راز هم صحبتي آمريکا با طالبان
گروه بين الملل - شكست سياست هاي جنگي آمريكا در منطقه از زماني شروع شد كه جورج بوش به عنوان رئيس جمهور آمريكا اولين دستور حمله را به منطقه خاورميانه صادر كرد، به عبارتي ديگر جنگ هاي آمريكا در منطقه همزاد شكست بود و اين نتيجه را از ابتدا در دل خود داشت.
با اين اوصاف بسياري از سياست مداران آمريكايي و اروپايي و ديگر متحدان آنها در ديگر كشورها به دليل خوش خدمتي به ارباب خود نخواستند و يا به دلايل محافظه كارانه نتوانستند به اين مسئله اقرار كنند.
بنابراين رويكرد تغيير كه در دوره اخير باب زبان سياسيون آمريكا شده است اين انديشه را از فرداي خطاهاي انجام شده از سوي جورج بوش برنامه ريزي كرد، اما در آن روزها به دلايل سياسي و منافع خودخواهانه نخواستند اقرار كنند، تا اينكه ديروز (يكشنبه) باراك اوباما، به عنوان جانشين بوش علنا آن را اعلام كرد و گفت: ما در جنگ افغانستان شكست خورده ايم.
البته اين مسئله كاملا مشخص بود و به قولي «اظهر من الشمس»، ولي از آنجا كه آمريكا در بالاترين مقام اجرايي خود به چنين موضوعي اقرار مي كند مي توان پي برد كه آنها خواهان اقرار اين حرف از سوي ديگر متحدان خود نيز هستند، به اين معنا كه اروپايي ها و ديگر متحدان نيز بي خود به طبل استراتژي پيشين نكوبند و قبول كنند كه آمريكا شكست خورده است.
البته اين شكست تنها در افغانستان نبود بلكه در عراق نيز شكست آنها مشهود است، نوع برخورد اوباما درباره عراق نيز گوياي همين مسئله است.
جداي از اين مسئله تاكيد و خواهش آمريكا براي مذاكره با طالبان نشان مي دهد كه جنگ هيچ نتيجه اي براي آمريكا در اين منطقه ندارد، زيرا طالبان داراي هر انديشه اي كه باشند ايدئولوژي محكمي را براي خود دست و پا كرده اند، بنابراين جنگ در اين منطقه رويارويي سلاح و انسان نيست بلكه جنگ عقيده و انديشه است.
چرخش هاي فكري و رويكردي اوباما درخصوص اعزام نيرو به افغانستان و عين حال خواهش كردن از طالبان براي مذاكره، اگر چه نشان دهنده جواني و خامي اين رئيس جمهور است كه پيشتر هيلاري كلينتون، وزير خارجه آمريكا به وي گفته بود، اما از سويي ديگر به نظر مي آيد وي فهميده است كه در برابر ايدئولوژي طالبان، وراي منحرف بودن يا نبودن آن، نمي توان از سلاح استفاده كرد بلكه منطق سخن بيش از همه كاربرد دارد.
از اين رو آمريكا به رهبري اوباما خواهان هم صحبتي با طالبان شده است تا در پناه ابزاري به نام ديپلماسي آمريكا را از اين گرداب نجات داده و حيثيت سياسي و جايگاه هژمونيك آن را بازگرداند.
اما هنوز يك مسئله حل نشده در اين جا باقي است كه كار تيم اوباما را سخت خواهد كرد و آن اينكه ايدئولوژي را تنها زماني مي توان با منطق گفت و گو روبرو كرد كه با زبان همان ايدئولوژي صحبت كرد، اين در حالي است كه ساختار فكري و ايدئولوژيك نهفته در سياست آمريكا روياروي ايدئولوژي هاي حاضر در منطقه قرار دارد كه به اوباما اجازه نمي دهد از پناهگاه ديپلماسي براي نجات كشورش استفاده كند.
بنابراين در ماه ها و شايد سال هاي آتي بايد شاهد اين باشيم كه اوباما در اقراري ديگر اعلام كند سياست هاي آمريكا در قبال كشورهاي منطقه خاورميانه، جهان اسلام و در سراسر عرصه بين الملل با شكست مواجه شده است و ديگر پلي مطمئن براي بازگشت وجود ندارد.
رضا حجت شمامی
/انتهاي پيام/