت خواه بودن و نفوذ آنها در همه حوزه های جامعه امری زمانبر بوده و صرف تغییر ظاهری در نوع رژیم های منطقه به معنی به ثمر رسیدن انقلاب ها نمی باشد.

این امر را می توان در رابطه با انقلاب ها در دیگر نقاط جهان و همچنین در دیگر دوره های تاریخی نیز مشاهده نمود. به نحوی که مثلا بعد از انقلاب امریکا، به عنوان کشوری که داعیه دار دموکراسی در دنیای کنونی بوده و با این ادعا در امور داخلی بسیاری کشورها مداخله می کند، پس از گذشت چندین دهه شاهد وقوع جنگ های داخلی و نادیده گرفتن حقوق برخی قشرهای جامعه بوده ایم.

با توجه به این مقدمه عدم موفقیت زودرس انقلاب های منطقه و عدم کسب خواسته های کامل مردمی در این کشورها با توجه به شرایط خاص این کشورها و فشارهای داخلی و بیرونی بر آنها و رژیم های سیاسی شان را می توان در سه زمینه جستجو کرد.

عدم وقوع تغییر و انتقال های کافی

در واقع رهبران انقلاب های منطقه تنها توانستند تغییری کمتر از انتظار در کشورهای شان اجرا نموده و با وجود حفظ ساختارهای پیشین تنها تعاملات میان نخبگان تغییر کرد.

نمونه این امر را می توان در مصر مشاهده نمود. در حالی که با سقوط مبارک فضای مناسبی برای ایجاد تغییر گسترده در این کشور فراهم شد اما اقدام شورای نظامی در قبضه کردن قدرت تنها شکل ظاهری نظام سیاسی مصر را تغییر داد و ساختار قبلی با سیاست های اصولی پیشین هنوز اجرا می شوند، هر چند با برگزاری انتخابات امیدهای بیشتری برای تغییر معنادار در این کشور وجود دارد. بدین نحو که مثلا در صورت به قدرت رسیدن اسلام گرایان ممکن است شاهد اجرای شریعت اسلامی و احتمالا برآورده شدن برخی انتظارات مردمی باشیم.

نزاع های قومی و قبیله ای

وجود تفاوت های قومی و مذهبی در برخی از کشورهای منطقه مانعی دیگر در کسب اهداف مد نظر انقلاب ها بوده اند.

این امر را به طور ویژه می توان در بحرین و یمن مشاهده نمود. در حالی که بخش عمده ناراضیان در بحرین مردم شیعه این کشور بوده و در راستای انقلاب و ظهور نارضایتی ها خواهان اجرای عدالت برای همه اقشار هستند، انگیزه حفظ قدرت و مزایای سیاسی و اقتصادی برای اقلیت سنی حاکم در این کشور مانع اصلی موفقیت کامل انقلاب مردم بحرین و ادامه سرکوب ها بوده است به نحوی که انقلاب مردم این کشور ممکن است به فراموشی سپرده شود.

در یمن نیز همین مشکل وجود دارد. وجود نزاع های قومی و قبیله ای به خصوص در جنوب این کشور باعث سو استفاده دولت حاکم در این کشور در سرکوب مردم به دلایلی مانند ایجاد امنیت شده است.

فقدان دیدگاه ملی

برای کسب موفقیت انقلاب ها همواره وجود نوعی تعهد و دیدگاه ملی میان رهبران امری ضروری به شمار می رود که این امر در برخی کشورهای منطقه وجود ندارد.

در واقع در کشورهای منطقه به جای شکل گیری دیدگاه های ملی هر یک از رهبران به دنبال تشکیل گروه ها و اهداف گروهی، حزبی و یا قومی برای خود بوده اند. برای مثال می توان این امر را در میان گروه های مصری مشاهده نمود که هر یک از گروه ها تنها به اهداف و شعارهای خود توجه دارند. یا می توان به اداعاهای گروه های لیبرال در تونس اشاره نمود که بی توجه به خواسته های مردمی در حال سوق دادن روند سیاسی کشور به سمت علایق و سلایق سیاسی گروهی خود هستند.

در پایان باید توجه داشت که با توجه به تحولات، ویژگی ها و شرایط منطقه در دوران کنونی توقف نسبی انقلاب های منطقه  را می توان با در نظر داشتن سه عامل فوق تحلیل نمود و تاکید بر هر یک از این دلایل به تنهایی پاسخگوی چرایی توقف در انقلاب های منطقه نخواهد بود. 
 
پربازدیدترین آخرین اخبار