تبليغات ديني در صدا و سيما؛ اشاعه يا تضعيف معنويت؟
برخي نويسندگان از خود بيگانگي يا در خود گمگشتگي پنداري را استحاله شدن آدمي به دلايل مختلف و از آن جمله دلايل فرهنگي، تكنولوژيكي و معنوي مي دانند.
تبليغات ديني بايد تصوير شفاف و ناب هر مذهب را طوري ارائه دهد كه تهاجمات ضد ديني نتوانند راه به جايي ببرند.
امروزه پيشرفت هاي مهم و گسترده تكنولوژي در اشكال مختلف از سويي ضمن تسهيل دسترسي به اطلاعات براي تمام مخاطبان در تمامي جوامع، آنان را هدف بمباران شديد خبري – اطلاعاتي قرار داده و از سوي ديگر با پر رنگ كردن مظاهر تكنولوژي مدرن، خواسته يا ناخواسته به كمرنگ شدن تاثير معنويات در زندگي بشر پرداخته است.
طبيعي است كه صاحبان تكنولوژي هميشه بر ملل در حال توسعه اعمال نفوذ كنند، ولي در اين رابطه با امر خطرناك تري مواجهيم كه به تعبير رهبر معظم انقلاب تهاجم فرهنگي نام دارد.
در توضيح تهاجم فرهنگي بايد گفت كه اين واژه به معني انتقال معاني ميان فرهنگ ها و بي رضايتي دو طرفه است و معمولاً در خلال آن جامعه مهاجم مي كوشد تا ارزش هاي اصلي جامعه ديگر را مورد ترديد قرار داده، به مرور از ميان بردن و به لحاظ فكري و معنوي بر آن استيلا يابد.
اين امر به طرق مختلف مي تواند جامعه را در معرفي انحطاط معنوي – اخلاقي قرار دهد؛ بديهي است در اين ميان رجوع به ارزش هاي معنوي كه دين در راس آنها قرار دارد تا حد بسياري مانع از اين استيلا شده و به نجات جامعه خواهد انجاميد.
اگر اين تعريف را از تبليغات ديني بپذيريم كه تبليغ پاسخ نيازهاي روحاني آدمي در دستگاه ديني و مخصوصاً در جامعه اسلامي است که چهار هدف عمده «موعظه براي تزكيه مردم»، «افزايش سطح آگاهي هاي ديني»، «ارائه الگوي كامل زندگي» و «كيفيت بخشي به حركات اجتماعي و مطالبات بزرگ با الهام از قيام امام حسين (ع) در عاشورا» را دنبال مي كند، خواهيم ديد كه در موارد فراوان، تلاش براي نيل به اهداف مذكور، عملاً به نتايجي متفاوت مي انجامد؛ چرا که تفاوت ميان اهداف و نتايج در جامعه بسيار است.
نمودار عدم كارايي و ثمربخشي نهاد تبليغ زماني مي تواند اثرگذار باشد كه حداقل خود بداند كه به دنبال چيست و صواب و خطا در اين ميان كدامند؛ عرصه اي كه متاسفانه رسانه هاي ما هنوز در آن ناكام مانده اند.
با اين حال و از منظر مخاطب مشكل پسند امروز، چنين رسانه هايي به «حق انتخاب» او احترام مي نهند، براي «شان انساني و شعور او» ارزش قائلند «نيازهايش» را به خوبي دريافته اند و در راستاي رفع آنها مي كوشند.
در حقوق رسانه، مخاطب حق دارد نسبت به برنامه اي كه دريافت مي كند و نيز از وقت و فرصتي كه در اختيار رسانه خود قرار مي دهد، احساس رضايت كند.
كيفيت و حجم و مضامين توليدات بايد متناسب با نيازها و توقعات او بوده و او را از جايگاهي كه هست به سطوح عالي تري از ادراك رهنمون سازد؛ مخاطب حق دارد و رسانه موظف است كه سلايق او را در توليدات خود منظور داشته و رضايت و اشتياق وي را براي دريافت برنامه ها برانگيزد.
در رسانه اي كه به حقوق مخاطبان خويش مقيد است، طيف بسيار گسترده اي از متخصصان و كارشناسان و برنامه سازان در خدمت تامين مخاطب درآمده اند تا نيازها و مطالباتش از هيچ نظر بي پاسخ نماند، با اين وجود بايد پرسيد اگر رسانه جامعه ديني از درك مخاطب و پاسخ به نيازهاي او، به خصوص نيازهاي معنوي عاجز باشند، چه نهادي بايد اين نيازها را برآورده سازد؟/انتهاي پيام/