رقابت عربستان سعودي و ايران بر سر مصر
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۹۶۶۷۹
تحلیل النهار از مسیر جدید روابط تهران - ریاض؛

رقابت عربستان سعودي و ايران بر سر مصر

سرکیس نعوم نویسنده مشهور عرب در آخرین ارزیابی خویش از وضعیت خاورمیانه به بررسی مسیر جدید روابط تهران – ریاض پرداخته است.
به گزارش خبرنگار حوزه بین الملل «خبرگزاری دانشجو» سرکیس نعوم نویسنده و تحلیل گر مشهور عرب در آخرین یاداشت خود در نشریه النهار به بررسی روابط ایران و عربستان در پرتو تحولات مصر پرداخته است. متن ذیل حاوی تحلیل نعوم از روابط ریاض و تهران برای رقابت جهت نفوذ در مصر است.
 
«روابط پادشاهی عربستان سعودی و جمهوری اسلامی ایران هیچگاه به گفته معروف چرب و شیرین نبود؛ زیرا بنیادگذاری جمهوری اسلامی ایران پس از سرنگون کردن نظام شاهنشاهی در سال 1979 میلادی باعث نگرانی عربستان سعودی شد.
 
علت این نگرانی دو مسأله مهم بود: نخست: ایران بر اصل صدور انقلاب اسلامی به کشورهای جهان عرب و اسلامی بنیاد نهاد. موفقیت ایران در اجرای این اصل به معنی پایان کار نظام عربستان سعودی، با همه «اسلامی بودن»ش، و برپایی نظامی باز اسلامی بود، که این بار بر ملت متکی بود و نه بر خانواده‌ای که اراده عربستانیان را «مصادره» کرده بود.
 
علت دوم هویت شیعی اکثریت ملت ایران، و در عین حال خود انقلاب اسلامی ایران بود، اگر چه برانگیزانند‌گان و رهبران این انقلاب تلاش می‌کردند که تنها از «اسلامی بودن» انقلاب سخن به میان آورند و از اشاره به هر چیزی که از سرشت مذهبی [این انقلاب] نشان داشت، پرهیز کنند. این هویت نیز به سبب حساسیت‌ها و مشکلاتی که صدها سال میان اهل تسنن و تشیع رواست، و همچنین به دلیل ناسالم بودن رابطه میان شیعیان عربستان سعودی و اکثریت سنی «حاکم» آن، نگران کننده بود.
 
عربستان سعودی چون همه کشورهای عرب [کرانه] خلیج فارس از راه کمک‌های بزرگی که به رئیس جمهور وقت عراق، صدام حسین، هنگام جنگ با ایران، در فاصله سالهای 1980 تا 1988، کردند، موضع منفی و آکنده از نگرانی خود از ایران را آشکار کردند. اگر چه، باید افزود، که همه این کشورها از این کار خود پشیمان شدند. البته علت پشیمانی آنها این نبود که بدین نتیجه رسیدند که با پیشداوری در زمینه منویات ایران، بدان ستم روا داشته‌اند، که این بود که مطمئن شدند که با همه ثروت بزرگی که در این راه هزینه کردند، نتوانستند انقلاب ایران را به واسطه صدام حسین با شکست روبرو کنند، و مانع از صدور آن شوند، و افزون بر این مطمئن شدند که ایران شب را به سیه روزی به روز نخواهد رساند، که نیروی خود را باز خواهد یافت.
 
البته کشور پادشاهی عربستان سعودی و جمهوری اسلامی ایران در روزگار ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی در ایران تلاش کردند روابط خود را به عنوان مقدمه‌ای برای بهبود آن، عادی کنند. ولی تضاد ریشه‌ای میان برنامه‌های دو کشور، یا، درست تر، میان برنامه تهاجمی ایران و تصمیم عربستان به گرفتن موضعی دفاعی، به شتاب تعارفات میان رئیس جمهور ایران و ولی عهد عربسان (شاه کنونی آن)، عبد الله بن عبد العزیز را بی اثر کرد.
 
اما چرا این موضوع را در این هنگام باز مطرح می‌کنیم؟
 
از آن روی که منطقه عربی، و با آن، شاید، همه جهان اسلامی، اکنون کشاکشی میان دو برنامه سیاسی و دینی (اسلامی) و منافع متضاد و متخالف را از سر می‌گذراند. رهبری دو طرف این کشاکش را از یک سو عربستان سعودی، و از سوی دیگر، ایران به دست دارند. در روند این کشاکش هر کدام از دو طرف آن، عربستان سعودی و ایران، تلاش می‌کنند موقعیت خود را در جهان عرب، از راه جذب مصر، بزرگترین کشور عرب، استوار کنند؛ مصری که اگر از جهان عرب «غیبت» نداشت، شاید عربستان نمی‌توانست رهبری عربها را به دست گیرد.
 
پیگیران امور ایران تأیید نامزد اخوان المسلمین برای ریاست جمهوری مصر، محمد مرسی، و حتی تأیید تسلط اخوان بر همه گرانیگاه‌های حکومت در مصر توسط نظام در تهران را در همین چارچوب تفسیر می‌کنند؛ زیرا با همکاری با مصر در شرایط حکومت اخوان بر آن، حالت بسیج مذهبی (از دیدگاه دینی) و عربی، کاهش می‌یابد، و رهبری [عربها] باز به مصر باز می‌گردد، و ایرانیان با همکاری با مصر می‌توانند عربستان را منزوی کنند یا دست کم نقش آن را محدود کنند. «ازهر شریف» نیز در این روند می‌تواند نقش مهمی بازی کند.
 
پیگیران امور عربستان سعودی نیز دعوت بی درنگ کشور پادشاهی از رئیس جمهور مرسی برای دیدار از پادشاه، و اقدام آن به کمک میلیاردی به مصر برای رویارویی با دشواری‌های اقتصادی‌اش، و چشم پوشی عربستان بر تلخی سرنگون شدن نخستین هم‌پیمان عرب خود، حسنی مبارک، توسط انقلابیون و از آن میان خود اخوان، و همچنین چشم فروبستن عربستان بر اختلافات دیرپای میان اخوان و وهابیان، که سخن از آن فراوان در میان است را باز در همین چارچوب تفسیر می‌کنند.
 
در این کشاکش برای جذب مصر کدام طرف پیروز خواهد شد؟
 
به دلایل قومی و مذهبی و شاید مادی پیگیران نگرانی مصریان و «نهادهای مصری»، یا اقدام به نگران کردن آنها از تشیع را در این چارچوب می‌گذارند. ولی آن چه که پیگیران در این زمینه برجسته می‌کنند، این است که اگر مصر به سبب برتری یافتن منافع حزبی و ویژه بر منافع میهن و کشور دچار آشوب شود، جذب مصر [برای هیچ‌کدام از دو طرف یادشده] دیگر ارزش و اهمیتی نخواهد داشت.
پربازدیدترین آخرین اخبار