کد خبر:۷۵۴۰۲۲
پرونده ویژه | روایت دانشجویی | اردوی جهادی

ما و ناهار عروسی فیروز و صدای زنگوله بز‌های گله/ دارو نداشتیم ولی نسخه نوشتیم!

بعد از ناهار عروسیِ فیروز، اصرار می‌کرد که بریم دام‌هاشو که همه بز بودن را ببینیم و بیماریشونو تشخیص بدیم.

ما و ناهار عروسی فیروز/

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، علی آغابابایی، فعال دانشجویی دانشگاه شهید چمران اهواز؛ بعد از ناهار عروسیِ فیروز، اصرار می‌کرد که بریم دام‌هاشو که همه بز بودن را، ببینیم و بیماریشونو تشخیص بدیم؛ با اینکه می‌دونست تقریباً داروهامون تمام شده بود و برای درمان بزهاش دارو نداشتیم، به قول خودمان به ویزیت و تشخیص بیماری و نوشتن نسخه راضی بود.

خونه‌ش به اندازه‌ی بالا رفتن و پایین اومدن از یه تپه نسبتاً بلند و سنگی اون طرف‌تر از خونه‌ی بقیه‌ی اهالی اون روستا بود. قرار بود به دام‌های خونه‌های پایین روستا هم سری بزنیم و دامهاشونو درمان کنیم. با اصرار پیرمرد دو گروه شدیم. من و دکتر حسن‌پور همراه پیرمرد راهی خونه‌ش شدیم و بقیه بچه‌ها سراغ خونه‌های پایین روستا رفتن.

موقع بالا رفتن از کوهی که توی مسیر خونه پیرمرد بود، برامون تعریف میکرد که خیلی وقت پیش یه پیمانکار اومد و برامون جاده صاف کرد و با خاک و سنگ‌های همون منطقه زیرسازی کرد، ولی بعد از گرفتن پول، دیگه کاری نکرد و پیداش نشد.

بعد از بارون و برفای چندباره هم، تمام زیرسازی شسته شده و دیگه ماشین هم به سختی عبور می کرد یا بهتره بگم هیچ ماشینی جرأت نمیکرد تا اون بالا بیاد. با هر سختی بود به خونه رسیدیم و آقای شاپوری (پیرمرد) با اصرار دعوت کرد تا وارد خونه‌ قشنگ و جذابش بشیم.

درسته اولش فرمالیته تعارف کردیم که بیرون راحتیم، ولی شدیداً دوست داشتم برم و داخل این خونه‌های روستایی رو ببینم. خوشحالم که آخرش رفتیم توی خونه و منتظر موندیم تا منصور که فکرکنم پسرش بود، گله رو بیاره.

حاج خانوم، که خاله صداش میکردیم، مشغول نخ‌ریسی با دوک بود که با اومدن ما یه قالی وسط خونه پهن کرد و برامون چای آتیشی آورد. از مشکلاتش می گفت و بیماریایی که گله‌شو درگیر کرده و تقریباً ۵۰-۶۰درصد گله‌ش سقط داشتن و بزغاله خیلی کمی امسال گیرش اومد.

کم کم صدای زنگوله بز‌های گله اومد و منصور با گله رسید، با دکتر حسن‌پور گله رو دیدیم و با اینکه دارویی نداشتیم، ولی نسخه نوشتیم و بعد از یه چای آتیشی دیگه، خداحافظی کردیم.

این خاطره ای بود از نهمین اردوی جهادی دامپزشکی بسیج دانشجویی دانشگاه چمران در روستای شیربئسه بخش سوسن شهر ایذه.
ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار