تجزيه سوريه همچنان يك توهم است
آخرین اخبار:
کد خبر:۲۰۱۹۵۳

تجزيه سوريه همچنان يك توهم است

در حالي كه برخي محافل منطقه اي از تجزيه سوريه در نتيجه جنگ داخلي مي گويند، دلايلي وجود دارد كه حاكي از توهمي بودن اين موضع است.
به گزارش خبرنگار حوزه بين الملل «خبرگزاري دانشجو» به نقل از السفير، در شرايط كنوني برخي محافل سياسي منطقه اي و بين المللي گمانه زني ها در مورد تجزيه سوريه در نتيجه جنگ داخلي را افزايش داده اند.

برخي گروه ها تجزيه و انفصال مناطق مختلف از دولت مركزي به عنوان تنها پيامد جنگ داخلي را بسيار محتمل مي دانند اما عده اي نيز تجزيه سوريه را با توجه به شرايط داخلي اين كشور و همچنين معادلات منطقه اي ناممكن مي دانند.

واقعيت آن است كه در حال تراكم گروه هاي قومي و فرقه اي در سوريه به گونه اي است كه اين كشور داراي منطقه اي با اكثريت قومي كرد نشين است كه بعد از درگيري هاي شديد در حلب در يك ماه اخير تا اندازه اي به كنترل كردهاي اين كشور درآمده است.

بخشي از مناطق شمالي سوريه داراي اكثريت سني نشين است كه با توجه به دسترسي تروريست ها به مناطق امن و سلاح در اين مناطق،‌ درگيري هاي داخلي بيشتر در استان هاي سني نشين صورت مي گيرد.

بخش مهم ديگر در اين كشور به لحاظ تقسيم بندي هاي فرقه اي مناطق ساحلي در غرب اين كشور است كه داراي اكثريت شيعه نشين مي باشد و اين در حالي است كه دروزيان كه فرقه اي نزديك به شيعيان هستند، غالبا در بخش هاي جنوبي اين كشور ساكن اند و مسيحيان نيز كه يكي از چندين فرقه اصلي مردم سوريه را تشكيل مي دهند، در مناطق مختلف اين كشور پراكنده اند كه تاكنون تاثيرگذاري با اهميتي در روند تحولات اين كشور نداشته اند.

با اين وجود و عليرغم تلاش برخي گروه ها به ويژه فرقه هاي سني كه از خارج از سوريه حمايت مي شوند، اين كشورهنوز براساس تمايزات قومي و فرقه اي تقسيم بندي نشده است.

به نظر مي رسد روند بحران در سوريه به گونه اي نيست كه در آينده نيز احتمال افزايش اين تقسيم بندي در جهت تجزيه اين كشور و تشكيل دولت هاي محلي و فرقه اي در مناطق اين كشور قابل تحقق باشد.
 
تجربه هاي منطقه اي از جمله تجربه لبنان و عراق نيز امكان ناپذيري اين سناريو را تاييد مي كند، چنانكه درگيري ها و تنش هاي قومي در اين دو كشور نيز تاكنون نشان داده است كه اين تنش ها اگرچه به تمايزات بخش هاي مختلف كشور به لحاظ قومي دامن مي زنند، اما هرگز نمي توانند منجر به وضعيتي شوند كه باعث تجزيه و از ميان رفتن يكپارچگي كشور شود.

از طرف ديگر در بروز تنش هاي قومي و جنگ داخلي در كشورهاي لبنان و عراق و اكنون نيز در سوريه مهم ترين عامل تاثير گذار قدرت هاي خارجي و منطقه اي بوده اند و آن چيزي كه اكنون در مورد تحولات سوريه قابل توجه است، اين است كه تجزيه اين كشور علاوه بر گروه هاي داخلي درگير، حتي تامين كننده خواسته اين قدرت ها هم نيست.

قدرت هاي خارجي كه به دنبال منافع منطقه اي خود در سوريه هستند، هرگز نخواهند توانست از طريق تجزيه سوريه به منافع منطقه اي خود برسند،‌اما در اين ميان حمايت قدرت هاي عرب منطقه از افراد مسلح منجر به ايجاد گروه هاي شبه نظامي متشكل از نيروهاي وابسته به القاعده در اين كشور شده است كه نگراني از حضور و گسترش آنان مسئله اي قابل توجه است.

آنچه مسلم است اين است كه فكر كردن در مورد تجزيه سوريه در شرايط كنوني جز يك انتحار سياسي چيز ديگري نيست كه همه قوميت ها و فرقه هاي سوري را قرباني جنگ قدرت منطقه اي مي كند به ويژه آنكه غربي ها از ايجاد چنين بحران هايي به اهداف بسيار بزرگ تر مي انديشند.

در نهايت با توجه به اين نكات به روشني مي توان گفت كه توازن قدرت در منطقه و شرايط داخلي سوريه اجازه تشكيل دولت هاي مستقل فرقه اي در اين كشور را نمي دهند و كساني كه سخن ازتجزيه اين كشور مي زنند از توهمي بيش سخن نمي گويند.
پربازدیدترین آخرین اخبار