به گزارش خبرنگار فرهنگی «خبرگزاری دانشجو» فیلم رستاخیز به کارگردانی احمدرضا درویش اولین فیلمی بود که در پنجمین روز از جشنواره سیودوم به نمایش درآمد رستاخیز به روایت واقعه عاشورا و اتفاقاتی که منجر به آن شد از زاویه دید بکیر پسر حربنیزد ریاحی میپردازد داستان رستاخیز از مرگ معاویه آغاز وتا روز عاشورا و شهادت بکیر ادامه داد.
قبل از نمایش رستاخیز انتظار میرفت این فیلم که توسط یک کارگردان خوب ساخته شده و ساخت آن به مدت ده سال طول کشید فیلم خوبی باشدو مخاطب با رضایت از سالن بیرون بیاید اما این اتفاق نیفتاد.
بزرگترین مشکل رستاخیز این است که از فیلمنامهای گسسته رنج میبرد محور فیلم بکیر است و بقایع از زاویه دید او روایت میشود اما این روایت بسیار گسسته است و در سکانسهای بسیاری بکیر از محوریت داستان خارج میشود و همچنین در برخی سکانسها داستان از زوایای دیگری روایت میشود که زاویه دید بکیر نیست از سوی دیگر انتخاب کاراکتر برای محور قرار گرفتن در چنین فیلم عظیمی جای سوال دارد و بهتر بود به جای بکیر شخصیت دیگری انتخاب میشد تا داستان آن جای کار بیشتری داشته باشد.
درویش در فیلم دو ساعت و نیمه خود به تمام وقایع مربوط به عاشورا ناخنکی زده و از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را در فیلم آورده است!مرگ معاویه، به خلافت رسیدن یزید، توطئه یزید برای قتل امام حسین ع در خانه خدا، نامه کوفیان به امام، حکمرانی عبیداللهابن زیاد در بصره ومنصوب شدن به سمت حکمرانی کوفه، ماجرای عمرابنسعد و پسر او، ماجرای حربن یزد ریاحی، شب عاشورا، اماننامه شمر برای حضرت عباس ع و برادرانش، امام حجت امام در شب عاشورا، ماجرای عاشقانه بکیر، رفتن حضرت عباس به فرات وشهادت ایشان، شهادت حضرت علی اصغر و ... سوژههای هستند که همگی در این فیلم نزدیک به سه ساعته کار شدهاند در حالی که هر یک از آنها قابلیت ساخت یک اثر مستقل سینمایی را دارند اما فیلمساز با چینش کلاژگونه این وقایع در کنار هم نه تنها نتوانسته به خوبی به اصلا مطلب بپردازد بلکه سبب تشتت فیلمنامه آن نیز شده است.
ایراد دیگر رستاخیز به دوبله آن برمیگردد که این دوبلهها باعث تصنعی شدن اثر شده است به خصوص دوبله صدای کاراکتر حضرت عباس ع با صدای بم و خشن اصلا به روی چهره بازیگر آن ننشته و تصویر سخت و خشنی از این کاراکتر به ذهن متبادر میکند برخی از وقایع تاریخی این فیلم نیز جای شبه دارند که باید مورخان و تاریخدانان در باره آنها اظهار نظر قطعی کنند مثلا در رستاخیر بکیر آخرین نفر از سپاه امام حسین (ع) است که به شهادت میرسد و قبل از او حضرت عباس (ع) شهید شده است اما تا جایی که نگارنده در یاد دارد حضرت عباس (ع) آخرین نفر از سپاه امام بود که به شهادت رسید و اساسا تمام افراد امام حسین (ع) قبل از اعضای خانواده ایشان به میدان رفتند و شهید شدند.
درنمونهای دیگر چنانچه در سریال مختارنامه دیدید هبس پسر عمرابن سعد توسط مادرش کشته شد و در یکی از روایتهای دیگر موجود در تاریخ مختار او را کشته است اما در این فیلم او در روز عاشورا توسط بکیر کشته شد البته نمونهای دیگری از این دست در فیلم وجود دارد که در اینجا به این دو مورد اکتفا میشود.
در مورد بازیهای فیلم نیز می توان گفت: غالب بازیها آن در حد انتظار نیستند بهخصوص بازی پوریا پورسرخ که با آن صدای بم ساختگی، تصنعی از آب درآمده است البته در این میان بازی بابک حمیدیان در نقش ابنزیاد از سایر بازیها قویتر است اما اگر در مقام مقایسه با بازی فرهاد اصلانی در همین نقش در سریال مختار نامه قرار گیرد قطعا بر این مقایسه کم میآورد و بازی اصلانی بیشتر در اذهان ماندگار خواهد شد.
بازی حسن پورشیرازی در نقش عمرابنسعد نیز اگرچه از بازیهای خوب این فیلم است اما بازی او تحتالشعاع بازی فخیمزاده در همین نقش در مختارنامه قرار میگیرد البته اصولا به نظر میرسد به دلیل شباهت محتوایی رستاخیز با مختارنامه و حتی تشابه محتوایی برخی از سکانسهای آنها این دو بسیار با هم مورد مقایسه قرار خواهند گرفت که البته در این مقایسه برگ برنده با میرباقری خواهد بود زیرا سریال او از نظر کیفیت و پرداخت از امتیازات بیشتری نسبت به رستاخیز برخوردار است.
مدت زمان فیلم رستاخیز نیز دو ساعت و نیم است که بسیار مخاطب را خسته میکند و برخی پلانها و سکانهای ان به خصوص در یک ساعت ابتدای فیلم طولانی و حتی اضافه به نظر می رسند و کارگردان میتوانست به حذف آنها هم یک دستی بیشتری به خود دهد اما از ملالآور بودن وخستگی مخاطب جلوگیری کند.