بازخواني حماسه سخنراني رئيس جمهور در دانشگاه کلمبيا
به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو»، در حالي که در روزهاي آتي شاهد پنجمين حضور دکتر احمدي نژاد به عنوان نماينده جمهوري اسلامي ايران در مجمع عمومی سازمان ملل خواهيم بود، لابي هاي صهيونيستي با فشار به رسانه ها و ديگر ارگان هاي پذيرش کننده هيئت ايراني، قصد اعمال فشار گسترده رسانه اي به ايران را دارند.
اين در حالي است که در سفر دو سال پيش رئيس جمهور به نيويورک نيز چنين اقداماتي صورت گرفته بود و در اوج آن، در هنگام سخنراني دکتر احمدي نژاد در دانشگاه کلمبيا که با استقبال گسترده دانشگاهيان مواجه شده بود، گروه هاي ضد انقلاب، از منافقين تا اپوزيسيون هاي خارج نشين، همگي تجمعاتي در اعتراض به حضور رئيس جمهور ايران در دانشگاه کلمبيا را برگزار کردند و آشکارا بي نتيجه بودن تلاش هايشان را مشاهده کردند.
تلاشهايي که امسال هم رسانه اي آمريکايي بر گسترده بودن آنها تاکيد فراواني کرده اند.
متن کامل سخنراني دکتر احمدي نژاد که در تاريخ 3 مهر 1386 در دانشگاه کلمبيا ايراد شد و نقشه هاي بدخواهان ايران اسلامي را بر باد داد، به شرح زير است:
بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلنا من خيرانصاره
و اعوانه والمستشهدين بين يديه
رئيس محترم و دانشگاهيان عزيز، اساتيد و دانشجويان!
ابتدا سلام عرض ميكنم و خداوند عزيز حكيم را شاكرم كه توفيق حضور در يك محيط علمي و در جمع جويندگان حقيقت و پژوهشگران عرصة علم و معرفت را عنايت فرمود.
ميخواهم در اين جلسه ارزشمند درباره ارزش علم و عالم با شما سخن بگويم.
استادان و علما، چراغهاي فروزاني هستند كه هر كدام در عرصه نورافشاني و واديهاي تاريك و مبهم را روشن ميكنند و بشر را از سردرگمي و جهل نجات مي دهند.
كليدهاي فهم واقعيتهاي جهان در دست دانش پژوهان و معرفت جويان است.
عرصههاي كشف نشده و عوالم ناپيدا و علوم دست نيافته اندازه ندارد و پنجرههاي بسته با مجاهدت و تلاش عالمان به سوي حقايق گشوده ميگردد. با هر تلاش دريچهاي باز ميشود و حقيقتي مكشوف ميگردد.
در هر زمان كه شأن رفيع علم و معرفت محفوظ مانده و عالمان و محققان با احترام و تكريم مواجه بودهاند، بشر گامهاي بلندي در راه تعالي و كمال مادي و معنوي برداشته و بالعكس در هر دوره كه علم و عالم مغضوب و منفور بودهاند، آن دورهها در تاريخ بشر، تاريك بوده و بشريت در زندان جهل و غفلت خود محبوس مانده است.
اگر فطرت بشر كه رمز تداوم حقيقت جويي و تلاش براي كشف حقايق است نبود، انسان در اسارت جهل باقي ميماند و راههاي سعادت بشر مفتوح نميشد. فطرت وديعه ماندگار خداوند تعالي در نهاد انسان است. همان خدايي كه بشريت را به جهان آورد و معرفت را اولين و بزرگترين هديه خويش به او معرفي كرد تا بشر بتواند او را بشناسد.
در داستان حضرت آدم (ع) محاجهاي بين ملائكه و خداوند در گرفت. آنان بشر را موجودي سفاك و ماجراجو پنداشتند و به خداوند اعتراض كردند، پاسخ اين بود «من ميدانم چيزي را كه شما نميدانيد». آن گاه خداوند حقايق عالم را به آدم آموخت و او به فرمان خدا آنان را بر ملائكه عرضه كرد.
آنان از درك حقايق عاجز ماندند و سپس خداوند فرمود: نگفتم من عالم به غيب آسمانها و زمين هستم؟ اين چنين بود كه آدم مسجود ملائكه شد.
در مأموريت همه انبياي الهي سخن اول تلاوت آيات و نشانههاي حق و تعليم كتاب و حكمت همراه با تزكيه و پاكي بوده است و در مورد حضرت عيسي (ع) آمده است: ويعلمه الكتاب والحكمه والتورته و الانجيل. و رسولاً الي بني اسرائيل اني قدجئتكم باية من ربكم. يعني به او كتاب و حكمت و تورات و انجيل ميآموزد و او پيامبر به سوي بني اسرائيل است به راستي كه من از جانب خدا نشانهاي آوردهام.
اولين كلامي كه بر پيامبر اسلام نازل شد دستور به خواندن بود. اقرا باسم ربك الذي خلق (بخوان به نام پروردگارت كه خلق كرد) و در ادامه فرمود اقرا و ربك الاكرم (بخوان به نام پروردگارت كه گراميترين است) الذي علم بالقلم. علم الانسان مالم يعلم (او كه با قلم آموخت و آموخت به انسان آنچه را نميدانست)
ملاحظه ميفرماييد كه در چند آيهاي كه اول بار بر پيامبر اسلام نازل شد بحث از قرائت، تعليم و قلم است و اين آيات خداوند را به عنوان معلم انسان معرفي ميكند. معلمي كه به انسان هر چه را كه نميدانست آموخت.
در بياني ديگر، رسالت پيامبر اسلام را اين طور بيان ميفرمايد كه او كسي است كه از بين مردم عامي پيامبري را از خودشان برانگيخت تا آنان را از آلودگيهاي فكري و اعتقادي و اخلاقي پاك كند و به آنان كتاب و حكمت بياموزد.
تمام سخن و پيام انبياي الهي عبور دادن انسان از تاريكيهاي جهل، غفلت، خرافه، اخلاق ناصواب و انديشههاي نادرست به سوي علم، معرفت، نور و اخلاق صحيح است.
علم را به نور، معنا و تعريف كردهاند، علم يعني روشنايي و علم حقيقي علمي است كه بشر را از گمراهي نجات دهد و نافع به حال او باشد.
در يكي از تعابير بلند آمده است كه علم نوري است كه خداوند در قلب كساني كه بخواهد ميافكند. در اين بيان علم هديهاي الهي و قلب، جايگاه اين هديه معرفي شده است.
اگر قبول كنيم كه علم به مفهوم نور است، آنگاه دايره آن از حوزة علوم تجربي فراتر ميرود و هر حقيقت پيدا و پنهاني را شامل ميشود.
يكي از ستمهاي بزرگ به علم، محدود كردن دايره آن به علوم تجربي بوده است درحالي كه گستره علم بسيار وسيع تر است. حقايق عالم محدود به حقايق مادي نيست و ماده سايهاي از حقيقت بالاتر است و خلقت مادي تنها يك طبقه از خلقت عالم است. انسان نمونهاي از خلقت است كه جمع ماده و روح است و روح و جوهر انساني بر ماديت و جسم او غلبه دارد.
نكته بسيار مهم ديگر ارتباط علم با پاكيزگي روح و جان و اخلاق و رفتار است. در تعليمات انبياي الهي يك حقيقت همواره بايد مقارن و مصاحب يعني هميشه همراه علم باشد و آن پاكي روح و اخلاق نيكو است.
علم و معرفت با معناي وسيعي كه گفتم يك حقيقت زلال و پاك است. علم روشنايي است ، كشف است و آن عالم و پژوهشگري ميتواند به اين حقيقت دسترسي يابد كه او هم پاك و زلال باشد و انديشههاي غلط، اوهام و خرافات و يا وابستگيهاي مادي و خودخواهيها مانع او از ادراك و پذيرش حقايقي كه كشف ميشوند، نگردد.
دوستان عزيز، فرهيختگان ، حضار محترم!
علم و معرفت آفاتي نيز دارد. شايد بزرگترين آفت آموختن و ياد دادن و انديشه و تحقيق، خودخواهيها و آلودگيها و وابستگيهاي مادي و منافع شخصي باشد.
دلبستگيهاي مادي، انسان را در نقطه مقابل حقايق عالم قرار ميدهد، انسان آلوده و وابسته در پذيرش حقيقت مقاومت ميكند، حتي اگر آن را پذيرفت، در برابر آن تمكين و از آن تبعيت نميكند.
بسيارند عالماني كه حقايق را ميدانند اما به آن ايمان نميآورند و خودخواهيها اجازه نميدهد حقيقت را قبول كنند. آيا كساني كه در طول تاريخ بشريت ، جنگها را تحميل كردهاند، از درك اين حقيقت كه جان و مال و ناموس و سرزمين و حقوق انسانها محترم است عاجز بودهاند يا اينكه ميدانستهاند اما به آن ايمان نياورده و در برابر آن تمكين نميكردند.
تا قلب انسان خالي از كينه ، حسد و خودخواهي نشود، در برابر حقيقت، روشنايي و علم تمكين نميكند.
علم نوري است كه حامل آن بايد پاك و منزه باشد. اگر بشريت به بالاترين علوم مادي و معنوي دسترسي پيدا كند، اما علما و دانشمندان پاكيزه نباشند، آن را در خدمت بشريت قرار نخواهند داد. آنگاه ممكن است چند حالت اتفاق بيفتد.
?تنها بخشي از حقايق را كه به نفع آنان است در اختيار مردم قرار دهند و بخشهايي از آن را كتمان كنند؛ چنان كه حتي بعضي از علماي اديان الهي در گذشته چنين كردند و متاسفانه، امروز نيز برخياز پژوهشگران و دانشمندان حقايقي را از مردم پنهان ميكنند.
?علم و عالم در خدمت منافع شخصي، گروهي و حزبي قرار گيرد. معالاسف در جهان امروز قدرتمندان زورگو بسياري از عالمان و علوم مختلف را در اختيار خويش گرفتهاند تا ملتها را چپاول كنند و همه فرصتها را در انحصار خود بگيرند. شما ميبينيد، با استفاده از ابزار و شيوههاي علمي ملتها را فريب ميدهند. اقدامات خود را توجيه ميكنند، براي آنان دشمنان فرضي و فضاي ناامني و ترس ايجاد مي كنند تا به نام مبارزه با ناامني و تروريسم همه امور را تحت كنترل خود بگيرند.
آزاديهاي فردي و اجتماعي ملت خود را نيز نقض ميكنند و حتي به حريم خصوصي افراد هم احترام نميگذارند ، تلفنها را شنود و رفت و آمدها را كنترل و ناامني رواني ايجاد ميكنند و با استفاده از چنين فضايي اقدامات جنگطلبانه خود در نقاط مختلف دنيا را توجيه ميكنند.
با استفاده از شيوهها و برنامه ريزيهاي علمي و دقيق، فرهنگهاي بومي را كه حاصل هزاران سال تلاش، تعامل و خلاقيت و هنرورزي ملتهاست، مورد حمله قرار ميدهند.
تلاش ميكنند با نابودي آن ، مردم را بيهويت و رابطه آنان را با تاريخ و ارزشهاي خود قطع نمايند. با القاء خصلتها و روشهايي كه ملتها را به ذلت تقليد و مصرف گرايي، سلطه پذيري، ترس، احساس حقارت و ناتواني مي كشاند، زمينه را براي به يغما بردن منابع مادي و معنوي آنان فراهم مي كنند.
ساخت بمبها و سلاحهاي مخرب اتمي، ميكروبي و شيميايي نتيجه ديگري از دست اندازي قدرتهاي بزرگ به ساحت علم و تحقيق است.
اگر نبود همكاري برخي از عالمان و محققان نسلهاي مختلف بمبهاي اتمي و ميكروبي، شيميايي و نوتروني توليد نميشد.
آيا سلاحهاي مزبور براي دفاع از امنيت جهاني است؟ برافراشتن چتر تهديد دائمي اتمي چه دستاوردي براي بشريت دارد؟ اگر جنگ اتمي بين قدرتها رخ دهد چه فاجعه بشري اتفاق خواهد افتاد؟
آثار تشعشعات بمبهاي ناكازاكي و هيروشيما در نسلهاي جديد مردم آن مناطق هم ديده ميشود و معلوم نيست تا چند نسل ديگر ادامه خواهد داشت. آثار تشعشعات اورانيوم ضعيف شده مصرفي در ابتداي جنگ در عراق روي مردم مي تواند محل مطالعه و تحقيق باشد. اين فجايع بشري وقتي اتفاق ميافتد كه علم عالمان در خدمت ظالمان قرار گيرد.
دانشگاهيان محترم!
خداوند، پاكان، پيامبران و صالحان را شايستة دريافت علم و معرفت قرار داد، چون ميدانست علم هم نور و هدايت و ابزار خدمت به بشريت است و هم ميتواند حجاب و سلاحي عليه بشريت باشد، از اين رو سفارش فرمود كه آموختن با پاكي و صداقت همنشين باشد.
در رسالت پيامبران، هم پالايش و تزكيه و زدودن خودخواهيها و دنياطلبيها و هم تبليغ كتاب و علم و حكمت را قرار داد.
اگر علم و پاكي با هم قرين شود، هم عالم، علم را بهتر دريافت ميكند و هم مردم از علم او به درستي منتفع ميشوند.
اگر تاريخ را ملاحظه كنيد، هرچه خوبي و خير به بشريت رسيده است، از ناحيه عالمان پاكيزه است؛ همانها كه علم و معرفت خويش را در خدمت بشريت قرار دادهاند و هدف آنان روشن كردن راه و كشف حقايق و كمك به سعادت و كمال بشريت بوده است. اين عالمان هر چه در علم جلوتر رفتهاند، نسبت به مردم تواضع بيشتري داشته و از اخلاق نيكوتري برخوردار بودهاند.
معمولاً علماي پاك اخلاق و پاك رفتار، رهبران فكري، معلمان اخلاق و مصلحان بشر نيز بودهاند. همه مصلحان بشريت ابتدا عالمان و معلمان خوبي بودهاند. در روايتي از بزرگان ديني آمده است آن هنگام كه عالم فاسد شود، عالم به فساد كشيده ميشود و اگر عالم صالح باشد، عالم درست ميشود.
علم دريچهاي به سوي خدا و ميوة آن عمل است. عالمان بايد در قبال علم خود احساس مسئوليت كنند. عالمان بيعمل مانند درختان بيثمر هستند، عالمان حقيقي در برابر نابسامانيها، رنجها و بيعدالتيها ساكت نمينشينند و علم خود را ظاهر و مردم را آگاه ميسازند.
عالمان در برابر ستمگران و زورگويان به پا ميخيزند و اجازه نميدهند جاهلان دروغ بگويند و مردم را فريب دهند و حقوق آنان را ضايع كنند.
ساحت علم يك ساحت قدسي و الهي و علم امانت خداوند جهان است. ورود ناپاكان به اين عرصه، ظلم به بشريت است.
قدرتمندان زورگو هم علم را به نفع مطامع خود مصادره ميكنند و هم با زورگويي اجازه نميدهند عالمان و انديشمندان وارد عرصههايي شوند كه كشف حقايق در آن عرصهها موجب رسوايي آنان ميشود. اين شرمآور است كه قوانيني تصويب ميشود كه طبق آن، تحقيق در مورد برخي وقايع تاريخي ممنوع ميشود و محققيني كه در آن عرصهها وارد شوند مجرم شناخته و به تحمل زندان يا پرداخت جريمه محكوم ميگردند.
بزرگ ترين و واضحترين حقيقت جهان، خداست. همه عالم و هر چه در اوست، نشانه اوست و درعينحال، باب تحقيق و مطالعه در اصل وجود خداوند همچنان باز است و كسي را به جرم مطالعه و تحقيق در بود و نبود خدا محاكمه و زنداني نميكنند و چه بسيار كساني كه با مطالعه و تحقيق به خداي بزرگ ايمان ميآورند.
در معارف اسلامي آمده است كه شك مقدمه يقين است، مشروط بر اينكه انسان در آن متوقف نماند، لذا چه اشكالي دارد كه اجازه دهند در وقايع تاريخي هم تحقيق و مطالعه شود تا ابعاد وقايع شفافتر شود.
خصلت علت جويي و سؤال كردن تا ابد همراه بشر خواهد بود، چرا كه در غير اين صورت، كمال و پيشرفتي حاصل نخواهد شد.
تأسف ديگر از ايجاد انحصار توسط برخي قدرتهاي بزرگ در ساحت علم و حتي مخالفت با پيشرفتهاي علمي ديگران است.
اين هم از عجايب عصر ماست كه برخي قدرتهاي بزرگ نميخواهند شاهد پيشرفت ملتهاي ديگر باشند و با هزار بهانه، تهمت و فشار سياسي و اقتصادي، مانع توسعه علمي ديگران ميشوند، همه اينها ناشي از دوري آنان از ارزشهاي انساني و اخلاقي و مكتب انبياي الهي است. آنان براي خدمت به بشريت تربيت نشدهاند.
علما و انديشمندان محترم!
خلاصه كلام اينكه علم و معرفت بالاترين هديه خداوند به بشر است و فطرت كمال طلبي و حق جويي بشر هميشه او را در تكاپوي علم آموزي و كشف حقايق نگه داشته است.
علم بايد با اخلاق و تزكيه همراه باشد تا هم عالم و محقق به درستي آن را دريافت كند و هم بشريت به خوبي و به درستي از آن استفاده كند، عالمان پاكيزه نه فقط چراغهاي هدايت، بلكه مصلحان بشري نيز هستند.
نبايد اجازه داده شود قدرتمندان زورگو به ساحت علم دست اندازي كنند، علوم را مصادره و در خدمت مطامع خود عليه بشريت به كار گيرند و يا اينكه عرصههاي تحقيق را محصور و محدود كنند.
ساحت علم، ساحتي قدسي است كه بايد پاكيزه بماند، خداوند بر همه حقايق آگاه است و عالم و معلم و محقق را دوست دارد.
به اميد روزي كه عالمان صالح، حاكمان جهان باشند و مصلح كل كه عالم الهي و صالح است به همراه مسيح بر جهان حکومت کند.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
/انتهاي پيام/