در ساحت دل آگاهان بسيجي
محمد رضامحقق:
در اينكه لحن كلام سيد شهيد ما دل آگاهانه است شكي نيست، اما من بر آنم كه آن بزرگوار علي رغم تعلق خاطر شديد خود به دل آگاهان اين سرزمين و نسبتي كه با دل آگاهان داشت، از منظر دل آگاهي سخن نمي گفت، به عبارت ديگر سخن وي صورتي دل آگاهانه دارد و معنايي كه دل آگاه را به كنه آن راه نيست. اگر آن بزرگوار تنها در ساحت دل آگاهي به سر مي برد، هرگز توقع نداشت كه لااقل بعضي از ما، سخنان وي را حمل بر جنون نكنيم.
دل آگاهي ساحت درنگ و تامل نيست و غالباً به دشواري با تفكر خودآگاهانه و تاريخي نسبت پيدا مي كند و همين نكته كه شهيد عزيز ما در اوج سخنان دل آگاهانه گفتن تامل مي كند، و اميد مي برد كه سخن او تحويل به جنون نشود، نشان مي دهد كه خودآگاهانه تفكر مي كند و دل آگاهانه مي نويسد.
شهيد آويني واقف بود كه دل آگاهانه سخن گفتن راه رفتن بر لبه تيغ است، اما راهي جز اين در پيش نمي گرفت. مي توانست به زباني ديگر مثلاً به زبان نقد و نظر بنويسد، كه نوشته است اما مي دانست كه تنها راه برانگيختن دل آگاهان به زباني است كه تاويل پذير باشد و به همين دليل صورت غالب آثار وي به همين زبان نوشته شده اند، زباني كه لحن دل آگاهانه دارد و باطن خودآگاهانه و تاريخي، و گرنه چه معنا دارد كه در آغاز مقاله اي ادعا كند كه يك شبانه روز هزار و چهار صد سال طول مي كشد و سپس به شيوه اي كه كم و بيش نزديك به شيوه اهل پژوهش است، به تاويل توسعه صنعتي و اقتصادي در ژاپن بپردازد.
نكته اي كه در اين بحث مورد توجه نگارنده - يوسفعلي ميرشکاک- است به نوعي مي تواند تذكاري باشد براي سيره و رويكرد شهيد آويني در عرصه سينما. همين سئوال را در وجهي كاربردي و عملياتي تر هم مي توان درباره شهيد آويني در ساحتي ديگر از زندگيش پرسيد.
آنچنان كه خود آويني از آن به «عبور از حجاب تكنيك»، ياد مي كند اين عبور از حجاب تكنيك، دقيقاً وجهي از مقارنت و مقاربت با دل آگاهي و خوداگاهي است عبور مربوط به وجه دل آگاهي و حجاب تكنيك برگرفته از ساحت خودآگاهانه اوست و اين هر دو البته بازگشت و شناخت او از توسعه و مباني تمدن غرب و وجه بارز و معاصر و مدرن تر آن يعني هنر هفتم دارد.
بر آنم كه مرتضي آويني، همين تحويل و تاويل هاي دل آگاهانه و خودآگاهانه را در رويكرد خود به عرصه سينما هم به دنبال دارد.
شناخت و معرفتي ماهوي او از سينما، درك شهودي او از اين هنر و در عبارت ديگر بخشايش او به اين عرصه تحت تعبير سينماي اشراقي تعبيري كه بر ساخته مرحوم محمد مددپور بود و از همين منظر به واكاوي آرا و انديشه ها و اساساً مواجهه مرتضي آويني با اين هنر مي پرداخت.
شهيد آويني غالباً جز دل آگاهان، مخاطبي در نظر نمي گرفت و با اينكه مي دانست دل آگاهي عرصه اي نيست كه بتوان در آن مسائل جدي و مهم را مطرح كرد، اما با سماجت تمام سعي مي كرد حكمت معنوي را به دل آگاهان تفهيم كند در اينكه حتي يك نفر با سخنان شهيد عزيز ما از ساحت دل آگاهي به ساحت خود آگاهي تاريخي منتقل شده باشد، من شك دارم، آن بزرگوار نيز به اين معنا وقوف تمام داشت كه كمر به كاري در حد محال بسته است با اين همه نه نااميد مي شد و نه متوقع بود كه از ميان خيل انبوه و دل آگاهان، كمي با خواندن مقالات و سرمقالات وي، بلافاصله از ساحت اول به ساحت دوم وارد شود.
اما با درك كنه و باطني اين سخن سيدنا الاستاد دكتر احمد فرويد كه مي گفت: «بسيجيان از ساحت اول به ساحت سوم پريده اند» دريافته بود كه جز دل آگاهان بسيجي نبايد مخاطبي انتخاب كنند.
ادامه دارد ...
/انتهاي پيام/