از كنار هم مي‌گذريم!
آخرین اخبار:
کد خبر:۷۷۸۷۵
ارتباط دختران-پسران؛ چرا و چگونه؟

از كنار هم مي‌گذريم!

به نظر مي‌رسد مسئله اصلي خود بحث روابط دختر و پسر نيست. آنچه امروز در جامعه ما تحت لواي اين بحث گنجانده و طرح مي‌شود، في‌الواقع مباحث ساختاري، اجتماعي، فرهنگي و سياسي ديگري است كه به لحاظ عدم موقعيت طرح در جايگاه با عنوان اصلي خود، جايي بهتر و ديواري كوتاه‌تر از اين مبحث نمي‌يابد.

موضوع روابط دختر و پسر در جامعه ما، ويژگي هاي خاص و غريبي دارد؛ از يك سو اين مبحث تا همين چند سال پيش جزو «تابو»هاي كلامي و فكري، خاصه در عرصه رسانه و مجامع و تريبون هاي عمومي بود و كماكان نيز -بعضا- هست، از طرف ديگر همين موضوع چندي است به طرز عجيبي، دستمايه ابتذال همين مجامع و تريبون ها و رسانه ها شده است.

نوشتن و گفتن در اين باره نوعي سهل و ممتنع است. از طرفي موضوعي كشور شمول، پخش و پلا و نُقل مجلس و نَقل همه كس و همه جاست و از سوي ديگر هنوز درگير و دار بسياري از تعارضات و چانه زني ها و به قول معروف «من بميرم، تو بميري ها ...» گير كرده و گويي راه برون رفت هم ندارد!

به نظر مي رسد، مسئله اصلي خود بحث روابط دختر و پسر نيست. آنچه امروز در جامعه ما تحت لواي اين بحث گنجانده و طرح مي شود، في الواقع مباحث ساختاري، اجتماعي، فرهنگي و سياسي ديگري است كه به لحاظ عدم موقعيت طرح –درست يا نادرست- در جايگاه با عنوان اصلي خود، جايي بهتر و ديواري كوتاه تر از اين مبحث نمي يابد.

اگر قرار باشد اين موارد را رديف كنيم، به صف طويلي از خواسته ها، نيازها، شرايط اجتماعي، ويژگي هاي مدني، خاصيت هاي تكنولوژيك، غرايز فطري و امور روحي و رواني مي رسيم كه پرداختن و شايد حتي يادآوري همه آنها مشكل باشد و غيرممكن.

از بحث ازدواج - حال چه به صورت دائم و چه از نوع موقتش - گرفته تا روند شهرسازي و شهرنشيني و روحيات و خلقيات تزريقي اين نوع خاص از مدنيت امروزي، از عرصه بي در و پيكر شبكه جهاني اينترنت و سازه ها و محافل مجازي با رشد و كميت محيرالعقول گرفته تا بي نظمي و سردرگمي مهيب ريشه دوانده و مخفي در نظم نوين جهاني و از محدوديت و تهديد سنت ها و آيين ها و نمادها و نمودهاي مذهبي و آموزه هاي ديني گرفته تا ... درد فقر و معضل بي هويتي همه و همه جزو زمينه ها و مقدمات پيدا و ناپيداي روحيه و به عبارت ديگر فرهنگي است كه جامعه و بويژه جوانان را به سمت محيط و اخلاقي مي كشاند كه مثلا يكي از جلوه هاي بيروني و البته به چشم آمدني و خطيرش بحثي با عنوان كلي و نه چندان رساي «روابط دختر و پسر» است.

اين بحث را از چندين منظر مي توان نگريست و به بررسي گذاشت.

در آموزه هاي ديني مان اشارات صريح و روشني در اخبار و روايات داريم كه با شدت و غلظت متفاوت به اين نكته اشاره داشته اند؛ مثلا در روايتي حد گفت و گوي مرد و زن اجنبي بيش از سه كلمه، آن هم در حد ضرورت تعيين نشده است.

از اين دسته اشارات در آيين ها و حتي رسوم و سبقه تاريخي اهل دين و مذهب به چشم مي خورد.

از سوي ديگر در همين تاريخ ديني، شخصيت هاي بزرگي همچون صديقه طاهره(س)، زينب كبري(س) و سميه و ... هستند كه ظهور و جلوه حضور اجتماعي و سياسي و فرهنگي آنها كاملا جدي و رسا و معتبر است؛ به نحوي كه گاه موجبات تغيير ساختار حكومت و روند هدايت مردم و تغيير مسير تاريخ را به همراه داشته است.

از سوي ديگر، جهان امروز با تمام پيچيدگي هايش، ما را موظف به تفكر ساختاري و برنامه ريزي بر اساس موقعيت كنوني با تمام خوبي ها و بدي ها و تمام مضايق و معايبش مي سازد كه البته گاه با آنچه در نمادهاي آييني و آموزه هاي ديني آمده است، سازگار نيست.

همين موضوع «روابط دختر و پسر» هم به نوعي و از جهتي، زاييده تكنولوژي است. در گذشته نه چندان دور و در روزگاري كه از مولفه هاي مدرن امروزي مثل چت، بلوتوث، ايميل (پست الكترونيك) و ساير فضاهاي مجازي خبري نبود اين موضوع هم بدين شكل مطرح نبود؛ گرچه وجود داشت، اما ماهيتي نه اين گونه، بلكه كاملا در تحديد و سنتي و البته مقيد به بسياري از قيود و آداب و حتي آيين ها و مرام ها و حدود بود.

به نظر مي رسد حل اين موضوع راهي مي طلبد كه از دل «آيين ها»، «تكنولوژي» و قبل از هر چيز «فطرت» انساني انسان بيرون مي آيد.

اما نكته بسيار مهم ديگري كه به مناسبت اين موضوع قابل اشاره و توجه است، بحث «فهم و معرفت فرهنگ»ي است.

به نظر من مسئولان و نخبگان و ساير اقشار جامعه و اساسا هر كسي و جايي كه به اين موضوع ربط پيدا مي كند - كه به گمانم تمام آدم هايي باشند كه «نفس مي كشند» -  بايد اين نكته ريشه اي و اصيل و همه جانبه و لازم را مدنظر داشته باشند كه «فرهنگ»سازي مقدمه و موخره و اول و آخر و بالا و پايين هر رفتار منطبق بر نظم - حال هر نظمي - خاصه نظم عقلايي و منطقي است؛ به عبارت ديگر و البته ساده تر و كاربردي، مردم ما و جامعه ما بايد اهالي معرفت و فرهنگ و فكر و انديشه باشند و من هيچ راهي جز «مطالعه» و دريافت ورودي فكري و علمي - و در اين ميان صد البته و خاصه «وحياني»- نمي شناسم تا به اين مهم نايل آييم.

بحث روابط دختر و پسر البته با توجه به عوامل، خاستگاه ها و ريشه ها و كاتاليزورهاي حقيقي و مجازي اش در حوزه ها و از منظرهاي مختلف، بحثي مفصل است كه مجالي بيشتر مي طلبد.

اما در اين مقال و در پايان اين نوشتار، قصد دارم به يك پيشنهاد و نكته كاملا كاربردي اشاره كنم و آن اينكه، حدس مي زنم اگر جوانان ما اهل «مطالعه كتاب» باشند و تحليل داشته باشند - هر چند غلط - وضعيت نرمال و طبيعي ارتباطات و تعاملات اجتماعي شان اين گونه به فساد و فحشا و منكرات هوش و حواس بر و دل و دين بر آب ده منجر نمي شود.

حيف كه جوانان ما «كتاب» نمي خوانند و الا ثابت مي كردم كه حرفم به حقيقت نزديك است، بسيار نزديك!/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار