کد خبر:۱۹۴۸۸۴
18 تیر 78؛ محصول نگاه ابزاری اصلاحطلبان به دانشجویان
18 تیرماه 78 محصول نگاه ابزاری اصلاحطلبان به دانشجویان بود؛ اما همه این تجربیات و درسهایی که جنبش دانشجویی از این حادثه گرفت باعث شد نسبت به اقدامات و حوادث مشابه واکسینه شود و اشتباهات گذشته را تکرار نکند.
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»، عبدالله سیوانیزاد؛ بدون شک تاریخ هر کشوری شاهد حوادث و رویداد های مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی می باشد که بنا به دلایل مختلفی منجر به بروز نوعی آنارشیزم در جامعه شده است.
فارغ ازهرگونه بحث و بررسی پیرامون این دلایل باید گفت كه ایجاد التهابات سیاسی و بی نظمی های اجتماعی و متعاقبا آشوب های خیابانی در سطح هر جامعه ای می تواند تولیدکننده فضای ناامنی و هرج و مرج شود.
تورق تاریخ انقلاب اسلامی ایران نیز ما را با رویدادهای تلخ و شیرین زیادی مواجه می کند که فصل مشترک همه این تحولات میدان داری جوانان بویژه دانشجویان بوده است؛ تسخیر لانه جاسوسی و مدیریت جنگ تحمیلی از نمونه های بارزی می باشند که جوانان و دانشجویان در محوریت آن قرار داشته اند.
حادثه کوی دانشگاه تهران یکی از اتفاقات نادر و در عین حال تلخ بعد از انقلاب می باشد؛ رویدادی که انتظار می رود ابعاد و زوایای مختلف آن با گذشت بیش از یک دهه از وقوع این حادثه، هر چه بیشتر و دقیق تر مورد بررسی و نقد قرار گرفته است و نتایج آن به اطلاع مردم و بویژه دانشجویان نسل جدید برسد.
حادثه کوی دانشگاه تهران از یک زاویه دارای دو بعد مهم و قابل بررسی است؛ بعد خارجی و داخلی.
غائله 18 تیرماه از همان آغاز درگیری ها کاملا مشخص بود كه دارای روح خارجی است و توسط سرویس های جاسوسی سران استکبار و کشورهای بیگانه هدایت و برنامه ریزی می شود؛ رئیس سازمان جاسوسی آمریکا مدت ها قبل از بروز غائله 18 تیرماه، به مسئولان کشورش اطلاع داده بود که به زودی حوادثی در ایران اتفاق خواهد افتاد که در طول تاریخ 20 ساله انقلاب اسلامی بی سابقه است (روزنامه جمهوری اسلامی 19/04/80).
کاملا مبرهن است که دشمنان خارجی نظام جمهوری اسلامی در طی این سال ها از هیچ فرصتی برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی غفلت نکرده اند (که انتظاری غیر از این هم نمی رود) و همواره تلاش و توان مادی و معنوی خود را به کار بسته اند تا مانع از پیشرفت ملت انقلابی ایران بشوند؛ لذا نگارنده بیش از این به بعد خارجی اين حادثه نمی پردازد و ادامه این مقال را به بررسی ابعاد و زوایای داخلی این حادثه معطوف می دارد.
در جریان کوی دانشگاه عده ای بر آن شدند تا با (سوء) استفاده از شرایط و موقعیت به دست آمده اهداف سیاسی خویش را دنبال کنند و بهترین ابزار برای پیشبرد این اهداف استفاده از دانشجویان و فضای دانشگاه بود؛ حال سوال اساسی این است كه چرا اصلاحات جهت نیل به مطامع رادیکال خود سراغ جنبش دانشجویی رفت؟
پاسخ به این سوال را باید با بررسی شرایط پیش از دوم خردادماه 76 آغاز نمود كه جنبش دانشجویی در طی دوران سازندگی روزهای سختی را می گذراند؛ روزگاری که محافظه کاری به اوج خود رسیده بود و دولت مردان هاشمی حتی کوچک ترین نقدهای دانشجویی را نیز بر نمی تافته و به سرعت در صدد مقابله با آن بودند.
جنبش دانشجویی در چنین محاقی به سر می برد که خردادماه 76 فرا رسید و محمد خاتمی صحبت از آزادی های مدنی و نقدهای اجتماعی و حقوق شهروندی و توسعه سیاسی به میان آورد.
شعار هایی که به سرعت مورد استقبال اغلب فعالان جنبش دانشجویی قرار گرفت و اولین برداشت اشتباه تیم همراه محمد خاتمی این بود که چنین استقبال و فرهمندی گسترده را نه به دلیل محرومیت های قبلی که متوجه شخص وی و جریان اصلاحات دانستند؛ در حالی که هر کسی به غیر از خاتمی نيز در آن شرایط چنین شعارهایی را فریاد می زد قطعا مورد توجه مردم بویژه دانشجویان قرار می گرفت.
بدین ترتیب بود که امر بر سران اصلاحات مشتبه گشته و دانشگاه را برای همیشه حیات خلوتی به منظور پیش برد اهداف خود تصور کردند.
علاوه بر این، از سال ها قبل اصلاح طلبان با رخنه در دانشگاه های کشور به خوبی با ظرفیت های این نهاد الهام بخش آشنا و بدان امیدوار شده بودند؛ توانایی ایجاد همگرایی اجتماعی و سیالی فضا یا حساسی و هیجانی بودن آن از دیگر ویژگی های فضای دانشجویی بود که سخت آنها را به طمع انداخت.
در روزهای شکل گیری این حادثه تلخ که قلب مقام معظم رهبری را (به فرموده خود ایشان) جریحه دار کرد، برخی از عناصر داخلی خودفروخته با سازماندهی بسیار قوی و از قبل برنامه ریزی شده سعی کردند با استفاده از احساسات پاک دانشجویی و پنهان شدن پشت حرکت های دانشجویی، ضمن استفاده ابزاری از دانشجویان به اهداف پلید خود دست یابند.
شالوده کاری جریان اصلاحات در حوادث کوی دانشگاه تیرماه 78 را باید نظریه «فشار از پایین چانه زنی از بالا» سعید حجاریان (تئورسین اصلی آن روزهای جریان اصلاحات) دانست؛ آن روزها استراتژی اصلی متفکران اصلاح طلب این بود که در اثر برخورد نظام با دانشجویان، آنها را مقابل رهبری قرار دهند تا بدین ترتیب بتوانند زمینه های لازم جهت حضور نیروهای اجتماعی غیر دانشجو را در صحنه فراهم نمایند و سپس با همگانی کردن دامنه اعتراضات، امتیازات مدنظر را از حکومت و نظام اخذ کنن! امری که با مدیریت عالی مقام معظم رهبری و حضور گسترده مردم میسر نشد.
آنچه در حادثه 18 تیرماه مورد توجه قرار گرفت، نوع مواجهه روزنامه های اصلاح طلب با این حادثه بود؛ روزنامه های زنجیره ای در حادثه 18 تیرماه به عنوان پایگاه های استراتژیک دشمن نقش اساسی در جهت تحقق اهداف شوم این توطئه ایفا كردند؛ شعارهای ضد انقلابی و استکبار پسند آشوبگران که با هدف تضعیف پایه های نظام و خالی کردن عقده های درونی آنها داده می شد، با آب و تاب فراوان در گزارشات این روزنامه ها منعکس می گردید.
از همه جالب تر، نوع واکنش دولت حاکم در مورد حوادث تیرماه 78 بود؛ به هر روی حرکت های مخالفت آمیز در هر نظام و حکومتی قابل پیش بینی و مورد انتظار است اما آنچه که حادثه کوی دانشگاه تهران را با سایر این حرکت ها متفاوت ساخت، نوع مواجهه مسئولان دولتی با این قضیه بود.
آنها نه تنها تلاشی برای کنترل شرایط و بازگشت ثبات و آرامش انجام ندادند که گاها خود عجولانه به تئوری پردازان و آتش افروزان این حادثه تبدیل شده بودند.
به همین میزان که استعفای نمایشی دکتر معین، وزیر وقت علوم (که مسئول اصلی حادثه کوی دانشگاه بود) آزاردهنده بود، سکوت مرگبار خاتمی نیز ناامیدکننده می نمود و عمق این فاجعه را باید در پیوستن وزرای علوم، بهداشت، اعضای شورای شهر و وزارت کشور به جمع معترضین دانست. جایی که آنها به منظور دامن زدن به التهاب در جامعه و زیرسوال بردن نهادها و نیروهایی که دلسوزانه برای مهار فتنه تلاش می کردند، موضع گرفتند.
چنین برخوردهایی از سوی حاکمان دولت کوچکترین جای شکی را برای افکار عمومی باقی نمی گذاشت که این حادثه در واقع توطئهای است درون دولتی با پوششی دانشجویی که با حمایت رسانه ها و کشورهای بیگانه درصدد دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده می باشد.
حادثه کوی دانشگاه هرچند آسیب های جدی از جمله تغییر نوع نگاه مردم نسبت به دانشجویان و مخدوش شدن چهره نیروهای خدوم انتظامی را به همراه داشت، لکن درس های زیادی را نیز ياد داد.
در این حادثه، برخورد حزبی و ابزاری با دانشجویان تجربه شد و دانشجویان تجربه کردند كه اگر شانیت دانشجویی آنها حفظ نشود، تبدیل به سیاهی لشکر و پیاده نظام احزاب سیاسی برای پیشبرد اهداف منفعت طلبانه آنها خواهند شد.
همه این تجربیات و درس هایی که جنبش دانشجویی از حادثه 18 تیرماه گرفت باعث شد نسبت به اقدامات و حوادث مشابه واکسینه شود و اشتباهات گذشته را تکرار نکند.
به طور مثال، در فتننه 88 که از لحاظ فضای احساسی و هیجانی و حجم تبلیغات دروغین دشمنان بسیار گسترده تر از فتنه 78 بود، دانشگاه و دانشجویان باوجود تصورات اتاق های فکر لندننشین، هوشیاری خود را حفظ کرده و تبدیل به ابزار دست فتنه گران نشدند.
در سال 88 سران فتنه نتوانستند اقدامات مخرب و توطئه گرانه خود را همچون 10 سال پیش بر محور دانشجویان و دانشگاهیان سازماندهی کنند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
ارسال نظر
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
نظرات بینندگان
واقعا مطالب عالي وخوبي داريد
پاسخ